پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

سابقه نام های جزیره بوموسو

 

 

سال 1390 سفر آقای احمدی نژاد  به ابوموسی(بوموسو) سر و صداهای زیادی به همراه داشت از یک طرف شیخ نشین ها و  از طرف دیگر ایرانی ها ، رسانه های ایرانی موجی بنام تغییر نام ابوموسی براه انداختند واقعیتش این است که من اولین فردی بودم که نام های بومی ابوموسی"  گپ سبزو"- "بوموسو"  و بوموف را به مطبوعات آوردم اما خواستار تغییر این نام نبودم بنظرم تلفظ درست  نام  جزیره مذکور  " بوموسو"  است . ما باید آن را ایرانی تلفظ کنیم  یعنی همه نامهای جغرافیایی را باید بصورت ایرانی تلفظ کنیم نه عربی. نیازی هم به تغییر نام نیست.  برای اینکه عربها ناچار هستند نامها را تغییر دهند ولی ما اجبار نداریم مثلا آنها به گولان  ناچارند بگویند جولان یا به الپوو ناچارند بگویند حلب یا به آنکارا می گویند "انقره"  اما ما در زبان فارسی نباید در اسامی دنباله رو زبان عربی باشیم ما می توانیم  نام های اصلی را همانگونه که هست تلفظ کنیم بنا بر این گولان (گل+ان) درست است.

 گرنادا درست است نه قرناطه - گوا درست است نه "جوا "-و ....

اما  بوم+ سو Sou" ، "سو " یک نوع خار است و سوزsouz  یک نوع سبزی و بطورکلی هم سوز یعنی سبز بنظر می رسد بوم سوز نام اصلی بوده و به مروز زمان به بوموسو و در دو قرن اخیر  به ابوموسی  مشهور شده است. نام دیگر بومی جزیره  گپ سوز و گپ سبزو هم این نظر را تایید می کند. البته در سایتهای عربی حکایت موسی و خضر نبی و ماهی را به منطقه تنگه هرمز و محل برخورد خلیج فارس با آبهای دریای آزاد دانسته اند ولی جزیره ابوموسی به آن داستان هیچگونه ربطی ندارد.   سال 1381   من داوطلب شدم ک تحقیقی راجع  به حقانیت نام دریای خزر یا مازندران بکنم علت هم این بود که کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل متوجه شده بود که در ایران چندین نام برای دریای خزر بکار می رود از همه کشورهای ساحلی خواسته بود که یک نام را به عنوان نام اصلی و بین المللی معرفی کنند کشورهای ساحلی کاسپین را معرفی کرده بودند ولی ایران نظرش را اعلام نکرده بود. دو یا سه کتاب فارسی راجع به خزر وجود داشت آنها را خواندم و بعد کتاب اسناد و مجموعه عهدنامه‌های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی؛ گردآوری  وحیدمازندرانی : ۵۵۹ قبل از میلاد - ۱۹۴۲( ۱۳۲۰شمسی) را هم خواندم و بعد سراغ اطلسها و نقشه ها رفتم  گزارشی که تهیه کردم در سال 1382 مورد تایید کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی قرار گرفت و اعلام شد که نام کاسپین نام بین المللی و نام خزر نام داخلی کشور ایران است. در همان گزارش بود که اعلام کردم کاسپین و قزوین یک ریشه دارند و قزوین عربی شده یا تغییر یافته از واژه قدیمی تر کاسپین است. این گزارش را برای دکتر ورجاوند که شدیدا معترض به این نام گزاری بود ارسال کردم و او هم پس از خواندن گزارش  قانع شدو سکوت کرد. در همان زمان ما واژه خزر را تغییر یافته از کسر  دانستیم  و ابهامات تاریخی زیادی را در مورد خزرها مطرح کردیم  و کاسپین را واژه ایرانی دانستیم ولی هنوز در دانشگاهها و مراکز علمی فکر می کردند کاسپین یک واژه انگلیسی و اجنبی است. در حالیکه آنها از اقوام آریایی کهن و ساکنان اصلی  این دریا بوده اند  بخش اصلی این گزارش در روزنامه مردم سالاری و ماهنامه ماهنامهٔ پبام دریا شماره۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳چاپ شد.

در حین مطالعه اسناد فوق  نام خلیج فارس و جزایر آن نیز مورد توجه ام بود  تعجب آن موقع بود که متوجه عمق کاربرد کهن و تاریخی نام خلیج فارس و معادلهای آن  در همه زبانهای دنیا شدم .

در نقشه‌ای از خلیج فارس که در 1765م با حروف لاتین به چاپ رسیده،نام این جزیره بوموف آمده بود آن نقشه و نقشه خلیج فارس کارستن نیبور دانمارکی قدیمی ترین نقشه ها است که جزایر خلیج فارس را کشیده اند و بدرستی ترسیم کرده اند.(عربها کتاب ایشان را با تحریفات بسیار مضحکی ترجمه کرده اند و همه جا خلیج فارس را خلیج عربی ترجمه کرده اند.) همانکاری که با کتاب پلینی و کتاب آرنولد ویلسون و کتاب پرسی ساکس کرده اند..

نام بومف بجای ابوموسی نظرم را جلب کرد  پسوند اف که روسی است برایم خیلی عجیب بود  نه نقشه کش روسی بود و نه روسها آن زمان پایشان به خلیج فارس رسیده بود . " بوموسو " و گپ سبزو هم در نوشته های متاخر دیدم بعد در مورد بومف از بخشدار دهه 1370 ابوموسی پرسیدم گفت اینجور که از شنیده ها  دریافته ام "  گپ سوز - و بوموسو و "بوم او " نام های بومی این جزیره بوده است اینجا بود که متوجه شدم بومف BOUMOFهمان تغییر یافته بوم او BOUMOUاست چون در گفتار شفاهی "بوم اُِو " بصورت بوم اوف شنیده می شود بخصوص عربها اینگونه واو را ف تلقظ می کنند مثلا “ولوو “ را می گویند " فلفو " یا ودکا را می گویند فدکا و ...

اولین بار  نقشه  کامل و دقیق از خلیج فارس را  «کریستین نیبور» باستان‌شناس دانمارکی در سال‌های 1761 تا 1768 میلادی کشیده او اولین نقشه دقیق تحت عنوان "نقشه خلیج فارس " ویژه جزایر خلیج فارس کشیده است بعدهها از سال 1820 که انگلیسی ها راس الخیمه را گرفتند تا 1888 نقشه های دقیق تری از خلیج فارس ترسیم شد.

 

 

بجای تغییر نا م بوموسو  من همیشه خواستار زنده کردن نام باستانی مگان و مکران بوده ام  مکران را که نام ایالت جنوب شرقی ایران از جاسک تا گوادر و رود سند در ژاکستان بوده است  گفته اند که تغییر یافته مهی خوران است اما بنظر می رسد نام اصلی آن مگان درستر است مگان  واژه سانسکریت/اوستایی است به معنی بزرگ در زبانهای لاتین هم  هنوز به معنی بزرگ بکار می رود. حتی باور محکمی بر این است که عمان نیز تغییر یافته مگان است در اسناد دوره یونانی ها به شهر مگان در منطقه جغرافیایی جاسک - چابهار فعلی اشاره شده است. و دریای عرب و آبهای شمال اقیانوس هند هم نزد اعراب همواره بنام بحر مکران و بحر اخضر و بحر فارس معرفی شده است و هرگز نام دریای عرب برای دریای فعلی عرب بکار نرفته اولین بار آین نام را پرتغالی ها به این ژهنه آبی در شمال اقیانوس هند دادند.

 

 جزیره ابوموسی با مرکزیت شهر ابوموسی، جنوبی‌‌ترین جزیره ایران در آبهای خلیج ‌فارس است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و 75 کیلومتری بندر لنگه قرار دارد

جزیره ابوموسی یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد.

مساحت این جزیره در حدود ۲۵ کیلومتر مربع می‌باشد. جزیره ابوموسی در ۲۶ درجه خط عرض شمالی و در ۵۵ درجه خط طول شرقی واقع شده‌است.

فاصله میان جزیره ابوموسی و جزایر تنب به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکش‌های بزرگ است.

این جزیره در اسناد تاریخی با نام بوموو BOUMOU و بوم او AOU یعنی آب (معرب آن بومف) و بوموسو و گپ سبزو نام داشته (به معنای جای سبز).

در نقشه‌های قدیمی بوموف یا بوموسو ثبت شده (بوم به معنی مکان است و سو چند معنی دارد. سو SOU یک نوع خار است ولی  در این نام مخفف سوز SOUZ نام یک نوع سبزی است و به طور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز می‌دهد و در مجموع می‌توان آن را به معنای سرزمین سبز نامید).

نام ابو موسی یک نام جدید می‌باشد و سابقه آن به حدود بیش 100 قبل برمی‌گردد که یکی از ساکنان به نام ابوموسی این نام را به جای بوموسو BOUMOUSOU رایج کرد.

جمعیت ابوموسی، بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱٬۷۰۵ نفر بوده‌است.

جزیره ابوموسی آب و هوای مرطوب و گرم‌تری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند.

آب‌وهوای جزیره در اواخر پاییز و اواسط بهار بسیار مطبوع و آرام است. فاصله زمانی اسکله نیروی دریایی بندرعباس تا جزیره ابوموسی به وسیله ناوچه‌های نیروی دریایی 9 تا 10 ساعت است.

ناهمواری‌های خاک جزیره ابوموسی به سوی شمال افزایش می‌یابد و سرانجام به بلندترین نقطه جزیره به نام کوه حلوا که نزدیک به ۱۱۰ متر ارتفاع دارد می‌رسد.

