پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

نوروز 1392 بر همگان خجسته و شادباش بادا

نوروزتان خجسته باد هر روزتان نوروز 

تصویر جشن نوروز در یکی از شهرکهای کردنشین ترکیه  امروز 30/12/1391.

نطامهای ترکیه همواره در 50 سال گذشته دشمن جشن نوروز بودندو بیشتر از 11 میلیون کرد را از این جشن پرهیز می دادند. اما وقتی دیدند که نمی توانند نگرش مردم را عوض کنند حالا سعی می کنند نتنها خود را طرفدار نوروز  بلکه اصلا نوروز را یک جشن ترکی بنامند اینجا است که یک  ِوردِ زبان ایرانی می گوید : رو که نیست سنگ پای قزوین است.

نوروز دستکم بیش از دو هزاره در حوزه تمدن ایرانی بزرگداشته شده است کردستان ایران یکی از این مناطق  است که در جشنها ی کهن ایرانی بسیار کهن است البته آذری  هم همین طورند اما  البته  در دوره  500 ساله عثمانی ها ترکیه ما هیچ نشانه ای از برگزاری نوروز نمی بینیم . ریشه  نوروز به فرهنگ ایرانیان برمی گردد.  اگرچه امروز 12 کشور در حوزه نوروز قرار دارند و زمانی جشن نوروز در دربار پادشاهان گورکانی تیموری هند باشکوه برگزار می شد.

از سوی دیگر  اوجالان، رهبر شورشیان کرد ترکیه از اعضای حزب کارگران کردستان خواسته تا از روز پنجشنبه (۲۱ مارس/اول فروردین) سلاح‌های خود را بر زمین بگذارند و با آتش‌بسی یک‌جانبه به ده‌ها سال جنگ با دولت   ناسیونالیست ترکیزم مرکزی پایان دهند.

صلاح‌الدین دمیرتاش، نماینده کرد پارلمان ترکیه از حزب "آشتی و دمکراسی" از تصمیم ا وجالان رهبر پ‌ک‌ک برای اعلام آتش‌بس خبر داده است. دمیرتاش روز دوشنبه (۱۸ مارس/۲۸ اسفند)، بیانیه‌ای را در استانبول قرائت کرد که اوجالان در لزوم توقف جنگ مسلحانه با دولت مرکزی ترکیه صادر کرده است. 

اوجالان این بیانیه را تاریخی دانسته و گفته که لازم بود راه‌حلی برای جنبه‌های نظامی و سیاسی  کشمکش‌ چندین ساله پ‌ک‌ک و حکومت ترکیه یافته شود.

××××  ریشه های پدیده فرهنگی سیزده بدر در کجا است؟؟؟

نیمه دوم فروردین جشن کاشت در فرهنگ کشاورزی قدیم خراسان است.

سیزده‌ به‌ در سیزدهمین روز جشن های نوروزی  در فروردین ماه  است در تقویم‌های رسمی  ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. 

هیچ سندی وجود ندارد که مردمان نسل های پیشین از نحسی سیزده سخن گفته باشند،عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانی من چگونگی انجام این مراسم در دورهٔ قاجار را با جزئیات شرح داده‌است. اولین منبعی که از نحسی سخن گفته ادوارد یاکوب پولاک  است که درباره مراسم سیزده‌به‌در چنین می‌نویسد:

"سرانجام روز سیزدهم، یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. مطابق با یک رسم کهن گویا 
تمام خانه‌ها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. 
به همین دلیل همه از دروازهٔ شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند."

می بینید که اولین اشاره به نحسی سیزده در یک کتاب اروپایی است و نه یک مرجع ایرانی

 از آنجایی که درباره‌ی این روز آگاهی کمتری وجود داشته در یکی دو قرن اخیر شاید بدلیل اینکه عدد 13 در بعضی ادیان و فرهنگها نحس دانسته می شود در ایران نیز این بدعت یا علت بی پایه و اساس  را به سیزده بدر اضافه کرده اند. در نیم قرن گذشته که سیزده بدر جایگاه همگانی در ایران پیدا کرده است این پدیده نیز مانند هر پدیده فرهنگی دیگر دوستان و دشمنانی دارد که هر دو گروه بیکار ننشسته و به دنبال دلیل های توجیهی و دادن پاسخ پرداخته اند مخالفان این جشن را به رویداد تاریخی وافسانه گونه ای بنام پور یم می دهند.

اما موافقان دو گروه هستند گروه اول آنهایی که بدنبال علت تاریخی برای آن هستند و می گویند شاید به روز عید شم النسیم مصری ها و روز عبور و نجات موسی از رود نیل ارتباط داشته باشد اما گروه دوم می گویند این حادثه هیچ ارتباطی با رویدادهاو حوادث تاریخی ندارد و صرفا  روزی است که در اکثر نقاط ایران بعد از چند روز دید و بازدیدهای نوروزی باید کشت و کار کشاورزان شروع می شده و لذا روز سیزده و یا شیشک اول باید همه به مزارع و کشت و زارها می رفتند و کار را شروع می کردند این در واقع جشن کاشت است. حداقل در خراسان چنین فلسفه ای وجود داشته است.امروزه نیز که مردم شاغل در رشته های کشاورزی نیستند، با رفتن به دامان طبیعت به تفریح و سرگرمی می پردازند و جشن‌های نوروزی را به طور رسمی پایان می‌دهند. مشابهه سیزده بدر در فرهنگ مردم شمال آفریقا نیز وجود دارد که شاید ریشه در آیین های کهن داشته باشد در مراکش این مراسم را با تقویم قمری و روز عاشورا انجام می دهند اما در مصر روز  تقریبا همه ساله در نیمه دوم فروردین برگزار می شود و روز شم‌النسیم نام دارد. این جشن در  میان تعداد کمی از مردم مصر برگزار می شود و فراگیر و همه گانی نیست و روز دقیقی هم نداردبرخلاف ایران که سراسر کشور را بطور گسترده در روز یکسانی در بر می گیرد. البته مصری ها در سالهای اخیر به شم النسیم اهمیت بیشتری می دهند. خود مصری ها آن را با نوروز ایران مفایسه می کنند بعضی ها آن را نوروز قبطی ها می دانند بعضی نیز آنرا به روز عبور موسی و  از نیل و غرق شدن فرعونیان نسبت می دهند اما همه این قول ها فقط احتمال و حدس و گمان است و هیچکدام پایه علمی و مستند محکمی ندارد.

 

در مورد چهارشنبه سوری

نیز همین نکته صدق می کند چهارشنبه سوری نیز  هیچ فلسفه علمی محکم و مستندی ندارد اما می دانیم که در حوزه فرهنگی ایران ریشه قدیمی و کهنی دارد.

ممکن اسن همین الان که این مطلب را می نویسم کسانی باشند که عزم را جزم کرده اند که برای آن ریشه  تاریخی بر اساس رویدادهای بسازند و یا دلیل علمی برای آن دست و پا کنند اما واقعیت این است که برای پدیده های فرهنگی و فلکلوری نیاز به کند و کاو نیست  همینکه برای عده ای فرصت سرگرمی و تففن و تفریح سالم را فراهم کند کفایت دارد.


