پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

باستان‌گرایی و باستان‌ستیزی؛ دو روی یک سکه

در رد مطالب پیراریستها و بعثی ها 

یک فیلم مستند دیدنی و بسیار غنی و پر محتوا و بدون پیشداوری و تعصب

با حضور و قضاوت 12 نفر از باستان شناسان و تاریخ دانان مشهور خارجی . این فیلم به تنهایی تمام مغلطه ها و بافته های ذهنی پور پیرار و همفکرانش و نویسندگان بعثی دهه 1970-80 را بر باد می دهد.

اینجا:  فیلم تمدن شهر سوخته 

 

در اینجا مقاله دانشمند و دین شناس مصری راجع مصداق آیات قرانی(ذوالقرنین) به کوروش اعظم   درسایت قرانی سنی ها 

در یکم و هشتم خرداد ماه، مطالبی با نام «تاریخ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی، به نام تخت جمشید» و «پاسارگاد ساخته‏ یهودیان یا ایرانیان؟» در پایگاه تحلیلی ـ تبیینی برهان و سپس در وب سایت های خبری و اجتماعی متعددی منتشر شد. در همان موقع اینجانب مطلب مختصری را در ستون نظرها نوشتم  نمی دانم که منتشر کردند یا نه.

نکته اساسی که  در دو پاراگراف نوشتم این بود که بخاطر داشته باشیم که در  100 ساله اخیر جدا از گفته های علمی و هنری آرکیالوژی و انتروپالوژی - دو جریان افراطی به قضاوت را جع به تاریخ گذشته پرداختند کمونیستها معتقد بودند نظامهای پادشاهی همگی دیکتاتور ی و استبدای و حکومت خوانین و ثروتمندان و اشراف برای استثمار طبقه زحمتکش بوده است و کاخ ها را زحمتکشان برای عیاشی اشراف ساخته اند". بعضی جریانهای دینی نیز بنوعی با همین شیوه  به نفی و نهی عهد باستان پرداختند. این شیوه برخورد و برخورد احساسی  همانقدر افراطی و بی پایه بود  که مقدس سازی نمادهای باستانی از سوی باستان پرستان.

صرف نظر از قضاوتهای ایدیولوژیکی و گفتم گفتی های تعصب آمیز قومی و نژادی ،  باستانشناسان بیطرف با بردباری و شکیبایی به کاووشهای خود ادامه دادند . امروز به برکت پیشرفتهای علمی بسیاری از فرضیه ها و پندارهای  دو قرن گذشته در خصوص اقوام و نژادها و داستانهای خیالی مهاجرت ها - امروزه باطل اعلام شده اند مثلا آریایی بودن و سامی بودن و نمونه  اینها امروز غیر قابل پذیرش است.

می توان از تمدن بین النهرین از تمدن پارس از تمدن چین و تمدن سند- هند سخن گفت اما بحث از نژاد مردمان این تمدنها کاملا غیر علمی است مثلا عراقی ها عموما با اروپایی ها و رومی ها و ایرانی ها  هم نژاد هستند. بنا بر این  اینکه  مطرح شود بین النهرین به کدام نژاد تعلق داشته است؟ طرح چنین پرسش هایی نابخردانه است.  تقسیم بندی نژادی تقریبا 30 درصد اعتبار دارد و 70 درصد آن بی اساس است . در ساخت هریک از تمدنها مردمانی از نژادهای و اقوام متعدد نقش داشته اند در تخت جمشید مصری ها - دراویدی ها - هندی ها -پارسها و اقوام دیگر نقش داشته اند نمادهای خورشید ومیترایی در تمدن ایران و مصر و هند و اروپا  مشترک است. وقتی می گوییم فلان بنا مغولی است برای هر تحصیلکرده ای قابل فهم است که منظور این است که آن بنا در دوره حاکمیت مغولها ساخته شده و گرنه در مغولستان که مرکز مغولها است یک ساختمان و بنای با قدمت تاریخی وجود ندارد.

واقعیت این است که باستان شناسی و احترام به میراث گذشته در خون هر انسانی ریشه دارد باستان دوستی و باستان گرایی  حد وسط و میانه باستان پرستی و ضدیت با میراث نیاکان  است.

برخلاف دیگاه بعثی ها و پیراریست ها (دشمنی تعصب آمیز با تمدن پارسی)در تاریخ تمدن جهان یک دوره وجود دارد بنام دوره پارسی و این دوره در کتابهای درسی تمام کشورها تدریس می شد(می شود)  و قبل از اینکه شوش و تخت جمشید مورد توجه باستانشناسان غرب قرار گیرد . این مراکز مورد توجه کتب عربی هم بوده است تخت جمشید در کتب مسالک و ممالک عربی بارها مورد توجه قرار گرفته این جملات را فکر می کنم در کتاب ابن  حوقل و یا کتاب استخری خواندم نوشته بود :" در نزدیکی استخر فارس ساختمان باشکوهی قرار دارد که در زمان حکومت اجنه ساخته شده و کارگران تصویر شاهان اجنه (دیوان)را هم سنگ تراشی کرده اند شاهان اجنه  بشکل گاو و بالدار هستند این بناها  را آدمیان نمی توانند بسازند و بعضی گویند که این بنا را جمشید و یا کیومرث ساخته است."

اولین کسانیکه علیه تمدن فارسی مطالب تحقیقی منتشر کردند روشنفکران حزب بعث عراق بودند  در دهه 1970  که رژیم بعث در عراق قدرت گرفت دو پروژه مهم انجام شد. ناسیونالیزم عربی و نمادهای کهن بین النهرین و بابلیون موضوع کارهای هنری و مکتوب شد. فیلم هایی مانند سردار قادسیه و هزار و یک شب و ...ساخته شد   آقای احمد سوسه پدر جغرافیای عراق اطلسی در دهه 1960 منتشر کرد بنام عراق در نقشه های تاریخی عموم نقشه ها در این اطلس نام خلیج فارس را دارد اما متعصب های بعثی او را تطمیع کردند تا در پروژه تاریخ تمدن عرب مشارکت کند ماحصل آن چند جلد کتاب شد نقشه های خلیج فارس جعل شد تمدن بابلیون و بین النهرین تمدن سامی خوانده شد سند آنها هم عموما تحقیقات یهودی ها بود که به سامی بودن تمدن بین النهرین اعتقاد داشتند عربها هم از قوم سامی معرفی شدند ایلامی ها نیز سامی و عرب خوانده شدند در حالیکه مستندات قوی در رد این ادعا وجود دارد. تمدن بین النهرین که شامل حاشیه رودخانه های دجله و فرات و تمام مناطق دشت استان خوزستان و ایلام و بوشهر بطور کلی تمام دشتهای جنوب و غرب  سلسه کوههای زاگرس می شود. تمدن سامی عربی معرفی شد.  تخت جمشید و مجسمه های فنیکس( گاو بالدار ) بابلی معرفی شدند و تمدن پارس بصورت تعصب آمیز و کینه توزانه ای مورد حمله و دشنام قرار گرفت و مطالب سراسر کذبی در کتاب تاریخ تمدن عرب از سوی بعثی منتشر شد مثلا آثار باستانی اردن(دیواره پترا) و شهر باستانی در تونس، لیبی و مراکش (ولیلی( فیلیپوس) و حتی آمازیغ ها که شعبه ای از تمدن و زبان فرعونی هستند عرب معرفی شدند.. در یک برنامه تلویزیونی بخاطر دارم که یک نویسنده عرب برای رد این جمله یک کارشناس تمدن ایرانی که گفت فرهنگ امروز ایرانی ها بر دو بال استوار است یکی میراث فارسی و دیگری میراث اسلامی،  ادعا نمود که اصلا چیزی بنام تمدن فارسی وجود نداشته بلکه آن همان تمدن یونانی ها بوده بطوریکه اسامی ایرانی عموما یونانی است؟!  البته بدیهی است این جمله آن فرد عرب بر خلاف تمام یافته های باستان شناسی است. 

 آقای پور پیرار در سالهای 1370- تا کنون احتمالا با استفاده از همان کتابهای عربی  مطالب متعددی را منتشر نموده است آثار او ابتدا  جالب می نمود  افرادی هم  بودند که بطور مستند به شبهه های ایشان در مقالات اینترنتی پاسخ می دادند و مطالب ایشان مورد تحسین تجزیه طلبان نیز قرار داشت. ولی زمانیکه در سال 1383 ایشان در مقاله ای نوشت که"  نام خلیج فارس سندیت ندارد"  تقریبا برای افرادی مانند این حقیر نیز کم سوادی و نامطلع بودن  وی آشکار گردید و روشن شد که وی  بر مبنای تعصب قومی و قبیله ای برای اثبات یک فرضیه موهوم و از قبل فرض شده و تخیل شده مطلب می نویسد. و نه بر پایه مستندات منطقی عقلی و علمی.

  کتاب اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان  مستند به بیشتر از یکهزار نقشه و اطلس و 300 کتاب عربی و 50 تفسیر قرانی و 20 قرارداد عربی که نام خلیج فارس و بحر فارس را دارند  منتشر شد تا ادعای سراسر کذب ایشان در مورد سند نداشتن نام خلیج فارس تمام بافته های وی را پنبه نماید. از آنجا که نام وی امروزه دیگر یاد آور یک استاد و محقق تاریخ ایران نیست وی یا افرادی با نام های مستعار آن مطالب باطل شده قبلی  وی را  با تغییر الفاظ  باز نشر  می کنند.

بنظر می رسد مقاله  «تاریخ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی،" بازنویسی همان مطالب آقای پور پیرارباشد که مطالب آن شباهت زیادی به نوشته های بعثی و  کتاب تاریخ تمدن عرب نوشته احمد سوسه است. در عصری که ما با مشکلات اجتماعی و فرهنگی بیکرانی روبرو هستیم وارد شدن به مطالب تاریخی  از این دست بیهوده است و پژوهشگران منصف اصلا خود را در جایگاهی نمی بینند که وقت صرف پاسخ گویی مطالبی از این دست نمایند. اما در مجموع خواندن مطلب زیر چندان وقتی را از خواننده نخواهد گرفت.:

=========================================

در زیر  مقاله، «حیدری‏ نیا»، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‏ اسلامی بدون هیچگونه دستکاری بنقل از سایت تابناک  ارایه می شود

 

در یکم خرداد ماه سال جاری، مطلبی با نام «تاریخ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی، به نام تخت جمشید» در پایگاه تحلیلی ـ تبیینی برهان منتشر شد. نویسنده آن با دلایلی ابتدایی که پیش از این از سوی «ناصر پورپیرار» طرح شده و بارها مورد انتقاد قرار گرفته بود، به اثبات این مدعا پرداخته که «چگونه متخصصان تاریخی فرستاده شده از سوی دانشگاه‌های غرب (در اینجا دانشگاه شیکاگو) با جعل و دروغ درباره تاریخ پیش از اسلام ایران و دستکاری و فریب در ابنیه تخت جمشید و ساختن داستان‌های خیالی درباره آن زمینه‌های فریب بخشی از جامعه را فراهم آورده‌اند».

نویسنده این مطلب، در بخش دوم یادداشت خود با نام «پاسارگاد ساخته یهودیان یا ایرانیان؟» که در تاریخ هشتم خرداد ماه منتشر شد، ادعا کرده که «آستروناخ در فاصله سال‌های 1340 تا 1343 در مجموعه پاسارگاد، کاخ‌هایی ساخت و آن‌ را به کوروش هخامنشی در 2500 سال پیش نسبت داد تا به این شخصیت مورد علاقه یهودیان هویّت تاریخی مادی و قابل اثبات بخشد».

 در مدت کوتاه، این مطلب عیناً در چند پایگاه‌ و نشریه اصولگرا و چند وبگاه قوم‌گرا و تجزیه‌طلب منتشر شد و مطلبی که در ادامه می‌آید، نقدی بر این دو نوشته‌ است که با هدف انتقاد به جریانی خاص، نوشته شده است.

مقدمه

 تاریخ کهن ایران زمین، مانند بیشتر تمدن‌های دیرپای بشری، آکنده از نقاط تاریک و روشنی است که به دست خوبان و بدان این سرزمین پدید آمده است. برای هر قوم و ملتی، توجه و پرداختن به نکات برجسته و مثبت تاریخش، به همان میزان افتخار آفرین است که بیان تاریکی‌ها و نکات منفی آن، رنج آور. در یک سده اخیر که دنیای غرب با ابزار قدرتمندِ رسانه، به کارزار فرهنگی وارد شده، همواره تلاش کرده تا از گذشته خود، تصویری آرمانی و زیبا ارایه نماید و در مقابل، با همین ابزار توانا، به مصاف ملت‌ها و کشورهایی رفته که با  آن‌ها زاویه داشته است. در این میان، پیکان هنر و رسانه غربی، ایران اسلامی را در سه دهه اخیر نشانه رفته است.

 هجمه غرب به ایران، صرفاً روزگار معاصر و حوادث دوران انقلاب اسلامی را شامل نمی‌شده است، بلکه رویارویی سنتی میان ایران (نماینده قدرت شرق باستان) و یونان و روم (نمایندگان غرب باستان) که یک هزاره به درازا کشیده بود، در روزگار معاصر با زبان و ابزاری جدید ادامه یافت. تا جایی که در همین یک دهه اخیر، هالیوود با ساخت چند فیلم پر هزینه نظیر اسکندر1، سیصد2 و شاهزاده ایرانی3، تلاش کرد تا با حمله به گذشته باستانی ایران، ریشه‌های کهن تاریخ و فرهنگ ایران زمین را تخریب و تحقیر کند. هرچند که در پیشینه تاریخ ایران، بسان هر سرزمین کهن دیگری نقاط تاریکِ تاریخی وجود دارد، در قیاسی ساده و مروری کلی میان تاریخ مشرق زمین و مغرب زمین، می‌توان دریافت که این نقاط تاریک در تاریخ غرب به ویژه در گذشته باستانی آن بیش از هر سرزمین و ملت دیگری وجود دارد، لیکن اینان به کمک تبلیغات و رسانه، تلاش می‌کنند تا کژی‌های خود را پنهان کرده و معایب دیگران را برجسته نمایند.

ایران، سرزمینی است که از گذشته‌های دور، مأمن اقوام و طوایف گوناگونی بوده که به رغم اختلاف لهجه، زبان، پوشش، آداب و رسوم و حتی مذهب، در کنار یکدیگر یک کل واحد و زیبایی به نام ایران را پدید آورده‌اند. با روی کار آمدن پهلوی اول، سیاست‌های ضد دینی رضاخان، موجب شد زیر لوای باستان‌گرایی، به قومیّت‌های گوناگون به ویژه آذری‌ها ـ که در تاریخ معاصر ایران نقشی محوری و مهم در عرصه دفاع از میهن و مبارزه برای عدالت و آزادی ایفا کرده بودند ـ اجحاف شود. پس از سقوط رضا‌شاه، ظهور فرقه دمکرات، نخستین پیامد سیاست‌های استعماری او بود. این بار کمونیست‌ها با حمایت و دخالت مستقیم شوروی، مدعی رهایی مردم آذربایجان از سلطه نظام حاکم بودند.

 هرچند که عمر این دولت نوظهور و برکشیده بیگانه به یک ‌سال نرسید و پیوند عمیق مردمان دلیر این دیار و باورهای ریشه‌دار مذهبی آنان، فرصت را از دست مارکسیست‌ها گرفت، فکر مسموم تجزیه‌طلبی را برای نخستین‌بار در اندیشه بخشی از جامعه ایجاد کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، این جریان با استفاده از فضای باز سیاسیِ پس از انقلاب، دوباره هسته‌هایی را در بین قومیّت‌های ایرانی ایجاد کرد تا شاید به این ترتیب، ضمن پاره پاره کردن ایران اسلامی، بتوانند به انقلاب ضربه بزنند؛ برافروختن آتش دشمنی و کینه در میان کردها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها، بخشی از اقدام‌های مارکسیست‌ها در نخستین سال‌های انقلاب بود. این توطئه‌ها هم با تلاش دلسوزان میهن و صرف هزینه‌های بسیار، پشت سر گذاشته شد. در اواخر دهه 70 خورشیدی، یکی از بازماندگان حزب توده به نام «ناصر پورپیرار»، با استفاده از سوءِ تدبیر مسئولان فرهنگی وقت، تلاش کرد تا همان اهداف ضد همفکران دیروز خود را این بار در پوششی فرهنگی و به بهانه طرح مباحث به ظاهر علمی دنبال کند. پورپیرار، با تألیف و نشر کتاب «دوازده قرن سکوت» چهار پا به این عرصه گذاشت. وی که از اعرابِ ایرانیِ خوزستان است، فاقد هر گونه تحصیلات دانشگاه به ویژه سابقه تحصیلی در رشته تاریخ است، از این روی، آثارش آکنده از تناقض‌هایی است که به مرور زمان و با نشر کتاب‌های جدیدترش به چشم می‌خورد.

ادعاهای پورپیرار در نفی گذشته باستانی ایران، در بین محافل کوچکی از فعالان دانشجویی با گرایش‌های قومیّتی با استقبال روبه رو شد. وی در بین سال‌های 1380 تا 1385 بارها به دعوت همین تشکل‌ها در دانشگاه‌های مختلف سخنرانی کرد؛ البته در این سال‌ها آثار متنوعی شامل مقالات الکترونیکی، کتاب و مقالات چاپی در نقد وی منتشر شده است.5

 به ‌رغم تلاش‌های گسترده پورپیرار و همراهان اندکش، ادعاهای وی چنان بی پایه و متناقض بود که نتوانست راه به جایی ببرد و دو سه سالی است که خاک مهجوری بر آثار و دعاوی او نشسته است. در چنین شرایطی مطلبی با نام تاریخ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی، به نام «تخت جمشید» که در تاریخ 1/3/90 منتشر شد، با دلایلی سست به اثبات این مدعا پرداخته که «چگونه متخصصان تاریخی فرستاده شده از طرف دانشگاه‌های غرب (در این‌جا دانشگاه شیکاگو) با جعل و دروغ درباره تاریخ پیش از اسلام ایران و دستکاری و فریب در ابنیه تخت جمشید و ساختن داستان‌های خیالی درباره آن زمینه‌های فریب قسمتی از جامعه را فراهم آورده‌اند.»؟

نویسنده این مطلب، در بخش دوم یادداشت خود با نام «پاسارگاد» ساخته یهودیان یا ایرانیان؟ که در تاریخ 8/3/90 منتشر شد، ادعا کرده که «آستروناخ در فاصله سال‌های 1340 تا 1343 در مجموعه پاسارگاد کاخ‌هایی ساخت و آن‌ها را به کوروش هخامنشی در 2500 سال پیش نسبت داد تا به این شخصیت مورد علاقه یهودیان هویّت تاریخی مادی و قابل اثبات بخشد.

 هرچند درباره ادعاهای پورپیرار و حلقه کوچک او، نقدهای تاریخی زیادی نوشته شده است، لیکن در یادداشت حاضر، ضمن بیان آفت‌های باستان‌گرایی و باستان‌ستیزی برای هویّت و امنیّت ملی، برای تنویر افکار مخاطبان، نقدی هم بر ادعاهای بی‌پایه نویسنده بی‌نام و نشان آن ارایه شده است. نقد زیر در سه بخش ارایه می‌شود:

 بخش نخست، ناظر به کلیّات قابل انتقادی است که در هر دو یادداشت نویسنده به چشم می‌خورد. بخش دوم و سوم هم به ترتیب ناظر به هر یک از دو بخش از مطالب یاد شده است.

 بخش نخست: نقدی بر روش و بینش نویسنده

 1ـ باستان ستیزی و مسأله امنیّت ملی: همچنان که در آغاز این مطلب توضیح داده شد، سیاست‌های افراطی در عرصه باستان‌ستیزی، ثمره‌ای جز زدودن بخشی از تاریخ و هویّت ملی ایران در پی ندارد. وقتی طرح چنین مباحثی از سوی گروه‌های کوچک قومی مورد توجه و استقبال واقع می‌شود و کسانی که داعیه جدایی‌طلبی دارند، مروجان اصلی باستان‌ستیزی در کشور می‌شوند، باید در نشر چنین آثاری دقت بیشتری کرد.

