پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر

کارشناس حقوق بین الملل و متخصص شبه قاره هند

قضیه کشمیر دارای ابعاد و زوایای متعددی و پیچیدگی های زیادی است. مهم ترین ابعاد مشکل کشمیر را می توان حداقل در سه عامل یا سه بعد مهم  بررسی کرد.
 نخست عامل یا بعد جغرافیایی و ژئواستراتژیکی است دومین عامل بعد حقوقی مسئله کشمیر است و سومین عامل، بعد دینی و قومی کشمیر است.
از نظر جغرافیایی، کشمیر در درجه نخست محل تلاقی منافع سه کشور چین، هند و پاکستان است. ولی سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی نیز بر حسب زمان  و  بصورت دوره ای در آن تاثیر گذار هستند. تمام سرزمین کشمیر در کوههای هیمالیا در ارتفاع متوسط بین  هزار تا پنج هزار متر در مناطق کوهستانی واقع شده است و از نظر آب و هوایی به طور کلی با فلات و دشت هموار هند (که معمولا متوسط بین صد تا دویست متر بالاتر از سطح دریاست،) متفاوت است. اکثر رودخانه های مهم هند از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و بخش بزرگی از اقتصاد و کشاورزی هند وابسته به همین رودخانه هاست. ده ها دریاچه آب شیرین و یخ زده در این مناطق وجود دارد و بخشی از سال، تمام جاده های این مناطق برف گیر و مسدود می شود و هیچ ارتشی نمی تواند در آن مناطق حضور داشته باشد. در نتیجه، در  هوای ۴۸ درجه زیر صفر معمولا فقط گروه های مسلح در این مناطق از کشمیر در حال تردد هستند. همین عامل باعث می شود ارتش و دولت هند نتوانددر همه مناطق استقرار دایمی داشته باشد و امنیت برقرار کند.
S
منطقه مرزی جامو و کشمیر  تیر ۱۳۹۲
عامل یا بعد حقوقی
اما بعد حقوقی قضیه که با عامل فرهنگی و دینی پیوند دارد حائز اهمیت بسیار زیادی است. به طور کلی تقریبا در تمام دوره های تاریخی قدیم کشمیرمنطقه ای مستقل بوده است و بیشتر ادامه فرهنگ افغانستان و تاجیکستاناست. از دوره گورکانی تحت قلمرو گورکانیان قرار گرفت. گورکانیان که به اشتباه مغولان هند نامیده می شوند خود خراسانی و فارس زبان و مسلمان بودند و در مسجد سرینگرکشمیر فرمان شاه جهان به زبان فارسی بر روی لوح سنگ زیبایی هنوز موجود هست.
مشکل حقوقی موضوع کشمیر این هست که آیا چین و هند و پاکستان قانونا و مشروع کشمیر را ملحق ساخته اند یا خیر؟
مشکل اصلی در کشمیر هندوجود دارد ولی در آینده بر اساس اینکه چه راه حل نهایی به نتیجه برسد می تواند در طرف چین و پاکستان نیز بحران خیز شود.  در واقع در سال ۱۹۴۷ هند مستقل شد و نظر به درگیری های خونینی که بین مسلمان ها و هندوها اتفاق افتاد، رهبران انقلاب هند یا رهبران استقلال طلبهند توافق کردند که مناطقی که اکثریت مسلمان دارند، کشور مستقل پاکستان را تشکیل دهند. بنابراین با توجه به این که کشمیر بزرگ در آن زمان در حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مسلمان داشت، قاعدتا باید جزئی از پاکستان می شد. اما فرمانروای کشمیر، بنام  هری سینگ در اکتبر ۱۹۴۸ اعلام کرد که می خواهد به دولت هند ملحق شود و در ۲۶ اکتبر همان سال، قرارداد الحاق با هند را امضا کرد.