توهم تجزیه ایران - توهم قومیت ها و ملیت های ایرانی

هنگامیکه سازمان ملل تاسیس شد بیشتر از 150 کشور جهات زیر سلطه استعمارگران اروپایی بودند. در تهیه منشور سازمان ملل روسها تلاش زیادی کردند که حق استقلال مستعمرات را در منشور بگنجانند با مخالفت استعمارگرانی مانند بریتانیا- فرانسه  و عدم علاقه مندی آمریکا  حد وسط گرفته شد و منشور ملل متحد ‪)‬فصل ١، اصل ١، بند ٢) از ‪"‬حق تعیین سرنوشت «مردم ها» (peoples) به عنوان مبنای توسعه روابط دوستانه در میان ملتها‪"‬ سخن گفت. با استقلال هند استعمار انگلیس ضربه بزرگی خورد جنبش عدم تعهد شکل گرفت مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه 1514  را صادر کرد و به استعمارگران اخطار داد که  در رابطه با مستعمرات  رفراندوم حق تعیین سرنوشت ا نجام دهند 1- برگزاری رفراندوم  با سه سوال آیا می خواهید مستعمره باقی بمانید2- آیا استقلال می خواهید؟3- آیا به کشور سابق و یا همسایه خود ملحق می شوید؟ بر این اساس 120 کشور جهان از استعمار بریتانیا- فرانسه- اسپانیا- پرتغال- آمریکا و ... جدا شدند.  در ایران هیچ قومی قوم دیگر را مستعمره نساخته است و هیچ قومی بر ضرر قوم و یا ملت دیگر حکومت نکرده است . البته در تعریف کلاسیک ان . طبیعی است که بعضی اقلیت ها احساس خوشایندی نسبت به مذهب و یا زبان اکثریت در کشور نداشته باشند اما هیچ ملیت و قومیتی در ایران خواستار تجزیه ایران نیست . در کردستان و در خوزستان عده ای اندک با انگیزه قومی پرچم تجزیه طلبی برداشتند اما اولین کسانی که با تجزیه طلبان مبارزه کردند مردمان خود آن قومیت بودند. تجزیه طلبان بدرستی فهمیدند که در  خیلی خردتر از آن هستند و در خٌردییت  تمام در اقلیت هم زبان خود  هستند . فهمیدند که تجزیه ایران فقط یک توهم است . ایران با همه اقوام و ملیتهای آن جامعه ای درهم تنیده است که تفکیک آن اصلا عملی نیست. اقوام ایرا هزاران سال هم زیستی داشته اند یا همسایه بوده اند و یا با هم درون گروه زندگی کرده اند. اما هر از چند گاهی کسانی که ناسیونالیست ها افراطی هستند با دیدن چند نفر که شعارهای  قومی می دهند ترس و لرز می گیرند  که گویا خطر تجزیه  تهدید می کند. خیر هیچ خطری انسجام و وحدت ملی و قومی ایران را تهدید نمی کند. 

ایران یک کشور تاریخی است و نه زائیده از شکم استعمار مانند هند که  در آن خطر تجزیه به پاکستان و بنگلادش و ... ایحاد شد.

تمامی دولت-ملتهای دیگر موجود در جهان یا زائیده جنبشهای ضد استعماری هستند و یا نتیجه واکنش تدافعی دولتهای مستقل و نیمه مستقل ماقبل سرمایه داری به فشارهای ژئوپولیتیک و سیاسی-اقتصادی کشورهای پیشرو سرمایه داری هستند.

در این جوامع ضعف و یا فقدان کامل زیربنای مادی سرمایه داری گروههای ممتاز اجتماعی، نخبگان سیاسی و الیتهای حاکم این جوامع را وادار کرد که بر فردیت قومی سره و همگونی زبانی-نژادی-فرهنگی به عنوان سنگ بنای دولت-ملت مدرن تاکید کنند و از خشونت دولتی سازمان یافته برای تحقق بخشیدن به آن استفاده کنند.

این امر دو دلیل داشت. یا دولت-ملت دیوانسالار متمرکز و سرزمینی مهاجمین سرمایه دار غربی به مثابه منشا قدرت برتر آنان تلقی و در نتیجه تقلید شد و یا اقتصاد مدرن سرمایه داری به درستی به عنوان این منشا شناسایی شد ولی در غیاب روند بومی تحول سرمایه داری تاسیس دولت-ملت، به ابزاری استراتژیک برای رسیدن هر چه سریعتر به مدرنیزاسیون صنعتی و توسعه سرمایه داری بدل شد.

در این معنای بنیادی تمامی پروژه های ملت سازی از بالا، از انقلاب فرانسه و تشکیل پدیده شهروند-سرباز توسط ناپلئون تا احیا «میجی» در ژاپن، پاسخهای بدوا کمی در قالب بسیج متمرکز تمامی انرژیهای پراکنده انسانی یک کشور پیشاسرمایه داری تحت لوای ملت به چالشی ماهیتا کیفی یعنی قدرت برتر بارآوری اقتصاد سرمایه داری صنعتی انگلستان‪/‬بریتانیا بوده اند.

چنین پروژه هایی در کشورهای دارای اقلیتهای زبانی-قومی به معنای ادغام خشونت آمیز این اقلیتها در پروژه‌های دولت-ملت سازی تدافعی بود و منجر به بر انگیختن جنبشهای ملی در میان این اقلیتها شد.

امپراطوریهای روسیه، عثمانی، هابسبورگ و ایران دوران رضا شاه نمونه های کلاسیک این روند هستند. هر چند در ایران به دلیل غنا و قدمت زبان و فرهنگ فارسی نیازی به تاکید رسمی و استراتژیک بر«زنوفوبیا» یا «دیگر هراسی» در گفتمان ملی گرایی ایرانی، آنگونه که در روسیه، آلمان و ترکیه رخ داد، پیش نیامد.

با این همه نقش اساسی عنصر «سوبژکتیو» یا ذهنی در پیدایش «خود-آگاهی ملی» و «ملت» به این معنا نیست که مفهوم و یا پدیده ملت فاقد هر گونه زیر بنای مادیست. همانگونه که در بالا اشاره شد روابط سرمایه داری عنصر اصلی این مبنای مادی هستند.

اما نکته مهمی که ناسیونالیستهای ایرانی و حتی برخی تئوریهای «درونمدار» (internalist) ناسیونالیسم از نظر دور داشته اند این است که برای رشد و تکوین یک ایدئولوژی و یا اندیشه سیاسی همانند ناسیونالیسم و یا سوسیالیسم در یک جامعه مشخص و حتی تبدیل آنها به جنبشهای اجتماعی فراگیر وجود زیر بنای مادی این ایدئولوژی یا اندیشه سیاسی در همان جامعه امری الزامی نیست.

ایده قانون اساسی و مجلس شورای ملی و تشکیل عملی آنها در دوران مشروطه در مقطعی که ایران فاقد هر گونه زیربنای اقتصادی-اجتماعی برای دولت دموکراتیک مدرن بود مثال بارز این امر است. شکست انقلاب مشروطه نافی این مسئله نیست چرا که آن شکست خود به مولفه ای اساسی و در عین حال «داخلی» یا «بومی» در فرهنگ سیاسی ایران بدل شد و در این مقام کارکردی کاملا زیربنایی و مادی ایفا کرده است.

در طیف راه حلهای پیشنهادی برای حل مسئله «ملیتها» یا «اقوام» در ایران راه حل تجزیه ایران در یک انتها و تثبیت دموکراسی سیاسی و حقوق بشر در انتهای دیگر قرار دارند. هواداران آشکار گوی راه حل اول بسیار اندکند اما راه حل دوم بیشترین مدافعین را دارد.

هر دوی این راه حل های پیشنهادی به لحاظ نظری ‪غیر‬دموکراتیک و به لحاظ عملی به درجات مختلف ناکارآمد هستند.

غیردموکراتیک چرا که راه حل اول یک گزینه مشخص را از میان گزینه های متعدد موجود برای تامین حقوق ملی به «اقوام» یا «ملل» ایرانی پیشنهاد و یا تحمیل میکند در حالیکه خواست اکثریت اعضای این «ملل» یا «اقوام» بر کسی آشکار نیست.

چه بسا در شرایط سیاسی مشخص اکثریت اعضای اقلیتهای زبانی ایران، همانند مردم اسکاتلند و کبک، خواهان ماندن در چهارچوب سیاسی کشور فعلیشان باشند، امری که حداقل از نظر اقتصادی کاملا قابل توجیه است.

ناکارآمدی راه حل اول نیز ناشی از نادموکراتیک بودن آن است چرا که مبنا و مکانیسم «تجزیه» مسالمت آمیز ایران را مشخص نمیکند در نتیجه پتانسیل استفاده از خشونت را بسیار بالا میبرد.