به بیان دیگر، باستان ستیزی، از جمله سخنانی است که دشمنان این آب و خاک را به وجد می‌آورد. برای روشن شدن بهتر موضوع، آوردن یک نمونه خالی از فایده نیست؛ در کتاب «تاریخ چهارم دبستان» جمهوری آذربایجان، برای هویّت سازی و هویّت بخشی به سرزمینی که قرن‌ها با نام قفقاز، جزیی از خاک ایران به شمار می‌رفته است، داستان کشته شدن کوروش در نبرد با قبیله ماساژت‌ها را به نخستین رویارویی پارس‌ها با ترک‌ها تعبیر کرده و از آن با عنوان درازدستی کوروش، پادشاه پارس یاد می‌کند که توسط ملکه قوم ترک، کشته می‌شود. آنگاه در تداوم تاریخ سازی‌اش، از صفویان به عنوان نخستین حکومت ترک نام می‌برد که مرزهای آذربایجان را تا آب‌های خلیج فارس گسترش داد. در چنین فضایی، نفی تاریخ و هویّت کهن ایران، در واقع، نوعی هم صدایی با تهدید کنندگان هویّت و امنیّت ملی میهن است.

 2ـ چرخش‌های تردیدآمیز: تغییر روش ناگهانی طراح اصلی این ایده در سال‌های اخیر، قابل تأمل است. نخستین ورود پورپیرار به حوزه تاریخ ایران، به واسطه کتاب «از زبان داریوش» است که در آن خود را به عنوان ویراستار معرفی کرده و نامش را روی جلد کتاب در کنار نویسنده و مترجم توانای آن آورده است. پورپیرار در مقدمه‌ای دو صفحه‌ای که بر این کتاب نوشته، عصر هخامنشی را «مبشر راستی، برابری، آزادی و عدالت» معرفی کرده و آن را باعث غرور ایرانیان دانسته و نوشته است: «به یقین ارزش کتاب در بیان تمامی حقایق مربوط به آن دوران است و از خلال آن پذیرفته می‌شود که قدرت مدیریت و سازمان‌ده بنیان یک امپراتوری و نیز روابط ملی به کمک خرد جمعی چنان مستحکم شد که هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی‌های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار، کردار و گفتار نیک شناخته می‌شوند». 6

نکته قابل تأمل دیگر آن که این کتاب توسط خود پورپیرار (در انتشاراتی متعلق به وی) به چاپ رسیده است اما در فاصله اندکی پس از انتشار این کتاب، پورپیرار با نشر کتاب دوازده قرن سکوت منکر تمدن هخامنشی شد البته وی در چاپ‌های بعدی کتاب از زبان داریوش نام خودش را از روی جلد برداشت.

 3ـ چالش‌های میراث فرهنگی ایران در سطح بین‌المللی: در حالی که ایران در عرصه جهانی با غارت میراث فرهنگی توسط دلالان غربی مواجه است که نمونه بارز آن، مناقشه بر سر چندین هزار لوح گلی است که اطلاعات ارزشمندی از تاریخ اقتصادی عصر هخامنشی را در خود جای داده‌اند و از قضا توسط همین باستان‌شناسان از خزانه تخت‌جمشید به شرط امانت از ایران خارج شده تا در دانشگاه شیکاگو روی آن‌ها مطالعه شود، «پروفسور هاید ماری کخ»، نویسنده کتابِ از زبان داریوش، بخش مهمی از اطلاعات ارزشمند خود را از همین الواح گلی استخراج کرده است. بی‌اساس خواندن تخت‌جمشید و نفی کارکرد آن، در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران، در تلاش است تا میراث به یغما رفته را بازگرداند و یک دادگاه آمریکایی با دستیاری یهودیان در صدد حراج آن‌هاست، (7) چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟!از سوی دیگر، در یکصد سال اخیر مهم‌ترین موزه‌های دنیا با آثار ارزشمند ایرانِ هخامنشی تزیین شده است (به ویژه آثار مهمی که هیأت باستان شناسی فرانسوی طی توافق‌نامه‌ای صد ساله از شوش و نواحی آن کشف و ضبط کردند) تلاش برای بازگرداندن بخشی از این میراث که امروز مایه درآمدی سرشار برای این کشورهای غارتگر شده، آیا تناسبی با چنین ادعاهایی دارد؟ در حقیقت تنها کسانی که از طرح چنین ادعاهایی سود می‌برند همین غارتگران جهانی هستند.

 

بخش دوم: نقد و نظری برمطلبِ تاریخ ‏سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی به نام «تخت جمشید»

1ـ نبود ارتباط بین عنوان و محتوا: نخستین گام در هر نوشته علمی و تحقیقی، وجود تناسب میان عنوان و محتوای یک مطلب است. متأسفانه نویسنده‌، از تیتری کاملاً سیاسی برای مطلبی به ظاهر تحقیقی استفاده کرده است و در عین حال تا پایان مقاله هیچ توضیحی نداده که اساساً جریان انحرافی ـ که پدیده‌ای نوظهور است ـ چه ارتباطی به تخت جمشید و حفاری‌های نیم قرن اخیر آن دارد! گویا انتخاب چنین تیتری، صرفاً برای جلب خواننده و تأثیرگذاری بیشتر بر ذهن او استفاده شده است. حال آن‌که با چنین رویکردی در واقع میراث فرهنگی یک کشور، قربانی درگیری‌های سیاسی شده است.

 

2ـ چشم‌پوشی از منابع داخلی و پژوهش‌های متعدد: نویسنده به گزاف مدعی است که: «اطلاعات کنونی ما محدود به دیدگاه‌های اساتید یهودی دانشگاه‌های غرب به ویژه دانشگاه «شیکاگو» است که امروزه ارزش و اعتبار علمی آن‌ها کاملاً زیر سؤال است و ثابت شده که به جای تحقیقات علمی آزاد، به جعل تاریخ و دروغ نویسی مشغولند و با سمبل سازی‌های بی‌بنیان تلاش می‌کنند زمینه‌های تفرقه بین مسلمین را فراهم آورند». وی که در چند جا بی‌اطلاعی‌اش از تاریخ و باستان‌شناسی را نشان داده است، مجموعه روایات متعدد مورخان قدیم درباره تخت جمشید را نادیده گرفته و تلاش‌های باستان‌شناسان ایرانی طی چند دهه اخیر را هم انکار کرده و بر موضوعی تأکید می‌کند که برای هر آشنای به تاریخ، باورنکردنی است.

 تخت جمشید با جلب توجه مسافران اروپایی از اواخر قرن نهم هجری (1470م) به بعد و شرح و طرح‌های آن‌ها از آن، خیلی زود ایران باستان را در جهان غرب مشهور کرد و نوشته‌های بسیاری در توصیف آن آثار و شناخت هنر ایرانی پدید آمد. از راه همین توصیفات بود که خط میخی شناخته و رمزگشایی شد. نفوذ تخت جمشید در معماری چهل ستون اصفهان ـ که حتی نامش را هم از نام تخت جمشید در آن زمان گرفته است ـ به خوبی آشکار است و بر آثار دوره قاجاریه، حتی بر قالی بافی و پرده بافی، تأثیر گذاشته است. مرحوم «علی‌رضا شاپورشهبازی» در مقاله‌ای ارزشمند که برای دائره‌المعارف بزرگ اسلامی نوشته، ذیل مدخل تخت جمشید، به ردّپای این اثر در منابع اسلامی، سفرنامه‌های سیّاحان اروپایی و پژوهش‌های جدید پرداخته است. (8)

 3ـ استناد به عکس‌هایی مبهم و بدون تاریخ: نویسنده با ارایه چند عکس کوچک و مبهم، نتیجه می‌گیرد که آثار ایلامی ـ که اصالت بنای تخت جمشید به آن بوده ـ از این محوطه پاک شده تا یک تاریخ‌سازی جدید صورت گیرد. در تصویر شماره (1) و تصویر بالا، سمت راست از مجموعه تصاویر شماره (3)، می‌توان موقعیّت این بنای مورد ادعا را نسبت به صفه تخت جمشید سنجید. این بنا کاملاً خارج از صفه با فاصله‌ای قابل توجه از آن قرار دارد. این نکته را می‌توان از نمای ستون‌های صفه که در دور دست دیده می‌شوند، دریافت. اما برخلاف ادعای وی، این حفاری‌ها نه تنها موجب از بین رفتن این بنای قدیمی نشده بلکه، با دقت تمام، بقایای بنای معبدی در این نقطه از زیر خاک بیرون آمد که نه تنها ایلامی نبود بلکه کتیبه‌های یونانی آن نشان داد که این معبد پس از ویرانی تخت جمشید به دست اسکندر، توسط مقدونی‌ها یا اشکانیان احداث شده است. از این رو کتیبه‌های آن به خط یونانی است و به جای «اهورا مزدا» نوشته‌اند «زئوس مجیستوس» و به جای «میترا» نوشته‌اند «آپولون و هلیوس».

 «هرتسفلد» تصاویر متعددی به همراه گزارش باستان‌شناسی این اثر ارایه می‌دهد اما دور بودن این بنا از صفه اصلی و کم‌اهمیّتی آن نسبت به تخت جمشید موجب شده که نویسنده محترم در سفر به تخت جمشید آن را نبیند و سپس ادعا کند که این بنا اساساً وجود ندارد.(9)

(تصویر الف) ضمن آن‌که در یک تحقیق باستان‌شناسی ذکر تاریخ عکس، زاویه عکس و منبع آن، برای هر گونه استنادی ضروری است.

تصویر الف: معبد فراته‌دار (هرتسفلد: 1380، لوحه 84)

 4. تفاوت زیگورات با یک کاخ: یکی دیگر از شاهکارهای نویسنده، کشف این نکته است که تخت جمشید یک زیگورات بوده نه یک کاخ یا بنای هخامنشی! سپس با ارایه تصویر کوچکی از زیگورات چغازنبیل سعی می‌کند که این دو را شبیه به هم نشان دهد اما در ادامه، زیگورات تخت جمشید را بنایی بابلی معرفی می‌کند! در واقع ایشان نمی‌داند که زیگورات چغازنبیل اساساً بنایی بابلی نیست! بلکه مهم‌ترین بنای باقی مانده از پادشاه ایلامی «اونتاش‌گال» در «دوراونتاش» است که یک‌پارچه از خشت ساخته شده است. سپس در ادامه با ارایه چندین تصویر نشان می‌دهد که این زیگورات بابلی! هیچ‌گاه به اتمام نرسیده و از ابتدا ناقص بوده است. ممکن است برخی از آشنایان و صاحب‌نظران، بر این حقیر خرده ‌بگیرند که چرندبافی در این حد چه نیازی به پاسخ دارد! اما از آن‌جا که ممکن است این سخنان، ذهن ناآشنایی را بفریبد، تناقضات آن را بازگو می‌کنم.

 نخست آن‌که زیگورات بنایی است هرمی شکل که هیچ شباهتی به یک بنای احداث شده روی صفه‌ای وسیع را ندارد. زیرا زیگورات پلکانی به سوی آسمان است. زیگورات بنای خشتی توپُری است که سطح خارجی آن دارای پوششی از آجر است و فاقد هرگونه فضای داخلی است (تصویر ب) هم‌چنین برخلاف ادعای نویسنده، زیگورات چغازنبیل را هم همین دانشمندان غربی یافتند و «رومن گیرشمن»، باستان‌شناس فرانسوی سال‌ها با دقت به خاک‌برداری و حفاری در آن مشغول شده و از قضا نتایج این کاوش‌ها که تا نیم قرن بعد هم توسط گروه‌های خارجی و ایرانی تداوم یافت در چندین جلد کتاب منتشر شده است.10 در ضمن ثبت این بنای ارزشمند در زمره فهرست آثار میراث جهانی یونسکو، گواه دیگری بر توجه ویژه به آن است.

 تصویر ب: زیگورات چغازنبیل (سمت چپ) و نمونک یک زیگورات

5. تخت‌جمشید بنایی کامل یا نیمه‌کار: نمایش عکس‌های پراکنده‌ای از تخت جمشید و استنباط این نکته که بنای یاد شده یک بنای بابلی و نیمه‌کاره است مانند این می‌ماند که تکه‌هایی منتخب از یک خمره شکسته، به گونه‌ای کنار هم قرار گیرد که حاصل آن کاسه سفالی کوچکی شود. نویسنده در فرضیه ‌بافی خود به این موضوع فکر نکرده که الواح موجود در تخت جمشید و گزارش‌های متعدد مورخان یونانی از این بنای عظیم را چگونه باید با ادعای خود تطبیق دهد. 

 «داریوش» در چند کتیبه در تخت جمشید، در احداث این بنا اعلام می‌کند: «پیش از این در این مکان دژی وجود نداشت به خواست اهورامزدا من این دژ را ساختم... و من آن را استوار، زیبا و مقاوم ساختم.»11 البته ذکر این نکته ضروری است که صفه تخت جمشید در گستره‌ای به وسعت 125 هزار متر مربع، در دوران داریوش، خشایار شاه و اردشیر یکم احداث شد و هر قسمت تاریخچه خود را دارد. آثار تخت جمشید به چهار دسته تقسیم می‌شود، این دسته‌بندی طبق برنامه‌ای منظم بوده است، چنان‌که محوطه را به چهار بخش تقریباً مساوی تقسیم می‌کند:

 1) در جنوب شرقی، «خزانه» واقع است که اصل آن ــ که بسیار کوچکتر بوده ــ ساخته داریوش است و بعدها خشایارشاه در آن تغییراتی داده و آن را به صورت دژی مستطیل شکل درآورده است.

 2) در ربع جنوب غربی، کاخ‌های اختصاصی داریوش (تَچَرَ) و خشایار شاه (هَدِیش) و بنایی نامشخص واقع است. «کاخ سه دری» یا «کاخ مرکزی» نیز که خشایارشاه آن را ساخته و اردشیر یکم تمام کرده است، درست در میان تخت جمشید قرار دارد. در جنوبِ حیاط تچر و در غربِ هدیش، «کاخ اردشیر یکم» بوده است که بعد از دوره هخامنشی دژ مانند گشته است. در شرقِ حیاط هدیش و غربِ خزانه، «حرمسرای خشایارشاه» واقع است.

 3) در ربع شمال شرقی صفّه، «کاخ صد ستون» (که خشایارشاه ساخت آن را آغاز کرده و اردشیر یکم بنای آن را به پایان رسانده) و دروازه نیمه تمام حیاط شمالی آن و نیز جایگاه قراولان واقع است.

 4) شمال غربی محوطه مشتمل است بر پلکان بزرگ دو جانبه شمال غربی و «دروازه ملل» یا «دروازه خشایارشاه» (هر دو ساخته خشایارشاه) و کاخ بزرگی که به آپادانا شهرت یافته و داریوش بنای آن را آغاز کرده و خشایارشاه کار آن را به اتمام رسانید. در مرکز صفّه، کاخ کوچک سه دری واقع است که به همه کاخ‌های اطرافش راه دارد. ساخت این کاخ را نیز خشایارشاه آغاز کرد و اردشیر یکم کار آن را به پایان رساند.12

 به این ترتیب آن‌چه از این مجموعه عظیم در عکس نمایش داده شده، پیکره‌ای مربوط به یکی از دروازه‌هاست که بنا به اجماع باستان‌شناسان، این دروازه تنها بخش ناقص بنای تخت جمشید است.

 جزییات احداث بناهای تخت جمشید با مصالحی که هر بخش آن از گوشه‌ای از امپراتوری هخامنشی آورده شده و گروه وسیعی از کارگران و صنعت‌گران با حقوق و دست‌مزدی مشخص به کار مشغول شده‌اند، مفصل‌تر از آن است که بتوان در این‌جا آورد اما برای روشن شدن سبک معماری بنا به چند نکته اشاره می‌شود. نویسنده تأکید دارد که این بنا بابلی است و با نمایش تندیس گاو در تصویر شماره (31) و سپس نمایش اسب در تصویر شماره (32) ـ که باز مثل نمونه‌های قبلی عکس‌ها از دو قسمت مختلف برداشته شده و این نکته را می‌توان از ستون‌هایی که در پسِ عکس شماره (31) حضور دارند، دریافت ـ چنین استنباط می‌کند که باستان‌شناسان تلاش کرده‌اند بنایی بابلی را ایرانی کنند! اما از این نکته غافل است که هرچند بسیاری از نمادهای بابلی، یونانی و... در این بنا حضور دارد اما در نهایت محتوای بنا با نگرش داریوش و خشایارشاه، هویّتی مستقل پیدا کرده است. در این بنا، برخلاف بناهای بابلی، شاهد صفی از شکست‌خوردگان نیستیم که با نهایت خواری و در شرایط اسارت، چون بندگان هدایا و خراج خود را تقدیم می‌کنند. بلکه نمایندگان ملل مختلفی که تحت حاکمیّت هخامنشیان هستند با نهایت احترام و در لباس مهمان، با آرایش بومی و رسمی خود، حتی با سلاح، همراه با میزبانی پارسی یا مادی برای اهدای هدایای خود به این بنای باشکوه پای می‌گذارند. هر چند که سبک تراش سنگ‌ها با الهام از معماری سارد، در دو بنای پاسارگاد و تخت جمشید به معماری یونانی نزدیک شده، اما برخلاف هنر یونانی، هرگز در این پیکره‌های متعدد نقشی عریان از یک مرد یا زن مشاهده نمی‌شود. در حالی که یونانیان خدایان خود را هم برهنه ترسیم می‌کردند اما در این بنا صدها پیکره حجاری شده که همگی در پوششی فاخر از لباس‌های مختلف نمایش داده شده‌اند. نمونه‌هایی از این دست که معماری تخت جمشید را از حیث محتوا کاملاً ایرانی می‌کند، بسیار است.13

 

6. آثار نو یافته دردسری جدید پیش روی مدعیان دروغین: نویسنده در بخش آخر مطلب تخت‌جمشید، مدعی می‌شود که «به اصطلاح متخصصین یهودی دانشگاه شیکاگو، برای سنگی معرفی کردن بخش خزانه تخت جمشید، پایه ستون‌هایی از قسمت‌های گوناگون تخت جمشید و هم‌چنین معبد یونانی جنوب آن را به این قسمت منتقل کردند. به دلیل ناکافی بودن این پایه ستون‌ها، اقدام به تراش پایه ستون‌هایی کرده و آن‌ها را پایه ستون‌های 2500 ساله معرفی نمودند.» بیان دو نکته در این باره خالی از فایده نیست. از آن‌جایی که در جای دیگری هم نویسنده به دنبال دیوار می‌گردد و بر این اساس می‌پندارد که چون دیواری سنگی به چشم نمی‌خورد پس بنای تخت جمشید ناقص بوده، باید به ایشان یادآور شوم که تخت جمشید بنایی از خشت خام بوده که بخش‌هایی از آن شامل صفه، پایه ستون‌ها (در مواردی ستون‌ها) و ورودی تالارها و در مواردی مثل کاخ داریوش، چارچوب پنجره‌ها از سنگ بوده است. فرسایش خاک هم موجب شده که فقط بخش‌های سنگی این بنا باقی بماند و تیرهای چوبی ستون‌ها به ویژه در تالار خزانه و تیرهای چوبی سقف‌ها هم در آتش سوخته است و از قضا همان‌طور که داریوش می‌گوید چوب درختان سدر را از لبنان آورده تا در ساخت بنا استفاده شود، در همین حفاری‌ها، ذغال سدر هم پیدا شد که افزون بر آن‌که آتش‌سوزی بنا را تأیید می‌کند، با کتیبه داریوش هم انطباق دارد.14 به همین ترتیب اشتباه دیگر نویسنده هم روشن می‌شود که خزانه اساساً بنای سنگی نبوده بلکه فقط پایه‌های ستون این بنا سنگی بوده است.