این جزیره یکی از مراکز صدور نفت خام کشور است که با ظرفیتی قابل توجه فعالیت می‌کند. وسعت شهرستان ابوموسی ۶۸٫۸ کیلومتر مربع است که مشتمل بر جزایر ابوموسی (با ۱۲ کیلومتر مربع)، جزیره تنب بزرگ (با ۱۰٫۳ کیلومتر مربع) تنب کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع)، سیری (با ۱۷٫۳ کیلومتر مربع)، فرور بزرگ (با ۲۶٫۲ کیلومتر مربع) و فرور کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع) می‌باشد.

همچنین فاصله دریایی ابوموسی تا خرم‌شهر 480، تا بندر امام خمینی 460، تا کویت 450، تا بوشهر 235، تا دوحه 205، تا کیش 70، تا سوری (سیری) 31، تا لنگه 41، تا مسقط 310 مایل دریایی است.

تاسیسات موجود در این جزیره شامل اسکله و حوضچه برای پهلو گرفتن کشتی‌های ماهیگیری و نظامی، فرودگاه، کارخانه آب شیرین و سایر امکانات رفاهی از جمله مدرسه، مخابرات، سینما و تاسیسات سردخانه‌ای برای ساکنان است.

آب سواحل جزیره ابوموسی یکی از زلال‌ترین و شفاف‌ترین آب‌های ساحلی بوده و دارای تنوع جانوری دریایی از جمله لاک‌پشت سبز دریایی، مارماهی، شاه‌میگو، کوسه و ماهیان رنگارنگ است.

ساکنان این جزیره بیشتر به صیدماهی اشتغال دارند. جزیره دارای تپه‌ ماهور و دشت‌های زیبایی است که برجستگی‌های تپه‌های شنی آن و کوه بلند مخروطی شکل به نام کوه «طوا» نیز در آن چشم‌نواز است.  بوموسو؛ نام اصلی جزیره ایرانی موسوم به ابوموسی است.

 

  سنگ نوشته یا کتیبه خارگ یکی دیگر از اسنادی است که نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. تاریخ‌‌ این کتیبه، به ۲۴۰۰ سال پیش – زمان هخامنشیان- باز می‌ گردد و کشف آن صدای اعتراض شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس را بلند کرد. 

 تنها نگاهی به تلاش و کاوش‌های «دیوید وایت ‌هاوس» باستان شناس انگلیسی برای اثبات تعلق داشتن امواج نیلگون خلیج فارس به ایرانیان و پارسیان کافی است. 

 روز خلیج فارس بهانه خوبی است تا همه دلایل ایرانیان درخصوص خلیج فارس را مرور کنیم.

 کشتی ساسانی !

 

خلیج فارس راز های بسیاری از تاریخ کهن ایرانیان در خود دارد. یکی از آنها کشتی ساسانی است که خیلی اتفاقی در سال ۷۸ پیدا شد.

 تعدادی از ماهیگیران محلی در نزدیکی سیراف، تورهای ماهیگیری خود را در دل آب‌های شناور خلیج فارس رها کرده بودند، آنها پس از مدتی تورها را بالا کشیدند و دیدند که مقداری سفال لابه‌لای تورشان گیر کرده است. این سفال‌ها، بقایای خمره‌هایی بودند که در زمان خود به «آمفورا» شهرت داشتند و برای جابه‌جایی مایعات مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 کارشناسان متوجه شدند که در اعماق آب یک کشتی ایرانی آرام گرفته و این سفال‌ها از دل آن بیرون آمده است.

 این آغاز ماجرای کشف کشتی‌ای است که دست کم ۱۷۰۰ سال در اعماق خلیج‌فارس لنگر گرفته. وجود ۳۰ تا ۴۰ خمره سفالی که درعمق بیش از ۷۰ متری دریا به طور پراکنده قابل مشاهده است، بیانگر وجود کشتی بزرگ تجاری مربوط به دوران پیش ازاسلام(دوره پارت یا ساسانی) است. یعنی اگر کاوش‌ها ادامه می‌یافت ممکن بود که باستان‌شناسان تاریخ به جای دوره ساسانی به دوره اشکانی متمایل شوند که ۲۲۰۰ سال قدمت دارد.

 

پس از این اتفاق، خبر توسط محلی ها به مسئولان می‌رسد و یک شرکت با استفاده از تجهیزات مدرن، فیلم بسیار کوتاهی در حدود ۷ تا ۸ دقیقه از این کشتی و محموله آن تهیه کرد و به موج بزرگی در رسانه‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

 

تلاش‌های بسیاری از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر و پارس جنوبی برای بیرون کشیدن این کشتی انجام گرفت، اما مشکل مالی و نبود امکانات لازم، اجازه رسیدن به مقصود را نداد.

 در روزهای نخست وقوع این ماجرا، موج خبری کشف این کشتی، سازمان‌ها و نهادهای مختلفی را که به دلایل متفاوت به خلیج فارس و میراث فرهنگی وصل بودند را به دل ماجرا کشاند تا افتخار بیرون کشیدن این کشتی را به نام خود ثبت کنند، اما این موج زودتر از آنچه تصور می شد فرونشست و کشتی ساسانی یک بار دیگر پس از۱۷۰۰ سال دوباره در دل خلیج فارس غرق شد.

 کتیبه خارگ!

 کتیبه خارگ یکی دیگر از اسنادی است که نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. این سنگ‌نبشته هخامنشی در سال ۸۶ به دنبال احداث یک جاده در دل جزیره کشف شد.

 بررسی های باستان شناسان از یک کتیبه به خط میخی ایرانیان باستان خبر می داد که در طول و عرض تقریبی یک‌متر قرار داشت و روی سنگی مرجانی نوشته شده بود. تاریخ‌‌ این کتیبه، به ۲۴۰۰ سال پیش – زمان هخامنشیان- باز می‌ گردد. کشف این کتیبه صدای اعتراض شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس را بلند کرد. آنها مدعی شدند که این کتیبه جعلی است. هرچند در این کتیبه هیچ نامی از خلیج‌فارس برده نشده بود اما نشان داد ایرانیان حداقل ۲هزار و ۵۰۰ سال بر این خلیج‌ سیطره داشتند.

 با تمام اهمیتی که این کتیبه داشت و به‌رغم کوشش‌های فراوان برای متقاعد کردن اداره میراث فرهنگی بوشهر برای حفاظت و نگهداری از این اثر، اما هیچ‌گاه توجهی جدی به این خواست منطقی که مطابق با شرح وظایف و مسئولیت‌های قانونی آنان بود، انجام نشد تا کتیبه خارگ و رازهای سر به مهر آن برای همیشه از بین برود.

 در نهایت این کتیبه استثنایی در شامگاه نهم خرداد ماه همان سال توسط افرادی نامشخص تخریب شد و خیال همه شیخ‌نشین‌های اطراف را راحت کرد!

 خمره‌های سفالی اژدری!

 سال ۹۰ بود که باز هم یک اتفاق یکی از رازهای ایرانیان در خلیج فارس را گشود.

 

غواصان در گشتزنی خود باز هم به خمره‌های سفالی اژدری شکلی در اعماق خلیج فارس رسیدند که قدمتشان به دوره ساسانیان می رسید.

 

این خمره‌ها که در گشتزنی تیم غواصی مرکز تحقیقات زیست‌فن‌آوری دریایی خلیج‌فارس به سرپرستی دکتر ایرج نبی پور در سواحل شهر بوشهر به دست آمد، خمره‌هایی بود که در تجارت های دریایی به عنوان ظروف حمل مایعات با ارزش استفاده می شد و البته با آمفورا فرق داشت.

 گویا با این خمره‌ها، مایعات با ارزش مانند انواع روغن، غلات و ماهی نمک‌سود تولید شده در ایران به نقاط دیگر تجارت می‌شد. داخل این ظروف قیراندود و ضد آب است و در سواحل شمالی و جنوبی خلیج‌فارس تا بنادر باستانی هند و چین و شرق آفریقا در تجارت های دریایی مورد استفاده قرار می گرفته است.

 به گفته دشتی مدیر کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری بوشهر خمره های سفالی به دست آمده، از بهترین شواهد باستان‌ شناختی در خلیج‌فارس به شمار می‌روند. این نوع خمره‌ها در دوره ساسانی هم به ‌عنوان خمره تدفین کاربرد داشتند.

 

به گفته کارشناسان، منشا این خمره‌ها به احتمال بسیار زیاد مربوط به فرهنگ مدیترانه یا مصر باستان است و قیر به کار رفته در این خمره‌ها نیز در خوزستان تهیه شده است.

 باستان شناسان آن روز کشف خمره‌های اژدری شکل در اعماق خلیج فارس را نوید دهنده وجود یک محوطه باستانی مربوط به دوران ساسانی در زیر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس دانستند. هرچند همه چیز به همان روز ختم شد.

 بندر تاریخی سیراف!

 سیراف بندر-شهری که کاوش‌های دیوید هوس را به تصویر می کشد، در ۱۷۰۰ سال پیش شاهراه اقتصادی جهان بوده است.

 کاوش های او بندری پرجنب و جوش را نشان می دهد که میزبان جاشوها وناخدایانی از چین، هند ، آفریقا، سواحل مدیترانه و… بوده است.

 بندر سیراف که امروزه اسیر در چنبره فقر و بی توجهی مسئولان به بافت ارزشمند تاریخی اش است، در روزگار ساسانی یکی از بندرگا‌ه‌های مهم جهان تجارت روزگار خویش بود. شهری آباد و زیبا که «دیوید هوس» باستان‌شناس انگلیسی از آن به شهری که تنها می‌توان در داستان‌های سندباد دید، یاد‌ می‌کند.