گزینه تجزیه سیاسی مسالمت آمیز تنها از طریق رفراندوم های منطقه ای پس از آنکه گروههای مختلف سیاسی قادر به تبلیغ کافی راه حلهای متفاوت خویش ازطریق روشهای دموکراتیک و در فضایی دموکراتیک بوده باشند ممکن است. اما پذیرش این امر به معنای پذیرش حق تعیین سرنوشت ملل در ایران است و راه حل اول را منتفی میکند.

راه حل مبتنی بر استقرار دموکراسی فراگیر سیاسی نیز بر خلاف ظاهر دموکراتیک آن غیردموکراتیک است چرا که حق دموکراتیک تعیین سرنوشت ملل را از ابتدا دور میزند.

خودداری از منظور کردن «حق تعیین سرنوشت ملل» در میان حقوق دموکراتیکی که مدافعین این راه حل ارائه میکنند پیشاپیش صورت مسئله را باز نویسی میکند و امکان مطالبه جدایی استقلال سیاسی را سلب میکند.

مدافعین این راه حل ممکن است استدلال کنند که با تثبیت نظام سیاسی مبتنی بر حقوق بشر و حقوق دموکراتیک شهروندی تبعیضها و سرکوبهای فرهنگی و زبانی خود بخود از بین میروند و نیازی به رسمی و نهادینه کردن حق تعیین سرنوشت ملل در ایران نیست.

اما معنی عملی این استدلال این است که «اقوام» ایرانی باید ادعاهای اپوزیسیون ناسیونالیست-دموکرات ایرانی در باره برنامه سیاسیش را باور کنند. اما این باور کردن بسی دشوار است.

ساختاری در جوامع دارد

نخست اینکه گروه یا دسته ای به نام «ناسیونالیستهای ایرانی» در مقابل گروه «اقوام ایرانی» وجود ندارد که حقوق گروه دوم را به رسمیت بشناسد یا نشناسد. ناسیونالیستهای ایرانی هم بخشی از پیکره ی ملت ایران و همین اقوام ایرانی هستند و از جای دیگری نیامده اند.

  • دوم اینکه از قول این «ناسیونالیستهای ایرانی» نقل شده، چون اقوام ایرانی ملت نیستند، مشمول قاعده «حق تعیین سرنوشت» نمی شوند. این گفته صرفا نظر این ناسیونالیستهای ایرانی نیست؛ بلکه یک قاعده حقوقی است. اگر منظور ایشان وجه حقوقی عنوان ملت و حق تعیین سرنوشت است، ملت خواندن اقوام ایرانی پایه ی حقوقی ندارد. حقی را که به عنوان حق تعیین سرنوشت (Self Determination) می شناسیم تنها و تنها برای تمام ساکنین یک سرزمین - فارغ از قومیت و اتنیسیتی - در مرزهای سیاسی مشخص تعریف می شود و این هم نظر شخص یا گروه خاصی نیست و صراحتا در اسناد بی شمار دادگاه بین المللی به عنوان مرجع قوانین بین المللی و سازمان ملل متحد ذکر شده و نمی تواند نفی قاعده دیگری به عنوان «حق حاکمیت ملی» یا «تمامیت ارضی» باشد. اگر نویسنده خلاف این را سراغ دارد می تواند نشان دهد اینکه ایشان در مورد «حق تعیین سرنوشت» و مفهوم «ملت» چه استدلالی دارد صرفا نظر شخصی ایشان است.
    مورد دیگر  در جایی گفته شده، دولت آمریکا «حق تجزیه ایالات» را به رسمیت پذیرفته و این هم نادرست است و در واقع چنین نیست. در واقع برخی ایالات پیش از تشکیل کشور آمریکا مناطق مستقل یا کلونی هایی بودند که در زمان پیوستن به مجموعه ایالات پیش شرط هایی داشتند از جمله اینکه در صورت پیوستن هر زمان که بخواهند بتوانند جدا شوند و نه اینکه آمریکا حقی را به عنوان تجزیه برای کسی به رسمیت بشناسد. مقایسه وضعیت این ایالات با کشور ایران که همواره مناطق آن پیوستگی داشتند قطعا نادرست است.

     تعریف ملت ایران از جنگ 25 سال پیش میاد که با هر زبان و مذهبی دست در دست هم از خانه اجدادی مانند احدادشان دفاع کردند. جوری ایران رو تعریف می کنند که انگار دور هر قوم ایرانی حساری کشیده شده و یک فارس خونخوار اونهارو زندانی کرده. هر وقت آلمان به کردچند ملیون ترک تبارش احازه جدایی یا صحبت به زبان مادر داد، آمریکا به لاتین تبارها که چند ده ملیون هستند احازه جدایی یا حداقل دو زبانه شدن کشور رو داد شاید جایی برای سحن باشه. ایزان از روشنفکران غرب زده و شرق زده زخم حورده است و این به اصطلاح روشنفکران در هنگامه بحران نه نتها چاره بخش تبودند بلکه نمک بر زخمها پاشیدند. اکر ملت ایامی سختی می کشند همه باهم شریک هشتند و بوده اند همانطو که افتخارات ایران برای همه است و بوده است و افتخار آفرینان ایران نیز از سراسر این جاک گرانقدر بوده اند و باز هم حواهند بالید تا همیشه جاودان ایران.

  • دست از نظریه های فارس هراسی برداشته شود. اگر منظور از فارس اهالی تهرانه که همه می دونن تهرانیها 80% دارای اصالت غیر فارس هستند. اگر هم منظور اهالی استان فارس و اصفهان و کرمانه که حتماً می دونید اونا هم از همون محرومیتهای بقیه استانها برخوردارند. مساله چهارم هم اینه که زبان فارسی که بعنوان زبان مشترک تمام اقوام ایرانی استفاده می کنیم در واقع زبان اختصاصی هیچ قوم ایرانی نیست، اهالی شیراز به این زبانی که ما بعنوان فارسی استفاده می کنیم صحبت نمی کنند. این زبان، زبان مشترک، ادبی و تاریخی تمام اقوام ایرانی برای کتابت و ارتباط باهم است. پس بجای تفرقه افکنی، فارس هراسی و ایجاد بحثهایی که هیچ فایده ای نداره بهتره برای  پیشرفت آزادی، سرافرازی و اتحاد ایرانیان قلم فرسایی کنند.

  •  رسمی بودن زبان فارسی در ایران بمعنی تسلط قوم فارس بر سایر اقوام نیست زیرا اساسا  فارس مفهومی قومی ندارد  آیا یک گیلک فارس است ؟ یا یک بوشهری ؟ یا یک مازندرانی ؟ ایا اهالی تهران که از اقوام مختلفه تشکیل شدند قوم فارس را تشکیل میدهند یا سکنه کرمانشاهان یا بختیاری ها؟ زبان فارسی تنها یک وسیله است برای انتقال پیام میان ایرانیان  زبان فارسی و فرهنگ ایرانی یا فرهنگ فارسی میراث مشترک همه مردمان ایران است . در همان حیطه های جغرافیایی که مورد ادعای تجزیه طلبان است مثلا  در خوزستان - آذربایجان  و باید استقلال سیاسی یا فرهنگی ادعایی خودشان حاکم باشد فرهنگها گویش ها و نیم زبانهایی وجود دارد که با گویش منطقه غالب متفاوت است مثلا در کردستان بیش از دهها قوم و گویش محلی وجود دارد که با زبان کردی متفاوت است که حق جدا شدن از فرهنگ غالب برای آنان بهمان وجهی متصور است که برای مدعیان تجزیه طلبی مقبول است آنوقت است که برای ورود به هر شهر یا روستای ایران باید روادید تهیه کرد ....ولی خوشبختانه اقوام ایرانی آنچنان بدون تعصبات قومی در هم آمیخته اند که محال است با خیالبافی هایی اینچنین از هم بگسلند در تمامی شهرهای ایران اقوام مختلفی زیست میکنند و در انتخاب همسر و تشکیل خانواده هیچ ایرانی قومیت را مبنایی جهت انتخاب و الویت قرار نمیدهد...شما هم در این میدان بیش از این خود را رنجه مدارید و در کسوت مترسک تجزیه ایران قرار نگیرید


رفراندوم انگلیسی در فالکلند در نزدیکی آرژانتین

انگلستان دو جزیره بزرگ با ذخایر عظیم  را در آنسوی دنیا با رفراندوم  به خود ملحق کرد.