 تصوبر پ: پایه‌ستون مکشوف از کاخ هخامنشی (لیدوما) در نورآباد ممسنی؛ کاوش توسط گروه ایرانی

7. یافته‌های یک دهه اخیر و نقض ادعاهای نویسنده: وی با نمایش تصویر کلوزاپی از یک پایه ستون (تصویر شماره 33) مدعی می‌شود که این پایه ستون و شالی آن تازه‌تراش است! و دلیل این سخنش را تمیزی تراش سنگ عنوان می‌کند. خوشبختانه حفاری‌های سال‌های اخیر که این بار نه توسط فرنگیان و یهودیان که توسط دانشمندان و باستان‌شناسان جوان و مسلمان ایران انجام شده، حقایق مهمی را نشان می‌دهد. نخست آن‌که در یک دهه اخیر چند بنای هخامنشی دیگر در نقاط مختلف ایران کشف و حفاری شده که شباهت‌های فراوانی به معماری تخت جمشید داشته و متعلق به دوره هخامنشی است. یکی از این بناها در «نورآباد» ممسنی کشف شد.

به گفته سرپرست گروه باستان‌شناسی، این بنا، «به لحاظ معماری با کاخ‌های برزن جنوبی تخت جمشید مشابهت دارد. از سوی دیگر از بناهای تخت جمشید کوچک‌تر است اما از نظر نوع پایه ستون‌ها، با پایه ستون‌های کاخ صد ستون تخت جمشید شباهت‌های زیادی دارد.»

 کاوش‌های باستان‌شناسی در این محوطه منجر به کشف پایه ستون‌های هخامنشی، سطوح سنگ‌فرش عظیم، سازه‌های بزرگ لاشه سنگی، ظروف متعدد سنگ مرمر و ایوان بزرگ ستون‌دار و پلکان آن، شده است.15 (تصویر ج)، یکی از پایه‌ستون‌هایی است که پس از سال‌ها در حفاری‌های نورآباد ممسنی (کاخ لیدوما) از زیر خاک بیرون آمده و بسیار تمیزتر از نمونه‌ای است که نویسنده در مطلب خود آورده و آن را جدید تلقی کرده است! هم‌چنین حفاری در کاخ «تائوکه» در برازجان هم شاهدی دیگر بر این مدعاست. (تصویر د) اینجانب سال‌ها قبل در سفری به برازجان، قسمتی از یک پایه ستون را، مدتی کوتاه پس از حفاری آن توسط استاد «سرافراز» در کاخ تائوکه مشاهده کردم و از صافی و صیقلی بودن سنگ، که پس از 2500 سال از زیر گل و لای و خاک بیرون آمده بود، شگفت‌زده شدم.

 تصویر ت: پایه‌ستون‌های کاخ کوروش در برازجان که مانند پایه ستون‌های کاخ پاسارگاد از دو رنگ سفید و سیاه و با تراش یکسان ساخته شده‌اند (داریوش و پارسها، هینتس: 1380)

ـ کارشناسیِ یک غیر کارشناس: استناد نویسنده به گزارشی مبهم از سازمان نظام مهندسی استان تهران، یکی دیگر از شاهکار‌های این نوشته پر از تناقض و تحریف است. آیا سازمان نظام مهندسی کارشناس باستان‌شناسی است؟ آیا یک باستان‌شناس بی‌طرف و آگاه در ایران پیدا نمی‌شد که این بازدید را به عمل آورد!؟ ‌آیا سازمان نظام مهندسی، نظر یک باستان‌شناس را به جای نظر یک مهندس ناظر یا محاسب در احداث ساختمان‌های جدید خواهد پذیرفت!؟ این نظر کارشناسی هم مثل اصل مطلب توسط یک غیر کارشناس ارایه شده است.

 بخش سوم: نقد و نظری بر مطلبِ «پاسارگاد» ساخته یهودیان یا ایرانیان؟

 1. نادیده گرفتن مورخان و باستان‌شناسان پیش‌گام و پژوهش‌های باستان‌شناسان ایرانی: نویسنده در ادعایی عجیب، مطلب خود را این‌گونه آغاز می‌کند که: «بررسی نشانه‌های باستان شناسانه ایران در 2500 سال پیش هیچ‌گاه توسط منابع مستقل مورد بررسی دقیق قرار نگرفته و به ادعاهای محققین بیگانه که احتمالاً از اتفاق همگی یهودی هستند، اعتماد شده است.» این‌که وی چگونه از مذهب باستان‌شناسان آلمانی، فرانسوی و آمریکایی مطلع شده و همگی را یهودی می‌نامند، مسأله‌ای است که شعاری بودن و غیر علمی بودن نوشته‌اش را نشان می‌دهد. وی مدعی است که بازسازی تاریخ هخامنشیان در واقع جعل و جنایتی تاریخی بوده و «این جنایت فرهنگی به وسیله یک مورخ غربی یهودی به نام «دیوید آستروناخ» انجام شده است.» به گفته او: «آستروناخ در فاصله سال‌های 1340 تا 1343 در مجموعه پاسارگاد کاخ‌هایی ساخت و آن‌ها را به کوروش هخامنشی در 2500 سال پیش نسبت داد تا به این شخصیت مورد علاقه یهودیان هویّت تاریخی مادی و قابل اثبات بخشد.» باید یادآور شد که این باستان‌شناس غربی (که او مورخ می‌نامدش) نه تنها اولین کاوش‌گر پاسارگاد نیست، بلکه عمده کارهای او تداوم تلاش‌های باستان‌شناسان ایرانی است.

 از سوی دیگر چنین ادعایی در صورتی قابل پذیرش است که از کوروش هخامنشی و آثار او تا پیش از این تاریخ، اثری به چشم نخورده باشد. حال آن‌که ده‌ها کتاب کهن تاریخی به ویژه منابع یونانی و رومی ـ که دشمنان سیاسی و فرهنگی ایران باستان به شمار می‌رفتند ـ درباره پایتخت‌های هخامنشی، جلال نخستین پادشاهان این دودمان، به ویژه کوروش، داریوش و کاخ‌ها و ابنیه آن‌ها سخن گفته‌اند. افزون بر این طی قرون گذشته، مورخان و جغرافی‌دانان اسلامی از آثار پاسارگاد (اصطخر قدیم) بارها یاد کرده‌اند.16

 

در این جعل تاریخ‌ها، به ظاهر اطلاعات اندک نویسنده مانع از آن شده که کاوش‌های ارزشمند مرحوم «علی سامی» که در سال‌های 1328 تا 1333 در پاسارگاد انجام و نتایج آن را در گزارش‌های باستان‌شناسی از 1330 به بعد منتشر کرده، مشاهده نماید. برخلاف عکس‌های بدون منبع و مبهمی که نویسنده ارایه کرده است، دکتر سامی، پلان کاخ‌های پاسارگاد را دقیقاً مطابق آن‌چه امروز مشاهده می‌شود در سال 1330 بر اساس حفاری‌های انجام شده، ترسیم نموده است. مقایسه دو پلانی که به ترتیب سامی در 1330 و آستروناخ در 1343 شمسی از کاخ‌های پاسارگاد ارایه کرده‌اند، نشان می‌دهد که آستروناخ در تعیین محل کاخ‌ها، پایه‌ستون‌ها، تعداد آن‌ها و ابعاد هر یک از بناها، هیچ چیزی بر آن‌چه مرحوم علی سامی در حفاری‌ها و مطالعاتش ترسیم کرده، نیافزوده است.17 

نقشه کاخ بار عام که توسط نقشه باغ شاه در پاسارگاد

تصویر ث : هر دو نقشه توسط علی سامی در 1330 ترسیم شده است (سامی: 1375)

   2. سکه‌های یونانی در کاخ هخامنشی: نویسنده بدون ارایه هیچ سند و منبعی، صرفاً با نمایش عکسی کاملاً غیر واضح، از سکه‌های متعددی یاد می‌کند که در حفاری‌های پاسارگاد کشف شده‌اند البته توضیح نمی‌دهد که این سکه‌ها توسط همین باستان‌شناسانی که او جاعلان تاریخ می‌نامد کشف شده یا شخص دیگری آن‌ها را پیدا کرده است! هم‌چنین به این پرسش هم پاسخ نمی‌دهد که سکه‌های یونانی در این نقطه از ولایت فارس چه می‌کند؟ آیا می‌توان جز این تصور کرد که فاتحان بر یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های سیاسی هخامنشیان مستولی شده و از آن‌جا زمام امور را در دست گرفته‌اند از همین روی، آثارشان هم در پایتخت کهن هخامنشی پیدا شده است. لیکن این سخن که در این‌جا هیچ سکه هخامنشی پیدا نشده از همان ادعاهای بی‌مبنایی است که در سراسر متن بارها تکرار شده است.18

 3. تناقض‌گویی درباره آثار به جای مانده: نویسنده ‌بدون توضیح درباره این نکته که اساساً آن‌چه در پاسارگاد باقی‌مانده، از جمله نقش برجسته انسان بال‌دار، تک ستون افراشته، بقایای یک صفه، بقایای یک آتشکده و دو آتشدان سنگی و... مربوط به چه دوره‌ای است، بر اظهارنظر باستان‌شناسان خرده گرفته که چرا انسان بال‌دار را با کوروش یکی دانسته‌اند و این موضوع را دلیلی بر ذوالقرنین خواندن او تلقی کرده‌اند. او از یک‌سو پاسارگاد را مرزعه کاشت چغندر می‌نامند و مدعی می‌شود: «در این دشت خالی از هرگونه اثری از کاخ‌های موجود، بدون حفاری و هرگونه عملیات باستان شناسی به یک باره شاهد رویش قلمه ستون و پایه ستون‌هایی چند بر کف دشت هستیم.» از سوی دیگر به نظر باستان‌شناسان درباره نقوش باقی‌مانده در پاسارگاد ایراد می‌گیرد و با این اشکال‌گیری در واقع، اصالت آن نقوش را می‌پذیرد و اظهار نظر قبلی‌اش مبنی بر خالی بودن این دشت از هرگونه اثری را زیر سؤال می‌برد اما درباره نسبت کوروش و ذوالقرنین، بهتر است به جای اشاره به تلاش باستان‌شناسان یهودی به سراغ کتب تفسیری و پژوهش‌های دیگر برود تا دریابد که این نظر طی یک سده اخیر پخته‌تر از گذشته توسط بسیاری از محققین ارایه شده است.19

 

 

4. مقایسه انسان بال‌دار با نقشی آشوری: وی در نوشته‌اش از نقش انسان بال‌دار پاسارگاد با لباس ایلامی یاد می‌کند و سپس در تصاویر شماره‌های 18 و 19 با ارایه نگاره‌ای بابلی و سپس تصویر دفرمه‌ای از نقش پاسارگاد، تحلیل‌های ارایه شده را رد کرده و مدعی می‌شود که از این نقوش در بین‌النهرین زیاد پیدا می‌شود. وی نه توضیحی درباره اصل این اثر و منشأ آن می‌دهد و نه مقایسه درستی بین این دو تصویر انجام می‌دهد. برای فهم تمایزهای این دو نگاره، کنار هم قرار دادن آن‌ها، مخاطب را از سرگشتگی بیرون می‌آورد. (تصویر و) هرچند که بین مورخان و باستان‌شناسان درباره این نکته که انسان بال‌دار تصویر کوروش است یا یک ایزد یا فرشته نگهبان اختلاف نشر وجود دارد اما درباره هخامنشی بودن آن اختلافی نیست. همان طور که 120 سال پیش از این، «دیولافوا»، با ترسیم نگاره یاد شده درباره آن نوشته: «در طرف مشرقِ [مقبره] سنگ بزرگ سفیدی را مشاهده کردم. مسلم است که این سنگ از اجزای این کاخ سلطنتی بوده است. بر روی یکی از سطوح آن کتیبه‌ای بود که با سه زبان به خط میخی حجاری شده بود و زیر کتیبه صورت بسیار ظریف آدمی دیده می‌شد که علف‌های هرزه جابه‌جای آن را لکه‌دار کرده بودند. این صورت که در این سنگ مجسم شده نمونه‌ای است از قیافه آریایی... ریش کوتاه و مجعدی دارد. لباسش مانند لباده آسترداری است... .

تصویر ج: طرح سمت راست، ترسیم دیولافوا از نگاره موجود در اواخر قرن نوزدهم. تصویر بالا، چپ: بازسازی نگاره

با جزییات کتیبه، تصویر پایین، چپ: نقشی آشوری که نویسنده با استناد به آن، نگاره را آشوری می‌داند

  سفرنامه خود به صورت مصور گزارش آن را ثبت نموده ‌است. وی توصیف خود را با گزارشی از صفه پاسارگاد (تخت مادر سلیمان) آغاز می‌کند و سپس به تشریح جزییات باقی‌مانده از کاخ‌ها می‌پردازد. از آنجایی که نویسنده به صفه سنگی اشاره‌ای نکرده و از قضا در وجود آن تردید ننموده است! از آن عبور کرده و با بخش‌های دیگر را نقل می‌کنیم:

 «[توصیف آرامگاه کمبوجیه:] این بنای قدیمی به شکل برج مربع‌القاعده‌ای است که دیوارهای آن با سنگ آهکی و بدون ساروج بنا شده است اما سنگ‌های تخت به وسیله گیره‌های آهنی به هم متصل شده‌اند... ما از این پلکان خراب بالا رفتیم و به درگاه که در وسط جلوخان آن قرار داشت رسیدیم... با این‌که در بدو امر چنین به نظر می‌آید که این برج را یونانیان ساخته باشند به استثنای کنگره ‌تزیینی هیچ شباهتی با اسلوب معماری یونانی ندارد... [توصیف اجزای کاخ‌ها:] از آن‌جا پایین آمده به طرف ستونی رفتیم که هنوز برپا می‌باشد و سنگ‌های زیادی در اطراف آن ریخته شده است... ارتفاع آن متجاوز از یازده متر است و قطر آن به یک متر و پنج سانتی‌متر می‌رسد... چند پارچه سنگ سیاه هم در مجاورت آن موجود است که به طور قرینه قرار گرفته‌اند و معلوم است که این ستون‌ها هم برای نگهداری بنایی برپا شده بودند. در فاصله کمی سه جرز دیده می‌شود که آن‌ها هم از سنگ آهکی ساخته شده و هر یک هشت متر ارتفاع دارند... و یک بدنه آن‌ها مانند درگاه خالی شده است و در قست فوقانی آن کتیبه‌ای با سه زبان به خط میخی دیده می‌شود که دانشمندان متفق‌القول آن را این طور ترجمه کرده‌اند: «من کوروش پادشاه هخامنشی هستم...» از روی ستون‌ها و ته ستون‌های سنگ سیاه و سه‌جرزی که باقی مانده است می‌توان این بنا را دوباره ساخت و مجسم نمود به خوبی مجسم می‌شود که این بنا شبیه بوده به تالار بزرگی که سقف آن مانند شبستانی از چوب پوشیده بوده و در جلوی آن هم رواقی داشته است که در سمت راست و چپ آن اطاق‌های کوچکی به طور قرینه وجود داشته است و توسط درگاه عریضی با رواق ارتباط پیدا می‌کرده‌اند ... به عقیده من این‌جا خرابه یکی از کاخ‌های کوروش است.»21

 «والتر هینتس»، ایران‌شناس آلمانی که بیش از 30 سال از عمر خود را صرف مطالعه تاریخ ایران کرده است، سال‌ها پیش از ورود آستروناخ به پاسارگاد، از این محوطه دیدن کرده و در پژوهش خود آن را توصیف نموده است. وی درباره قصر مسکونی کوروش می‌نویسد: «قصر مسکونی نشانه‌هایی از تأثیر معماری یونانی دارد. به ظاهر کوروش بعد از آن‌که در 545 سارد را تصرف کرد تحت تأثیر ساختمان‌های مرمری شاهان لیدیه قرار گرفت و در همان زمان تعدادی از استادان را از لیدیه مأمور پاسارگاد کرد. بعدها آن طور که «کارل نیلندر» توجه کرده است تعدادی از استادان اِفِسوس به آن‌ها پیوسته‌اند. این استادان «لیدیه» و «ایونی» بر اساس نقشه‌های معماران پارسی برای اقامتگاه جدید کوروش چنان مجتمعی خلق کردند که بازدید کننده امروزی را هم با آن‌که چیزی جز خرابه‌هایی که از عظمت آن زمان حکایت دارند، نمانده کاملاً مجذوب خود می‌سازد. در پاسارگاد ـ تنها در یک مورد خاص ـ استعداد و خلاقیّت ایرانی و یونانی در خلق آثاری هماهنگ متحد شده است. در بنای قصرها به خصوص در پایه ستون‌های بسیار بلند، رنگ‌های تیره و روشن مرمرها چشم‌گیر است. سپس به کاخ دیگری از کوروش اشاره می‌کند که پایه ‌ستون‌های آن دارای همین مشخصه است: «همین ترکیب تیره و روشن در کاخ دیگری که در برازجان در اثر جاری شدن سیل از زیر خاک بیرون آمد به چشم می‌خورد. باستان شناسان ایرانی به سرپرستی سرافراز دوازده پایه ستون مربوط به یک قصر مسکونی را که روزگاری ستون‌های چوبی بر آن‌ها استوار بوده‌اند، نمایان ساختند. «استرابون» جغرافی‌دان باستانی درباره قصر هخامنشی در تائوکه صحبت می‌کند. این بنا که در لوح خزانه داری داریوش تائوکا نامیده شده است به نظر «مالوان» با برازجان امروزی یکی است.»22

 پیشتر به این اثر هخامنشی که در حوالی برازجان قرار گرفته، اشاره شد. پایه ‌ستون‌های این قصر که در قرون متمادی زیر کاخ مدفون مانده‌اند، امروز کاملاً سالم از دل خاک خارج شده و مشابهت کاملی با پایه ستون‌های پاسارگاد دارند. برای نفی پاسارگاد لازم است آثاری از این دست را که طی چند دهه اخیر یا همین چند سال اخیر کشف شده، کاملاً نابود کرد!

 «اومستد» هم که اثرش را پیش از آغاز کاوش‌های آستروناخ، تألیف کرده درباره پاسارگاد و کاخ‌های آن اطلاعات دقیقی ارایه کرده است. وی کاخ «بار عام» را که بزرگ‌ترین ساختمان در مجموعه پاسارگاد بوده این گونه توصیف کرده است: «کاخ، در 250 تا 140 پا قرار داشت. جلوی آن ایوانی با 20 ستون چوبی در دو ردیف به بلندی 20 پا بود. بر ستونک‌های صیقلی در دو سر آن نوشته کوروش که با آن آشنا هستیم کنده شده بود ... تالار بزرگ 73 در 80 پا در میانش یک در داشت که از روی احتیاط لازم کمی به سمت راست کار گذاشته شده بود تا جلوی نگاه انداختن ناروا را به اندرون بگیرد. آسمانه آن با 6 ردیف ستون هر ردیف از 5 ستون نگاه داشته می‌شد. تخته‌های پایینی زیر ستون رگه‌های سیاه و سفید داشت. روی درگاه‌های پیش و پشت ساختمان این صحنه 4 بار نمایانده شده بود. شاه در جامه شاهانه بلند دامن کشان که چین‌دار میان پاهایش آویخته بود با موزه شاهانه به پا و چوب‌دستی شاهانه به دست در حالی که از کاخ برای گردش در پردیس بیرون می‌رفت، دیده می‌شد.»23

 6. نویسنده در جایی مدعی می‌شود که هرتسفلد آلمانی به دلیل نظریّه متفاوت درباره پاسارگاد و به اتهام بی‌اساس قاچاق اشیای باستانی از ایران اخراج شد. این داستان‌سرایی هم بخشی از همان دروغ‌پردازی نویسنده است. چراکه هرتسفلد در شرایطی ایران را ترک کرد که تیم باستان‌شناسی آلمانی به دلیل گرفتاری آلمان در جنگ جهانی دوم امکان ادامه کار را نداشتند. از سوی دیگر، ایران هم در آستانه اشغال، در شرایطی قرار داشت که نمی‌توانست چون گذشته ارتباط دوستانه‌اش با آلمان را ادامه دهد اما نظر هرتسفلد درباره پاسارگاد در اثر مشهورش، «ایران در شرق باستان» این گونه آمده است: «پاسارگاد را کوروش در فاصله 559 تا 550 ق م بنا کرد ... آن‌چه در پاسارگاد هست به کوروش تعلق دارد ... در پاسارگاد با توجه به زمان بنا و فاصله آن امکانی وجود ندارد که کسی یا چیزی را از یونان وارد کرده باشند. در پاسارگاد تمام بنده ستون‌ها صاف‌اند پا ستون‌ها همه پاسنگ مضاعف و شال ستون مدور دارند.24 شایان ذکر است که بین حضور هرتسفلد در پاسارگاد و ثبت مشاهدات و پژوهش‌هایش و آمدن آستروناخ به آن‌جا، بیش از دو دهه فاصله وجود دارد.