این قرارداد بعدا در قانون اساسیهند در اصل ۳۷۰ گنجانده شد .  جنگ بین هند و پاکستان درگرفت و بدرخواستهند سازمان ملل مداخله کرد و دو قطعنامه به شماره های ۱۳ و ۴۷ صادر کرد و شورای امنیت مقرر کرد که ارتش هند و پاکستان به مناطق اولیه برگردند و برای تعیین سرنوشت کشمیر رفراندوم برگزار شود. برگزاری رفراندوم در سازمان ملل بعدا به عنوان یک قاعده حقوقی برای تمام مستعمرات اکیدا توصیه شد و به بیانیه ۱۵۱۴ سازمان ملل معروف شد. در سال ۱۹۴۹ کمیسیون نظارت بر آتش بس از طرف سازمان ملل در کشمیر مستقر گردید تا بر آتش بس و اجرای رفراندوم نظارت کند، اما با فراز و نشیب ها و کش و قوس هایی که پیش آمد، عملا موضوع رفراندوم به حاشیه رفت و به فراموشی سپرده شد .
در بعد حقوقی، حقوقدانان هندی و پاکستانی و جدایی طلبان اختلاف نظرها و تفسیرهای متضاد و خاص خود را دارند که موضوع یک پرونده بسیار مفصل و گسترده ای است.
 به تدریج و با تحولات پیچیده ای که اتفاق افتاد، هند موفق شد که موضوع کشمیر یا پرونده کشمیر را از سازمان ملل خارج کند و این موضوع را به عنوان موضوعی سه جانبه بین هند و پاکستان و احزاب کشمیر تبدیل کند و موضوع را از حالت بین المللی خارج کند. ورود به ابعاد پیچیده پرونده حقوقی یا تفسیرهای حقوقی متضاد دو کشور از موضوع رفراندوم موضوع این گفتار ما نیست، چون تفسیر و بحث های دو طرف بسیار مفصل است؛ اما به طور مثال هندی ها معتقدند که با توجه به اینکه دولت قانونی کشمیر قرارداد امضا کرده است و طی قراردادی بههند ملحق شده و پارلمان کشمیر و پارلمان هند هم آن را تایید کرده است، در نتیجه عملا و قانونا حق تعیین سرنوشت انجام شده و در طی انتخاباتی هم که دولت کشمیر انجام می دهد (و آخرین آن ها در سال ۲۰۱۴ بود) ۶۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و نخست وزیر محلی که خانم محبوبه مفتی و همچنین اعضای پارلمان محلی را انتخاب کردند. این موضوع به معنی رفراندوم و تعیین سرنوشت است. و تعیین سرنوشت حتما به معنی جدایی نیست. اما به هر حال پاکستانی ها دیدگاه های مفصل دیگری دارند و معتقدند که باید قطعنامه های سازمان ملل اجرا شود و رفراندوم برگزار گردد. زیرا حق تعیین سرنوشت برای مستعمرات جزو حقوق مسلم و الزامی در حقوق بین الملل هست لذا قرارداد الحاق غیر قانونی است زیرا حاکم هند دست نشانده استعمار بوده است. لذا با توجه به دیدگاههای متضاد و جغرافیای ویژه کشمیر  همه راه حل هایی که برای حل بحران کشمیر تا کنون مطرح شده است، تقریبا همه با شکست مواجه شده است.
tagourAjam
 با توجه به افراطیونی که در دو طرف دعوا هستند، این موضوع به مشکلی بزرگ در جهان اسلام تبدیل شده است که بر سایر حوادث منطقه نیز تاثیر گذار بوده است. تغییر اوضاع و احوال بین المللی و منطقه ای و تروریزم جهانی شدیدا رسیدن به راه حل در مشکل کشمیر را بغرنج کرده است.
لذا دورنمای روشنی برای این بحران متصور نیست و به عنوان یک کانون بحران خیز در آینده این بحران همچنان ادامه خواهد داشت و احتمالا این پرونده رادیکالی تر هم خواهد شد.
بعد مذهبی و دینی امروزه در بحران کشمیر نقش اول را بازی می کند زیرا  که پرونده حقوقی این بحران در دالان های تفسیرهای مختلف و انفعال سازمان ملل گرفتار شده است و به نوعی به بن بست رسیده است، لذا بعد دینی و قومی قضیه بیشتر نمود پیدا کرده و خود به مشکل دیگری برای رسیدن به راه حل تبدیل شده است. این موضوع از این بابت است که مسلمانان کشمیر داعیه اکثریت را دارند و خواهان ایجاد یک حکومت اسلامی را دارند و معتقدند که چون ما در اکثریت هستیم، می خواهیم حکومت مورد نظر خود را داشته باشیم . در این قضیه آن ها تقریبا به چهار گروه عمده تقسیم می شوند. کشمیر عملا در حال حاضر به شش منطقه تقسیم شده است.