اما انگلستان راجع به جزیره ابوموسی که در امتداد آبهای ساحلی ایران است نظر دیگری دارد.

ساکنان این جزیره ۲۹۰۰ نفر هستند که از این میان ۱۶۲۷ نفر واجد شرایط رای دادن هستند.

این جزیره که در نزدیکی خاک آرژانتین است، سال‌ها محل مناقشه دو کشور بوده است.

سی سال پیش بریتانیا و آرژانتین بر سر مالکیت این جزیره جنگ کردند و به تازگی با بالا گرفتن ادعای آرژانتین برای مالکیت این جزیره، همه‌پرسی انجام شد.

از میان ۱۵۱۷ رای اخذ شده در دو روز همه پرسی، تنها سه نفر به بیرون آمدن از قلمرو بریتانیا رای دادند.

این جزیره  شاید حدود بیشتر از  دو هزار کیلومتر از بریتانیا دور بوده  و در ادامه آبهای ساحل و نزدیکی خاک آرژانتین است، 

سی سال پیش بریتانیا و آرژانتین بر سر مالکیت این جزیره جنگ کردند و به تازگی با بالا گرفتن ادعای آرژانتین برای مالکیت این جزیره، همه‌پرسی انجام شد.

دیک ساول، یکی از اعضای مجلس قانون‌گذاری فالکلند، این همه‌پرسی را شگفت‌انگیز توصیف کرد. او گفت که نتایج این همه‌پرسی پیامی صریح به جهان می فرستد که "نشان می دهد ما حق تعیین تکلیف خودمان را داریم."

او همچنین گفت که پیام این همه‌پرسی این است که فالکلند هیچ گاه به آرژانتین تعلق نخواهد داشت.

ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، درباره این همه‌پرسی چنین اظهار نظر کرد: "همه کشورها باید نتیجه این نظرسنجی را بپذیرند و ساکنان جزیره فالکلند را حمایت کنند که خانه خود و اقتصادشان را بسازند. من برایشان در این زمینه آرزوی موفقیت می‌کنم."

پیش از برگزاری همه‌پرسی، کریستینا فرناندز دکرچنر، رئیس جمهوری آرژانتین گفته بود که آرزوهای ساکنان جزیره نمی تواند حل کننده اختلاف نظر بر سر یک قلمرو باشد.

آرژانتینی ها این جزیره را "لس مالویناس" می خوانند و آن را جزیی از قلمروی خود به شمار می آورند.

آرژانتین از کشورهای آمریکای لاتین خواسته بود در امر این همه‌پرسی مشارکتی نکنند. اما نمایندگانی از مکزیک و شیلی همراه با نمایندگانی از کشورهای دیگر جهان بر همه‌پرسی نظارت کردند.

در دوم آوریل سال ۱۹۸۲ آرژانتین به این جزیره و قلمروهای دیگر بریتانیا حمله کرد.

حمله آنها به جنگی دو ماهه بین بریتانیا و آرژانتین منجر شد که در طی آن، ۲۵۵ سرباز بریتانیایی، ۶۵۰ سرباز آرژانتینی و سه نفر از غیرنظامیان فالکلند کشته شدند.

فالکلند جزیره ای در ۴۸۰ کیلومتری خاک آرژانتین است. فاصله این جزیره با خاک بریتانیا ۱۳ هزار کیلومتر است.

آرژانتین می‌گوید این جزایر را ماژلان با ناوگان اسپانیا کشف کرده و از ۱۷۶۷ یک فرماندار اسپانیایی که به بوئنوس آیرس گزارش می‌داده بر این جزایر حکم رانده است. آرژانتین می گوید حق حاکمیت بر این جزایر را از پادشاهی اسپانیا به ارث برده است

بریتانیا می‌گوید اسپانیایی‌ها حق حاکمیت جزیره را در ۱۷۶۵ به آنها واگذار کرده اند و از آن زمان تا به حال این جزایر تحت حاکمیت بریتانیا بوده است.


دادگاه داوری میان هند و پاکستان رودخانه کیشانگان+ دعوای ایتالیا و هند حقوق دریا

 

ICA upholds India’s right on Kishanganga

New Delhi, February 18
The International Court of Arbitration (ICA) at The Hague. hydroelectric project (KHEP).

دیوان به هند حق داد که رودخانه را برای ساختن سد و نیروگاه برقی منحرف کند.

پاکستان به ساختن سد بر روی رودخانه نیلوم - کیشان اعتراض داشت.

.قرارداد آب هندوس  پیشتر  1960 بین دو کشور امضا شده است.

===========================.

دعوا بر سر کشته شدن دو نفر در دریا  .

ایتالیا- : دو هندی در آبهای آزاد کشته شدند.

هند : دو هندی در آبهای ساحلی هند کشته شدند قاتل باید در هند محاکمه شود.

هند: اگر قاتل به هند بر نگردد سفیر ایتالیا اخراج می شود.

هند: قراردادهای اقتصادی نظامی با ایتالیا لغو می شود

وزارت خارجه ایتالیا  گفت که دو تفنگدار ایتالیایی که در هند به اتهام قتل دو ماهیگیر هندی تحت محاکمه هستند و دیوان عالی هند به آنان اجازه داده بود که به ایتالیا برای شرکت در انتخابات اخیر این کشور بروند اکنون به هند باز نخواهند گشت. به تفنگداران ایتالیایی بنام های ماسیملیانو لاتور و سالواتور گیرون که به قتل دو ماهیگیر در آب های کرالا در فوریه سال گذشته متهم می باشند اجازه داده شد که برای مدت چهار هفته به ایتالیا برای شرکت در انتخابات ماه گذشته این کشور بروند. آنان همچنین کریسمس را بعد از موافقت یک دادگاه کرالا با الحاق آنان به اعضای خانواده خود برای برگزاری این جشن به شرط بازگشت آنان به هند تا 10 ژانویه سپری کردند. آنان به قول خود عمل کرده و قبل از این تاریخ به هند بازگشتند.  اما 

وزارت خارجه ایتالیا گفت که هند به درخواست های ایتالیا برای حل این موضوع از یک روش دیپلماتیک پاسخ نداده است و اکنون یک مناقشه رسمی بین این دو کشور بر سر مقررات کنوانسیون سازمان ملل در مورد قانون/ حقوق  دریاها وجود دارد. در بیانیه ای گفته شده است: ایتالیا به دولت هند اطلاع داده است که این تفنگداران، با توجه به آغاز رسمی یک مناقشه بین المللی بین این دو کشور، در پایان مرخصی خود به هند باز نخواهند گشت. 

دادگاه عالی هند پس از دریافت ضمانت معتبر، دو بار به سفارت ایتالیا اجازه داد نظامیان ایتالیایی متهم به قتل دو ماهیگیر هندی در سواحل کرلا واقع در جنوب هند، به مدت چهار هفته به ایتالیا بروند تا در تعطیلات سال نو و انتخابات ماه گذشته این کشور شرکت کنند و پس از آن برای محاکمه به هند بازگردند اما این متهمان هنوز به هند باز نگشته اند.

دولت هند این گزینه را در مقابل ایتالیا گذاشته بود که در صورت محکوم شدن این افراد، از طریق اینترپل به آنها اجازه دهد مدت محکومیت خود را در ایتالیا بگذرانند.

گزینه دیگر این مساله، بررسی این پرونده در دادگاه کیفری بین المللی بود اما هند تمایل نداشت که پای طرف سومی به این پرونده باز شود.

وزارت امور خارجه هند اواخر وقت اداری روز دوشنبه نامه ای از سفارت ایتالیا دریافت کرد که در آن آمده بود مناقشه میان دو کشور باید براساس کنوانسیون سال 1992سازمان ملل متحد درباره قوانین دریاها و مقررات عمومی قوانین بین الملل حل شود.