 7. عکس‌هایی گمراه کننده برای فریب مخاطب: نویسنده در تصاویر 4 تا 9 تعدادی عکس را بدون درج منبع، از زاویه‌های مختلف دنبال هم چیده، تا به مخاطب این گونه القا کند که تا چندی پیش چیزی به نام پاسارگاد وجود نداشته است. وی در سراسر مطلبش به این مهم اشاره نمی‌کند که آثار پاسارگاد در پهنه‌ای به وسعت 170 هکتار قرار گرفته و هر گوشه آن یادآور دوره‌ای از تاریخ ایران است. در عکس شماره (4) زاویه عکس به نحوی است که فضای خالی پشت آرامگاه (یا همان بنای چهارگوش) دیده می‌شود اما نویسنده با نمایش چند عکس دیگر که از زاویه دیگری گرفته شده، آثاری را نمایش می‌دهد که در تصویر قبل اساساً در کادر دوربین جای نداشتند. به عنوان نمونه، نویسنده به بخشی از آثار پاسارگاد که محوطه تل تخت نام دارد، اشاره نمی‌کند، این استحکامات با وسعتی در حدود 8 هزار متر مربع بر روی تپه‌ای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. این مجموعه مشتمل بر آثار معماری چندین دوره تاریخی است. ساختارهای سنگی عموماً مربوط به دوره اول هخامنشی؛ ساختارهای خشتی مربوط به دوره دوم هخامنشی؛ ساختارهای خشتی و سنگی مربوط به دوره سلوکی و اشکانی؛ ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دوره ساسانی است.25

 

8. وی از بقایای اثری یونانی نام می‌برد که در تخت جمشید وجود داشته و مدعی نابودی آن‌هاست. حال آن‌که آن‌چه او یونانی می‌خواند، معبدی اشکانی (به سبک هلنی) است که در بالا به آن اشاره شد. این معبد کوچک که «فراته‌دار» نام دارد، از حیث مساحت یک درصد صفه تخت جمشید هم نمی‌شود. حال چگونه از یک چار دیوار با چند پایه ستون ـ که برخلاف ادعای نویسنده، هنوز هم پابرجاست ـ می‌توان پاسارگاد و تخت‌جمشید را ساخت؟

  9. وی در بخش دیگری از نوشته‌اش تصویری از یکی از کتیبه‌های پاسارگاد را نمایش داده و مدعی است که این نوشته دارای غلط املایی است. از آن‌جا که بعید است این کارشناس فرهنگی با هویّت جعلی‌اش به خطوط میخی باستان آشنا باشد، باید این نکته را از جایی وام گرفته باشد که مثل سایر بخش‌ها منبعی برای ادعایش نمی‌آورد اما برای تنویر مخاطبان، این توضیح لازم است که درباره زمان اختراع خط میخی نظرهای مختلفی وجود دارد، از جمله این‌که برخی معتقدند خط میخی فارسی باستان در دوره داریوش اختراع شده و در همین زمان به آثار پاسارگاد، چند کتیبه افزوده شده است. هم‌چنین درباره تعداد حروف و اشکالات موجود در این الفبا بحث‌های مختلفی مطرح است که در این نوشته مجال طرح آن نیست.26 لیکن به نویسنده محترم یادآور می‌شوم که اگر باستان‌شناسانی که خود کاشف خط میخی بودند این کتیبه را آفریده‌اند چه لزومی داشته که آن را غلط بنویسند؟

 10. نکته آخر درباره معماری پاسارگاد آن‌که، این بنا مانند تخت جمشید، بنایی از خشت و گل با تیرهای چوبی بوده که در پایه ستون، تعدادی از ستون‌ها و تعدادی از جرز درها و تعدادی از سرستون‌ها از سنگ استفاده شده و آن‌چه باقی مانده همان بخش‌های آسیب‌ دیده سنگی است. حتی در آن دوره برای اتصال سنگ‌ها از ملات یا ساروج استفاده نمی‌شده که امروز بتوان آثار آن را یافت بلکه از میخ‌های دم‌چلچله‌ای استفاده می‌شد که از دو سو داخل سنگ قرار گرفته و دو سنگ را به هم متصل می‌کردند و این موضوع هم به دلیل یافت شدن نمونه‌های متعدد آن در پاسارگاد و تخت جمشید، برای اهل تحقیق آشناست (تصویر ز)

 تصویر چ: بست‌های دم‌چلچله‌ای که سنگ‌ها را به هم متصل می‌سازند

 

در دهه 50 شمسی، «محمدرضا پهلوی» با امید کسب مشروعیّت ملی برای پایه‌های سلطنت لرزان خود به تخت جمشید و پاسارگاد رفت تا از کنار قبر کوروش هخامنشی برای خویش اعتباری بجوید. امروز هم جریانی سیاسی در حالی که سازمان میراث فرهنگی کشور را به دست جماعتی ناآشنا به موضوع سپرده و هر روز به دلیل ناکارآمدی و کم‌دانشی صدمه‌ای جدی به بخشی از این میراث وارد می‌آید، خود را به مسایل باستانی گره می‌زند تا شاید مقبولیّتی کسب کند اما باید توجه داشت همان‌گونه که سوءاستفاده از میراث ملی برای امیال سیاسی کاری ناپسند است، حمله به این میراث و نفی آن با امید، حذف رقبای سیاسی، کاری به مراتب خطرناک‌تر است. چرا که امر سیاسی میرا و گذراست و آن‌چه بر شالوده فرهنگ پدید آمده، ماندنی است، حال، هجمه به فرهنگ و تردید در مظاهر آن، به منزله قربانی کردن اصل در پای فرع است. از سوی دیگر، ثبت جهانی آثار فرهنگی اعم از باستانی و اسلامی، جملگی مایه اعتبار ایران اسلامی در سطح جهان هستند. هر کشوری بسته به این که چند اثر تاریخی‌اش در زمره میراث جهانی به ثبت رسیده می‌تواند در عرصه بین‌المللی با قدرت بیش‌تری نقش‌آفرینی کند. حال زیر سؤال بردن دو اثر از آثار ثبت شده که با مرارت و طی مراحل دشوار به ثبت جهانی رسیده، آیا خدمت به شمار می‌رود یا خیانت!؟

 در پایان باید به این مهم توجه داشت که روزگار هخامنشیان، دوره‌ای از تاریخ ایران است که 1100 سال پیش از ظهور اسلام آغاز شده، اما به دلیل وجود باورهای وحدانی در جامعه ایرانی، تمدنی پدید آمد که در آن انسان‌ها مانند یونان و رم باستان، ‌به بردگی کشیده نمی‌شدند و اسیران مانند حیوانات به جان هم نمی‌افتادند.

 در عرصه اخلاقی سه اصل گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک، در سایه باور به خدای یکتا، وجه مشخصه شخصیّت ایرانی بود. در عرصه سیاسی، سرسخت‌ترین دشمنان باستانی ایران، یعنی یونانیان در آثار خود، هنجارهای حاکم بر این جامعه را ستوده‌اند. این خصایل حتی در آثار فلسفی یونان راه یافته ‌است. افلاطون هم از چهار معلم برای شاهزاده ایرانی در دوره هخامنشی نام برده و وظایف هریک را بر‏شمرده، به گفته او، این چهارتن فرزانه‏ترین، دادورزترین، پرهیزگارترین و دلیرترین مردمان روزگار خود هستند و هر کدام خصیصه برجسته خود را به شهریار آموزش می‏دهند. آموزگار اوّل، پرستش یزدان را به او تعلیم می‏دهد، دومین کس، به او می‏آموزد که همواره راست بگوید، پرهیزگارترین مردم، شهریار را به غلبه بر نفس و شهواتش فرا می‏خواند و دلیرترین آن‌ها، دلیری و رزمندگی را به وی می‏آموزد.27

 «آئیسخلوس» (آشیل) در سروده خود علیه ایرانیان که پس از حمله خشایارشاه به آتن سروده، با نکوهش خشایارشاه از تصمیمی که برای حمله به آتن گرفته، بارها از داریوش با ستایش یاد کرده و به حال ایرانیان افسوس می‌خورد که روزگاری پادشاه فرزانه چون داریوش داشته‌اند و حالا خشایارشاه آنان را رهبری می‌کند. به رغم آن‌که وی نمایش را برای یونانیانی سروده که شهرشان در آتش خشم خشایارشاه (به تلافی آتش زدن سارد به دست یونانیان) سوخته، اما در سراسر اثرش، دشنامی به ایرانیان نمی‌دهد و سپاهیان و امیران ایرانی را با عباراتی چون «به دیده ترسناک و به جنگ همی هولناک» و «دلیر و مشهور به بردباری» توصیف می‌کند.28 این نکته از آن جهت حایز اهمیّت است که نشان می‌دهد فرهنگ و تمدن ایرانی چون رشته‌ای مستحکم، مردمانی دین‌باور و اخلاق‌مدار را از روزگار باستانی به دوران اسلامی پیوند زده و چه‌بسا رمز و راز دل‌سپردگی مردم این دیار به اسلام و تشیع و برگزیدن حق و نفی باطل، ریشه در فضایل اخلاقی کهن آن‌ها داشته باشد.

 

4. این اثر که بنا بود در ابتدا در 4 جلد منتشر شود، در سال‌های پس از آن، به مجلدات بیش‌تری توسعه یافت و دامنه آن از نفی تاریخ ایران، به انکار برخی از حوادث تاریخ اسلام و تاریخ ایران دوره اسلامی گسترش پیدا کرد. رک: پورپیرار، ناصر (1379): دوازده قرن سکوت، تأملی در بنیان تاریخ ایران، تهران، کارنگ. هم‌چنین برای اطلاع از سایر آثار و مختصری از ادعاهای او بنگرید به: http://antipourpirarcollection.blogsky.com/

 

5. مقالات و یادداشت‌هایی که در نقد پورپیرار نوشته شده بیش از آن است که بتوان در این‌جا فهرستی از آن‌ها ارایه کرد اما از جمله کتاب‌هایی که محتوای آن‌ها نقد آثار وی است می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: احمدى، داریوش (1384): هزاره‌هاى پرشکوه، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی گرگان؛ نعمتی لیمایی، امیر، احمدی، داریوش (1383): دوازده قرن شکوه، تهران، امید مهر؛ عطایی، محمد تقی، وحدتی، علی اکبر (1382):‌اعتبار باستان شناختی آریا و پارس، تهران، شیرازه؛ محمودی، کیوان (1385): پورپیرار و کعبه زرتشت، نشر الکترونیکی؛ صادقی، هوشنگ(1387):‌کوروش و بابل، تهران، مؤسسه انتشارات نگاه.

16. بسیاری از جغرافیا نویسان و سفرنامه‌نویسان اسلامی از بقایای تخت جمشید و پاسارگاد یاد کرده‌اند. رک: اصطخری در مسالک و ممالک (ص123 از ترجمه ابوالقاسم پاینده)، ابن حوقل (ص 194)، مقدسی در آفرینش و تاریخ (ص444)، مستوفی در نزهه القلوب (ص 121) ذکر این آثار را آورده‌اند.

 

*صادق حیدری نیا؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در تکمیل این جوابیه نگاه شود به این مقاله 

برای اطلاع از تاریخ و باستانشناسی ایران مراجعه کنید به :

http://www.kavehfarrokh.com

http://www.kavehfarrokh.com/iranica/maps-of-iran-5000-bc-651-ad/

 http://www.tabnak.ir/fa/news/176533


نقاشی مربوط به 600 سال قبل از هرمز خلیج فارس. یک نکته مهم الخلیج الفارسی

نکته:

دوستداران نام کهن خلیج فارس با ارسال ایمیل تقاضا می کنند که کلمه  پرشن گلف  را در گوگل جستجو نمایند. ولی کار ضروری تر و شاید واجب تر این است که واژه "  الخلیج الفارسی را جستجو کنیم چرا؟؟

برای اینکه  با بخش غیر عرب زبان مشکلی نداریم بلکه  متعصبان ضد اصالت نام، نام جعلی را بصورت    الخلیج العربی      جستجو می کنند بطوریکه هنوز تایپ  الخلیج     در موتورهای جستجو  می نویسید بلافاصله اتومات وار کلمه الخلیج العربی را  نشان می دهد حال برای اینکه کلمه الخلیج الفارسی را به آنها نشان دهد لازم است تعداد سرچ های      الخلیج الفارسی       بیشتر از عربی باشد بنا براین بهتر است پگاه صبح ظهر نیمروز و شامگاه و شاید مستحب هم باشد  که کلمه     الخلیج الفارسی " را در گوگل سرچ کنید. هر روز .

با کلیک روی این لینک حتما رای بدهید.نتایج  آخرین ماه (جولای) تعیین کننده است

Persian Gulf or Arabi Gulf

Your opinionmatters , express what you think!

The Final Result Will Be on /July/2011

 

2- مطلب جالبی   در مورد مروارید خلیج فارس و تاریخچه مروارید دریای پارس 

 3- یک نقاشی دیگر برای نام خلیج فارس این نقاشی جالب مربوط به 600 سال قبل ؛ 

 در حدود 700 سال پیش جهانگردی از ایتالیا ظهور کرد به نام مارکوپولو Marco Polo که می گویند تا چین و ماچین هم رفته است و شگفتیهای زیادی را از دنیا دیده است. بر اساس این داستان ، یک نقاش فرانسوی ، حدود 600 سال پیش ، نقاشی ای ترسیم کرده است که در آن نام جاودانه خلیج فارس می درخشد. در تابلو گفته شده  :مارکوپولو ، به همراه فیلها و شترهایش از سمت هندوستان به تنگه هرمز در دریای پارس  می رسد. 

این نقاش فرانسوی که نقاشی هایش بیشتر برای روایت تاریخی است تا اثری هنری ، نامش Boucicaut Master  است.

Marco Polo with elephants and camels arriving at Hormuz on the Gulf of Persia from India“ by Boucicaut Master


دانلود بخشهایی از کتاب اسناد خلیج فارس

در پی چاپ "اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان" مشخص شد؛
محمد عجم در کتابی با عنوان "اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان" که اخیراً آن را منتشر کرده، به اذعان مورخین و پژوهشگران عرب به تاریخی بودن نام خلیج فارس اشاره کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل شبکه ایران،‌ همزمان با دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس، کتاب "اسناد نام خلیج فارس،‌ میراثی کهن و جاودان" به قلم محمد عجم استاد دانشگاه و پژوهشگر امور خلیج فارس منتشر شد.
این کتاب در 258 صفحه و توسط مرکز نشر اوین به چاپ رسیده است و حاوی مطالب و مستندات تاریخی و نقشه‌های قدیمی با نام خلیج فارس است و دیباچه این کتاب نیز توسط دکتر پیروز مجتهدزاده نگاشته شده است.
محمد عجم نویسنده کتاب "اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان"، درباره نگارش این کتاب به خبرنگار شبکه ایران گفت: با توجه به شیطنت‌های برخی کشورهای غربی و ادعاهای بی‌اساس شماری از کشورهای منطقه در خصوص نام خلیج فارس، بر آن شدم تا بر اساس مستندات تاریخی و اشارات مورخان امور منطقه، که در طول سالیان متوالی از منابع عربی جمع آوری کرده بودم را در این کتاب را منتشر کنم.
وی در ادامه یادآور شد: برخی از مورخان و پژوهشگران کشورهای عربی از جمله پرفسور عبدالهادی التازی . عبدالکریم خطیب ، محمد العابد الجابری ،‌ عبدالسعید المنعم  و احمد الصراف و ... ، با ارایه اسنادی که در کتاب آمده است،‌ بر تاریخی بودن و اصالت نام خلیج فارس تاکید کرده اند.

 mohammad ajam

 

معرفی کتاب ارزشمند "اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان"نویسنده : محمد عجم(حقوقدان)

 

«کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان» از جمله کتاب هایی است که در آن با پرداختن به پیشینه ی تاریخی نام خلیج فارس از روزگار باستان تا اکنون وبا ارایه  اسناد حقوقی و تاریخی و قراردادهای عربی و اعتراف نویسندگان عربی اهمیت این نام را بازگو نموده است و پاسخ کوبنده ای  به سرمایه گذاری غیر منطقی قوم گرایان حاکم  منطقه در جهت تغییر این نام می باشد ، و ضرورت نگارش چنین آثاری را نشان می دهد. این اثر از آقای محمد عجم توسط انتشرات اوین به چاپ رسیده است.

 

این کتاب به طور کلی از چهار فصل تشکیل شده است:

 

فصل اول: کلیات

 

شامل 8 گفتار از صفحه 6 تا 48

فصل دوم: نام خلیج فارس در گذر زمان

شامل 13 بخش است که 7 گفتار آن  دوره های مهم تاریخی  را بررسی می کند  گفتار هشتم : از ص 88 تا 98 :

 معاهدات و قراردادها که در همشهری و مجله کتاب ماه 155  هم چاپ شده

و حقوق بین الملل دریاها و مصوبات سازمان ملل است  

 

 

گفتار سیزدهم

 

  که پیشتر در همشهری دیپلماتیک اسفند 1383 و هم در باشگاه اندیشه چاپ شده بود :  اعتراف روشنفکران بزرگ عرب به اینکه خلیج فارس قابل تغییر نیست 

 فصل سوم: تحریف اسناد تاریخی. در بردارنده 8 گفتار

 سابقه تحریف - اولین تحریف گران - ددلایل تحریف و دشمنی -

فصل چهارم: گزافه نویسی دیگران و مسئولیت ما. 8 گفتار دارد که پاسخ به ادعاهای تحریف گران و چه باید کرد و راه حلها را بیان می کند

ضمایم نقشه ها و اسناد عربی انحصاری نویسنده را نشان می دهد.

 

مقدمه ی کتاب به قلم دکتر پیروز مجتهد زاده نگاشته شده است. در این مقدمه او به اهمیت تاریخی نام خلیج فارس اشاره دارد که از دیرباز و با کشف کتیبه ی داریوش در مصر پارسی بودن آن بدون هیچ شک و شبهه ای به اثبات می رسد و در میان جغرافی نویسان بعد از آن نیز شکی در مورد اینکه نام این پهنه ی آبی خاوری جهان که امروز اقیانوس هند و منشعباتش را دربر می گیرد باقی نمی گذارد.

 

کاربرد نام خلیج عربی را در قرن بیستم میان جوامع عربی، رقابت بغداد و مصر بر سر رهبری دنیای عرب می داند و تا زمان حاضر گسترش چشمگیری در میان کشور های عربی منطقه بدون در نظر گرفتن نظر «گروه متخصصان سازمان ملل متحد برای یکسان سازی اسامی جغرافیایی UNGEGN » مبنی بر استفاده از نام خلیج فارس، داشته است.