در واقع دو منطقه مهم آن یعنی جامو و کشمیر تحت حاکمیت هند است و منطقه گیلگیت و بالتیستان یا آزاد کشمیر تحت قلمرو پاکستان است و منطقه ای هم به نام اکسای(اقصی) چین، تحت قلمرو چین قرار گرفته است. بنابراین کشمیر تاریخی عملا  تقسیم شده است این موضوع که کشمیر تاریخی بخواهد با همه سرزمین تاریخی خودمستقل شود، امر بسیار دشواری شده است. به هر حال بحران اصلی اکنون در کشمیر هند وجود دارد. آنها به چهار گروه عمده تقسیم شده اند: یک عده کسانی هستند که طرفدار دولت هند هستند، اما آزادی و استقلال بیشتری می خواهند و یک حکومت تقریبا شبه مستقل می خواهند که در همه امور به جز دفاع خارجی استقلال عمل داشته باشند. هند هم تا حدودی پذیرفته است که خودمختاری گسترده و موسع  به جامو و کشمیر اعطا کند. گروه دوم، گروهی جدایی طلب هستند و خواهان جدایی ازهند به طور قاطع هستند. جدایی طلبان دو دسته هستند: گروهی که می خواهند جز پاکستان باشند و گروهی که می خواهند حکومت مستقل ایجاد کنند آنها می خواهندکشمیر تجزیه شده را متحد کنند و حکومت کشمیر بزرگ با دولتی اسلامی ایجاد کنند. البته در تفسیر این که چه نوع جمهوری اسلامی باید گفت که اصولا گرایش ها و سمت و سوی مبارزین و جهادی ها به سمت یک اسلام سیاسی رادیکال از نوع طالبانی است. در منطقه ای که هم اکنون در اختیار دولتهند قرار دارد، حدودا ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم مسلمان هستند. یعنی از جمعیت ۱۳ میلیونی جامو و کشمیر، حدود ۷ میلیون یا شش میلیون هم سنی ها هستند. در مجموع از جمعیت ۷۰ درصدی مسلمانان بیست درصد شیعه هستند که در شهرهای لداخ و کارگیل و له زندگی می کنند. شهر جامو اکثریت با هندوها است و  هندوها طرفدار دولت مرکزی هستند.
 در خصوص عامل و بسترهای بروز بحران باید گفت که شکاف های قومی، مذهبی و فرهنگی نقش خیلی بارزی دارد، به این دلیل که کشمیر ادامه فرهنگ و تمدن آسیای میانه است و با تمدن هندی یا شبه قاره هند سازگاری کمی دارد و اصولا مردمانی که در منطقه کشمیر هستند، از نظر نژادی با مردم فلات هند متفاوت هستند. این مردمانی برای خود کلاس بالاتری قائل هستند. یک سری اختلافات قومی، نژادی، تاریخی و تمدنی دارند و از همه مهم تر اختلافات دینی است. به هر حال، مردم این منطقه در اسلام سابقه دیرینه ای دارند و مسلمانان دین داری هستند و به همین خاطر احزابی که در حال حاضر در آنجا مبارزه می کنند، احزابی با انگیزه های دینی مبارزه می کنند و بر خلاف سال های اولیه که بیشتر احزاب ملی گرا در مبارزه  پیشقدم بودند، در حال حاضر احزاب جدایی طلب، همه احزاب با شعارهای دینی و مذهبی هستند که بعضی از آن ها مانند لشکر طیبه و امثال گروه هایی که به نوعی به القاعده یا طالبان وصل هستند، بسیار افراطی هستند. حتی حزب المجاهدین که حدود ده هزار نفر نیروی جنگنده دارد و اخیرا یکی از فرماندهان آن به نام برهان وانی کشته شد و در حدود پنجاه تا شصت هزار نفر تظاهرکننده در شهر سرینگر به طرفداری از او جمع شدند، القاعده و داعش از این گروه ها اعلام حمایت کرده اند. اما گروه های جدایی طلب دیگری هم مثل حریت جدایی طلب میانه رو هستند و سید علیشاه گیلانی رهبر آن است و ارتباط چندانی با عوامل خارجی گروه های تروریستی ندارند، ولی متهم به تمایل به پاکستان هستند.