ایتالیا از دولت هند خواسته بود که دیدار دیپلماتیکی برای رسیدن به راه حلی در این خصوص درنظر گرفته شود. پیش از این نیز درتاریخ شش مارس 2013 از سوی ایتالیا چنین درخواستی عنوان شده بود.

وزارت امور خارجه هند اعلام کرده که در حال بررسی این درخواست است.

سفیر ایتالیا روز گذشته (سه شنبه) به وزارت امور خارجه هند فراخوانده شد تا اعتراض شدید دولت هند نسبت به بازگردانده نشدن این نظامیان به وی ابلاغ شود.

رانجان ماتهای قائم مقام وزارت امور خارجه هند که دانیل مانسینی را به دفترش فراخواند، به خبرنگاران گفت: من به سفیر ایتالیا گفتم که موضع دولت ایتالیا در قبال این ملوان ها برای ما قابل قبول نیست و قرار شد که او این مطالب را به مقام های رم منتقل کند.

دراین حال نخست وزیر هند نیز روز گذشته در پی اعلام ایتالیا مبنی بر حضور نیافتن دو تفنگدار دریایی این کشور برای محاکمه به اتهام قتل دو ماهیگیر هندی، این اقدام دولت رم را غیرقابل پذیرش خواند و به شدت از آن انتقاد کرد. 

مانموهان سینگ اعلام کرد که این مساله را با ایتالیا به طور جدی مطرح خواهد کرد.

این اظهارات نخست وزیرهند پس از آن اعلام شد که وزیرامور خارجه ایتالیا گفت، ماسیمیلیانو لاتور و سالواتور گیرون (ملوانان متهم به قتل دو هندی) به هند باز نخواهند گشت.

این در حالی است که اجازه خروج صادر شده برای آنها در پایان ماه جاری میلادی تمام می شود.

این دو تفنگدار ایتالیایی گفته اند که ماهیگیران هندی را با دزدان دریایی اشتباه گرفته بودند.

به هرحال موضوع دو تفنگدار ایتالیایی به عنوان یک مساله قضایی به چالشی دیپلماتیک در هند و ایتالیا تبدیل شده است که تاکنون وزاری خارجه، دفاع و مقامات عالیرتبه ایتالیا سال گذشته برای دیدن این دو و حل اختلاف فیمابین به هند سفر کرده اند.


دادگاه داوری میان هند و پاکستان


برادری زبان فارسی و اردو . فارسی برادر بزرگتر

باستان نامه یا شاهنامه فردوسی تاثیر شگرفی در گسترش ادبیات فارسی داشته است بطوریکه تقلید از داستانه های شاهنامه را در ادبیات قرقیزی تا ازبکی و ترکی و هندی مشاهده می کنیم. البته اینکه خود شاهنامه هم از ادبیات هندی تاثیر پذیرفته باشد هم کاملا منطقی بنظر می رسد.

نزدیکی زبان فارسی به اردو  (زبان رسمی در پاکستان و هند) در شبه قاره هند و پاکستان زبانزد عام و خاص است. وجود شعرای بزرگی چون امیرخسرو، غالب، اقبال، بیدل، ابوالفرج رونی، ادیب پیشاوری و ... که به فارسی شعر سروده اند، بر این باور همگانی مهر تأیید زده است. اما زبان فارسی بر سایر زبانهای شبه قاره هند نیز تاثیر فراوانی گذاشته است. که البته ورود واژگان علمی و بین المللی به زبانهای شبه قاره  تا حدودی واژگان فارسی را به گوشه مهجوریت رانده است.

بررسی زبان اردو نشان می دهد که تأثیر زبان فارسی بر اردو اگرچه برای گسترش دامنه ادبیات در این زبان بوده ولی این اثرپذیری دایره گسترده ای داشته و شامل اسامی افعال، حروف، محاورات، تشبیهات، استعاره ها، ترکیب ها و ضرب المثل ها می‌شود. برای مثال:شادی، افسردگی، غم، خوشی، دروغ، دل، نام پرندگان مثل بلبل، مرغ، طاووس، کبوتر، مینا،... ، نام جانوران مثل شیر،خر، خرگوش، نام درختان مثل شمشاد، سرو، توت، شاه توت،چنار،... ، نام گل ها مثل لاله، نرگس، شب بو، نسترن، نیلوفر، صدبرگ، سوسن، سنبل،... ،اصطلاحات مذهبی مثل نماز، روزه، پیغمبر، خدا، چاراندام، پرستش، جای نماز،... .

افعال مفرد مثل آزمانا(از آزمودن)، فرمانا(از فرمودن)، بخشانا(از بخشیدن)، لرزانا(از لرزیدن)، تراشانا(از تراشیدن)، خریدنا(از خریدن)،...

افعال مرکب مثل خوش هونا، فریاد کرنا، غم دینا، غم زده هونا، شاباش دینا، گفتگو کرنا، دل جدانا، شادی کرنا، خاموش هونا،...

حروف مثل چونکه، از، تا، مگر.

در استفاده از ضرب المثل ها گاهی خود ضرب المثل استفاده می شود مثلاً: کُنَد هم جنس با هم جنس پرواز. حساب دوستان در دل، هم خرما هم ثواب، عذر گناه بدتر از گناه؛ و گاهی هم ضرب المثل عیناً به اردو ترجمه شده است. در قرن چهاردهم میلادی (حدود قرن هشتم هجری) به همراه گسترش اسلام در بلتستان[از مناطق شمالی پاکستان با اکثریت تقریباً نود درصدی شیعه] آشنایی با زبان عربی و فارسی آغاز شد و چون مبلغین مسلمان اکثر ایرانی بودند، درس و تدریس و تبلیغ و ارشاد به فارسی صورت می گرفت. رفته رفته همچون دیگر مناطق شبه قاره فارسی زبان درباری و آموزشی و تجاری گردید. چنانکه راجاها(حکمرانان و اربابان) آن خطّه فرمان ها، وثیقه نامه‌ها، مبایعه نامه ها و هبه نامه ها را به فارسی می نگاشتند؛ کار و کاسبی و دادوستد نیز به فارسی انجام می شد.

دکتر نعمت الحق، رئیس اسبق بخش اردوی دانشگاه پیشاور، در مقاله "اردو لسانیات پس منظر و پیش منظر" می نویسد: قرن نوزدهم تا به آخر زبان های رسمی مسلمانان، فرهنگ و تاریخ آن ها از زبان و ادبیات سانسکریت فاصله گرفت و با فرهنگ و تمدن ایرانی و زبان و ادب فارسی و از طریق آن زبان و ادب عربی پیوند خورد و استوار گردید. زبان اردو از مرواریدهای زبان فارسی رشته هایی ساخت و بر لباس خویش دوخت تا فصاحت و بلاغت بیابد. تا آنجا که در بازارهای عمومی و بر سردر دکان ها یا بر پشت جلد کتاب ها تا همین دو دهه قبل از ترکیب های فارسی و اضافه و عطف آن بهره ها برد. مثلاً اصلاح گیسو، چای فروش، ظروف ساز یا نام کتاب ها همچون مهر نیم روز، آتش و گل، جلال و جمال، جان جانان، شعله و شبنم و نام های بیشمار دیگر. مشترکات فارسی و اردو بسیار زیاد است و زبان فارسی نه تنها بر اردو بلکه بر دیگر زبان های پاکستان نیز اثرات عمیق بر جای گذاشته است. در شبه قاره و پاکستان نخستین زبانی که از فارسی بسیار متأثر گردید، زبان پنجابی بود. بسیار ضروری است مطلبی را پیرامون ورود فارسی به سرزمین هند و پاکستان بدانیم. موضوع این است که فارسی که وارد شبه قاره شد از مراکز فارسی ایران یعنی خراسان و فارس نیامد بلکه این فارسی از ماوراءالنهر و از طریق افغانستان به شبه قاره راه یافت که در برابر فارسی ایرانی به آن فارسی تورانی گفته می شود. این گونه فارسی هم از نظر تلفظ و هم از نظر لغات با فارسی ایرانی تفاوت دارد. دیگر محققان نیز این نظر را تأیید کرده اند. تأثیر فارسی ایرانی از دوره مغولان هند آغاز شد و پیش از آن غلبه بر فارسی تورانی بوده است.