 

در فصل اول کتاب، به طور کلی به کاربرد علم جغرافیا به عنوان به عنوان کهن ترین علمی که در میان جوامع رواج داشته است و به سیر تاریخی تکامل این علم کاربردی در جهان می پردازد. در همین فصل به ریشه یابی و تفسیر و معنی تعدادی از واژگان (جم، عجم، ایران، پارس و پرشیا) پرداخته می شود.

 

در فصل دوم کتاب همان گونه که از نام این فصل « خلیج فارس در گذر زمان» بر می آید به سیر تاریخی درج نام خلیج فارس در اسناد و آثار به جا مانده از دوره ی باستان تا زمان حاضر در مورد اثبات نام خلیج فارس اشاره شده است.

 

فصل سوم کتاب تحت عنوان تحریف اسناد تاریخی سیر تاریخی اسنادی که در آنها سعی در تحریف این نام باستانی و جایگزینی  نام جعلی به جای آن صورت گرفته است را ذکر کرده و در بخش های جداگانه ای نقش کارگزاران استعمار انگلیس، نقش رهبران عربی، نقش رسانه های غربی و نقش رسانه های عربی و هم چنین نویسندگان مغرض در جعل نام خلیج فارس را مورد بررسی  قرار داده است.

 

در فصل چهارم کتاب، نویسنده بر آن شده است تا به ادعاهای واهی در مورد اطلاق نام خلیج عربی بر خلیج فارس پاسخ هایی  تاریخی ارائه دهد. در این فصل به بررسی یکی از کتاب  های منتشر شده به نام خلیج عربی از قدری قلعجی (قلعه چی) پرداخته است که در آن نویسنده مدعی شده است که «اصولاً در دوره ی امپراتوری پارسی، ایرانیان از صنعت دریانوردی برخوردار نبودند» و در حقیقت با اعلام این ادعا صد ها کتاب تاریخی و سنگ نوشته را که در آنها علناً به عظمت دریانوردی پارسیان اشاره داشته اند را نادیده گرفته است و با این ادعا قصد دارد که برتری دریایی ایران در خلیج را نادیده بگیرد.

 

در بخش ضمائم کتاب تعداد 23 عکس و نقشه که تعدادی از آنها در سال های اخیر توسط اعراب منتشر شده است  و در تمام آنها نام خلیج فارس به چشم می خورد به عنوان مثال یکی از این نقشه ها که در سال 2004 در وب سایت پادشاهی عربستان قرار گرفته است که نام آن بدون هیچ گونه تغییری خلیج فارس آمده است و در تصویر دیگری پنج یادداشت دبیرخانه ی سازمان ملل از سال 1976-1996 دیده می شود که در آن به استفاده از نام خلیج فارس در تمامی زبان های رسمی و کار تأکید شده است.

 

از ویژگی های کتاب اسناد نام خلیج فارس می توان به به روز بودن مطالب کتاب اشاره کرد که نویسنده توانسته است با دنبال کردن و احاطه ی کامل به اخبار و وقایع خبری مربوط به خلیج فارس در کشور های منطقه اخبار و اطلاعات جدید را در کتاب خود انعکاس دهد. مطالب این کتاب از سال 1381 به بعد به روز می باشد.

 

نام خلیج فارس ومغلطه های رسانه های عرب زبان

ادعاهای تکراری، بی پایه، بدون سند، مغلطه و سفسطه بازی مضحک آندسته از رسانه های افراطی برای وارونه جلوه دادن حقایق بدنبال هشدار ایران به شرکتهای هواپیمایی در مورد نام خلیج فارس، یکبار دیگر حقانیت طرفداران نام خلیج فارس این میراث کهن را که که صدها سند، کتاب و نقشه کهن اسلامی پشتوانه آن است را آشکارتر نمود .

روشنفکران قوم گرای عرب در طول چند دهه گذشته و در سالهای اخیر سلفی های تکفیری، علی رغم تبلیغات و وعده های توخالی هنوز نتوانسته اند حتی یک سند تاریخی و یا مستند قانونی ارایه نمایند که بر مبنای آن بتوان نام تاریخی و کهن خلیج فارس را تغییر داد. آنها بطور غیر قانونی و بدون اینکه رای و اجماع( UNCSGN )مجمع عمومی کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی و رای موافق بدنه کارشناسی سازمان (UNGEGN ) را داشته باشند بطور یکجانبه و غیر قانونی نام این آبراه بین المللی را تغییر داده اند. اخیرا در پاسخ به هشدار وزیر راه و ترابری کشورمان ، قومچی ها و تکفیری ها که در ارائه سند عاجز هستندبا مغلطه و سفسطه بازی برای اولین بار در لباس دلسوز وحدت اسلام و مسلمین ظاهر شده و اشک تمساح ریخته و اصرار ایران بر عدم تغییر نام این آبراه را خلاف وحدت جهان اسلام خوانده اند!

پاسخ به تمامی ادعاهای روشنفکران قوم گرا و یا سلفی و تکفیری در خصوص این نام، در کتاب "اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان" بطور مستند وبا اشاره به 300 کتاب اسلامی و عربی، یکصد نقشه اسلامی، 2000 نقشه خارجی و بیشتر از 30 قرارداد و عهدنامه دوجانبه و یا بین المللی ارائه شده است.

مروری بر ادعاهای رسانه های افراطی در خصوص تغییر نام خلیج فارس
توجیه وزیرامور خارجه کویت
وزیر امور خارجه کویت ضمن درخواست پرهیز از دامن زدن به اختلافات مربوط به نام خلیج فارس، در عین حال استفاده از نام جعلی آن را توجیه کرد، شیخ محمد صباح
السالم الصباح روز سه شنبه88/12/11 هنگام ترک کویت به مقصد قاهره برای شرکت در نشست وزیران امور خارجه کشورهای عرب در پاسخ به پرسشی درباره موضعگیری ایران در قبال اقدام سفارت کویت در تهران مبنی بر استفاده از نام جعلی به جای خلیج فارس گفت: ما این گونه امور را مدتهاست پشت سر گذاشته و پایان داده ایم و نام آن برای ما خلیج عربی و برای ایرانی ها خلیج فارس است و از این رو نباید این موضوع محل اختلاف باشد! وی افزود: زیرا ما از سمت عربی به آن" خلیج عربی" اطلاق می کنیم و ایرانی ها نیز از سمت ایرانی به آن خلیج فارس می گویند. وزیر امور خارجه کویت در تاریخ 12/12/ 88 در مصاحبه با شبکه تلویزیون جهانی الجزیره مجددا بر همین سخنان تاکید کرد و گفت اختلاف درباره نام خلیج فارس نباید باعث اختلاف با ایران شود.

گفتنی است که 13 دسامبر 2009 نیز(نقل از شرق الاوسط) وزیر امورخارجه بحرین خطاب به وزیر محترم امورخارجه کشورمان گفته بود من از دوران مدرسه خلیج فارس بکار می برم حالا مدتی هم شما خلیج عربی بکار برید تا حساسیتها از بین برود!

دکتر سعدبن طفله عجمی وزیر پیشین فرهنگ کویت نیز در مطلب مشابهی که در روزنامه الاتحاد امارات مورخ 7/12/88 چاپ شده گفته است در بسیاری از مکانها بر سر نامها اختلاف هست مثلا انگلیسی ها تنگه بین انگلستان و فرانسه را کانال انگلیسی می خوانند و دیگران آن را کانال مانش می نامند جزایر فالکلند را اسپانی زبان ها مالویناس می نامند. اگر ایران تهدید خود برای جلوگیری از پروازها را عملی کند در واقع روابط خود را با کشورهای بسیار و همسایگانش قطع می کند و خود را تحریم می کند.

روزنامه الرای چاپ امان،9/12/88 شورای سازمان ها و انجمن های اسلامی در اردن که یک گروه سنی افراطی است اظهارات اخیر حمید بهبهانی را برخلاف اسلام دانسته است. این گروه که تا کنون در خصوص هوس قوم گرایان عرب برای تغییر نام کهن و مورد قبول جهانی به نام یک قومیت منطقه ای هیچگونه واکنشی نشان نداده است حتما می داند که اگر کار ایران در اصرار بر حفظ نام تاریخی خلاف اسلام است بطریق اولی اقدام قوم گرایان عرب حتما غیر اسلامی تر و غیر منطقی تر است. بدیهی است که افراط گرایی عربی برای تغییر این نام تاریخی بنفع هوسهای قومی گناهی بزرگتر و خلافی عمده تر و اقدامی ضد اسلامی تر می باشد. زیرا که نام تاریخی خلیج فارس در طول دو هزاره گذشته به میراث فرهنگی تمام ملیت های منطقه و جهان تبدیل شده است.

در بیانیه مذکور آمده است:" نام خود ایران نیز از هر عبارت و کلمه فارسی خالی است! ایران دست به تهدیدی زده که منجر به خسارت های بسیاری برای شرکت های هواپیمایی عربی و اسلامی در منطقه می شود این اقدام ایران، منطقه را در مسیر رویارویی قرار می دهد ولی ایران خود خواهان هم پیمانی وهمبستگی میان مسلمانان است. ایران گفته که از اجماع اسلامی دفاع کرده و برای برقراری آن تلاش می کند و برای رسیدن به این هدف موسسه های بسیاری را برای گفت وگو و تقریب ایجاد کرده است."

شورای سازمان ها و انجمن های اسلامی در اردن در بیانیه خود اضافه کرده است: تهدید کشورهای همسایه در خلیج ع ربی به صورت عام به سود منافع منطقه و به صورت خاص به سود ایران نیز نیست. این نشان دهنده موفقیت طرحی است که براساس آن صهیونیسم جهانی به دنبال ایجاد تفرقه بین ایران و جهان عرب است تا بتواند منطقه را به سمت نزاع بکشاند."

این گروه که در پوشش طرفدار وحدت جهان اسلام ظاهر شده اگر واقعا این همه به وحدت و منافع مسلمانان توجه دارد، بهتر بود به جای صغرا و کبرا چیدن های مضحک، از قوم گرایان عرب می خواست که بر تغییر نام خلیج فارس اصرار نداشته باشند و به واقعیت های تاریخی پایبندبوده وبرای تغییر نام واقعی "خلیج فارس" اینهمه هزینه نکنند.

کویت:
عاید المناع تحلیلگر سیاسی در کویت در گفتگو با العربیه می گوید :
نام خلیج فارس نامگذاری استعماری است نه نامگذاری فارسی(ایرانی) یعنی کشورهای غربی چنین نامی را رایج کرده اند.

ایران به نام رسمی شط العرب اعتماد و اعتقادی ندارد و به جای آن از اروند روداستفاده می کند و با این حال از تغییر نامهای عربی در منطقه اهواز خودداری نمی کند. نمی توان فقط از احساسات ایرانیان سخن گفت و احساسات مردم عرب را از یاد برد زیرا مردم عرب بیشتر جزء غربی خلیج فارس را تشکیل می دهند و حتی در جزء شرقی در منطقه اهواز همه عرب هستند فقط مردم یک سوم از خلیج فارس در جهتی که به سمت ایران است غیر عرب هستند و بقیه مردم عرب هستند پس چرا ایران برای احساسات مردم عرب احترام قائل نیست وی می افزاید نامگذاری خلیج فارس و مسئله تاریخی آن پذیرفتنی است و نیز درست است که جمال عبدالناصر اسم خلیج عربی را رایج کرد اما این نامگذاری پیش از جمال عبدالناصر هم وجود داشته است یعنی در قرن اول میلادی شخصی به نام بلینی وینگا این نام را برای این منطقه به کار برده است!! به گفته وی قولی وجود دارد که چهارصد و شصت سال پیش از میلاد مسیح این منطقه با نام خلیج عربی شناخته می شده است بلکه نامهای دیگری داشته مانند خلیج بصره خلیج بحرین و خلیج عمان و همه این نامها وجود دارد همانطور که نام خلیج فارس هم موجود است به گفته عاید المناع سوال این است که اگر ایران از این سخن می گوید که نام خلیج فارس در مستندات سازمان ملل و نقشه های بین المللی وجود دارد چرا این همه اصرار می ورزد کشورهای عربی هم آنرا به کار ببرند وی می افزاید البته نام خلیج فارس در نهایت نامگذاری استعماری است نه نامگذاری فارسی یعنی کشورهای غربی چنین نامی را به کار بردند هرچند پس از برپایی انقلاب اسلامی این مسئله مطرح شد که انرا خلیج اسلامی بنامند ولی متاسفانه ایران همچنان اصرار می ورزد که نام خلیج فارس را به کار ببرد و این بسیار عجیب است به گفته این تحلیلگر کویتی هدف ایران این است که بگوید ما از بحرانها هراسی نداریم یا اینکه دست کم هدف ایران این است که توجه جهانیان را از مسائل داخلی ایران به موضوعات خارجی و به ویژه به کشورهای همسایه معطوف کندوی می افزاید این توجیهات در حقیقت توجیهات ضعیفی است ولی متاسفانه ایران از این توجیهات استفاده می کند و حتی هواپیمای پاکستانی را وادار می کند که به سبب مسائل امنیتی در تهران بنشیند و این نوعی خود را برتر دانستن نسبت به کشورهای خلیج فارس است و اینکه این کشورها قدرت عکس العمل ندارند در حالی که چنین رفتاری شایسته حکومت جمهوری اسلامی ایران نیست که بخواهد درمورد نامگذاری خلیج به خلیج فارس اصرار بورزد و حق دیگران را از نامگذاری عربی سلب کند به گفته عاید المناع شاه نیز در گذشته هنگامی که کشورهای عربی تصمیم گرفتند نام خبرگزاری خلیج عربی را به کار ببرند اعتراض کرد و تهدید کرد و باعث شد که انها از این نامگذاری خودداری کنند ایا کشورهای عربی هم اکنون نیز با شاه جدیدی روبرو هستند وی می افزاید من معتقدم مقامات ایرانی هر چند قابل احترامند ولی هم اکنون در حالت بحران به سر می برند و این نتیجه مقابله با تلاشهای بین المللی است و در واقع نوعی ابراز قدرت و مبارزه طلبی و جبروت است و تصور می کنند ممکن است فشار سیاسی را کاهش دهد وی می گوید ایران در وضعیتی شبیه به محاصره اقتصادی به سر می برد به ویژه با جهان ایران به کشورهای عربی بیشتر نیاز دارد تا کشورهای خلیج فارس به ایران ایران نیاز دارد که از شرکتهای هوایی خلیج فارس هواپیما اجاره کند و از طرق خلیج فارس عبور کند و همچنین مردمی که می خواهند از خلیج فارس برای زیارت مشهد و مکانهای دیگر در ایران سفر کنند نیاز به کشورهای خلیج فارس دارند و در نتیجه به مصلحت ایران نیست که بحران جدیدی ایجاد کند ولی با تاسف بسیار دولت ایران با حالتی عصبانی چنین تصمیمی گرفته است و در نتیجه بحرانی برای هیچ پدید امده است و اصلا ضرورتی نداشته است که یک شرکت هوایی یونانی اصطلاح خلیج عربی را به کار ببرد و ایران چنین تصمیمی بگیرد بلکه می توانستند از شرکت یونانی بخواهند چنین اصطلاحی را به کار نبرد و در نتیجه بحران پایان یابد در حالی که می بینیم این مسئله ادامه یافته و به مداخله در امور شرکتهای هواپیمایی عربی کشیده شده است و اگر فرض کنیم کشورهای عربی داخل هواپیما یا کابین هواپیما نقشه های خود را نصب کنند چه زیانی برای ایران خواهد داشت و ایا می توان گفت که کشورهای عربی از شرکتهای هواپیمایی ایران بخواهند که نوشته های فارسی یا اصطلاح خلیج فارس را به کار نبرند به گفته این تحلیلگر عرب کشورهای عربی به این علت اصطلاح خلیج را بیشتر به کار می برند تا خلیج عربی تا مقامات ایران ناراحت نشوند و انان نیز باید متقابلا چنین برخوردی داشته باشند و نگذارند قضیه تا این حد بزرگ شود.

امیر موسوی تحلیلگر سیاسی در تهران نیز در گفتگو با العربیه در پاسخ به این سوال که ایران در پی چه هدفی است که چنین بحرانی را پدید اورده است می گوید در واقع چنین درخواستی بحران نیست بلکه یک سوء تفاهم است و ایران خواهان این است که این مسئله را از طریق سیاسی حل کند زیرا نوعی توهین به احساسات ایرانیانی است که بیشترین جمعیت مسافرانی را تشکیل می دهند که از طریق شرکتهای هواپیمایی عربی راهی تهران می شوند در حقیقت مسافرانی در پروازها هستند که اصرار می ورزند که در نامگذاری دقت شود و اصطلاح خلیج فارس به کار رود و اصطلاح دیگر را توهین به خود و توهین به حاکمیت ایران می دانند و این نامگذاری بنابر تاریخ و مدارک سازمان ملل متحد خلیج فارس است و این نام در زمان حکومت جمال عبدالناصر تغییر کرد یعنی در زمانی که شاه سابق در ایران با رژیم صهیونیستی همکاری داشت و از طریق اعطای نفت به آن کمک می کرد و این تغییر به سبب مواضع سیاسی کشورهای عربی تغییر کرد و سپس بر ان اصرار ورزیدند و به ان پایبند ماندند نامگذاری خلیج عربی در اغاز دهه شصت اتفاق افتاد موسوی می افزاید مردم ایران هنگامی که می بینند در فضای ایران از اصطلاح خلیج عربی استفاده می شود ناراحت می شوند زیرا به اعتقاد ایرانیان این اصطلاح جدید وغیر واقعی و ساختگی است و به همین علت مقامات ایرانی درخواست کرده اند که احساسات مردم ایران محترم شمرده شود به ویژه در فضای ایران و البته ممکن است شرکتهای هواپیمایی نیز برای احترام به احساسات ایرانیان هرچند در فضای ایران از به کار بردن این اصطلاح خودداری کنند به ویژه انکه شرکتهای هوایی کشورهای عربی ماهیانه صدها هزار دلار از طریق مسافران ایرانی به دست می اورند و تقریبا همه مسافران انها جز عده ای معدود ایرانی هستند و درصورتی که به درخواست تهران عمل نکنند خود انها خسارت خواهند دید موسوی می افزاید کشورهای عربی بیش از ایران این مسئله را بزرگ کرده اند و متاسفانه کشورهای عربی ماه گذشته از شرکت ورزشکاران خود در مسابقات کشورهای اسلامی در تهران ممانعت کردند به این علت که هیئت المپیک در تهران مدالهایی را که تهیه کرده بود نام خلیج فارس را روی انها نوشته بود و عربها مسابقات را تحریم کردند و در نتیجه مسابقات تعطیل شد و در ان زمان بلوای تبلیغاتی بر سر این موضوع پدید نیامد در حالی که این مسئله برای ایران بسیار مهم بود در حالی که هم اکنون می بینیم درمورد مسئله خلیج یا خلیج عربی که مربوط به کشورهای عربی است این همه سر و صدای تبلیغاتی به پا کرده اند وی تا کید می کند این مسئله بسیار مهمی بود که کشورهای عربی جلوی برگزاری مسابقات بین المللی اسلامی را گرفتند ولی ایران انرا چندان بزرگ نکرد ولی متاسفانه در مسئله ای که به احساسات مردم ایران مربوط می شود ایران چنین تصمیمی گرفت و از شرکتهای هواپیمایی خواست بنابر دلایل اخلاقی چنین احترامی را برای احساسات ایرانیان قائل شوند علاوه بر اینکه نام خلیج فارس مسئله ای تاریخی و غیر قابل انکار است و دیدیم صدام هنگامی که وارد کویت شد و نام انرا به کاظمه تغییر داد ایران برضد صدام موضعگیری کرد و ایا می توان اسم مکانهای مختلف را تغییر داد و ایران خواستار این است که همه برای چنین نامگذاریهایی احترام قائل شوند زیرا ملتها انها را میراث تاریخی می دانند.