 

امروز آثار باقی مانده از کاوش های دیوید هوس را می توان در پشت خانه های ساده بندر دید.

 به گفته باستان شناسان، اینجا یکی از پررونق‌ترین بنادر تجاری در دوران خود بوده‌ که تاریخش به پیش از ساسانی می‌رسد. شاهد آن کشف سکه‌هایی از اشکانی متعلق به ۲۲۰۰ سال پیش است. اسنادی که از کاوش های باستان شناسان خارجی و داخلی باقی مانده، تاریخی را از اشکانی شروع می‌کند، به ساسانی می‌رساند و دوباره اوج بندر را در دروه اسلامی به رخ همگان می‌کشاند. کاوش هایی که البته این روزها مثل بسیاری از محوطه‌های باستانی به فراموشی سپرده شده است!

 تاریخ پنج هزارساله ایرانیان سواحل خلیج فارس

 تاریخ جیرفت که کشف شد، اعتبار بین النهرین برای آغاز تمدن بشری زیر سوال رفت! حالا باستان شناسان ایرانی و خارجی به سرپرستی «یوسف مجیدزاده» باستان‌شناس نامی ایران، رازی را در شرق ایران از زیر خاک درآورده بودند که نشان می داد ایرانیان در ۵ هزارسال پیش تمدنی داشتند که صاحب «خط» بوده است. باستان شناسان اروپایی از این خط به نام ‌خط شرقی یاد کردند.

 

کاوش ها آنان را به یک سکوی پله ای رساند که بین یک تا سه قرن قدمت داشت. این کاوش ها تاریخ تمدن بشر را تکان داد.

 . همه این اتفاق‌ها زمانی اوج گرفت که کشور‌های سواحل خلیج فارس دست روی یکی از تاریخ‌سازترین دریای های جهان گذاشته بودند تا با تراشیدن نام جعلی، برای خود اعتبار دروغین کسب کنند.

 جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در طول تاریخ همیشه هویتی ایرانی داشته و خواهند داشت. یکی از راه های حفظ هویت ایرانی این جزایر پاسداشت نام های اصیل و ریشه دار ایرانی آنهاست که نشان از حاکمیت

   همیشه ایرانی بر این جزایر و نفوذ زبان فارسی در این منطقه دارد.

 به ویژه درباره جزیره ابوموسی بدون این که نیازی به تغییر نام باشد بایسته است که در نوشته‌های پارسی و مکاتبات، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، "بوموسو" بنویسم و بخوانیم.

 واژه فارسی "بوموسو" از دو بخش اصلی تشکیل شده است. بخش نخست این واژه بوم به معنی سرزمین است. بخش دوم آن "سُو" که همان سُوز یا سبز است. به این ترتیب ترکیب "بوم و  سُو" نام اصلی و ایرانی این جزیره است که معنی آن بوم سبز یا سرزمین سبز است.

 در تائید این نکته، به نام‌های فارسی دیگر این جزیره نیز می‌توان اشاره کرد که دربرگیرنده هر دو جز بوم و سبز هستند. این جزیره که از خوش‌ آب ‌و هواترین مناطق خلیج‌فارس است و انواع گیاهان و جانوران دریایی در ساحل آن به چشم می‌خورد و از دیرباز دارای آب شیرین، کشتزار و مراتع خوب بوده، نزد مردم بوشهر و بندر لنگه و دیگر شهرهای پارس تا 80 سال پیش به نام "گپ سبزو" به معنی سبزه‌زار بزرگ شناخته می‌شد و یا در اسناد تاریخی از آن با نام بوموو یاد کرده اند که از دو بخش بوم و اوو یا آب تشکیل شده است و به صورت بومُف معرب شده است.

 

بنابراین شایسته است که در نوشته‌های پارسی، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، "بوموسو" بنویسم و بخوانیم.

 تُنب، واژه‌ای پارسی است

 عرب‌ها که می‌کوشند نسبتی بین خود و جزایر سه‌گانه تنب بزرگ و تنب کوچک و بوموسو پیدا کنند، در نوشته‌های خود واژه فارسی تنب را معرب کرده و به صورت "طنب" می‌نویسند. در صورتی که "تُنب" یا "تُمب"، واژه‌ای‌ فارسی سره‌ است که در گویش‌های محلی جنوب ایران شامل لهجه‌های لارستانی، بندری، تنگستانی و دشتستانی به معنای تپه و پشته یا تَل هستند. در خلیج فارس دو جزیره نام تُنب بر خود دارند، یکی تنب بزرگ و دیگری تنب کوچک.

 جزیره تنب بزرگ از دیرباز به نام‌هایی همچون تُمب بزرگ، تُمب گپ، تنب مار، تُنب مار بزرگ، تل مار و ... نامیده می‌شده است؛ چون در این جزیره در گذشته‌ای نه‌چندان دور شمار زیادی مار سمی وجود داشته است. در گویش دریانوردان محلی این جزیره را "تمب گپ" نیز می‌نامند که باز نشان از هویت ایرانی آن دارد. واژه "تنب" در ترکیب نام بسیاری از روستاهای بندرلنگه و بوشهر نیز به کار رفته است. نام جزیره تنب کوچک نیز بر همین بنیان استوار است

  پیش از حضور انگلیسی‌ها، نام این جزیره «گپ سبزو» به معنی جزیره‌ی بزرگ خرم بوده است. در واقع، مردم بندر لنگه، کنگ و ساکنان سواحل در جزایر خلیج فارس، «گپ» را به معنی بزرگ می‌دانستند و هر آنچه را که بزرگ بود، گپ می‌گفتند. سبزو نیز در زبان جنوبی یعنی سبز و خرم، این جزیره نیز گپ سبزو نام داشت، زیرا وقتی مردم کنار ساحل می ایستادند و این جزیره را از دور تماشا می‌کردند به نظرشان جزیره‌ای سبز و خرم و بزرگ می‌رسید.

 برای اطلاع بیشتر منابع:

 Iran Chamber Society: Names of the Caspian Sea 

  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳. بازبینی‌شده در ۸ اسفند ۱۳۹۰.

آثار ایرانی در موزه های دنیا


استوانه کوروش کبیر که از طرف موزه بریتانیا در سال 2010 به موزه ملی ایران قرض داده شده بود. عکس از آسوشیتد پرس

 

مقدمه

موزه بریتانیا اعلام کرده است که یکی از نمادین ترین اشیاء هنری خود، یعنی استوانه کوروش کبیر را، برای نمایش در پنج موزه بزرگ در ایالات متحده روانه این کشور خواهد کرد. قرار است این استوانه در سال 2013 برای تماشای عموم در این موزه ها به نمایش در آید. گفتنی است این نخستین باری خواهد بود که این اثر ارزشمند تاریخی در برابر دیدگان علاقه مندان آمریکایی قرار میگیرد. این تور همچنین توسط بنیاد میراث ایران پشتیبانی شده است. اما این کوروش کیست که استوانه تاریخی وی یعنی یکی از نخستین منشور های حقوق بشر در تاریخ جهان، هنوز هم در سده بیست و یکم میلادی، یعنی پس از حدود دو هزار ششصد سال، توجه بسیاری از تارخ شناسان، مدافعان حقوق بشر، و همچنین فرهنگیان بین المللی را بخود جلب کرده است؟ جف بارون، عضو پیشین هیئت تحریره برنامه های اطلاعات بین المللی وزارت امور خارجه آمریکا در مقاله ای که در تاریخ چهارم نوامبر 2011 منتشر شده بود در باره وی چنین نوشته است: ” کوروش طی سده ها از روابط عمومی مطلوبی بهره مند بود، و این روابط تنها به ایرانیان محدود نمی شده است. گزنفون، نویسندۀ (تاریخ نگار سر شناس) یونانی، او را به عنوان یک فرمانروای نمونه توصیف کرده، همچنین در انجیل و نوشته های هرودوت، مورخ رومی، نیز از وی ستایش شده است. آوازۀ کنونی وی با کشف استوانه گلی که به خط میخی نوشته شده و در کاوشهای باستان شناسی در بابِل پدیدار شد، بیشتر تقویت شد. استوانۀ کوروش سپاسگزاری وی از خدای بابل به خاطر دست یافتن به پیروزی را به اثبات می رساند، و نشان دهنده اعلامیه او(باورمندی) در مورد مدارای مذهبی و عدالت است.”

چهره و روش کشورداری کوروش کبیر، حتی با گذشت دو هزار ششصد سال از دوران زندگی وی، هنوز هم به گونه ای در روابط بین المللی مطرح است. بانو هیلاری رادهام کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در مصاحبه ای با صدای آمریکا، ضمن انتقاد از رژیم کنونی ایران چنین گفته بود: “ما تلاش می کنیم به مردم یادآور شویم که این کورش کبیر بود که نخستین اعلامیه حقوق بشر را در تاریخ جهان ارائه کرد، و چه فاصله عظیمی است میان آن رهبر پارسی و رژیم حاکم کنونی در ایران. و ما تلاش می کنیم که حمایت خود را برای مقابله با پردۀ الکترونیکی که ایجاد شده است ارائه دهیم تا امکان آزادی بیان وجود داشته باشد، امکان ارتباط فراهم گردد، این فرصت برای مردم به وجود آید تا گرد هم آیند و به بحث در مورد نگرانی های خود درباره  نقض حقوق بشر که به تکرار رخ می دهد بپردازند.”