 

ب ــ فارسی و پشتو

پشتو زبانِ حدود بیست و پنج میلیون (آماری که پشتون ها مدعی آنند) جمعیتی است که در ایالت خیبر پختونخواه(سرحد) و بلوچستان پاکستان، افغانستان و مناطق قبایلی در مرزهای بین این دو کشور ساکن هستند.

به گمان بنده زبان پشتو شاخه ای از زبان فارسی باستان است که به دلیل مهجور افتادن از مادر خویش و رشد و نمو در مناطق سخت جغرافیایی در نگاه اول با فارسی بیگانه به نظر می آید. در این مورد که پشتو ریشه در فارسی دارد یا بالعکس، شرق‌شناسان و اندکی از پشتوزبانان افغانستان نظریه هایی ابراز داشته اند. مطالعه ای جدی هم در ارتباط فارسی و پشتو و هم پشتو و کردی باید صورت پذیرد.  قدیمی ترین نوشته هایی که در شناخت زبان ها و تمدن ها بر جای مانده در کتاب های مقدس هندوها یعنی "وداها" آمده است.  "ریگ ودا"ست که محققین زمان تحریر آن را هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح می دانند. قدیمی ترین تمدن هایی که در "ریگ ودا" از آن ها نام برده شده تمدن های ایرانی، هندی و افغانی هستند.

حضور زبان فارسی در پشتو به گونه ای غیر از زبان اردوست. میان اردو  زبانان شعرایی هستند که دیوان شعر فارسی دارند. در پشتوزبانان به چنین مواردی برخورد نمی کنیم. آقای پروفسور جمیل یوسف زببئی می گوید در زبان پشتو شکل مسخ شده و جویده شده  فارسی به کار برده می شود و به عنوان مقدمه ای برای تحقیق خویش در این زمینه کلمه "ناویانه" پشتو را مثال می آورد. او می گوید "ناویانه" نامی است که برای دختران به کار برده می شود. بعضی وقت ها به صورت صفت هم می آید ولی هیچ کس تصورش را هم نمی کند که این کلمه در اصل  برهم ریخته شده و مسخ شده کلمه فارسی "نایافته" است. یا به همین ترتیب "کودِ مازرینه" یا در اصطلاح عام "کوندِ مازرینه". در زبان پشتو این عبارت عجیب و غریب به معنی "از سر ناچاری و از روی بی کسی" نیز به کار برده می شود. اصل این عبارت "کور مادر زاد" است که به دلیل کثرت استعمال و در لهجه عوام به عبارت فوق یا "گوده مازرینه" تبدیل شده است. چنین است عبارت "ستره مه شه" که ترجمه "خسته نباشی" است. ستره مهَ شَه در پارسی کهن یعنی خسته نباشی مثلا گفته می شود دٍخو مَه شَه  یعنی در خواب نشوید نخوابید.

مَشَه .  یعنی نَشه .(نشود) مَ  تغییر یافته نَ است. مَروٌ یعنی نرو.

جز کلمات و عبارات فارسی که یا عیناً و یا بصورت حویده و بریده شده آن  در زبان پشتو استفاده می شود، ضرب المثل های فارسی هم در زبان پشتو بسیار کاربرد دارند. ضرب المثل ها هم یا عیناً استفاده می شوند مثل: آفتاب آمد دلیل آفتاب، آن دفترها را گاو خورد،... یا عیناً ترجمه می شوند. مثل: آب بر آتش زدن، آدم گرسنه ایمان ندارد، ارزان به علت گران به حکمت، ... و یا مفهوم ضرب المثل فارسی به پشتو می‌آید. مثل: آفتاب را به گلی نتوان اندود، آواز سگان کم نکند رزق گدا را، پا از گلیم خویش بیرون نهادن،...

 

ج ــ فارسی و پنجابی

ایالت پنجاب پرجمعیت ترین ایالت پاکستان است. تأثیر فارسی بر زبان پنجابی همانند اردوست. بدین معنی که کلمات و عبارات فارسی بدون تغییر ظاهری عیناً در محاورات روزمره مردم، در نوشته ها و در اشعار به کار برده می شود.

 فارسی زبان فاتحان این سرزمین بوده که حامل صدها سال روایات باستانی بوده اند. زبان تازه واردان علاوه بر اینکه زبان اداری و حکومتی شد، زبان علمی و ادبی هم گردید . کتاب ها به زبانشان نوشته شد. مثل هم اکنون که هزاران لغت انگلیسی وارد اردو شده است.

وضع فارسی و پنجابی این چنین است. همان طور که اگر عربی را که با فارسی درآمیخته است از فارسی بیرون آوریم  دچار کمبود می گردد، زبان پنجابی هم همین است؛ و همان طور که الان جدا کردن کلمات عربی از زبان فارسی سهل نیست و نیز تمیز دادن اینکه کلمه ای فارسی است یا عربی مشکل است، نسبت زبان پنجابی و فارسی هم چنین می باشد. اگرچه در مناطق مختلف پنجاب به لهجه ها و حتی کلمات پنجابی متفاوت سخن می گویند ولی کاربرد لغات فارسی و مفهومی را که از آن ها درک می کنند در همه جا یکسان است.

آقای تبسم به شعری بلند با نام "هیر" از شاعری به نام وارث شاه اشاره می کند. می گوید شاهکاری ادبی و از نظر زبان پنجابی دارای اعتبار استناد است و هر شاعر متبحّر آن را میزان مقایسه شعر خویش قرار می دهد. او با آوردن چهار بیت از شعر مذکور بیست و پنج کلمه آن را که فارسی است نشان می دهد.

 

د ــ فارسی و کهوار (kovar)

چترال(به فتحه یا کسره چ) از مناطق شمالی پاکستان است که از مناطق مرکزی پاکستان بسیار دورافتاده و کوه های سربه فلک کشیده از چهارسو آن را محاصره کرده اند. مردم جای جای این منطقه به چهارده گویش مختلف از جمله کهوار و فارسی سخن می‌گویند. هر زبان تشخّص جداگانه خویش را دارد و تنها زبانی که بر همه دیگر زبان ها بیشترین تأثیر را گذاشته و در آن ها حضور دارد زبان فارسی است زیرا در دو طرف منطقه چترال فارسی زبانان زندگی می کنند. از زمانی که نوشتن در اینجا رایج شده است به زبان فارسی نوشته شده. این نوشته ها شامل اسناد زمین، نکاح نامه و وصیت نامه و غیره می شود. به همین خاطر اگر مطلبی را به زبان محلی هم می نویسند از حروف و رسم الخط فارسی استفاده می کنند. در پژوهشی که آقای پروفسور پادشاه منیر بخاری استاد بخش اردوی دانشگاه پیشاور انجام داده است می گوید: نیت نماز به فارسی است. پیش از این زبان اداری و نامه نگاری فارسی بوده است و به همین خاطر زبان های بومی اینجا از نظر قواعد دستوری، لغات و ترکیب زبانی متأثر از اصول زبان فارسی است. قوانین مربوط به حروف علّه، حرکات سه گانه زبر، زیر و پیش، تنوین، جزم، مدّ و شدّ و غیره همه برگرفته از فارسی است. تذکر این نکته لازم است که در عین حال به طور طبیعی به کلمات فارسی برخورد می کنیم که تغییراتی در تلفّظ آن ها داده شده است. مثلاً پیراهن را پیران[پیرَن]، گندم را گوم، زانو را زان، آواز را هواز تلفظ می کنند. در کلمه سازی لغات غیر فارسی پیشوندها، پسوندها و ترکیبات برگرفته از فارسی است. همچون دیگر زبان های پیش گفته، در زبان کهوار هم ضرب المثل ها و محاورات یا مستقیماً استفاده می شوند یا لغت به لغت ترجمه شده اند یا مفهوم آن ها ترجمه شده است. مثل زبان اردو، در منطقه چترال شاعران و نویسندگانی داریم که نظم و نثر فارسی از آن ها منتشر شده است. محمد شکور غریب، مولانا محمد سیر، شهزاده تجمل شاه محوی، معظم خان اعظم، میرزا غفران غفران، محمد ناصرالملک ناصر، حبیب ا... فدا و شهزاده عزیزالرحمان بیغش از جمله شاعران صاحب دیوان هستند. از میان ایشان مولانا محمد سیر علاوه بر دیوان فارسی دارای یک شاهنامه هم هست. قاضی اقرارالدین، غلام مرتضی و تعداد زیاد دیگری هستند که از نثرنگاران فارسی به شمار می روند.