ملاحظه: برخلاف ادعای کذب روشنفکران عرب، پلینی جغرافی دان قرن اول میلادی هم از خلیج فارس و هم از خلیج عربی نام برده است که منظور وی دریای سرخ بوده است و تصور وی این بوده که این دو خلیج به هم وصل هستند وی خلیج فارس را دریایی بزرگ در امتداد بسوی شرق نامیده است.

العربیه مدعی شد نام خلیج فارس باعث بحران جدید میان ایران و کشورهای
عربی شد. 1388/12/4.
العربیه مدعی است نام خلیج فارس باعث بحران جدید میان ایران و کشورهای عربی شده است به گزارش شبکه تلویزیونی العربیه ایران تهدید کرده است درصورتی که کشورهای عربی به جای اصطلاح خلیج فارس آنگونه که تهران می گوید از خلیج عربی استفاده کنند به شرکتهای هواپیمایی این کشورها اجازه نخواهد داد از فضای هوایی ایران استفاده کنند تصمیم تهران نشانه بحرانی جدید میان ایران و کشورهای عربی در افق روابط میان این کشورها به شمار می رود سوال این است که تهران در حالی که تحت فشار شدید بین المللی در ارتباط با پرونده هسته ای است از اینکه با کشورهای اطراف خود وارد بحران جدیدی شود چه سودی خواهد برد و چه بهره ای نصیب ایران خواهد شد اگر شرکتهای هواپیمایی کشورهای عربی پروازهای خود را به ایران متوقف کنند زیرا در این صورت کشورهای عربی نیز ورود هواپیماهای شرکتهای هوایی ایران را به اسمان خود ممنوع خواهند کرد حسن فحص گزارشگر العربیه می گوید ایا اقدام جدید ایران یک عکس العمل سیاسی مطالعه نشده است یا تلاشی است که هدف ان ایجاد موازنه قدرت جدید منطقه ای است تلاشی که منطقه را به طور مستقیم تهدید می کند یا شاید بتوان گفت هدف ایران این است که از کشورهای عربی اعتراف بگیرد که ایران را به عنوان کشوری قدرتمند می پذیرند انهم به سبب نامگذاری محدوده آبی بین ایران و جهان عرب این در حالی است که نامگذاری در واقع از نظر قوانین بین المللی هیچ چیز را تغییر نمی دهد همانگونه که به اعتقاد کارشناسان در امور پروازهای غیر نظامی ایران نیز این حق را ندارد که طرفهای دیگر را مجبور کند نامگذاری مورد نظر ایران را استفاده کنند تصمیم ایران که هر شرکت هواپیمایی که نام خلیج فارس را به کار نبرد نخواهد توانست از پانزده تا سی روز در فضای ایران برای پرواز استفاده کند و درصورت تکرار چنین شرکتهایی به طور کامل از پرواز بر فراز ایران منع خواهند شد قابل قبول نیست علاوه بر اینکه اگر این تصمیم عملی شود تاثیر منفی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت زیرا از بسیاری از خدمات این پروازهای هوایی محروم خواهد شد و در نتیجه کشورهای عربی مجبور خواهند شد شرکتهای هواپیمایی غیر نظامی ایران را از پرواز بر فراز اسمان خود منع کنند آنهم در فضایی که پل ارتباطی بین ایران و قسمت بزرگی از جهان محسوب می شود کارشناسان معتقدند تصمیم جدید ایران بر مشکلات این کشور خواهد افزود و این کشور را وارد نزاعی جانبی خواهد کرد انهم در زمانی که ایران در معرض فشارهای بین المللی بر سر پرونده هسته ای است همچنین این تصمیم در مرحله ای گرفته شده که اختلاف ایران با امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه و نیز اختلاف بر سر فلات قاره با کویت به نتیجه ای نرسیده و همچنان پابر جاست در مقابل این سوال مطرح می شود که چرا ایران به نامگذاری بین المللی و رسمی شط العرب اعتماد و اعتقادی ندارد و به جای ان از اروند رود استفاده می کند و با این حال از تغییر نامهای عربی در منطقه اهواز خودداری نمی کند.

عاید المناع تحلیلگر سیاسی در کویت در گفتگو با العربیه می گوید نمی توان فقط از احساسات ایرانیان سخن گفت و احساسات مردم عرب را از یاد برد زیرا مردم عرب بیشتر جزء غربی خلیج فارس را تشکیل می دهند و حتی در جزء شرقی در منطقه اهواز همه عرب هستند فقط مردم یک سوم از خلیج فارس در جهتی که به سمت ایران است غیر عرب هستند و بقیه مردم عرب هستند پس چرا ایران برای احساسات مردم عرب احترام قائل نیست وی می افزاید نامگذاری خلیج فارس و مسئله تاریخی آن پذیرفتنی است و نیز درست است که جمال عبدالناصر اسم خلیج عربی را به رایج کرد اما این نامگذاری پیش از جمال عبدالناصر هم وجود داشته است یعنی در قرن اول میلادی شخصی به نام بلینی وینگا این نام را برای این منطقه به کار برده است به گفته وی قولی وجود دارد که چهارصد و شصت سال پیش از میلاد مسیح این منطقه با نام خلیج عربی شناخته می شده است بلکه نامهای دیگری داشته مانند خلیج بصره خلیج بحرین و خلیج عمان و همه این نامها وجود دارد همانطور که نام خلیج فارس هم موجود است به گفته عاید المناع سوال این است که اگر ایران از این سخن می گوید که نام خلیج فارس در مستندات سازمان ملل و نقشه های بین المللی وجود دارد چرا این همه اصرار می ورزد کشورهای عربی هم انرا به کار ببرند وی می افزاید البته نام خلیج فارس در نهایت نامگذاری استعماری است نه نامگذاری فارسی یعنی کشورهای غربی چنین نامی را به کار بردند هرچند پس از برپایی انقلاب اسلامی این مسئله مطرح شد که انرا خلیج اسلامی بنامند ولی متاسفانه ایران همچنان اصرار می ورزد که نام خلیج فارس را به کار ببرد و این بسیار عجیب است به گفته این تحلیلگر کویتی هدف ایران این است که بگوید ما از بحرانها هراسی نداریم یا اینکه دست کم هدف ایران این است که توجه جهانیان را از مسائل داخلی ایران به موضوعات خارجی و به ویژه به کشورهای همسایه معطوف کندوی می افزاید این توجیهات در حقیقت توجیهات ضعیفی است ولی متاسفانه ایران از این توجیهات استفاده می کند و حتی هواپیمای پاکستانی را وادار می کند که به سبب مسائل امنیتی در تهران بنشیند و این نوعی خود را برتر دانستن نسبت به کشورهای خلیج فارس است و اینکه این کشورها قدرت عکس العمل ندارند در حالی که چنین رفتاری شایسته حکومت جمهوری اسلامی ایران نیست که بخواهد درمورد نامگذاری خلیج به خلیج فارس اصرار بورزد و حق دیگران را از نامگذاری عربی سلب کند به گفته عاید المناع شاه نیز در گذشته هنگامی که کشورهای عربی تصمیم گرفتند نام خبرگزاری خلیج عربی را به کار ببرند اعتراض کرد و تهدید کرد و باعث شد که انها از این نامگذاری خودداری کنند ایا کشورهای عربی هم اکنون نیز با شاه جدیدی روبرو هستند وی می افزاید من معتقدم مقامات ایرانی هر چند قابل احترامند ولی هم اکنون در حالت بحران به سر می برند و این نتیجه مقابله با تلاشهای بین المللی است و در واقع نوعی ابراز قدرت و مبارزه طلبی و جبروت است و تصور می کنند ممکن است فشار سیاسی را کاهش دهد وی می گوید ایران در وضعیتی شبیه به محاصره اقتصادی به سر می برد به ویژه با جهان ایران به کشورهای عربی بیشتر نیاز دارد تا کشورهای خلیج فارس به ایران ایران نیاز دارد که از شرکتهای هوایی خلیج فارس هواپیما اجاره کند و از طرق خلیج فارس عبور کند و همچنین مردمی که می خواهند از خلیج فارس برای زیارت مشهد و مکانهای دیگر در ایران سفر کنند نیاز به کشورهای خلیج فارس دارند.

88/12/04 مطبوعات روز سه شنبه امارات به طور گسترده به سخنان وزیر راه و ترابری ایران در مورد نام خلیج فارس پرداختند و با گزارشهای مغرضانه این موضوع را منعکس کردند.
گلف نیوز نوشت: تصمیم وزیر راه ایران مبنی بر توقیف هواپیماهایی که از نامهای دیگری به جز خلیج فارس در نمایشگر هواپیماهای خود استفاده کنند، منجر به ایجاد تنش در منطقه شده است.
این روزنامه ادعا کرد: علاوه بر آن نزاع ایران با آمریکا و متحدانش بر سر فعالیتهای هسته ای این کشور و موقعیت کشورهای عرب منطقه که بین ارتباط با واشنگتن و ترس از ایران گیر کرده اند، نیز مزید بر علت شده است.
روزنامه اماراتی افزود: کشورهای عرب حاشیه خلیج (فارس ) نیز مانند آمریکا از بلندپروازی های هسته ای تهران نگرانند.
بسیاری از این کشورها امکاناتی را به نیروهای نظامی ایالات متحده اختصاص داده و برخی نیز طی سالهای اخیر اقدام به خرید تسلیحات نظامی از آمریکا کرده اند.
این منبع افزود: ایران با همسایگان عربش بر سر نامگذاری آبهایی که آنها را از هم جدا می کند، اختلاف دارد.
در حالی که اعراب در برابر کسانی که این دریا را خلیج فارس می نامند، انعطاف نشان داده اند، اما ایران همواره مصر بوده که از لحاظ تاریخی و در میان همه ملتها به عنوان پارس شناخته شده و همواره در برابر هر فرد و یا سازمانی که از نامی غیر از خلیج فارس استفده کرده ، موضع گرفته است.
این در حالی است که در ماه ژوئن گذشته محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران از حامیان پر و پا قرص نامگذاری خلیج فارس ، ضمن حضور در نشست غزه که در دوحه تشکیل شد، به خاطر نشستن زیر پرچمی که روی آن خلیج عربی نوشته شده بود، شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت.
روزنامه نشنال نیز در گزارش تحریک آمیزی از اقدام اخیر ایران مبنی بر منع پرواز هواپیماهایی که در مانیتور خود به جای واژه خلیج فارس از کلمات جعلی استفاده می کنند، با عنوان تهدید نام برد. این روزنامه نوشت: سخنگوی خطوط هواپیمایی امارات ایرلاین در اینباره گفته است، سعی ما بر این بوده که در اشاره به این منطقه هیچ نامی ذکر نشود. ما تنها به شهرهای مقصد خود در مجله و یا سایت اشاره می کنیم.
سایر خطوط هواپیمایی امارات از جمله ایرعربیا و الاتحاد هنوز اظهار نظری در این مورد نداشته اند. خطوط هوایی گلف ایر نیز اعلام کرده که هیچ نامی را در اشاره به این منطقه به کار نخواهد برد.
دکتر عبدالخالق عبدالله استاد علوم سیاسی در دانشگاه امارات در این خصوص می گوید: گمان نمی کنم که این اقدام یک تهدید به حساب آید. به نظر موضوع کم اهمیتی است که ایران دارد آن را سیاسی می کند. به نظر موضوعات بسیار مهمتری در منطقه وجود دارد که بتواند توجه ایران را به خود جلب کند.
روزنامه عرب زبان" الامارات" نیز به این مساله پرداختند و الاتحاد در این ارتباط نوشت : اقدام ایران خشم شدید کشورهای عربی را برانگیخته است.
این روزنامه افزود: عربستان در واکنش به این اقدام سخن گفته و با سیاسی توصیف کردن این تصمیم آن را اقدامی بس اشتباه در زمانی اشتباه خوانده استایران با دست خود آن هم در زمانی که با قدرتهای غربی بر سر موضوع هسته ای با چالش روبه رو است، خود را به دردسر انداخته است.

البیان نیز نوشت: ایران با این اقدام، خود را از دریافت هزینه های ترانزیت محروم کرده و البته باید عواقب رفتارهای متقابل کشورهای عربی نسبت به خطوط هوایی خود را بپذیرد. کشورهای عربی موضع خلیج فارس را حساس نمی دانند، آنها موضعگیری خود را علیه خواسته ایران مبنی بر ناسیونالیست گرایی و بلندپروازی های این دولت در منطقه اعلام کرده اند. سرمقاله روزنامه اماراتی درباره نام خلیج فارس
88/12/05 روزنامه خلیج تایمز امارات در سرمقاله روز چهارشنبه خود در خصوص نام خلیج فارس، نوشت: ایران بخاطر برنامه بحث انگیز هسته ای ، در سطح منطقه و بین المللی روز بروز خود را منزوی تر می یابد.

این روزنامه در این سرمقاله با عنوان خلیج عربی یا فارس افزود: در چنین شرایطی انتظار می رود که آیت الله ها در تعامل با همسایگان عرب و مسلمانشان با احتیاط بیشتر و به صورت منطقی تری عمل کنند.

حمید بهبهانی وزیر راه ایران به خطوط هواپیمایی خارجی هشدار داده که در صورت استفاده نکردن از واژه خلیج فارس در نمایشگر هواپیماهایشان، اجازه نخواهند داشت که در حریم هوایی ایران پرواز کنند.

بر پایه این گزارش ، وی حتی تا آنجا پیش رفته که این شرکتها را به توقیف هواپیماهایشان در صورت استفاده از اسم خلیج عربی به جای خلیج فارس ، برای نامیدن این آبراه افسانه ای که ایران و شبه جزیره عرب را از هم جدا می کند، تهدید کرده است. روزنامه اماراتی نوشت : هنوز معلوم نیست که وزیر راه و ترابری ایران این اظهارات را با مسوولیت شخصی ابراز کرده ، یا اینکه این نیز یک سیاست جدید از سوی دولت جمهوری اسلامی است.

خلیج تایمز افزود: توجیه این اقدام هرچه که باشد، موضعگیری تند تهران در این زمینه مایه تاسف بوده و تاثیر بدی بر روابط ایران با دنیای عرب و همینطور ثبات و امنیت منطقه خواهد داشت.

صراحتا با توجه به چالشهای بی شماری که مردم منطقه با آن دست به گریبانند، می توانیم به گونه ای عمل کنیم که از ایجاد چنین چالش ناخوشایند و بیهوده ای در زمینه روابط ایران و اعراب خودداری شود.

به نوشته روزنامه اماراتی، چه چیزی در یک اسم است، نامیدن این آبراه تحت عنوان خلیج فارس یا خلیج عربی چیزی را از نظر سیاسی یا جغرافیایی در منطقه تغییر نخواهد داد و مطمئنا هر دو طرف دلایل کافی برای دفاع از عقیده خود دارند.

این آبراه همیشه تحت عناوین خلیج عربی و فارسی شناخته شده و شاید هیچکدام از این اسامی نادرست نیستند. لذا اینکه اعراب یا ایرانی ها چه اسمی برای آن انتخاب کنند نباید مساله ساز باشد. خلیج تایمز افزود: این موضوع زمانی مشکل ساز می شود که یکی از طرفین نه تنها اصرار دارد که حق با او است، بلکه می خواهد طرف مقابل نیز نظر وی را برسمیت بشناسد. این کاری است که ایران انجام می دهد.

بیایید نگاهی به ماهیت طبیعی خلیج(فارس ) بیندازیم.
اگر این خلیج (فارس ) دولتهای عربی را در یک کرانه خود دارد ( امارات، عربستان سعودی ، عمان، قطر، بحرین و کویت ) در آن سوی سواحل خود نیز ایران را دارد، لذا عملا هم اعراب و هم ایرانیان از حقوق مساوی در این زمینه برخوردار بوده و محق هستند بر آن هر اسمی که می خواهند بگذارند.

روزنامه اماراتی افزود: شاید به همین دلیل است که شش کشور عضو شورای همکاری مدتها قبل تصمیم گرفتند از اسم شورای همکاری کشورهای عربی ناحیه خلیج (فارس ) برای خود استفاده کنند، به این ترتیب حضور کشوری غیر عرب را نیز در منطقه خلیج (فارس ) برسمیت شناخته اند.

لذا تمامی این اظهارات خشن و منازعات دیپلماتیک از سوی ایران، عبث و غیرضروری به نظر می رسد، مضافا اینکه ایجاد تنش در روابط کشورهای مسلمان آن هم بر سر مساله ای چنین کم اهمیت، فایده ای برای هیچیک از طرفین نداشته و تنها باعث تشدید خصومت آنها خواهد شد.

خلیج تایمز افزود: در حال حاضر امارات سخت در تلاش است تا بر سر مساله ترور فرمانده حماس در دبی با اسراییل برخورد کند و در این زمینه حمایت هر چه بیشتر همسایگان و دوستانش را می طلبد.
با این اوصاف ایران از کدام طرف حمایت می کند؟ پس بگذارید این فاصله را کمتر کنیم.

استاد دانشگاه در مصر:
ایرانی ها درباره نام خلیج فارس بسیار حساس هستند.
استاد روابط بین الملل مصر با این توجیه که ایرانی ها درباره نام خلیج فارس بسیار حساس هستند مدعی شد که ایرانی ها به دنبال احیاء امپراطوری فارسی در منطقه هستند. امیره الشنوانی در گفتگو با شبکه تلویزیونی العربیه درباره تصمیم جمهوری اسلامی ایران مبنی بر جلوگیری از عبور هواپیمایی های که به جای واژه خلیج فارس از واژه مجعول خلیج ع رب ی استفاده می کنند گفت این تصمیمی بسیار خطرناک و عجیبی است چرا که سبب افزایش تنش در منطقه خواهد شد منطقه ای که با وجود مساله هسته ای ایران و تهدیدهایی که هم اکنون وجود دارد ظرفیت تنش بیشتری را ندارد وی گفت دقایقی پیش در کنفرانسی که در باشگاه دیپلماسی مصر برگزار شده بود حضور داشتم که درباره مساله هسته ای ایران برگزار شده بود و مجتبی امانی رئیس مرکز حافظ منافع ایران در قاهره نیز در انجا حضور داشت از وی درباره این مساله پرسش کردم که گفت برخی از خبرگزاری ها این خبر را بطور نادرست منعکس کرده اند و خبر این بوده که یک فروند هواپیمای خطوط هوایی ایران با خدمه پرواز یونانی در اسمان بوده است که یکی از کارمندان یونانی به مسافران با توجه به نقشه ای که داشته توضیح می داده است که هم اکنون بر فراز خلیج ع رب ی پرواز می کنند. مجری العربیه پرسید ایران خلیج را فارسی و کشورهای عربی ان را عربی می دانند این مساله در قوانین بین المللی چگونه باید حل و فصل می شود این استاد روابط بین الملل مصری پاسخ داد من به نماینده ایران گفتم که بهتر است با توافق بین ما و شما اسم آن فقط خلیج باشد و صفت عربی یا فارسی بر ان اضافه نشود تا این مشکل حل و فصل شود اما وی لبخندی زد و چیزی نگفت به نظر می رسید که این پیشنهاد خوشایند او نبود بلکه انها خواهان این هستند تا ان را خلیج فارس بدانند و ما نیز در مقابل نیز می خواهیم صفت عربی بر ان اضافه کنیم به نظر من راه دیگری ندارد ایرانی ها به این مساله با حساسیت زیاد نگاه می کنند که این مساله سبب نگرانی ما از طمع ورزی های ایران در منطقه است و اینکه انها خواهان احیاء امپراطوی فارسی هستند.