کسی از نقوش برجسته دیواری از ایران باستان در موزه هنرهای زیبا در بوستون در سال 1998- عکس از آسوشیتد پرس

عکسی از نقوش برجسته دیواری از ایران باستان در موزه هنرهای زیبا در بوستون در سال 1998- 

تاریخچه ای کوتاه در باره استوانه کوروش

استوانه کوروش یکی از معروف ترین آثاری است که از دوران باستان برای جهانیان به یادگار مانده، و در دوران پر فراز و نشیب خود از گزند روزگار بدور مانده است. نوشته های این استوانه به خط میخی بابلی بر روی آن نقش بسته است. (گفتنی است خط میخی ازنخستین نظام های نوشتاری دوران باستان محسوب میشود). گفتنی است این استوانه به دستور کوروش کبیر پادشاه پارس (559-530 پیش از میلاد) و پس از آنکه وی سرزمین بابل را در سال 539 پیش از میلاد تسخیر کرد طراحی و ساخته شده است. در بسیاری از موارد، از این استوانه به عنوان نخستین منشور حقوق بشر نام برده میشود، زیرا محتوای آن به منظور ترویج آزادی مذهب در سراسر امپراتوری ایران باستان تدوین شده بود. این منشور همچنین به تبعید یانی که از سرزمینهای خود رانده شده بودند اجازه میداد که آزادانه به میهن خویش بازگردند.

این استوانه- در سال 1879 میلادی توسط باستان شناسان موزه بریتانیا (در بابل) عراق امروزی کشف شد، و از آن هنگام تا کنون در موزه بریتانیا نگاه داری شده است. بدرستی استوانه کوروش میراثی جهانی است که برای یک پادشاه ایرانی در عراق ساخته شده بود، و بیش از 130 سال است که در موزه بریتانیا مورد پژوهش و ارزیابی های تاریخی کارشناسان قرار گرفته است. این استوانه توسط بسیاری از مردم در سراسر جهان به عنوان نمادی از بردباری و احترام به ملت های گوناگون و ادیان مختلف پذیرفته شده، و مورد احترام قرار گرفته است. ارزش معنوی این میراث جهانی به اندازه ای است که نسخه ای از آن در تالار اصلی سازمان ملل متحد در نیویورک به نمایش گذاشته است. گفتنی است موزه بریتانیا در سال 2010-2011 استوانه کوروش را به موزه ملی ایران قرض داده بود، که طی آن بیش از یک میلیون نفر از این استوانه دیدن کردند.

این تور برای نخستین بار به طیف گسترده ای از آمریکائیان مجال خواهد داد تا بتوانند از نزدیک این اثر تاریخی ارزشمند و منحصر بفرد را ببینند و در مورد آن اطلاعات لازم را بدست بیاورند. قرار است این استوانه به همراه نمایشگاهی حاوی 16 اثر تاریخی با عنوان “استوانه کوروش و ایران باستان” در برخی از موزه های ایالات متحده به نمایش گذاشته شود. این نمایشگاه نوآوری های آغازین حکومت های ایرانی در خاور نزدیک باستان(550-331) پیش از میلاد را نشان می دهد. در آن دوره تاریخی، امپراتوری پارس (ایران) بزرگترین امپراتوری بود که جهان تا آن هنگام به خود دیده بود. این امپراتوری فرا گستر، تاثیرات عظیمی بر جهان باستان گذاشته بود، از جمله این تاثیرات ایجاد دگردیسی در رفتار اخلاقی جوامع بود. اعلامیه جهانی حقوق بشر کوروش کبیر (استوانه) به درستی این امر گواهی میدهد. یک لوح زرین از گنجینه آمودریا(Oxus Treasure) که چهره کشیشی بر روی آن کنده کاری شده- حاکی از گسترش آئین زرتشت در آن دوران است.

پادشاهان ایران باستان همچنین یک سیستم نوشتاری جدید، یعنی خط میخی پارسی باستان را به جهان معرفی کردند ، که نمونه هایی از آن بر روی قسمتی از یک ستون باقی مانده از همدان به چشم می خورد. گفتنی است از این نوشتار یا خط میخی در ساختن مُهر و موم معروف داریوش بزرگ (522-486 پیش از میلاد) نیز استفاده شده بود. در آندوران، اشکال جدیدی از کالاهای لوکس، از جمله کاسه هایی که طلایی و نقره ای که به زیبایی تزئین شده بودند، و دستبند های مجلل طلا با تصاویر حک شده حیوانات بر روی آنها- طراحی و ساخته شد. نمونه های زیبایی از این آثار تاریخی در گنجینه آمودریا در موزه بریتانیا نگاه داری میشود. قرار است نمایشگاه “استوانه کوروش و ایران باستان” در ماه مارس 2013 در گالری آرتور ساکلر- یکی از مجموعه موزه های اسمیتسونیان در واشنگتن دی سی آغاز به کار کند. سپس این نمایشگاه در موزه هنرهای زیبا در هوستون، موزه هنری متروپولیتن در نیویورک، موزه هنر های آسیایی در سان فرانسیسکو به نمایش گذاشته خواهد شد. آخرین منزل این نمایشگاه در آمریکا- موزه جی پاول گتی، در ویلای گتی در لس آنجلس در ماه اکتبر خواهد بود.

 

لوحی از ایران باستان با قدمت بیش از 2500 سال که حاوی اطلاعات اداری است در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو- عکس از آسوشیتد پرس

لوحی از ایران باستان با قدمت بیش از 2500 سال که حاوی اطلاعات اداری است در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو- عکس از آسوشیتد پرس

علیرضا رستگار، رئیس هیئت امنای بنیاد میراث ایران در آمریکا در باره این نمایشگاه چنین گفت است: “بنیاد میراث ایران مفتخر به همکاری با موزه بریتانیا است، همکاری که موجب آوردن این نمایشگاه با شکوه به ایالات متحده آمریکا شده است. استوانه کوروش و پیام آن برای محترم شمردن گونه گونی و حقوق جهان شمول بشر، حامل پیامی به هنگام در مورد اهمیت بردباری برای همه ماست. ما از پشتیبانی جامعه ایرانی- آمریکایی در راستای این تلاشها سپاسگزاریم و امیدواریم این تور در آمریکا مورد استقبالی شایان قرار بگیرد.”

همچنین خانم جولیان ربی، مدیر گالری آرتور ام ساکلر در باره اهمیت برپایی این نمایشگاه در ایالات متحده گفته است: “در طول هزار ه ها، فیلسوفان، کورش بزرگ را نمونه ای عالی از یک حاکم درستکار به حساب آورده اند، و کتاب مقدس از وی به عنوان “مسیح موعود” خداوند یاد کرده است. کتاب مقدس همچنین از کوروش برای اینکه به یهودیان اجازه داد معبد مقدس را در اورشلیم بازسازی کنند تحسین کرده است.  بزرگواری کوروش حتی الهام بخش پدران بنیانگذار ایالات متحده بوده است…”.

خبرگزاری ها


معاهدات تاریخی ایران+ قراردادها و معاهدات بین المللی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب با هدف معرفی قرارداد‌ها و اسناد مشترک گوناگون میان ایران و دولت‌های دیگر جهان نگاشته شده و حاوی 100 قرارداد و معاهده‌ تاریخی از عصر صفویه تا پایان عصر قاجاریه است. 

در این کتاب در پنج بخش، قراردادهایی که بیانگر اوضاع ایران در دوره‌های مختلف تاریخ‌اند، همراه با مهم‌ترین معاهدات و قراردا‌دهای ارضی، اقتصادی، سیاسی و نظامی در دوران صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه بررسی شده اند. 

بخش اول کتاب با عنوان «14 قرارداد و معاهده از دوران صفویه» است که دارای مباحثی مانند «معاهده‌ ایران و پرتغال بر سر جزیره هرمز، پیمان صلح آماسیه، ایران و عثمانی، اولین و دومین معاهده صلح استامبول، ایران و عثمانی، معاهده‌ میناب بین ایران و انگلستان، قرارداد تجاری ایران و هلند» است. 

«معاهده از دوران افشاریه» عنوان فصل دوم کتاب است که دارای مباحث «معاهده‌ صلح نادر با عثمان‌ها، نادرشاه و معاهده‌ صلح با محمد شاه، عهدنامه کردان بین ایران و عثمانی» است. 

همچنین «2 معاهده از دوره‌‌ی زندیه» ، «44 قرارداد و معاهده از دوران قاجاریه(سال 1215 تا 1299)» و «سال 1300 تا 1339» عناوین سایر فصل های این کتاب اند. 

از منابع این کتاب می‌توان به کتاب‌های امیرکبیر و ایران، گوشه‌هایی از روابط خارجی ایران، مجموعه اسناد و روابط خارجی ایران و بریتانیا، سیاست و اقتصاد صفوی، شاه اسماعیل اول، روز‌شمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تاریخ پست ایران، خاطرات تاج‌السلطنه، فرهنگ فارسی» اشاره کرد.

چاپ سوم کتاب «معاهدات تاریخی ایران» روانه  بازار کتاب شد.