هـ ــ فارسی سرائیکی

دکتر طارق رحمان می گوید: یکی از نظریه ها درباره نام زبان سرائیکی این است که خود این کلمه ترکیبی است فارسی از کلمه "سرا" و پسوند "ئگی" یا "ئیگی" و علت نام گذاری آن بوده است که تجّار و صوفیای کرام ایرانی ابتدا در سرایی گرد می آمده اند و مشتریان بازرگانان و پیروان صوفیان از ترکیب فارسی و زبان بومی زبان سرائیکی را به وجود آوردند.

 واقعیت این است که این زبان هم مخلوطی از فارسی و زبان بومی است. مرکزیّت این زبان شهر مولتان است که در نقطه ای تقریباً مرکزی و متصل به چهار ایالت فعلی پاکستان واقع شده است. شهری تاریخی است که قدمت آن به پیش از هخامنشیان بازمی گردد و از جمله ایالت های وابسته به دربار هخامنشی بوده است.

دکتر یحیی احمد می گوید: از بین زبان های پاکستانی یک امتیاز زبان سرائیکی این است که قدیمی ترین زبان است، بخش هایی از هر چهار ایالت و اکثریت جمعیت سند به این زبان سخن می گویند، و در کل 47 درصد مناطق مسکونی پاکستان به این زبان گفتگو می کنند و 18 درصد کم و بیش این زبان را می دانند و به نسبت دیگر زبان ها استعداد جذب لغات بیشتری دارد.

فارسی از دو راه وارد مناطق سرائیکی زبان شده است؛ یکی از طریق مکران و دیگری از طریق سرزمین گومل (Gumal) سند. یک عامل بسیار عمده نزدیکی سرائیکی به فارسی صوفیان کرام بوده اند که در مولتان رحل اقامت گزیده و آن شهر را به شهر اولیا تبدیل کرده اند. از جمله صوفیان که در قرن های دهم و یازدهم میلادی به منطقه مولتان آمدند می توان از شاه شمس قرمطی، رکن الدین معروف به رکن عالم، بهاءالدین زکریا، سخی سرور، شاه حسین معین الدین اجمیری "سچل سرمست" و لال[لعل] حسین نام برد. این صوفیان فارسی زبان بودند و البته با مردمان محلی به زبان محلی سخن می گفتند. اینان اغلب شعرای فارسی زبان بودند که از جمله آن ها می توان از سلطان باهو و علی هجویری "داتا گنج بخش" نام برد.

همان طور که پیشتر گفته شد از دیگر عوامل گسترش فارسی تجار و بازرگانان بوده‌اند. هم اکنون نیز اصطلاحات، لغات و ترکیب های بازاری در بازار مولتان فارسی است.

عامل مهم دیگر تأسیس کتابخانه ها بود که از ایران آمد. هم اکنون نیز در مدارس اسلامی کتاب های دینی به فارسی است و برای یادگیری فارسی گلستان، بوستان، پندنامه و غیره رواج دارد. کتاب های حکمت مثل "طب الابدان" و غیره به فارسی خوانده می‌شود. نام داروهای یونانی یا افلاطونی به فارسی است مثلاً: گاوزبان، قندق، سنگراج، مرده سنگ، صندل سفید، زرشک، حب قاقل، ثعلب پنجه ابریشم، گوگل، مغزنیم، انجار، بوزیران، گل پسته، زعفران، گل انار و غیره. این داروها هم از ایران آمده است و شاهدی تاریخی بر ارتباط سرائیکی و فارسی است. پس از قرن ها که فارسی زبان رسمی و دولتی مولتان بود چون لرد هاوزی در سال 1849 مولتان را فتح کرد زبان فارسی را از رسمیت انداخت.

در زبان سرائیکی هم مانند زبان های پشتو و کهوار علاوه بر لغات، عبارات و اصطلاحاتی که عیناً از فارسی گرفته شده و به کار برده می شوند، لغاتی هم هستند که در اصل فارسی بوده‌اند و به دلایل گوناگون تغییر شکل و تلفظ داده اند.

و ــ فارسی و سندی

تاریخ گویای آن است که رابطه سند و ایران به گفته مرحوم سعید نفیسی در مقدمه دیوان کامل امیرخسرو دهلوی رابطه ای در حدود نه هزار ساله است. زبان فارسی از زمان ارغون خان مغول تا اوایل دوره حاکمیت انگلیس ها برای صدها سال زبان رسمی سند بوده است و این یک حقیقت تاریخی است که زبان قوم حاکم بی تردید بر زبان قوم تحت سلطه اثرگذار است. بنابراین به یقین باید گفت که تأثیر زبان فارسی بر زبان سندی چنان ژرف بوده که تا کنون برقرار است.

در تاریخ کمتر نمونه ای چون ایران و پاکستان وجود دارد که تا به این حد فرهنگ یک کشور بر فرهنگ دیگری تأثیر عمیق و پایدار گذاشته باشد. آثار حضور ایران باستان در دره رود سند(تمدن هندوی)  و  پاکستان فعلی و ایران بعد از اسلام خود مقوله ای مفصل است .

هنگامی که در نیمه دوم قرن اول هجری محمدبن قاسم وارد سند شد لشکریان او را اهالی فارس کنونی و بنادر خلیج فارس تشکیل می دادند و شاید این نخستین گام در ورود فارسی به شبه قاره بوده است. در دوره فرمانروایی یعقوب لیث فارسی زبان رسمی سند بوده و در کنار آن سندی هم رواج داشته است. در قرن پنجم هجری سند تحت سلطه غزنویان بوده که مولتان مرکز استقرار آن ها بوده است و خطبه های نماز جمعه به فارسی ایراد می شده است. در پنجاب و سند با تأسی از دربار غزنویان شعر و نثر فارسی رواج کامل یافت و سرودن اشعار حماسی و نگارش افسانه ها و داستان‌های عاشقانه و غیره به زبان سندی هم آغاز گردید که از جمله آن‌ها سسئی پنؤن، قصه سیف الملوک، مومل رانو و ... از آثار مشهور به جای مانده اند. در دوره مغولان نظم فارسی شامل غزل، مثنوی، قصیده، قطعه، رباعی و نثر فارسی شامل تاریخ، ادب، تذکره نویسی، پندنامه ها و نصایح، ترجمه قرآن مجید و ترجمه احادیث و روایات به زبان فارسی، حاشیه فارسی بر صحیح بخاری، فقه و سیرت رسول (صلّی ا... علیه و آله و سلّم) و صرف و نحو فارسی گسترش یافت. در این دوره نظم و نثر فارسی تأثیری عمیق بر زبان محاوره ای و ادبیات سندی بر جای گذاشت. گنجینه لغات، محاورات و ضرب المثل‌ها، قالب‌های شعری، افکار و اندیشه‌های عرفانی و روحانی فارسی از این دوره به بعد سرمایه زبان سندی گردید.

در زبان سندی همچون دیگر زبان های موجود پاکستان یا لغات و عبارات فارسی عیناً وجود دارند و یا برای هماهنگی با تلفظ سندی تغییر شکل داده اند. مثلاً کشکول به کچکول، غنچه به گونچ، پنجه به چنبو، گنج به گند، بیچاره به ویچاره و ... تبدیل شده است.