کارشناس کویتی ادعاهای پوچ و بی اساسی را درخصوص خلیج فارس مطرح کرد.
کارشناس کویتی مدعی شد اسناد و مدارک زیادی دال بر عربی بودن خلیج فارس وجود دارد به گزارش شبکه تلویزیونی بی بی سی عربی عبدالهادی العجمی در گفتگوی اختصاصی با این شبکه درباره ماجرای نام خلیج و این که این خلیج فارس در اصل خلیج فارس است یا خلیج عربی گفت بدون شک این خلیج با توجه به انکه ساکنان اطراف آن عرب هستند خلیج عربی است اعراب در سواحل شرقی و غربی این خلیج فارس زندگی می کنند بر این اساس این خلیج عربی است و هیچ شکی نیز در این وجود ندارد وی در ادامه در پاسخ به سخنان امیر موسوی دیگر مهمان برنامه که از وجود حقایقی تاریخی دال بر فارس بودن این خلیج فارس حکایت می کنند گفت واقعیت های تاریخی که ایشان از انها سخن می گویند نادرست است اسناد انگلیسی نشان می دهد که در زمان های گذشته از عنوان خلیج عربی به طور گسترده استفاده می شده است وی ادامه داد پیشینه تاریخی که باید به ان اشاره کنم این است که وقتی فارس ها اقدام به اشغال سرزمین های عربی کردند کوشیدند هویت ساکنان عرب ساحل شرقی خلیج فارس را تغییر دهند به همین سبب مسئله بسیار حساس شد شما هیچ کشور عربی در حاشیه این خلیج پیدا نمی کنید که از شرکت های هواپیمایی ایران بخواهند نام خلیج فارس را تغییر دهند اما این مسئله به دو علت برای ایران اهمیت دارد یکی این که این کشور می خواهد هویت اعراب را که در سواحل شرقی خلیج فارس زندگی می کنند از جمله سرزمین های عربی که انها را اشغال کرده است از بین ببرد و نامگذاری ها را تغییر دهد به همین سبب فارس ها بر انکار هویت اعراب موجود در داخل ایران اصرار می ورزند نکته دیگر انکه اسناد زیادی وجود دارد که نشان می دهد از این خلیج با نام های خلیج عربی خلیج بصره و نام های دیگر یاد شده است العجمی در ادامه با اشاره به درخواست ایران از شرکت های هواپیمایی کشورهای حوزه خلیج فارس برای استفاده از نام خلیج فارس گفت ایا کشورهای حوزه خلیج چنین درخواستی را مطرح کرده اند و از شرکت های هواپیمایی ایران خواسته اند نام خلیج فارس را که روی انها نوشته شده است تغییر دهند وی در پاسخ به این که سازمان ملل این خلیج را خلیج فارس می داند گفت کشورهای حوزه خلیج فارس صدها نقشه برای سازمان ملل فرستاده اند و بارها با این سازمان مکاتبه کرده اند که در انها از نام خلیج عربی استفاده شده است اما هیچگاه سازمان ملل انها را به سبب وجود نام خلیج عربی رد نکرده است در همه اسناد و توافقنامه هایی که کشورهای حوزه خلیج فارس با سازمان ملل و دیگر کشورهای جهان امضا کرده اند از نام خلیج عربی استفاده شده است سازمان ملل طرف ذیربط در این ماجرا به شمار نمی رود.

پافشاری نماینده سلفی مجلس کویت بر نام جعلی برای خلیج فارس
88/12/12 نماینده سلفی مجلس کویت بار دیگر طی مقاله ای در روزنامه کویتی الوطن مدعی عربی بودن هویت خلیج فارس شد و بر استفاده از نام جعلی آن تاکید کرد. وبدون آنکه حتی یک سند را ارایه مند مدعی جعل اسناد توسط ایران شد این در حالی است که در خود کشورهای عربی تا کنون 5 اطلس با نامهای مختلف چاپ شده و حداقل 800 نقشه را با نام خلیج فارس نشان می دهد و تمام اسناد و قراردادهای کشورهای عربی ماقبل از سال 1960 خلیج فارس را با همین نام ثبت کرده اند.

ولید الطبطبایی در این مقاله تحت عنوان خلیج عربی تنها یک اسم نیست، اظهارات مجدی الظفیری سفیر کویت در تهران را مبنی بر اینکه اختلاف بر سر نام خلیج فارس اهمیتی ندارد و تغییر نام خلیج فارس به زمان انقلاب عربی ناصری (جمال عبدالناصر) مربوط می شود، مردود دانست.

وی در اینباره نوشت: این اظهارات در حالی است که ما در این زمینه شاهد تندروی ایران در سطح رسمی در ارتباط با نامگذاری خلیج به خلیج فارس هستیم و اظهاراتی عنوان می شود مبنی بر اینکه هر نامگذاری دیگری غیر از فارس ، جعلی و غیر قابل قبول است و ایران از هویت تاریخی خلیج فارس دفاع می کند و خلیج فارس بخش جدایی ناپذیر هویت ملی ایران است.

وی افزود: از این گذشته طی سالهای اخیر درخواستهایی در روزنامه های رسمی ایران مطرح شده است، مبنی بر اینکه ایران حق سلطه بر سایر خلیج عربی (فارس ) را دارد و سواحل عربی و کرانه غربی خلیج در اصل مستعمره بلاد فارس قبل از اسلام بوده است و نام خلیج فارس تنها نامی است که بر خلیج عربی ( فارس ) اطلاق می شود و هیچ نام دیگری برای خلیج وجود ندارد.

الطبطبایی همچنین نوشت: در سال 2004 مقامات ایران از ورود اطلس موسسه نشنال ژئوگرافیک به کشور به خاطر اینکه نام خلیج عربی را در کنار نام خلیج فارس به کار برده بود، جلوگیری کردند.

همچنین درسال 2006 نیز از ورود مجله اکونومیست به ایران به دلیل استفاده از نام خلیج به جای خلیج فارس جلوگیری شد. در سال 2008 نیز تظاهراتی علیه پایگاه اینترنتی گوگل به خاطر استفاده از نام خلیج عربی در نقشه خود، صورت گرفت.

وی همچنین نوشت: دلیل تندروی و گرایش ناسیونالیستی ایران در استفاده از نام خلیج فارس توجیهاتی است که می کوشد سایر قومیتهای غیر فارس را از کنار بزند.

وی در ادامه ادعاهای خود افزود: با مراجعه به تاریخ پی می بریم که ساکنان خلیج ع ربی حتی در سمت ایران نیز دارای ریشه های عربی بوده اند که از شبه جزیره عرب به سرزمینی که امروزه فارس نامیده می شود، مهاجرت کرده اند.

وی ادعا کرد: از این رو ساکنان سواحل و بنادر خلیج اغلب شان عرب هستند و اطلاعی در دست نیست که فارس ها اهتمام و توجهی به دریانوردی داشته اند به ویژه اینکه کوه های مرتفع زاگرس که بین بلاد فارس و خلیج عربی (فارس ) واقع شده آنان را از دریا جدا کرده است.

این نماینده مجلس کویت افزود: به لحاظ جغرافیایی نیز طول ساحل غربی از راس مسندم تا فاو حدود یک هزار و 350 کیلومتر و این در حالی است که طول نوار ساحلی ایران از 860 کیلومتر تجاوز نمی کند و به بیان دیگر سواحل عربی سه پنجم کل طول خلیج را در بر می گیرد.

وی نوشت: علاوه بر این، ایران آمیخته ای از قومیت هاست و فارس ها چیزی بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل نمی دهند و نیم دیگر جمعیت ایران آمیخته ای از اعراب، کردها، بلوچ ها، ترکمنها و آذری ها هستند و آنان نیز قطعا راضی به سیاست فارسی کردن و نادیده گرفتن حقوق اقلیتها به ویژه در حالی که نظام اسلامی همواره از حفظ حقوق مستضعفان دم می زند، نیستند.

وی افزود: از این رو پافشاری شدید ایران بر فارس بودن خلیج عربی مایه شگفتی است.
نماینده مجلس کویت افزود: هدف سیاسی ایران از دامن زدن و پافشاری بر فارس بودن نام خلیج عربی نه تنها به دلایل قومی بلکه برای تحمیل سلطه خود بر خلیج عربی و نشان دادن ایران به عنوان یک ابر قدرت منطقه ای است که بر اساس آن حق تحمیل منافع خود در سطح منطقه ای و بینالمللی را داشته باشد.وی با انتقاد از سخنان سفیر این کشور افزود: باید بر اسلام و عربی که زبان قرآن کریم و آخرین کتاب آسمانی است و به عنوان دو رکن اساسی از ارکان هویت ملی کشورهای شورای همکاری به شمار می رود، تاکید شود.

الطبطبایی نوشت: بدون شک این هویت از طریق دامن زدن به موضوع نام خلیج و نفی عربیت آن، مورد هدف قرار گرفته است.

وی افزود: کاری که در حال حاضر باید صورت گیرد، این است که از مطالعات و پژوهشهای تاریخی درباره کیان عربی و هویت عربی خلیج عربی و ایستادگی در برابر جعل حقایق و لطمه زدن به هویت اسلامی و عربی ساکنان شرقی و غربی خلیج، حمایت شود. چندی پیش نیز مقاله ای در الوطن با مضمون مشابه از همین نماینده مجلس بر علیه اظهارات مجدی الظفیری سفیر کویت در تهران به چاپ رسید.

ادعای نماینده کویتی اصرار ایران بر نام خلیج فارس مصرف داخلی دارد
نماینده اسلامگرای مجلس کویت در مقاله ای در شماره امروز روزنامه الوطن1388/12/14 این کشور مجددا به بررسی اختلاف بر سر نام خلیج فارس پرداخت دکتر ولید الطبطبائی در مقاله ای با عنوان خلیج عربی تاریخ و جغرافیا در کنار یکدیگر نوشت در مقاله ای در گذشته تاکید شد که نامگذاری خلیج فارس به نام خلیج عربی فارس آنطور که طرف ایرانی ادعا می کند وارونه جلوه دادن واقعیت ها نیست اگر عربها خلیج عربی را در گذشته دریای فارس می خواندند دریای مدیترانه را هم دریای روم و دریای سرخ را دریای حبشه می گفتند اما این نامها در زمانهای بسیار دور استفاده می شد و با گذشت قرنها نامها هم تغییر می کند و بلاد فارس به بلاد خراسان تبدیل شد و در زمان امپراتوری عثمان از بلاد فارس چیزی باقی نماند تا اینکه در قرن اخیر خانواده پهلوی ان را بار دیگر مطرح کرد و تلاش کرد امپراتوری کوروش فارسها را احیا کند حقایق تاریخی ثابت می کند که در بخش شمالی خلیج عربی فارس عربها و قبایل عربی به ویژه در بنادر و جزایر ان سکونت داشتند عربها در فاصله بین قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم حاکمیت خود بر خلیج عربی فارس زا حفظ کردند اما فارسها نزدیک سواحل زندگی نمی کردند و کوههای زاگرس بین بلاد فارس و سواحل خلیج عربی فارس فاصله ایجاد کرده بود کاری فرستاده فرانسه که در قرن هفدهم میلادی به خلیج عربی فارس سفر کرده بود در نوشته های خود تاکید می کند که بیشتر ساکنان بین بندر ریگ و بندرعباس از عربها بودند دیگر محققان تاریخی هم مانند کارستن نیپر گردشگر اروپایی هم در سال 1962 بر این مساله تاکید می کند و نام روستاهای عربی در سواحل خلیج عربی فارس را ذکر می کند که عبارتند از بندر عباس هرمز لارستان قشم مخا نخیلوه نابند عسلویه کنکون بوشهر بندر ریگ و هویزه نیبهاوزن کنسول هلند در سال 1756 هم در گزارش خود جزئیات بیشتری درباره تسلط عربها بر دریانوردی در خلیج عربی فارس و نفوذ انان در بندر بوشهر بیان می کند و ان را منطقه عربی می خواند مقاله نویس الوطن کویت می افزاید بسیاری از محققان معاصر اروپایی هم به اشتباه در نامگذاری خلیج فارس اشاره می کنند که یکی از انان رودیک اوین مورخ انگلیسی است که در دهه پنجاه قرن بیستم کتابی درباره مدارک خلیج عربی فارس منتشر کرد این مورخ تاکید می کند که به خلیج عربی فارس که تصور می کرد خلیج فارس است سفر می کند زیرا در نقشه های جغرافیایی فقط نام خلیج فارس را دیده بوده است او می گوید که نام خلیج عربی فارس درست تر است زیرا بیشتر ساکنان سواحل ان عرب هستند ارنولد ویلسون دیگر مورخ انگلیسی هم می گوید حکومت فارسها تسلط عملی بر سواحل شرقی خلیج فارس نداشت بلکه این منطقه از دوره شاپور دوم در قرن چهار در نفوذ عربها قرار داشت و این نفوذ پس از تشکیل کشور اسلامی هم ادامه داشت در ادامه این مقاله امده است اینها از نظر تاریخی بود اما از نظر جغرافیایی هم طول ساحل غربی خلیج فارس از فاو در شمال تا جنوب ان صد و سی و پنج کیلومتر است در حالی که ساحلی فارسی خلیج فارس کمتر از هشتصد و شصت کیلومتر است یعنی شصت درصد سواحل خلیج فارس در طرف عربی و چهل درصد در طرف فارسی قرار دارد بنابراین ادعای نظام ایران درباره اصرار بر خلیج فارس خواند خلیج عربی فارس درست نیست و در واقع این ادعا برای تحریک افکار عمومی داخل ایران و نیز با اهدف تسلط ایران بر خلیج فارس و توسعه طلبی مطرح می شود

ادعای وزارت خارجه عربستان تهدیدهای ایران مساله ای داخلی است
1388/12/5.
وزارت خارجه عربستان سعودی در واکنش به تهدید ایران مبنی بر تحریم ان دسته از شرکتهای هواپیمایی که از نام جعلی خلیج عربی استفاده کنند تصریح کرد این تهدید ایران یک مساله داخلی است به نوشته شماره امروز روزنامه الشرق الاوسط اسامه نقلی سخنگوی رسانه ای وزارت خارجه عربستان سعودی گفت تهدید ایران به تحریم شرکتهای هواپیمایی که در پروازهای خود از واژه خلیج عربی استفاده کنند و جلوگیری از ورود انها به حریم هوایی ایران یک مساله داخلی مربوط به این کشور است در همین حال عبدالرزاق ابو داوود استاد جغرافیایی سیاسی در دانشگاه عبدالعزیز در جده این تهدید ایران را امتداد و کش دادن یک مساله جدلی طولانی مدت و قدیمی درباره نامگذاری خلیج به خلیج عربی یا خلیج فارس دانست وی افزود این تهدید و اصرار ایران بر نامگذاری خلیج فارس تهدیدی ناشایست است بویژه که نام کشور پارس رسما در زمان رضا پهلوی به ایران تغییر نام داد بگونه ای که وی در بیست و هفتم ماه دسامبر هزار و نهصدو سی وشش دستور داد کلمه فارس به شکل نهایی از معاملات رسمی حذف و به جای ان از کلمه ایران استفاده شود اما حال معلوم نیست این اصرار ایران برای استفاده از واژه خلیج فارس به خاطر چیست این استاد دانشگاه ملک عبدالعزیز جده گفت حقایق موجود حاکی از ان است که سواحل عربی در امتداد خلیج فارس بسیار طولانی تر از سواحل ایران است و حتی بخشی از ایران که بر حاشیه خلیج فارس واقع است یعنی اهواز و بندر لنگه انها نیز سواحل عربی هستند که قبایل عرب در انها اسکان دارند وی تصریح کرد نامگذاری ها نمی تواند واقعیتهای موجود را تغییر دهد ضمن انکه منافع کشورهای عربی در خلیج بسیار بیشتر از منافع ایران است بویژه که هفت کشور عربی در سواحل خلیج مقابل یک دولت فارس که ایران است قرار دارند و این اصرار ایران به استفاده از خلیج فارس مرتبط با گرایشهای سیاسی نظام ایران است و به دیگر عوامل مرتبط نیست.

گزارش العربیه درباره تصمیم اخیر ایران درخصوص خلیج فارس
مجری شبکه تلویزیونی العربیه در برنامه نهایت الاسبوع (پایان هفته) 1388/12/7.گفت در پیام سیاسی و اقتصادی ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس و به طور کلی کشورهای عربی که بسیار تنش افرین تلقی شد دولت تصمیم گرفت به هر شرکت هواپیمایی که به جای خلیج فارس از عبارت خلیج عربی استفاده کند اجازه ندهد از حریم هوایی ایران استفاده کند یا در خاک این کشور فرود بیاید مجری العربیه افزود این تصمیم همزمان با اقدامات بین المللی در جهان ازجمله جهان عربی برای جلب حمایت از صدور قطعنامه اعمال تحریم های جدید بین المللی اتخاذ شد و اکنون این سئوال مطرح می شود که این تصمیم ایران چه معنای دارد و تنش چگونه اغاز شده است سیها بن سموش گزارشگر العربیه در گزارشی درباره این موضوع گفت این موضع ایران تنش افرین تلقی شد و تهران با این موضع کشورهای حوزه خلیج فارس را غافلگیر کرد و تهران تصمیم گرفته است به کسانی که خلیج فارس را عربی می دانند اجازه ندهد از حریم هوایی این کشور استفاده کنند گزارشگر العربیه افزود ایران به شرکتهای هواپیمایی خارجی که از فضای ایران استفاده می کنند شرط کرده است که از اصطلاح خلیج عربی استفاده نکنند بلکه ان را خلیج فارس بنامند و تهران گفت به طور تدریجی از ورود هواپیماهای کشورهایی که برخلاف دستورات ایران در این خصوص عمل کنند به فضای ایران جلوگیری خواهد کرد نامگذاری خلیج اخیرا ابعاد جدیدی به خود می گیرد و چند روز پیش یک کارمند یونانی بعد از اینکه از اصطلاح خلیج عربی در تابلوی نمایش شرکت هواپیمایی تجاری ایران کیش ایر استفاده کرد از سمتش برکنار شد این اقدام کارمند یونانی خشم مقامات ایران را برانگیخت و مقامات از شرکت خواستند از این حادثه عذرخواهی کند گزارشگر العربیه اظهار داشت همچنین فدراسیون ورزشی همبستگی اسلامی در عربستان ماه گذشته بعد از پافشاری طرف ایرانی بر نامگذاری خلیج عربی به خلیج فارس دوره بازیهای همبستگی اسلامی را که قرار بود اوریل اینده در ایران برگزار شود لغو کرد گزارشگر العربیه در پایان این گزارش گفت هفت کشور عربی یعنی عراق کویت عربستان بحرین قطر امارات و عمان و یک کشور هشتم یعنی ایران بر خلیج فارس مشرف هستند و به نظر می رسد اختلاف قدیمی با ابعاد جدید ان تنش کنونی در منطقه درباره نگرانیهای عربی از بلندپروازیهای منطقه ای ایران را منعکس می کند.