===========================

 

معاهدات و قراردادهای بین المللی

متن کامل آرای و احکام مراجع دیوانها و دادگاههای قضایی و داوری بین المللی در آدرس های ذیل قابل دسترسی می باشد:

دیوان دائمی دادگستری بین المللی-1

دیوان دائمی دادگستری بین المللی-2

دیوان بین المللی دادگستری

دادگاه بین المللی حقوق دریاها

دیوان دائمی داوری

مرجع تجدید نظر سازمان تجارت جهانی

دیوان دعاوی ایران و آمریکا

دادگاه بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق

کمیسیون غرامات ملل متحد

دیوان اروپایی حقوق بشر

دادگاه آمریکایی حقوق بشر

 

متن کامل معاهدات بین المللی ذیلا قابل دریافت می باشند:

1- منشور سازمان ملل متحد

2- اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری

3- کنوانسیون حقوق معاهدات 1969

4- اساسنامه دیوان بین المللی کیفری

5- کنوانسیون حقوق دریاها 1982

6- کنوانسیون حقوق دیپلماتیک



پیمان آخال قرارداد 1881 برابر سال 1260 خورشیدی تعیین مرزهای شمال شرق ایران

پیمان آخال یا (آخال-تکه) معاهده ای میان روسیه و ایران است که در ۲۱ سپتامبر ۱۸۸۱ میلادی و مطابق با30 شهریور ۱۲۶۰ خورشیدی برای تعیین مرزهای دو کشور در مناطق ترکمن نشین شرق دریای خزر بسته شد.

انعقاد این پیمان در شرایطی صورت گرفت که نیروهای روس که تا سال ۱۸۶۳ اطراف آرال، سمرقند و تاشکند را تصرف کرده بودند، در سال ۱۸۶۸ خان نشین بخارا را شکست قطعی داده و حاکمیت خود را بر بخارا و سمرقند نیز تثبیت کردند و در سال های ۱۸۷۳ تا ۱۸۸۱ به فرماندهی میخاییل اسکوبلف، ایوان لازارف و کنستانتین کافمن علاوه بر اشغال خوارزم که در کنترل خان نشین خیوه قرار داشت، ایلات ترکمن را نیز شکست داده بودند و سرزمین ترکمن های تَکه را با نام «سرزمین ماورای خزر» به خاک خود منضم کردند. 


    ناصرالدین شاه برای عقد این قرارداد وزیر خارجه اش موتمن الملک را به دیدار ایوان زینوویف فرستاد

تا پیمانی را در تهران امضا کنند. با این پیمان، ناصرالدین شاه که  نتوانسته بود ترکمن ها را شکست دهد، حکومت روسیه را بر این مناطق به رسمیت شناخت . پیمان آخال تاثیر دوگانه ای بر ایران داشت. از یک سو ایران تا حدی از یورش های ترکمن ها رهایی می یافت؛ اما این امر به بهای گران از دست رفتن سرزمین هایی به دست آمد که ناصرالدین شاه ادعای سلطنت بر آنها را داشت. همچنین خط مرزی کاملابه نفع روس ها طراحی شده بود. علاوه بر این، دولت ایران تعهد کرده بود که اجازه ندهد در امتداد رودهایی که وارد خاک روسیه می شود، روستای جدید ساخته شود یا اراضی زراعی آن مناطق گسترش یابد یا برای زمین های در حال کشت بیش از حد آب مصرف شود. 
    در برخی از فصول این پیمان آمده است: 
    فصل اول-

در طرف شرق بحر خزر سرحد بین ممالک ایران و روس از قرار تفصیل ذیل خواهد بود: از خلیج حسینقلی الی چات سرحد بین الدولتین بحری رود اترک است، از چات خط سرحدی در سمت شمال شرقی قلل سلسله کوه های سنگوداغ و ساکریم را متابعت کرده و بعد در سمت شمال به طرف رود چندر متوجه شده و در چقان قلعه به بستر رود مزبور می رسد. از اینجا در سمت شمال به قلل کوه هایی که فاصل دره چندر و دره سومبار است، متوجه شده و در سمت مشرق قلل کوه های مزبور را متابعت کرده و بعد به طرف بستر رودخانه سومبار و در ملتقای رود مزبور با نهر آخ آقایان فرود می آید. از این نقطه اخیر به طرف شرق بستر رود سومبار خط سرخه محسوب می شود الی خرابه های مسجد دادیانه و از مسجد دادیانه الی قلل کوپت داغ سرحدی راهی است که به درون ممتد است. پس از آن خط سرحدی در امتداد قلل مزبور، به سوی جنوب شرق حرکت می کند ولی نرسیده به انتهای تنگه گرماب به طرف جنوب برگشته و راهی سرکوه هایی که فاصل دره سومبار و سرچشمه گرماب گذشته و بعد متوجه به سوی جنوب شرقی شده. از قلل کوه های میزنو و چوب بست عبور و راهی را که از گرماب به رباط می رود در محلی ملاقات می کند که در یک ورستی شمال رباط است. چون به این محل رسید، خط سرحدی از قلل کوه ها الی قلل کوه دالانچه کشیده شده. پس از آن از شمال قلعه خیرآباد گذشته و در سمت شمال شرقی الی حدود گوگ قتبال ممتد شده و از حدود گوگ قتبال به دربند رود فیروزه تقاطع می کند و از اینجا در سمت جنوب شرقی متوجه به قلل کوه هایی می شود که از طرف جنوب وصل به دره است که راه عشق آباد و فیروزه از آن عبور می کند و پس از آنکه قلل کوه های مزبور را الی اقصی نقطه شرقی متابعت نمود، خط سرحدی به شمالی ترین قله کوه اسلم گذشته و در سمت جنوب شرقی قلل این کوه ها را طی کرده و بعد شمال قریه کلته چنار را دور زده و به محل اتصال کوه های زیرکوه و قزل داغ می رسد از اینجا خط سرحد در سمت جنوب شرقی از قلل سلسله زیرکوه کشیده می شود تا اینکه به دره رود بابا درومز برسد. بعد از وصول به این محل، به طرف شمال حرکت و در راهی که از گاورس الی لطف آباد ممتد است به جلگه می رسد. به طوری که قلعه بابا درومز در شرق این خط واقع می شود. 
    فصل دوم – چون فصل اول این قرارداد نقاط عمده خط سرحد بین متصرفات ایران و روس معین شده است، طرفین معاهدتین کمیسر های مخصوص مامور خواهند نمود که خط سرحد را در محل و به طور صحیح ترسیم کرده و علامات را نصب نمایند. زمان و محل ملاقات کمیسر های مزبور را طرفین معاهدتین بالاتفاق معین خواهند کرد. 
    فصل سوم-

چون قلعه جات گرماب و قلقلاب واقعه در دره رودی که آبش اراضی ماوراءالخزر را مشروب می کند در شمال خطی واقع است که به موجب فصل اول سرحد بین متصرفات طرفین است، دولت ایران متعهد می شود که قلاع مزبور را ظرف یک سال از تاریخ مبادله این قرارنامه تخلیه کند. ولی دولت علیه حق خواهد داشت که در ظرف مدت مزبوره سکنه گرماب و قلقلاب را به مملکت خود مهاجرت دهد. از طرف دیگر دولت روس متقبل می شود که در نقاط مزبوره استحکامات بنا نکرده و خانواده ترکمن در آنجا سکنی ندهد. 
    فصل چهارم –

و چون منبع رود فیروزه و منابع بعضی رودها و انهاری که ایالت ماوراء خزر متصله سرحد ایران را مشروب می کند در خاک ایران واقع شده است، دولت علیه متعهد می شود که به هیچ وجه نگذارد از منبع الی خروج از خاک ایران در امتداد رودها و انهار مزبوره قراء جدیدی تاسیس شده و به اراضی که بالفعل زراعت می شود توسعه داده شود و نیز برای اراضی که فعلادر خاک ایران مزروع است بیش از آن مقداری که لازم است نگذارد آب استعمال کنند.
  
     
 شرق ، شماره 1297 به تاریخ 28/4/90،


متن کامل عهد نامه ترکمنچای/قرارداد ترکمنچای

هرکس از تاریخ درس نگیرد مجبور به تکرار آن خواهد بود.

متن کامل عهد نامه ترکمنچای بخشی از تاریخ تلخ ایران

در  باطل کردن عهدنامه گلستان

هو الله

دیباچه عهدنامه ایران و روس

الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین(دو دولت بزرگ) و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت،(پرچم خورشید) خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه (بگونه برابر!) اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی (جنگ ستیزی) که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت(همسایگی) و مودت(دوستی) را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث (عوامل و دلیلهای) خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر،(فرمانده ناو جنگی دریای خزر) صاحب حمایلات(مدال) الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار(کارداران) خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:

 

 

 

 

 

فصل اول-

بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دویم-

چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را - خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب(نزدیکتر) است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای(پیوند) آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.

فصل پنجم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا (همچنین)جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد(تا ابد و همیشگی) مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان( هر کرور مساوی است با 10 میلیون) یعنی صد میلیون تومان)  رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم-

چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.

فصل هشتم-

سفاین تجارتی (کشتی های تجاری) روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم-

چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم-

چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد.

در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.

فصل یازدهم-

همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم-

همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند.

فصل پانزدهم-

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم-

بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و حکم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند.

این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه (کوره ده) ترکمان چای، به تاریخ دهم شهر( ماه فوریه) فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (1828م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (1243ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.
 