در مجموع از همین تحول اخیر می توان فهمید که کشمیر هنوز با استقرار صلح و ثبات پایه دار فاصله داریم.هندوستان تصور می کند با توجه به اینکه عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و سازمان کنفرانس اسلامی یا سازمان همکاری های اسلامی، مدت هاست که در ارتباط با بحث کشمیر بسیار انفعالی و بیشتر حالت کم تحرکی را نسبت به کشمیر دارد، توانسته است به پیروزی بزرگی دست پیدا کند. در حال حاضر بحث کشمیر در بین کشورهای اسلامی به اندازه دهه هشتاد، پر تحرک نیست. بازیگران منطقه ای و به خصوص کشورهای عربی بیشتر حالت انفعالی به خود گرفته اند. تنها کشوری که در این قضیه فعال باقی مانده است، پاکستان است و از طرفی در صحنه بین المللی هم سازمان ملل، خود را از پرونده بیرون کشیده است. کشورهای اروپایی و غربی هم که زمانی بر روی موضوع حق تعیین سرنوشت و رفراندوم تاکید داشتند، در حال حاضر معتقدند که موضوع حق تعیین سرنوشت قابل اجرا نیست و بایستی این موضوع بین پاکستان و هند و خود گروه های کشمیری حل و فصل شود. از طرفی تناقضات زیادی در گروه های جهادی یا مبارز و استقلال طلب وجود دارد. به خصوص گروه هایی که می خواهند کشمیر بزرگ یا جمهوری اسلامی کشمیر بزرگ را ایجاد کنند با سه دولت هند – چین و پاکستان روبرو خواهند بود.  حتی اخیرا بحث خلافت هم مطرح شده است و مسائلی از این قبیل دست به دست هم داده است که  کشورهای اسلامی و سازمان کنفرانس اسلامی، نسبت به آینده کشمیر خوشبینی خود را از دست داده اند. به نظر می رسد که از نظر بسیاری از رهبران کشورهای اسلامی، آینده کشمیر راه حل نظامی ندارد و باید از راه حل سیاسی و اصل برد-برد استفاده کرد، به شیوه ای که طرف ها بتوانند به پیروزی برسند. راه هایی که تاکنون پیشنهاد شده است، شامل طرح چناب است، بر طبق این طرح باید موقعیت میدانی  که در حال حاضر وجود دارد و کشمیری که عملا تقسیم شده است را به رسمیت بشناسند. زیرا این تقسیمات فعلی کشمیر به منطقه پاکستان و چین و هند غیر رسمی است و در هیچ جا به رسمیت شناخته نشده است. نه سازمان ملل و نه هیچ کشوری در دنیا تقسیمات فعلی جغرافیایی کشمیر را به رسمیت نشناخته است. مرزهای جغرافیایی کشمیر رسمس است و به آن مرز کنترل می گویند یعنی حالت موقتی دارد.
اقلیت شیعی در کشمیر با توجه به اینکه چندان به آینده راه حل نظامی خوش بین نیستند، معمولا دنباله رو راه حل های نظامی نیستند و مدافع از طریق فضاهای سیاسی و حقوقی و گفتگو هستد. شیعیان نقش آن چنان مهمی در تحولات و منازعات کشمیر ندارند و چون در اقلیت هستند، در تظاهرات و درگیری های اخیر هم در حاشیه بودند، و معمولا از شیعیان تلفاتی هم اتفاق نمی افتد، مگر این که در مناطق شیعه نشین مثل کارگیل  در  درگیری هایی که بین ارتش پاکستان و هند روی می دهد  خانواده های آنها آسیب می بینند و بمباران ها تلفاتی را به جای می گذارد.
از آنجا که بحران های خاورمیانه ترس شدیدی در جهان غرب ایجاد کرده است و پدیده ای بنام خطر جهانی تروریزم و به اصطلاح آنها ( خطر اسلام افراطی) را در رسانه ها مطرح می کنند.  بحران کشمیر نیز تحت الشعاع قرار گرفته است بخصوص که داعش و القاعده هر از گاهی از این موضوع بهانه ای برای مشروعیت خود می سازند. لذا می بینید که به آینده کشمیر خوشبینی وجود ندارد. این منطقه می تواند یکی از خوشبخت ترین مناطق جهان باشد زیرا همه موهبتهای الهی را دارد اما نا امنی باعث شده که جذابیت های تاریخی، طبیعی و توریستی آن و عمران و آبادی آن به فراموشی سپرده شود.