پژوهشگر روابط بین الملل در ریاض مدعی شد تصمیم ایران درباره خلیج فارس به ضرر اقتصاد این کشور خواهد بود مجری شبکه تلویزیونی العربیه در برنامه نهایه الاسبوع پایان هفته در مصاحبه اختصاصی با عبدالله الشمری( 1388/12/7.) پرسید تصمیم ایران درباره خلیج فارس به چه معنا است و در چه چارچوبی می توان آن را قرار دادآیا در چارچوب اعمال فشار در موضوع تحریم های بین المللی است یا فراتر از ان است وی پاسخ داد این مسئله بسیار نگران کننده است و تنش داخلی نظام ایران را منعکس می کند وی افزود انچه روی می دهد باعث خواهد شد به ایران در سطح داخلی و روابط با کشورهای همسایه خسارت وارد شود و این تصمیم اصلا صحیح نیست و به حاکمیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس آسیب وارد می کند الشمری اظهار داشت این اقدام کاملا برخلاف قانون بین المللی و حسن همجواری با کشورهای خلیج فارس است و در عین حال برخلاف ادعای ایران درباره جمهوری اسلامی است و ایران باید گزینه های خود را مشخص کند که آیا جمهوری اسلامی است یا یک کشور فارسی است وی گفت این مسئله به علت اختلافات موجود در داخل ایران است و از نظر تاریخی این در ترکیه در اوایل قرن گذشته و در برخی کشورهای عربی رخ داده است که تلاش کردند به قومگرایی متوسل شوند و با شکست مواجه شدند و توسل به قومگرایی ممکن است در مراحل موقت مفید باشد اما در دراز مدت با شکست مواجه خواهد شد پژوهشگر روابط بین الملل اظهار داشت به خاطر دارم که رئیس جمهور ایران در سال دو هزار و شش مهمان خود امیر قطر را در تهران زمانی که از خلیج عربی استفاده کرد در تنگنا قرار داد و پاسخ شدیدی داد که با ساده ترین قواعد دیپلماسی متناسب نیست مجری العربیه پرسید این مسئله بیشتر از نظر اقتصادی زیان بار است یا از نظر سیاسی وی پاسخ داد ایران قصد دارد موفقیت داخلی بدست اورد و شاید از نظر اقتصادی اسیب ببیند به ویژه با توجه به اینکه خبرهایی در خصوص عزم کشورهای اروپایی و امریکا برای اعمال محاصره اقتصادی منتشر می شود الشمری گفت متاسفانه انچه روی می دهد اقدامات نسنجیده برخی نیروها در نظام ایران است و به ایران اسیب زیادی وارد خواهد کرد و من از زمان این تنش افرینی ایران که به خسارتهای سیاسی و اقتصادی منجر خواهد شد تعجب می کنم و به نظر من خطرناک تر از ان خسارتهای دینی است عبدالله الشمری تصریح کرد واضح و روشن است که در نهادهای تصمیم گیرنده ایران طرفهایی هستند که برای منافع شخصی خود تلاش می کنند و به منافع مردم بزرگ ایران که دارای تمدن است توجه نمی کنند و کسی که از اصول اقتصاد اگاهی داشته باشد می داند که این تصمیم به ضرر اقتصاد ایران خواهد بود وی گفت من خطاب به برخی از مسئولان ایرانی می گویم باید بدانند که زبان فارسی از حدود پنجاه درصد زبان عربی تشکیل می شود ایا این مسئول می تواند کلمات عربی را که با انها سخن می گوید حذف کند.

ادعای القبس درباره نام و هویت خلیج فارس
88/12/10 روزنامه القبس چاپ کویت روز دوشنبه در مقاله ای با انتقاد از پافشاری ایران روی نام خلیج فارس ، مدعی عربی بودن هویت آن شد.

این روزنامه نوشت: اظهارات و تصمیمات مقامات ایرانی درباره نام خلیج عربی که استفاده آن به جای نام خلیج فارس توسط شرکتهای هواپیمایی هنگام عبور بر فراز ایران ممنوع شده است، بیش از آنکه نگران کننده باشد تنش زا است.

محمد عبدالمحسن المقاطع در مقاله خود با عنوان همسایگی ایران و عربی بودن خلیج، افزود: ایران و هوادارنش باید بدانند که در خلیج ع ربی ملت هایی در کنار نظامها و دولتهای خود حضور دارند.

وی افزود: آیا ایران می داند که لحن تعامل با منطقه از روی زور و قدرت در ارتباط با موضوعاتی که جزو اختلافات قدیمی و کش دار به شمار می رود، از یک سو فضایی از تنش و حساسیت در روابط بین الملل و از سوی دیگر در روابط مربوط به حسن همجواری با کشورها و ملتهای منطقه ایجاد می کند.

از این رو ایران و برخی رهبران تحریک کننده آن کشور باید بدانند که چنین روشی دخالت برای سلطه ایران بر سرزمین خلیج (فارس ) است و ما آن را نمی پذیریم.

القبس نوشت: به ویژه اینکه ایران با چنین تصمیمی در صدد نشان دادن تعصبات ناسیونالیستی خود بوده و پیش از آن نیز فرقه گرایی خود را نشان داده بود و این موضوع بار دیگر اندیشه صدور انقلاب ایران را در اذهان به یاد می آورد.

به نوشته القبس ، این روشی است که ایران متاسفانه در عمل، برای تغذیه تندروها در منطقه با آن همراهی دارد و حتی دخالتهای آشکار در امور برخی کشورهای منطقه کرده و اصول حسن همجواری را از یاد برده است.

القبس افزود: هم اکنون حرف و حدیثهای زیادی درباره حضور اطلاعاتی و امنیتی ایران در برخی از این کشورها وجود دارد و از این رو این پرسش پیش می آید که ایران به کدام سمت پیش می رود و نیات آن کشور و نقشه های آینده آن کشور به چه سمتی گرایش دارد؟ این روزنامه همچنین نوشت: در تاریخ و جغرافیا حقایقی وجود دارد که قطعنامه ها و اقدامات سیاسی ، هرچند هم از پشتوانه قدرت بینالمللی برخوردار باشد نمی تواند آنها را از بین ببرد و لغو کند.

القبس افزود: همان گونه که اسرائیل نمی تواند حقایق وجودی خود به عنوان یک دولت اشغالگر و جنایات خود در قبال فلسطینی ها و اعراب را که جنایات جنگی است لغو کند، ایران نیز نمی تواند حقیقت عربی بودن ملتهای خلیج و عربی بودن ساکنان مناطق مشرف بر خلیج عربی (فارس ) از جمله ساکنان عرب ایرن را تغییر دهد زیرا این چیزی است که خلیج را عربی خالص گردانیده و از این رو ایران نیز باید در تعامل با این موضوع به منطق و عقل رجوع کند.

- روزنامه اماراتی البیان روز سه شنبه 88/12/11 در تحلیلی استفاده از نام خلیج فارس را مقدمات دشمنی ایران با کشورهای عربی به بهانه نام خلیج فارس عنوان کرد. البیان نوشت: تاکید ایران آن است که "خلیج" را فارسی بنامد و اصرار کشورهای خلیج و عربی آن است که آن را خلیج ع ربی بدانند.

روزنامه اماراتی افزود: هفت کشور در حاشیه خلیج (فارس ) شامل عراق ، کویت ، عربستان ، بحرین، قطر ، امارات و عمان قرار دارند که هر کدام دارای سواحلی هستند و از نظر جغرافیایی در جنوب و غرب خلیج قرار گرفته اند. ایران هم در سواحل شمالی خلیج (فارس ) قرار دارد. اما از نظر عرف بین المللی هیچ کشوری حق استفاده قومی و نژادی از مناطق مشترک را ندارد. مساله در مورد خلیج (فارس ) فقط جغرافیایی است و مساله نباید سیاسی شود زیرا هر دولتی نمی تواند به مقتضای منطقه جغرافیایی خود نامی را برای آن تعیین کند. لذا نامی که انتخاب می شود باید تابع اکثریت باشد.

بنابر این تمام مردم حاشیه خلیج (فارس ) بر اساس زبان خود آن را خلیج ع ربی می نامند و آشنایی با نام فارسی آن ندارند. اما ایران نسبت به این تسمیه عربی حساسیت ویژه ای از خود نشان می دهد. در شورای همکاری خلیج (فارس ) نیز گفته می شود شورای همکاری خلیج العربی نه خلیج ایرانی اما ایران اصرار بی اندازه ای حتی در زمان شاه و بعد از انقلاب به این نام داشته حتی نام خیلج اسلامی که از سوی دوستان ایران پیشنهاد شد، از سوی تهران رد شد.

این گونه فشار از سوی ایران می تواند روابط ایران با کشورهای عربی را به خشونت و دشمنی بکشاند که به نفع منطقه نخواهد بود

شورای سازمان های اسلامی اردن از ایران خواست در تصمیمات گرفته شده درباره کاربرد خلیج فارس در هواپیماهای خارجی تجدید نظر کند. ادعای عرب تایمز حلیج عربی واژه مجعول نیست

روزنامه عرب تایمز 1388/12/15 چاپ کویت در مقاله ای مفصل در پایگاه اینترنتی خود بدون ارایه هیچ سندی سعی کرد با مغلطه و سفسطه بازی و بازی با واژگان به مخاطب عرب خود تلقین کند که خلیج عربی درست است نه خلیج فارس.

این روزنامه افزوده است در شماره قبلی از خلیج عربی نام بردیم این واژه آنگونه که ایران ادعا می کند مجعول(جعل شده) نیست همانطور که دکتر ولید طباطبایی در روزنامه الوطن نوشت در گذشته اعراب عادت داشتند خلیج عربی را دریای فارس بنامند آنها دریای مدیترانه را نیز دریای رومی ها و یا دریای سرخ را دریایی اتیوپی می نامیدند زیرا پرشیا در سواحل خلیج و اتیوپی نیز در ساحل دریای سرخ واقع شده است این در حالی است که در طی قرون نام این کشورها تغییر کرده است پرشیا در زمان خلافت عثمان محو شد نام پرشین در زمان سلطنت خاندان پهلوی که سعی داشتند امپراتوری فارس ها را زنده کنند بار دیگر مطرح شد اما پیش از این همه واقعیتهای تاریخی نشان می دهد که همه کسانی که در سواحل خلیج عربی زندگی می کردند حتی در ایران همگی عرب بوده اند همچنین تاریخ نشان می دهد که اعراب از قرن هشتم تا قرن نوزدهم میلادی تسلط خود را بر خلیج عربی حفظ کرده بودند و در واقع فارس ها نه در سواحل و نه حتی در نزدیکی بنادر ان زندگی نکرده اند در واقع کوههای زاگرس بین پرشیا و سواحل خلیج عربی واقع شده است و انها را از هم جدا می کند نویسنده در ادامه با طرح مطالب پراکنده اعراب را به اتحاذ موضع واحد و وحدت نظر در زمینه های این چنینی فرا خوانده است. در رد این نظریه مضحک بهتر است کتاب خلیج عربی قدری قلعه جی را مطالعه کنید که این نویسنده عرب ناچار به عظمت دریانوردی و قدرت نظامی ایران در دوره های مختلف تاریخی در خلیج فارس بویژه و در دوره افشاریان و صفویان اعتراف می کند.

گاردین اختلاف ایران و اعراب بر سرنام خلیج فارس بار دیگر در کانون توجه
قرار گرفت. 1388/12/4.
روزنامه گاردین نوشت نگهبانی ایران از مرزهایش به خطوط هوایی بین المللی نیز گسترش یافته است این روزنامه در اینترنت نوشت ممنوعیت استفاده از واژه خلیج عربی بجای خلیج فارس در هواپیماهای خطوط هوایی بین المللی که به ایران می روندتازه ترین تحول در مناقشه میان ایران و کشورهای عربی بر سر یک ابراه در خاورمیانه است این روزنامه افزود نگهبانی پرشور ایران از خاکش ظاهرا به خطوط هوایی بین المللی نیز گسترش یافته استاین کشور اعلام کرده است از این پس هر هواپیمایی که به ابراه میان ایران و کشورهای عربی واژه خلیج عربی اطلاق کندخق ورود به حریم هوایی این کشور را نخواهد داشتخمید بهبهانی وزیر راه ایران گفته است خطوط هوایی کشورهای جنوب خلیج فراس که به ایران پرواز می کنند باید در مانیتورهای الکترونیک خود از واژه خلیج فارس استفاده کننددر غیر این صورت از ورود به حریم هوایی ایران منع خواهند شد ماه گذشته نیز فدراسیون بازی های همبستگی کشورهای اسلامی در عربستان اعلام کرد به علت اختلاف نظر بر سر نام این خلیج از برگزاری این بازی ها در تهران صرف نظر می کند گاردین افزودنام خلیجی که برای نقل و انتقال نفت و گاز جهان حیاتی است به یک مسئله درد سرساز میان کشورهای اطراف ان مانند عربستان کویت قطربحرین امارات عمان عراق و ایران تبدیل شده است ایران آن را خلیج فارس می نامد و کشورهای عربی ان را عربی می دانندتعاریف زبان های خارجی نیز از این خلیج به نفع هر طرف باشدظرف دیگر را می رنجاند برخی از کشورهای عربی که از امریکا تسلیحات می خرند و پایگاههای نظامی دراختیار این کشور قرار می دهند در نگرانی واشنگتن از برنامه هسته ای ایران نیز سهیم هستندمناقشه هسته ای ایران بخشی از نگرانی های اعراب سنی در خصوص توسعه طلبی ایران در خاورمیانه است ایران شبکه ای از متحدان از جمله سوریه و گروههایی در عراق حزب الله لبنان و حماس در غزه دارد.

بازتاب هشدارایران در مورد نام خلیج فارس در روزنامه الموندو 5 /12/88
الموندو چاپ اسپانیا روز سه شنبه نوشت: ایران بازی با کلمات در مورد مسایلی مانند نقشه را نمی پذیرد. بنابر نوشته این روزنامه ، ایران توانسته با استفاده از هنر دو زبانی با یک دست در مجامع بین المللی در مورد برنامه هسته ای خود با دیگر کشورها بازی کند و با دست دیگرش چرخ سانتریفیوژها را به گردش در می آورد.
حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری ایران در این راستا به شرکتهای هواپیمایی هوایی که مسیر کشورهای عربی تا ایران را پوشش می دهند، هشدار داده که باید در صفحات دیجیتالی خود از نام خلیج فارس استفاده کنند.
روزنامه الموندو اضافه کرد: بهبهانی به این شرکتها یک ماه فرصت داده تا این موضوع را تصحیح کنند و در غیر اینصورت هواپیماهای آنها را مجبور به فرود در ایران کرده و مجوز پرواز آنها را لغو خواهد کرد.
این روزنامه با اشاره به اینکه ایران و کشورهای غربی آن را خلیج فارس نامیده و کشورهای عربی آن را خلیج عربی می نامند، می نویسد: دولت ایران با آن دسته از خطوط هوایی که از نام -خلیج فارس استفاده نکنند، درگیر شده است.
این روزنامه همچنین به نقل از خبرگزاری فرانس پرس مدعی شد: وزیر راه و ترابری که با خطر جایگزینی در ایران روبرو است، حتی دیگر همکاران مهماندار یونانی (ایرانیان و خارجی ها) را تهدید کرده و گفته است که آنها نیز باید تاوان اشتباه همکارشان را بدهند و به آنها اجازه کار در ایران داده نشود.
این روزنامه با اشاره به اینکه شرکتهای داخلی در ایران هواپیما و خدمه خارجی را برای پوشش پروازها اجاره می کنند، افزود: این اولین مرتبه ای نیست که این موضوع (نام خلیج فارس ) در بین همسایگان ایجاد ناراحتی می کند.
بنا براین نوشته، در ژانویه گذشته فدراسیون ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی بخاطر حک شدن نام خلیج فارس بر روی مدالها در مسابقاتی که در ایران برگزار می شد ، شرکت نکردند.

عذرخواهی مشاور شهردار پاریس به علت استفاده از واژه جعلی خلیج
1388/12/5.
مشاور شهردار پاریس که هنگام سخنرانی در افتتاحیه همایش توسعه سبز از واژه مجعول خلیج استفاده کرده بود پس از تذکر رییس همایش عذرخواهی کرد به گزارش خبرنگار ما ژرالد پی پوت پس از تذکر دکتر مجید عباسپور رئیس همایش از طریق مترجم خود اعلام کرد منظورم از خلیج خلیج فارس بود و همه اسناد تاریخی خلیج فارس را به این نام شناخته است و از این که من در سخنرانی برای اختصار نام کامل خلیج فارس را به کار نبردم عذرخواهی می کنم وی هنگام سخنرانی درباره الودگی های ناشی از انفجار چاه های نفت در جنگ اول خلیج فارس از واژه مجعول خلیج استفاده کرد مشاور شهردار پاریس گفت36سال از عمر خود را در زمینه های تخصصی پیش گیری از الودگی هوای شهری کار کرده و هرگز سیاسی نبوده ام وی اضافه کرد حاضر است حاصل تجربیات و تحقیقات علمی خود را در زمینه الودگی هوا در اختیار دانشگاه ازاد اسلامی و دانشجویان و متخصصان ایرانی قرار دهد ژرالد پی پوت15سال پیش زمانی که ژاک شیراک شهردار پاریس بود سمت مشاور وی را برعهده داشت و فرانسوا میتران رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه نیز هنگامی که صدام در جنگ با کویت برخی چاه های نفت را منفجر کرده بود پی پوت را مامور بررسی الودگی ناشی از این انفجارها کرده بود ژرالد پی پوت هم اکنون مشاور شهردار پاریس است.

هافینگتون پست استفاده از نام خلیج فارس شرط ورود به حریم هوایی ایران
1388/12/5.
ایران اعلام کرد خطوط هوایی در صورت استفاده نکردن از نام خلیج فارس با محدودیت حریم هوایی روبرو می شوند به نوشته شماره امروز روزنامه هافینگتون پست وزیر حمل و نقل ایران اعلام کرد خطوط هوایی باید برای اشاره به اب هایی که ایران را از شبه جزیره عربی جدا می کند از نام خلیج فارس به جای خلیج ع ر ب ی استفاده کنند در غیر این صورت با ممنوعیت ورود به حریم هوایی ایران روبرو می شوند حامد بحرینی گفت به خطوط هوایی کشورهای جنوب خلیج فارس که به ایران سفر می کنند هشدار داده شده است که عبارت خلیج فارس را بر تابلوهای اعلانات الکترونیک خود درج کنند در غیر این صورت از ورود به حریم هوایی ایران منع می شوند نام صحیح این ابراه مدت ها است که مسئله ای مناقشه امیز بین ایران و همسایگان عرب ان بوده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس از تهران گزارش داد 88/12/4 :
در اواخر سال 2004 ، ایران نشریه نشنال جیوگرافی را به دلیل استفاده از نامی جعلی برای خلیج فارس ممنوع کرد. این موسسه، اطلس جهانی خود را با نام قبلی و مطابق کاربرد گذشته به نام خلیج فارس اصلاح کرد.
وزیر راه و ترابری ایران روز دوشنبه به مطبوعات داخلی گفت، شرکتهای هواپیمایی که از اشاره به نام خلیج فارس برای آبراه بین ایران و شبه جزیره عربستان خودداری کنند از ورود به حریم هوایی ایران منع خواهند شد.
این هشدار بویژه متوجه شرکتهای هواپیمایی کشورهای همجوار عرب خلیج فارس است. روزنامه ایران از حمید بهبهانی نقل کرد : شرکتهای هواپیمایی کشورهای جنوب خلیج فارس که به ایران پرواز می کنند باید در مونیتورهای پرواز خود از نام خلیج فارس استفاده کنند. وی افزود:شرکتهایی که این هشدار را نادیده بگیرند از ورود به حریم هوایی ایران منع خواهند شد و در عین حال تکرار این تخلف باعث خواهد شد تا هواپیمای آنها در ایران زمین گیر شود و مجوز پرواز این هواپیماها به ایران لغو گردد.
در این گزارش گفته شده است که ایران یک میهماندار یونانی شرکت خصوصی را به دلیل استفاده از نامی جعلی برای خلیج فارس در مونیتور خود در طول آخر هفته اخراج کرده است.
ایرانیان به طور سنتی نسبت به نام تاریخی خلیج فارس حساسیت نشان می دهند و ماه گذشته، فدراسیون بازیهای همبستگی اسلامی مستقر در عربستان اعلام کرد که این فدراسیون به دلیل آنکه میزبان ایرانی آنان قصد داشت از نام خلیج فارس بصورت پارچه نوشته و مدال استفاده کند این مسابقات را لغو کرد.
وب سایت بی بی سی انگلیسی و عربی نیز در تاریخ 5/12/88 مقاله ای به قلم جون لینز تحت عنوان در یک نام چه چیزی هست؟
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8527729.stm

به تهدید وزیر راه اشاره کرده و نوشته است نقشه ها و اسناد کهن دلالت بر کاربرد خلیج فارس دارد و هم اکنون ایران و کشورهای غربی از همان نام تاریخی استفاده می کنند اما کشورهای عربی از این نام ناراحت می شوند. و بنابراین روش بی بی سی کاربرد فقط اصطلاح خلیج است.
.

By Jon Leyne
BBC News
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/8527729.stm