(1828 م   1243) پرانتزها برای توضیح و معنی اضافه شد و مربوط به سند نیست .  کتاب معاهدات ایران با دول خارجی -

مراجعه شود به:

- مجموعه عهدنامه‏هاى تاریخى ایران، ازعهد هخامنشى تا عهد پهلوى، ع - وحید مازندرانى، 1350، انتشارات  وزارت‏ امور خارجه. - 

 
 
 

متن قرارداد یا معاهده گلستان و جدایی بخش هایی از ایران

 سرزمین های از دست رفته  گرجستان- آذربایجان- ارمنستان-

 
 
اعلیحضرت قضا و قدرت، خورشید رایت، پادشاه جم جاه و امپراطور عالی دستگاه ممالک بالاستقلال کل ممالک آمپیریه روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، کیوان رفعت، پادشاه اعظم سلیمان جاه، ممالک بالاستقلال کل ممالک شاهانه ایران به ملاحظه کمال مهربانی و اشفاق علیٌتین که در ماده اهالی و رعایای متعلقین دارند رفع و دفع عداوت و دشمنی که بر عکس رأی شوکت آرای ایشان است طالب و به استقرار مراتب مصالحه میمونه و دوستی جواریت(همسایگی) سابقه مؤکده را در بین الطرفین راغب می باشند،
با حسن الوجه رأی علیٌتین قرار گرفته در انجام این امور نیک و متصوٌبه از طرف اعلیحضرت قدر قدرت پادشاه اعظم بالاستقلال کل ممالک روسیٌه به عالیجاه معلٌی جایگاه جنرال لیوتنال سپهسالار روسیٌه و مدیر عساکر ساکنین جوانب قفقازیٌه و گرجستان، ناظم امور و مصالح شهریه ولایات غوبرنای و گرجستان و قفقازیٌه و حاجی طرخان و کارهای تمامی ثغور و سرحدات این حدودات و سامان، امرفرمای عساکر سفاتین بحر خزر، صاحب حمایل الکساندر نویسکی ذی حمایل مرتبه اولین آنٌای مرتبه دار رابع عسکریه مقتدره حضرت گیورکی، صاحب نشان و شمشیر طلا المرقوم به جهت«رشادت و بهادری» نیکلای رتیش چف اختیار کلی اعطا شده و اعلیحضرت قدر قدرت والا رتبت، پادشاه اعظم، مالک بالاستقلال کل ممالک ایران هم عالیجاه معلی جایگاه، ایلچی بزرگ دولت ایران که مأمور دولتین روم و انگلیس بودند، عمده الامرا و الاعیان، مقرب درگاه ذی شأن و محرم اسرار نهان و مشیر اکثر امور دولت علیٌه ایران از خانواده و دودمان وزارت و از امرای واقفان حضور در مرتبه دویم آن، صاحب شوکت عطایای خاص پادشاهان خود از خنجر و شمشیر و کارد مرصع و استعمال ملبوس ترمه و اسب مرصع یراق میرزا ابوالحسن خان را که در این کار مختار بالکل نموده اند حال در معسکر روسیه و رودخانه زیوه من محال گلستان متعلقه ولایات قراباغ ملاقات و جمعیت نمودند. بعد از ابراز و مبادله مستمسک مأموریت و اختیار کلی خود به یکدیگر و ملاحظه و تحقیق امور متعلق به مصالحه مبارکه به نام پادشاهی عظام قرار و به موجب اختیار نامجات طرفین، قیود و فصول و شروط مرقومه را الی الابد مقبول و منصوب و استمرار می داریم:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فصل اول- بعد از این، امور جنگ و عداوت و دشمنی که تا حال در دولتین علیتین(بزرگ ) روسیه و ایران بود به موجب این عهدنامه الی الابد مقطوع و متروک و مراتب مصالحه(صلح) اکید و دوستی و وفاق شدید در بین اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم امپراطور مالک بالاستقلال کل ممالک روسیه و اعلیحضرت خورشید رایت، پادشاه دارا شوکت ممالک ایران و وارث و ولیعهدان عظام و میانه دولتین علیتین ایشان پایدار و مسلوک خواهد بود.
فصل دویم- چون پیشتر به موجب اظهار و گفتگوی طرفین قبول و رضا از جانبین دولتین شده است که مراتب مصالحه در بنای اسطاطوسکوادپریز ندیم یعنی طرفین در هر وضع و حالی که الی قرارداد مصالحه الحالیه بوده است از آن قرار باقی و تمامی الکای ولایات خوانین نشین که تا حال در تحت تصرف هر یک از دولتین بوده کماکان در تحت ضبط و اختیار ایشان بماند، لهذا در بین دولتین علیتین روسیه و ایران به موجب خط مرقومه ذیل سنور و سرحدات مستقر  تعیین گردیده از ابتدای اراضی آدینه بازار به خط مستقیم از راه صحرای مغان تا به معبر یدٌی بلوک رود ارس و از بالای کنار رود ارس تا ایصال و الحاق رودخانه کپنک چای به پشت کوه مقری و از آن جا خط حدود سامان ولایات قراباغ و نخجوان از بالای کوههای آلداگوز به دره لکر می رسد و از آنجا به سرحدات قراباغ و نخجوان و ایروان و نیز رسدی از سنور گنجه جمع و متصل گردیده، بعد از آن حدود مزبوره که ولایت ایروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدین لو را تا به مکان ایشیک میدان مشخص و منفصل می سازد و از ایشیک میدان تا بالای سر کوههای طرف راست طرق و رودخانه های حمزه چمن و از سر کوههای پنبک الی گوشه حدود محال شوره گل و از گوشه شوره گل از بالای کوه برفدار آلداگوز گذشته از سر حد محال شوره گل و میانه حدود قریه سدره وارنیک به رودخانه آرپه چای ملحق و متصل شده معلوم و مشخص می گردد و چون ولایات خوانین نشین طالش در هنگام عداوت و دشمنی دست به دست افتاده، لهذا به جهت زیاده صدق و راستی حدود ولایات طالش مزبوره را از جانب انزلی و اردبیل بعد از تصدیق این صلحنامه از پادشاهان عظام، معتمدان و مهندسان مأمور که به موجب قبول و وفاق یکدیگر و به معرفت سرداران جانبین، جبال و رودخانه ها و دریاچه و امکنه و مزارع طرفین تفصیلاً تجدید وتمیز و تشخیص می سازند آن را نیز معلوم و تعیین ساخته آنچه در تحریر این صلحنامه در دست و در تحت تصرف جانبین باشد معلوم نموده، آن وقت خط حدود ولایت طالش نیز بر اسطاطوسکوادپریز ندیم مستقر و معین ساخته هر یک از طرفین آنچه در تصرف دارد بر سر آن باقی خواهد ماند و همچنین در سرحدات مزبوره فوق اگرچیزی از خط طرفین بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق بیرون باشد معتمدان و مهندسان مأموره طرفین هر یک طرف موافق اسطاطوسکوادپریز ندیم رضا خواهد داد.
فصل سیم- اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال کل ممالک ایران به جهت ثبوت دوستی و وفاقی که به اعلیحضرت خورشید رتبت، امپراطور کل ممالک روسیه دارند به این صلحنامه به عوض خود و ولیعهدان عظام تخت شاهانه ایران ولایات قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است و الکای خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند.
فصل چهارم- اعلیحضرت خورشید رایت، امپراطور قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران به جهت اثبات این معنی که بنابر همجواریت طالب و راغب است که در ممالک شاهانه ایران مراتب استقلال و اختیار پادشاهی را در بنای اکید مشاهده و ملاحظه نمایند، لهذا از خود و از عوض ولیعهدان عظام اقرار می نمایند که هر یک از فرزندان عظام ایشان که به ولیعهدی دولت ایران تعیین می گردد هر گاه محتاج به اعانت و امدادی از دولت روسیه باشد مضایقه ننماید، تا از خارج کسی نتواند دخل در مملکت ایران نماید و به امداد و اعانت روس دولت ایران مستقر و محکم گردد، و اگر در سر امور داخله مملکت ایران فیمابین شاهزادگان مناقشتی دولت روس را در آن میانه کاری نیست، تا پادشاه وقت خواهش نماید.
فصل پنجم- کشتیهای دولت روسیه که برای معاملات بر روی دریای خزر تردد می نمایند به دستور سابق مأذون خواهند بود که به سواحل و بنادر جانب ایران عازم و نزدیک شوند و زمان طوفان و شکست کشتی از طرف ایران اعانت و یاری دوستانه نسبت به آنها بشود. کشتیهای جانب ایران هم به دستور سابق مأذون خواهند بود که برای معامله روانه سواحل روسیه شوند و به همین نحو در هنگام شکست و طوفان از جانب روسیه اعانت و یاری دوستانه درباره ایشان معمول گردد. کشتیهای عسکریه جنگی روسیه به طریقی که در زمان دوستی و یا در هر وقت کشتیهای جنگی دولت روسیه با علم و بیدق در دریای خزر بوده اند حال نیز محض دوستی اذن داده می شود که به دستور سابق معمول گردد و أحدی از دولتهای دیگر سوای دولت روس کشتیهای جنگی در دریای خزر نداشته باشد.
فصل ششم- تمام اسرایی که در جنگها گرفته شده اند یا اینکه به اهالی طرفین اسیر شده از کریستیان و یا هر مذهب دیگر باشند می باید الی وعده سه ماه هلالی بعد از تصدیق و خط گذاردن در این عهدنامه از طرفین مرخص و رد گردیده هر یک از جانبین خرج و مایحتاج به اسرای مزبوره داده به قرا کلیسا رسانند و وکلای سر حدات طرفین به موجب نشر اعلامی که در خصوص فرستادن آنها به جای معین به یکدیگر می نمایند اسرای جانبین را باز دریافت خواهند کرد و آنانکه به سبب تقصیر یا خواهش خود از مملکتین فرار نموده اند، أذن به آن کسانی که به رضا و رغبت خود اراده آمدن داشته باشند داده شود که به وطن خود مراجعت نمایند، و هر کس از هر قومی چه اسیر و چه فراری که نخواسته باشد بیاید کسی را با او کاری نیست و عفو و تقصیرات از طرفین نسبت به فراریان اعطا خواهد شد.
فصل هفتم- علاوه از قرار و اظهار مزبوره بالا رأی بیضا ضیای اعلیحضرت کیوان رفعت، امپراطور اعظم روسیه و اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم ممالک ایران قرار یافته که ایلچیان معتمد طرفین که هنگام لزوم مأمور و روانه دارالسلطنه جانبین می شوند بر وفق لیاقت رتبه امور، کلیه مرجوعه ایشان را حاصل و پرداخت و سجل نمایند و به دستور سابق وکلایی که از دولتین، بخصوص حمایت ارباب معاملات در بلاد مناسبه طرفین تعیین و تمکین گردیده زیاده از ده نفر عمله نخواهند داشت و ایشان به اعزاز شایسته مورد مراعات گردیده و به احوال ایشان هیچ گونه زحمت نرسیده، بل زحمتی که به رعایای طرفین عاید گردد و به موجب عرض و اظهار وکلای مزبوره رضای ستمدیدگان جانبین داده شود.
فصل هشتم- در باب آمد و شد قوافل و ارباب معاملات در میان ممالک دولتین علیتیٌن اذن داده می شود که هر کس از اهالی تجٌار بخصوص به ثبوت اینکه دوست رعایا و ارباب معاملات متعلقه به دولت بهیه روسیه و یا تجار متعلق به دولت علیٌه ایران می باشند، از دولت خود یا از سر حدٌداران تذکره و یا کاغذ راه در دست داشته باشند، از طریق بحر و بر به جانب ممالک این دو دولت بدون تشویش آیند و هر کس هرقدر خواهد ساکن و متوقف گشته به امور معامله و تجارت اشتغال نمایند، و زمان مراجعت آنها به اوطان خود از دولتین مانع ایشان نشوند. آنچه مال و تنخواه از امکنه ممالک روسیه به ولایات ایران و نیز از طرف ایران به ممالک روسیه برند و به معرض بیع رسانند و یا معاوضه با مال و اشیاء دیگر نمایند، اگر در میان ارباب معاملات طرفین بخصوص طلب و غیره شکوه و ادعایی باشد به موجب عادت مألوفه به نزد وکلای طرفین یا اگر وکیل نباشد نزد حاکم آنجا رفته امور خود را عرض و اظهار سازد تا ایشان از روی صداقت، مراتب ادعای آنها را مشخص و معلوم کرده، خود و یا به معرفت دیگران قطع و فصل کار را ساخته نگذارند تعرٌض و زحمتی به ارباب معاملات عاید بشود.
در باب تجٌار طرف ممالک روسیه که وارد ممالک ایران می شوند مأذون خواهند بود که اگر با اموال و تنخواه خودشان به جانب ممالک پادشاهانه دیگر که دوست ایران می باشند بروند از طرف دولت ایران بی مضایقه تذکرات راه به ایشان بدهند و همچنین از طرف دولت روس در ماده تجارت اهالی دولت ایران که از خاک ممالک روسیه به جانب سایر ممالک پادشاهانه که دوست دولت روسیه باشند می روند، معمول خواهد شد.
وقتی که از رعایای دولت روسیه در زمان توقف و تجارت. در ممالک ایران فوت شده باشد اموال و املاک او در ایران بماند چون مایعرف او از مال رعایای دولت دوست است، لهذا می باید اموال مفوت به موجب قبض الوصول شرعی رد و تسلیم ورثه مفوت گردد و نیز اذن خواهد داد که املاک مفوت را اقوام او بفروشند، چنانکه که این معنی در ممالک روسیه و پادشاهان دیگر دستور و عادت بوده متعلق به هر دولت باشد مضایقه نمی نمایند.
فصل نهم- باج و گمرک اموال تجار طرف دولت بهیه روسیه که به بنادر و بلاد ایران می آورند از یک تومان پانصد دینار در یک بلده گرفته از آنجا با اموال مزبوره به هر ولایت ایران بروند چیزی مطالبه نکرده و همچنین از اموالی که از ممالک ایران بیرون می آورند آن قدر گرفته زیاده به عنوان خرج و توجیه و تحمیل و اختراعات چیزی از تجار روسیه با شرٌ و شلتاق مطالبه نشود و به همین نحو در یک بلده باج و گمرک تجٌار ایران که به بنادر و ممالک روسیه می آورند و یا بیرون می برند به دستور گرفته، اختلافی به هیچ وجه نداشته باشند.
فصل دهم- بعد از نقل اموال تجٌار به بنادر کنار دریا و یا آوردن از راه خشکی به بلاد سرحدات دولتین اذن و اختیار به تجٌار و ارباب معاملات طرفین داده شده که اموال خودشان را فروخته و اموال دیگر خریده و یا معاوضه کرده، دیگر از امنای گمرک و مستاجرین طرفین اذن نخواسته باشند، زیرا که بر ذمٌه امنای گمرک و مستأجرین لازم است که ملاحظه نمایند تا معطٌلی و تأخیر در کار ارباب معاملات وقوع نیافته، باج خزانه را از بایع یا از مبیع (یا از مشتری) هر نوع با هم سازش می نمایند بازیافت دارند.
فصل یازدهم- بعد از تصدیق و خط گذاردن در این شروط نامه، وکلای مختار دولتین علیٌتین بلاتأخیر به اطراف جانبین اعلام و اخبار می نمایند و امر اکید بخصوص بالمرٌه ترک و قطع امور عداوت و دشمنی به هر جا ارسال خواهند کرد. شرط این شروط نامه الحاله که بخصوص استدامت مصالحه دائمه طرفین مستقر و دو قطعه مشروحه با ترجمان خطٌ فارسی مرقوم و محرٌر و از وکلای مختار مأمورین دولتین علیٌتین مزبوره بالتصدیق و با خطٌ و مهر مختم گردیده و مبادله با یکدیگر شده است می بایست از طرف اعلیحضرت خورشید رتبت. پادشاه اعظم، امپراتور اکرم، مالک کل ممالک روسیه و از جانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه والا جاه ممالک ایران به امضای خطٌ شریف ایشان تصدیق گردد و چون این صلحنامه مشروحه مصدٌقه می باید از هر دو دولت پایدار به وکلای مختار برسد، لهذا از دولتین علیٌتین در مدت سه ماه هلالی وصول گردد.
تحریرآ فی معسکر روسیه در رودخانه زیوه من محال گلستان متعلٌقه قراباغ به تاریخ بیست و نهم شهر شوال المکرم سنه یک هزار و دویست و هشت هجری نبوی مطابق دوازدهم ماه اکتوبر سنه یک هزار و هشتصد و سیزده عیسوی سمت تحریر رفت. 