واژگان کلیدی: عوامل بحران در کشمیر، بحران کشمیر، بازیگران ، هند، پاکستان، کشمیر

بیشتر:

** مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم

** جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

**روابط هند و چین

**قتصاد جهشی در هند و چین

دستاوردها و  کاستی های مدل توسعه ای ایران  در مقایسه با چین و   هند:دکترعجم


جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

 گفتگوی مرکز  مطالعات صلح  با دکتر محمدعجم 

روابط ایران و هند بار روی کار آمدن دولت جدید در ایران و توافق برجام نسبت به دوران پیش از آن بهبود یافته است. چنانچه قبلا در سفر محمد جواد ظریف به دهلی نو، وی اعلام کرد که ایران دوست دوران سختی اش را فراموش نمی کند. در این میان به توجه به خواسته ها و انتظارات هند از ایران و سفر نخست وزیر هند به ایران گفتگویی با دکتر محمد عجم کارشناس هند داشته ایم.

واژگان کلیدی:

 روابط هند و ایران ، روابط هند و ایران ، هندوستان ، ایران

  

مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران گفتگو با دکتر محمد عجم

 مشترکات منطقه ای و خواسته های هند از ایران

گفتگو با دکتر محمد عجم

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه و اهمیت ایران از نگاه هند چیست؟

همه کشورها در تعیین و طبقه بندی یا درجه بندی اولویت رابطه با کشورها، معیارهایی دارند و اصولا اولویت اول را به همسایه های بلافصل خود می دهند. از این نظر می توان گفت که اگرچه در حال حاضر ما و هند همسایگان با واسطه هستیم ولی تا سال 1948 مرزهای مشترک طولانی زمینی و دریایی و حوزه جغرافیایی و تاریخی مشترکی داشتیم معمولا تمام مقامات هندی در زمان صحبت با مقامات ایرانی به آن میراث مشترک تاریخی و تمدنی اشاره می کنند بطور نمونه یادآوری می کنند که در دوره تاریخی هخامنشی یا دوره امپراطوری پارسی، هند بخشی از آن امپراطوری بوده و لشکری از هندوستان همیشه در سپاه ارتش ایرانی دارای نقش فعال بوده است. این امر را هم یونانی ها و هم ایرانی ها هم نوشته اند، از جمله در شاهنامه صد بار نام هند و هندوستان، مکران و سند بکار برده شده است و در جنگ معروف دوازده رخ، کیخسرو پادشاه ایران به فرماندهان سپاه خود دستور می دهد که برای پیروزی نیاز هست که سریعا لشکر هندوستان و لشکر خوزیه را برای نبرد با تورانی ها فرابخوانید. بنابراین می توان دید که هند و ایران حداقل سه هزار سال رابطه مستمر تاریخی داشته اند و ایران در قرون متمادی از طریق زبان فارسی و همچنین هنر و معماری و نظایر آن بر تمدن هند تاثیر گذاشته است.

علاوه بر نگاه محترمانه تاریخی و فرهنگی هند به ایران اهمیت دیگری که برای ایران قائل هستند، اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران و موقعیت جغرافیایی خاصی است که ایران در آن قرار گرفته است. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار گرفته است که برای هند فوق العاده اهمیت دارد. هند برای دسترسی به آسیای میانه بهترین مسیری را که می تواند انتخاب کند، ایران است. هند به عنوان قدرت نوظهور با رشد اقتصادی 8 درصدی برای تامین انرژی خود که در واقع پرمصرف ترین کشور در چند سال آینده خواهد بود، به منطقه خلیج فارس نیاز دارد. از طرف دیگر ایران و هندهدف تروریزم قرار دارند و هر دو کشور در مبارزه با تروریسم اهداف تقریبا مشابهی دارند و یا تعریف مشترکی نسبت به تروریسم دارند. هر دو کشور نسبت به پیشرفت تروریسم در خاورمیانه، در سوریه، عراق، افغانستان و سایر مناطق همسایگی خود نگرانی هایی دارند و از این نظر هند و ایران با هم همگرایی هایی دارند. دو موسسه مطالعاتی آبزرور هند و موسسه تحقیقات – دفاعی هند تقریبا در ده سال گذشته به طور مفصل راجع به موقعیت استراتژیک ایران و بنادر و مواصلات ریلی و جاده ای ایران مطالعه کرده اند و افرادی را برای مطالعه بندر چابهار فرستاده اند و هر دو این موسسات گزارشات بسیار مثبت و دقیقی تهیه کرده اند و به مقامات هندی داده اند و مقامات هندی را ترغیب کرده اند که هر چه زودتر بحث سرمایه گذاری در چابهار را به عنوان یک نقطه ارتباطی مهم بین شرق و غرب و شمال و جنوب و مسیری که می تواند کریدور شمال و جنوب و شرق و غرب را به هم وصل کند، عملی کنند.

این که چرا چابهار تا این حد برای هندی ها مهم است، ابعاد اقتصادی و سیاسی مهمی دارد و بحث مفصلی است از جمله امنیت و ثبات ایران و مزیتهای اقتصادی و تجاری ایران مورد توجه هند قرار دارد. باید به ناچار به نیاز هند و چین به توسعه صادراتشان توجه کرد و طرح های بلندپروازانه ای (که چینی ها به عنوان رقیب هند دنبال می کنند) که هند نمی خواهد از چین عقب بماند. چینی ها دو پروژه خیلی بزرگ و کلان را تحت عنوان کریدور و کمربند دنبال می کنند. کریدور در واقع باز تعریفی از جاده ابریشم قدیمی است که تمدن شرق و غرب را بهم وصل می کرد و هر سه کشور چین ، هند و هم ایران در مسیر اصلی این جاده بوده اند این کریدور عظیم مجموعه ای شاهراه و  خط آهن در مسیر خشکی چین به اروپا است . کمربند هم بازتعریفی است از مسیر تجارت دریایی که بین شرق و غرب بوده و هم چین و هم هند و هم خلیج فارس از قدیم در مسیر این کمربند بوده اند و نه تنها اهمیت آن کم نشده است، بلکه با توسعه کمی و کیفی تجارت در دهه های اخیر اهمیت اقتصادی هر دوی این مسیرها بسیار بیشتر شده است و در حال حاضر سازمان ملل و بخصوص اسکاپ مشوق احیاء این مسیر های تجاری هستند و مزیت های این مسیرهای تجاری را مفصل مورد بررسی قرار داده اند و حتی رقبای چین و هند هم تاکید دارند که این دو مسیر می تواند برای تجارت جهانی پتانسیل و ظرفیت و جهش جدیدی ایجاد کند.

در طول چند سال گذشته یا حداقل یک دهه گذشته ما دو موضوع مهم واگرایی را با هند داشتیم که یکی از آن ها بحث پرونده هسته ای و تحریم ها بود هند در فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت نقش منفی بازی کرد بدلیل قول و قرارها و مساعدتهایی که از آمریکایی ها و غرب در ارتباط با قرارداد هسته ای و انرژی هسته ای داده شده بود هند منافع ملی خود را در همسویی با غرب دیدبدنبال همسویی هند با آنها ، تحریم های هسته ای هند لغو شد و قرارداد هسته ای مهمی با هند امضا شد، آمریکا در مقابل از هند تعهداتی گرفته بود که در رابطه با ایران، بدون مشورت با آمریکا همکاری نکند و یا اقدامی نکند که به ضرر صلح جهانی یا صلح منطقه ای باشد. بنابراین اگر به کتاب خاطرات وزیر خارجه خانم هیلاری کلینتون نگاه کنید، یک فصل مفصلی از کتاب خاطراتش اختصاص به روابط هند و آمریکا با ایران دارد و در آن جا خانم کلینتون اذعان می کند که در کمتر از یکسال فقط دو سفر را ویژه بحث تحریم های ایران به هند انجام داده است و در هر دو سفر مناقشات خیلی جدی و گاهی اوقات ناراحت کننده بین دو طرف صورت گرفته است. هندی ها به وزیر خارجه آمریکا تاکید می کرده اند که برای توسعه کشور به مزیت کار تجاری با ایران و به انرژی ارزان و به راه های مواصلاتی ایران نیاز دارند و نمی توانند به تحریم های آمریکا و غرب تن بدهند و ایشان توضیح می دهد که چطور هندی ها را متقاعد یا مجبور کرد که به تحریم های جهانی بپیوندند وی با افتخار می نویسد که توانستم خرید نفت هند از ایران را در آخر دوره ماموریتم به صفر برسانم . بعد از امضای برجام یکی از مهم ترین نقاط واگرایی و افتراق ایران و هند از بین رفت و هندی ها بسیار مشتاقانه به دنبال این بودند که هر چه سریع تر نخست وزیر هند به ایران سفر کند و کارهای تعلیق شده را دنبال کند بخصوص قرارداد چابهار و راه آهن ولی چون بعضی جزئیات قرارداد نیاز هماهنگی بیشتری داشت، این سفر به تعویق افتاد. مطبوعات هند و اندیشگاههای هند همواره از کندی کار با ایران ناراضی هستند و دولت هند را مورد انتقاد قرار می داند و توصیه می کردند که بلافاصله بعد از تحریم ها، آقای مودی باید به ایران سفر کند. از طرف دیگر قرارداد چابهار برای ایران هم اهمیت بسیار زیادی دارد. برای این که چابهار می تواند به رشد اقتصادی و توسعه پایدار جمهوری اسلامی افغانستان کمک کند. رهبران ایران تاکید دارند که ، توسعه اقتصادی افغانستان و کشورهای همسایه ، امنیت و عمران و آبادی آنها، به معنی عمران و آبادانی ایران است. بنابراین این موضوع که هند بتواند از بندر چابهار برای صادرات محصولات خود و واردات معادن آهن و مس حاجیگک از افغانستان و آسیای میانه استفاده کند، به نفع ایران هم هست. هم سود اقتصادی از ترانزیت و هم از صادرات مجدد بدست خواهد آورد و هم به شکوفایی کشورهای همسو با ما در آسیای میانه مثل تاجیکستان، افغانستان و سایر کشورها کمک کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلحمشترکات منطقه ای امنیتی سیاسی و… هند با ایران چیست؟