سیصد و نود و یکمین سالروز آزادسازی جزایر ایرانی خلیج فارس// روزملی خلیج فارس

وقتی در مملکت ما هر کسی سازی می نوازد اینگونه می شود.  که سازمان منطقه آزاد قشم نیز  متولی کار فرهنگی می شود. اصل کار بسیار خوب اما این سازمان از کجا کشف کرد که روز سی ام دی  روز آزادسازی جزایر ایرانی از چنگ استعمار پرتغال است  این از آن حکایتهای مضحکی است که تاریخ ما پر است از اینگونه ادعاهای پوچ و بی پایه اساس اینگونه خودنمایی ها رقابت های بخشی - روستایی - ناحیه ای و شهری در کشور ما است چون بندر عباس  و بوشهر  دو سه سالی است که یاد شان افتاده است که باید از میراث فرهنگی  خلیج  فارس  حمایت کنند .روز ملی خلیج فارس را در 10 اردیبهشت برگزار می کنند  حا لا در رقابت با بند عباس و بوشهر  جزیره قشم هم خواسته است کاری بکند  و خودی نشان بدهد روزی  درست کرده است بنام امام قلی خان  اینهم از آن  جنگهای حیدر نعمتی  بعضی از  افراد کم حافظه امت ما است.  اصل خبر را در زیر بخوانید و این مقاله ویکی پدیا  روز ملی خلیج فارس را هم مطالعه کنید .

در طی سالهای 1381 تا 1383 عده ای دلسوز در مقابل تحریف نام خلیج فارس  و تحریف افتخارات و حماسه های خلیح فارس جمع شدند  و خواستار پاسداشت  میراث فرهنگی خلیج فارس شدند جلسات متعدد داشتند نتیجه بحثها این شد که  پیروزی ایران در شکست پرتغال را  روز خلیج فارس /  روز ملی خلیج فارس بنامند و یک نمادی از هویت میهنی و مبارزات ملت ایران باشد. عده ای از اساتید جمع شدند تا از میان تاریخ های متعدد ی که برای شکست پرتغالی ها وجود دارد روز دقیقی را تعیین کنند 

21 آوریل تا 29 آوریل (10 اردیبهشت) سال ۱۶۲۲  تاریخ دقیق شکست پرتغال  در این جنگها اعلام شد.(۱۰۳۱ قمری)  دولت هم آن را پذیرفت حالا معلوم نیست این حجت الاسلام  ملا نوری این روز  سی ام دی  را از کجا آورده است و خواستار 

شده  که  شورای فرهنگ عمومی کشور، ، روز سی ام دی ماه به پاس تجلیل از امامقلی خان در تقویم رسمی کشور ثبت شود. 