هند به ایران به دیده یک قدرت بزرگ منطقه ای و تاثیر گذار بر تحولات منطقه ای و بین المللی نگاه می کند. احزاب چپ گرا و کمونیست هند همواره از برنامه هسته ای ایران حمایت کرده اند. افکار عمومی هند همواره از ایران با بزرگی یاد می کنند و غرب ستیزی ایران را ستایش می کنند. دولت هند از مواضع ایران در سوریه و عراق حمایت می کند و مخالف دخالت آمریکا در سوریهاست زمانیکه بحث حمله آمریکا به سوریه بود دولت هند رسما دخالت غرب برای تغییر دولت اسد را مورد انتقاد قرار داد. هند و طالبان دشمن یکدیگر هستند و زمانیکه ائتلاف برای سرنگونی طالبان در سال 2001 شکل گرفت هند مواضع ایران را در موردافغانستان مورد تایید قرار داد و همواره در دو دهه گذشته در مورد افغانستان با ایران همسو بوده است. دولت هند مخالف سرنگونی قذافی بود و اعتقاد داشت قذافی دیکتاتور است اما دشمنان او ارتجاع و تروریستهای مذهبی فرقه ای هستند که وضعیت آنارشیستی ایجاد خواهند کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلحتقسیم بندی مخالفان و موافقان جناح ها و جریان های هندی در نگاه به ایرانچگونه است؟

در واقع سیاست حکومت در هند از نظر حزبی شباهت زیادی به آمریکا دارد. در هند حدود 1500 حزب ملی و ایالتی وجود دارد اما دو حزب کنگره و بی جی پی احزاب عمده و اصلی هستند که تقریبا بعد از استقلال همین دو حزب همواره یا به تنهایی یا با ائتلاف با احزاب همسوی با خود دولت را تشکیل می دادند و البته بیشترین دولت ها را هم حزب کنگره که خانواده نهرو و گاندی در راس آن هستند تشکیل داده است. حزب کنگره هم علاقه مندی و رابطه خیلی خوبی با ایران داشت البته در دوره جنگ هشت ساله ایران و عراق دو کشور ایران و هند با هم در مورد دولت کمونیستی افغانستان اختلاف نظر داشتند هند از مواضع اتحاد جماهیر شوروی حمایت می کرد و ایران از مجاهدین مسلمان افغان پشتیبانی می کرد. اما حزب بی جی پی که در انتخابات دو سال قبل برای اولین بار بسیار قدرتمند ظاهر شد و به تنهایی اکثریت قاطع کرسی های پارلمان را بدست آورد و ناریندرا مودی که از طبقه زحمتکشان هند است و در کودکی شیرچای می فروخته و فردی هندوتوا است نخست وزیر شد، همیشه از دید کشورهای اسلامی به این حزب به دیده مذهبی نگاه شده است. یعنی به عنوان حزبی که هندوگرا هست و طرفداری رشد و شکوفایی مذهب هندو در جهان است، به دیده تقریبا مثبتی نگاه نشده است و جهان اسلام بیشتر به حزب کنگره به دیده مثبت نگاه کرده است. غربی ها هم از حزب کنگره حمایت می کردند ولی یکسال قبل از انتخابات متوجه شدند مودی سخنرانی قهار و خطیبی توانا و کاریزماتیک است و توان بسیج عمومی را دارد لذا مخفیانه با مودی رابطه برقرار کردند و او را از فهسرت تحریمی خود خارج کردند.