آقای حجت الاسلام ملا نوری  و آقای دشتی  میراث فرهنگی شما  و منطقه آزاد قشم کمی دیر به فکر امام قلی خان افتاده اید زمانی که شما خواب بودید  به همت جمعی از دلسوزان میهن عزیز  برای پاسداشت  حماسه سازان  تاریخ خلیج فارس و گرامیداشت سردار قلی خان روزی بر تقویم کشور ثبت شد آنهم با هزاران درد سر و زحمت .  حال بجای خراب کردن و تحت الشعاع قرار دادن آن روز همه اینگونه فعالیتها را در یک جا تجمیع کنید و تفرقه اندازی نکنید  همه اینگونه کارها  از جمله سمیناری که سالانه وزارت امور خارجه برگزار می کند همگی باید در  روز ملی خلیج فارس   یعنی دهم اردیبهشت ماه برگزار شود .  هر شهری می تواند در آن روز از  سردار نمونه خود تجلیل کند. اگر شما اهل پیشنهاد دادن  هستید پیشنهاد بدهید که   در منطقه چابهار  یکی از شهرکها بنام مگران ثبت شود تا این نام کهن تاریخی از حافظه ملت ما محو نشود مکران نام  تاریخی منطقه جنوب  و ساحلی از  از  جاسک تا جنوب سیستان و بوچستان تا رود سند است که امروزه  چابهار  در مرکز این منطقه قرار دارد و امیدواریم روزی  به استان مکران تبدیل شود. و  نام استعمار ساخته دریای عرب  که استعمار پرتغال آن را رایج ساخت نیز نامش به نام تاریخی آن بحر مکران / دریای مکران برگردد. 

سیصد و نود و یکمین سالروز آزادسازی جزایر ایرانی خلیج فارس
سیصد و نود و یکمین سالروز آزادسازی جزایر ایرانی خلیج فارس
اصل خبر: 
حجت الاسلام علی ملانوری معاون فرهنگی اجتماعی سازمان منطقه آزاد قشم در این مراسم عنوان کرد: امروز که کشور عزیز اسلامی ما با اتکاء به توان دانش علمی و نظامی و اقتصادی مقتدرتر از همیشه در مقابل بیگانگان ایستاده است، بی تردید بخشی از این توانایی ها ریشه در پیشینه ی تاریخ و تمدن ونقش سرداران بزرگ این تاریخ از جمله امامقلی خان دارد و هیچ کشوری در عرصه ی گیتی ماندگار نخواهد شد مگر اینکه عناصر هویت ملی آن کشور مستحکم شوند.

معاون فرهنگی اجتماعی سازمان منطقه آزاد قشم با اشاره به اینکه بسیاری از کشورهای جهان برای تقویت عناصر ملی خود تلاش و در این راستا سرمایه گذاری می کنند، اظهار داشت: ایران عزیز اسلامی با پیشینه تاریخی و تمدن فاخر آن، چه در دوره های باستانی و به خصوص دوره های تاریخی بعد از ورود اسلام عزیز، که باعث شکوفایی اندیشه ناب ایرانی شد، سراسر پر از ستون ها و نکته های مورد اتکاء جهت تقویت هویت ملی، تاریخ، فرهنگ، زبان، اسطوره ها، قهرمانان و بزرگانی است که ستون اصلی هویت ملی ما را تشکیل می دهند. 

ملانوری تصریح کرد: امامقلی خان با شجاعت و رزم آوری هایی که در تاریخ داشته نه تنها به عنوان یک سردار سپاه صفوی بلکه به عنوان یک قله از سلسله جبال و قله هایی از مردان پاکی که تاریخ و تمدن، استقلال و عزت این کشور بر دوش آن ها و به اتکای توان و تلاش آن ها ساخته شده، مورد تکریم و احترام است.

وی با اشاره به فضایل انسانی و اخلاقی امامقلی خان و بسیاری از سرداران گفت: برگزاری این همایش در جهت تقویت عناصر هویت ملی و اسلامی ماست.
معاون فرهنگی اجتماعی سازمان منطقه آزاد قشم همچنین با تاکید بر ضرورت ایجاد یک حرکت مستمر، خبر از تأسیس دبیرخانه دائمی بزرگداشت امامقلی خان داد و تشریح کرد: از آنجا که برگزاری هرساله بزرگداشت امامقلی خان ضرورت داشت، خوشبختانه با تصویب مدیرعامل منطقه آزاد قشم، امروز این مهم اتفاق افتاده است.

ملانوری ادامه داد: امروز سیصد و نود و یکمین سالی است که جزایر پارس، جزیره هرمز، جزیره لارک و جزیره قشم پس از گذشت بیش از صد سال اشغال، آزاد شده است و بی تردید برای این خطه از سرزمین ما و جزیره قشم و دیگر جزایر پارسی روز بزرگی است.
وی ضمن اشاره به مکاتبات سازمان منطقه آزاد قشم با شورای فرهنگ عمومی کشور، اظهار امیدواری کرد که با تصویب این شورا، روز سی ام دی ماه به پاس تجلیل از امامقلی خان در تقویم رسمی کشور ثبت شود.

معاون فرهنگی اجتماعی سازمان منطقه آزاد قشم با اشاره به دیگر اهداف این همایش به ایجاد مرکز و موزه جهت نگهداری اسناد و آثار مربوط به امامقلی خان و آزادی جزایر پارسی اشاره کرد.

ملانوری تاکید کرد: سازمان منطقه آزاد قشم از تولید آثار فرهنگی و هنری که می تواند پیوند دهنده فرزندان عزیز ایران اسلامی به تمدن و پیشینه پر افتخار تاریخی ما باشد خمایت خواهد کرد و تولید محصولات فرهنگی هنری از جمله فیلم های سینمایی، سریال های تلویزیونی، رمان های تاریخی، موسیقی و... از جمله برنامه های دبیرخانه تازه تأسیس در منطقه آزاد قشم است که با اهداف افزایش آمادگی نسل جدید در رویارویی با دشمنان و حفظ استقلال کشور آغاز بکار کرده است.

دشتی زاده رئیس میراث فرهنگی منطقه آزاد قشم نیز در ادامه این همایش عنوان کرد: در هر دوره تاریخی ایران، چه زیر فشارهای حکومت های داخلی و چه هجوم بیگانگان قهرمانانی از کشور دفاع کرده اند و مسئله مهمی که در مورد قهرمانان ملی ایران وجود دارد این است که بر خلاف فرماندهان نظامی کشورهای خارجی، هیچ گاه دست به قتل عام مردم بی سلاح نزدند و این قهرمانان افرادی صلح طلب، متدین و دوستدار فرهنگ مردم بودند.
وی با بیان اینکه هر حماسه تاریخی مرتبط با خلیج فارس نشان از آزادی خواهی ایرانیان در طول تاریخ دارد، اظهار داشت: دریای پارس یک عنصر طبیعی بی جان نیست و فرهنگ ایرانیان به خصوص مردم جنوب ارتباط نزدیکی با خلیج فارس دارد و زبان و گویش مردم، معماری، پوشاک، اساطیر و... عناصری جدایی ناپذیر از خلیج فارس است.

رئیس میراث فرهنگی منطقه آزاد قشم با اشاره به دوره های باستانی هخامنشیان، اشکانیان و دوره های تاریخی آل بویه، سلجوقیان، صفویه و... گفت: ما همواره شاهد مبارزه ایرانیان در پاسداری از خلیج همیشه فارس بوده ایم و امامقلی خان یکی از این سرداران ملی و پرافتخار ماست.

وی در بخشی از سخنانش با اشاره به فضایل اخلاقی امامقلی خان به کارهای عامه المنفعه امامقلی خان اشاره کرد و مدرسه خانی و سی و سه پل اصفهان و بسیاری از مساجد و وقوفاتی که در ایران از آن ها بجا مانده را از اقدامات امامقلی خان و پدرش الله وردی خان برشمرد.

در ادامه این همایش سیدعلی شرافت مولایی از نوادگان امامقلی خان بیان داشت: یکی از خصلت های مهمی که امامقلی خان داشته توسعه علم و دانش بوده است و امامقلی خان صالحان، اصحاب معرفت، و جویندگان علم و دانش را همواره ارج می نهاده و به همین خاطر اموال خویش را، در این راه وقف نموده و سنت حسنه ی وقف را در چهارصد پیش، از خود به یادگار گذاشت.

شرافت مولایی با بیان رشادت ها و فداکاری های امامقلی خان که در تاریخ ذکر شده، به بناهای باشکوه و عامه المنفعه ای که در کشور ساخته شده نیز، اشاره کرد و فرهنگ باوری و دینمداری را از فضایل دیگر این سردار ملی برشمرد.

وی با اظهار خوشحالی از حضور مجددش در جمع مردم قشم به همایشی که در سال ۷۴ از سوی منطقه آزاد جهت رونمایی از تندیس امامقلی خان برگزار شده بود، اشاره کرد و گفت: در بازدیدی که دیشب از قلعه پرتغالی ها داشتم متوجه بازسازی و مرمت این قلعه و توجه مسئولان مربوطه به حفظ و احیای میراث فرهنگی شدم که به صورت شایسته انجام می شود.
وی با اشاره به گستردگی موضوعات تاریخی در مورد امامقلی خان، دوره شاه عباس و امامقلی خان را نقطه عطفی در تاریخ سلسله صفوی ذکر کرد و گفت: بیان خدمات امامقلی خان و پدرش الله وردی خان بدون ورود به دوره صفویه و شاه عباس، یک نوع سطحی نگری است و این دوره تاریخی در سفرنامه های مستشرقان بسیار آمده و ذکر شده است.

شرافت مولایی با اشاره به اینکه شاه عباس، الله وردی خان و امامقلی خان سه شخصیت مهمی هستند که مثلث دوره صفوی را تشکیل می دهند اظهار داشت: با وجود آشفتگی هایی که در دوره جلوس شاه عباس بوجود آمده بود، این مثلث قدرتمند با تدبیر و سیاست توانست دست دشمنان داخلی و خارجی را کوتاه کند.