ولی موقعیت ایران به گونه ای بوده است که علی رغم همه این ها نه تنها حزب بی جی پی کمتر از حزب کنگره به ایران توجه نداشته است، بلکه بسیار توجه بیشتری داشته است بخصوص که مودی روحیه خاصی دارد و در برهه ای از زمان از استقلال طبی و روحیه ضد غربی ایران حمایت کرده است. سال 2003 که این حزب در قدرت بود، برای اولین بار رئیس جمهور ایران را به عنوان مهممان افتخاری روز ملی هند به هند دعوت کرد. علی رغم این که کشورهای عربی خلیج فارس و کشورهای اسلامی زمانی که آقای مودی به قدرت رسید، چندان استقبال نکردند؛ ولی مودی خیلی صریح اعلام کرد که با کشورهای اسلامی به خصوص کشورهای خلیج فارس و ایران رابطه دوستانه ای خواهد داشت. زیرا که منافع ملی هند ایجاب می کند که روابط دوستانه ای بینهند و کشورهای خلیج فارس وجود داشته باشد. اولا بدلیل نیاز جغرافیایی و تاریخی دوم این که جمعیت شش میلیون نفری هندی هایی که در خلیج فارس کار می کنند و چیزی حدود هفتاد میلیارد دلار به طور سالانه برای هند درآمد کسب می کنند و سومین عامل هم بازار خوبی است که در خلیج فارس برای هندی ها وجود دارد، چه از نظر خرید انرژی و تامین انرژی و چه از نظر فروش محصولات کشاورزی هند. تقریبا همه کشورهای خلیج فارس خریدار عمده محصولات کشاورزی و غلات هند هستند و هند با کشورهای حاشیه خلیج فارس، حجم کل مبادلات تجاری که دارد، نزدیک به دو برابر بیشتر از کل اتحادیه اروپاست.

مرکز بین المللی مطالعات صلحخواسته ها و انتظارات هند از ایران در حوزه سیاسی اقتصادی امنیتی و….چیست؟

هند از ایران در خواست های ناممکنی ندارد. یکی از خواسته های هند این است که سرمایه گذاری هندی ها اما هند با پاکستان مشکل جدی دارد و بطور طبیعی مشکل هند و پاکستان بر روابط دو کشور سایه افکنده است. مثلا خط لوله گاز ایران پاکستانهند اقتصادی ترین مسیر تامین انرژی هند است اما دولت هند بدلیل مشکلاتی که با پاکستان دارد حاضر نیست این مسیر نزدیک و اقتصادی را انتخاب کند و از این نظر شدیدا مورد انتقاد اقتصاددانان داخل هند می باشد اما علی رغم این حاضر است ده برابر هزینه کند و گاز را از مسیر ترکمنستان و یا مسیر اعماق دریای عمان به هند منتقل کند. مشکل کشمیر یکی ازپیچیده ترین مشکلات منطقه آسیای غربی است هند امیدوار است با سکوت غرب و با گذشت زمان مشکل را بنفع خود حل کند و پاکستان علاقه مند نیست این روند بنفع هند تمام شود. سفر کاری و دوجانبه اخیر ناریندرا مودی به ایران اهمیت بسیار زیادی برای سه کشور ایران و هند و افغانستان داشت و قراردادهای مختلفی امضا شد و این سفر بازتابها و واکنشهای جهانی زیادی داشت. قبل از انجام این سفر آمریکا از تعمیق روابط هند و ایران ناراضی بودند و بعد از امضای قرارداد نیز آمریکا رسما ناخشنودی خود را از قرارداد چابهارعلنا اعلام کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلحعوامل موثر بر آینده روابط دو سویه چیست؟

ایران و هند می توانند روابط پایداری داشته باشند ایران و هند نه با هم مشکل مرزی دارند و نه مشکل دینی و مذهبی و هر دو کشور از دخالت در امور داخلی یکدیگر همواره دوری جسته اند هند در تمام دوره ها در پرونده حقوق بشری بنفع ایران رای داده است. از نفوذ ایران در هند نگران نیست و زبان فارسی و تمدن ایرانی را جزئی از فرهنگ و تاریخ خود می داند. خوشبختانه هندجایگاه روابط عمیق ایران و پاکستان را پذیرفته و روابط دو کشور را با مشکلات میان خود و پاکستان پیوند نمی زند پاکستان نیز به صورت مشابه جایگاه روابط هند و ایران را پذیرفته است و این یکی از نکات مهم در وضعیت روابط ایران نسبت به هند و پاکستان است. زیرا روابط ایران با این دو کشور بگونه ای است که همه طرفها دریافته اند بضرر هیچکدام نیست . بنابر این روابط دو کشور دورنمای خوبی دارد. تنها مشکل مناسبات هند با آمریکا است. روابط هند با آمریکا بسیار گسترده و عمیق شده است حجم مبادلات دو کشور بیش از یکصد میلیارد دلار شده در حالیکه 10 سال قبل فقط 5 میلیارد دلار بود. متاسفانه نقش آمریکا در منطقه آسیای جنوب شرقی و نیاز هند به آمریکا بگونه ای است که می تواند روی روابط هند با ایران تاثیر بگذارد .


← صفحه بعد