پیشوندها و پسوندهای فارسی هم با کلمات فارسی و هم در ترکیب با کلمات سندی یا سانسکریت کاربرد زیادی در گفت وگوهای روزمره و نظم و نثر سندی پیدا کرده اند.

همان طور که پیش از این گفته شد اندیشه ها و عرفان فارسی تأثیر عمیقی بر شعر و ادب سندی داشته است. از جمله شعرای مشهوری که این اثرپذیری را در آثار خویش به نمایش گذاشته اند عبارتند از شاه عبدالکریم بلوی (م 1037 هـ)، شاه لطف ا... قادری (م 1090 هـ)، مهیون شاه عنایت رضوی(م 1133 هـ)، خواجه محمد زمان لنواری شریف(م 1188 هـ) و از همه مشهورتر شاه عبدالطیف بهتائی است. وی از مریدان مولانا بود و قرآن شریف و مثنوی مولانا را در سفر و حضر به همراه داشت. اثر او که به تمامه متأثر از فکر و عرفان مولاناست، "ابیات" نامیده می شود و به زبان سندی سروده شده است.

از شعرای اخیری که به زبان فارسی هم شعر سروده اند می توان از مولانا دین محمد "ادیب" فیروزشاهی (م 1973) نام برد که تقریباً هشتصد بیت شعر به فارسی دارد.

دکتر نواز علی شوق، استاد دانشگاه سند، می گوید: در دوره حاکمیت انگلیس ها (1947-1843) زوال فارسی آغاز گردید. انگلیس ها به جای زبان فارسی که تقریباً ششصد سال زبان رسمی و دولتی بود، زبان انگلیسی را مسلّط ساختند. با این وجود افرادی که نسبت به زبان فارسی عشق و علاقه داشتند آن را آبیاری نمودند. میرصابرعلی، فقیر قادر بخش بیدل سندی، قاضی غلامعلی جعفری، پیر حزب ا... شاه مسکین، سید جان ا... شاه، ثالث، مخدوم ابراهیم خلیل، منشی رسول بخش رهی، میر علی نواز علوی آخرین پروانه‌های شمع شاعری زبان فارسی بودند.

غزل سرایان سندی بیشترین تأثیر را از نظامی، جامی، سعدی، مولوی، فردوسی و حافظ گرفته اند. اگرچه در تضمین شعری به همه شعرای فارسی زبان رو آورده اند ولی بیشترین تضمین مربوط به حافظ علیه الرّحمه است.

 

ز ــ فارسی و هندکو

هندکو از زبان های رایج بین مردم بومی پیشاور، منطقه وسیع هزاره جات (شامل ایبت آباد، مانسهره، هریپور، حسن ابدال و ...) است. در زبان هندکو هم هزاران لغت، عبارت و ضرب المثل فارسی رایج است. در این زبان هم مثل دیگر زبان های بومی پاکستان لغات فارسی یا طی گذشت قرن ها با تغییراتی همراه شده اند یا عیناً به کار برده می شوند. برای نمونه تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:

در زیورآلات: وزن، آویزه، طلائی، نقری، نوشیروانی، تعویذ، زنجیری، گلوبند، تاج، امام ضامن و ...

در مراسم ازدواج: نکاح، آیینه بندی، گل پاش، خوانچه سلامی

ظروف: پیاله، طباخ، غوری، کوزه، دیگ، دیگچه، دسته، سماوار، شمعدان، چراغدان، مجمر، جام، آفتابه، منقل، چای جوش، سرمه دانی، کارگاه، خورجین، سنگ پا، چلو صاف و ...

ساختمان: دیوال[دیوار]، ریت[ریگ]، ریگمال، گِل مال، گز (شیرینی)، گز (اندازه) پیمانه، گلکاری، گلکار، دروازه، زنجیر، فرش، چینی خانه، کرسی دار، پرده، میخ، باره دری[بالادری]، چمن، سبزه، گلستان، باغ، باغچه، شاخ[شاخه]، درخت، جنگل، خاک، خاکدان، چوب و ...

دیگر لغاتی که در محاورات روزمره هندکوزبانان استفاده می شوند به هزاران می‌رسد که باز برای نمونه چندتایی ذکر می شود: زمین، آسمان، فضا، هوا، توفان، ستاره، روز، ماه، مهر، گفتگو، ملاقات، آرام، آزاد، شب برات، شب بیداری، آشنا، شناس، آب و تاب، گوشت، سبزی، برادر، خاله، چشم، ابرو، شعله، بلند، بلندی، هفت روزه، ماهانه، ماهنامه، گوشه، گوشه نشین، کفن، گور، گورکند[گورکن]، دربدر، خاک بسر، بیزار، وفادار، بی وفا، بی وفایی، بیخود، بیخودی، سینه زنی، زنجیرزن، شرم، گرم، سرد، شیروان، شیروانی و ... .

برخی ترکیب ها: سرخور، درد بی دوا، درد دندان کندن به، شنیده کی بود مانند دیده، دل شکسته، جمال همنشین بر من اثر کرد، جوانامرگ(جوان مرگ)، آمدن به ارادت رفتن به اجازت، خر محض، نان جوین، سنگ و خشت، سگ اصحاب کهف، گربه کشتن روز اول به، زبانزد عالم، پیرزاده، ...

همچون دیگر مناطق، منطقه هندکوزبان شعرایی دارد که به فارسی هم شعر سروده اند. از جمله: استاد احمدعلی سائین، محمودالحسن کوکب، ملک ناصر علی خان، آقا سید جگر کاظمی، آقا سید رعنا شاه کاظمی، آخونزاده قمرعلی سرحدی، میرزا رضا حسین همدانی(همه مرحوم)، ناز سیتیّ و آخونزاده مختار علی نیّر.

جناب مختار علی نیّر از محققین و شعرای هندکو ملقب به بابای هندکو می نویسد: هرجا می رویم قدم به قدم نام ها و لغات و اصطلاحات فارسی پیش از ما حرکت می کنند و همین ما را مجبور کرده است که بالادستی فارسی را بپذیریم. از جمله نام هایی است که در جوار ما هستند و روزانه به کار می بریم و بر گرد آن ها می گردیم. مثلاً: محله، کوچه، چاه، شاهراه، کوچه بسته، کوچه بندی، محلّه دار، رسالدار[مقامی در ارتش صفویان یا افشاریه بوده است مثل سرتیپ]، بازار نالبندی[نعلبندی]، دروازه، محله مروی ها، محله خداداد[ساکنان این دو محلّه فارسی گو هستند]، بالاخانه، سرآسیه[آسیاب]، قبرستان، گنبد، منارخانه، امام بارگاه، قصاب خانه، دریچه، دستار، ...

آنچه همه اساتید حوزه های اردو، پنجابی، سندی و هندکو ذکر کرده اند این است که علاوه بر حکومت مستقیم فارس زبانان و حضور صوفیان و رهبران دینی و روحانی، عامل دیگری که موجب ماندگاری زبان فارسی طی قرون متمادی شده است عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدا... الحسین علیه السّلام بوده است. مجالس روضه، نوحه‌خوانی، سینه زنی ها، نذری دادن های تاسوعا، عاشورا و اربعین در دو ماه محرم و صفر و دسته های سینه زنی، تنها مختص شیعیان نیست و اهل سنّت هم تا دهه های اخیر و حتی بعد از انقلاب اسلامی باوجود تلاش وهابیّت و آمریکا و انگلیس برای ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی در پاکستان در این مراسم شرکت می کرده اند و یا خودشان مستقلاً مراسم داشته اند و هنوز در بعضی مناطق این مراسم پابرجاست.

از جمله مطالب قابل ذکر دیگر درباره زبان فارسی در پاکستان حضور فارسی زبانان تبعه پاکستان در این کشور است. شیرازی ها و یزدی ها در کراچی، هزاره ها در کویته و بازماندگان افسران ارتش نادری و احتمالاً صفوی و رهبران و روحانیون شیعه در پیشاور و اقوام فارس(دری)زبان افغانستان در مناطق قبایلی هم مرز با پاکستان به خصوص شیعیان در منطقه پاراچنار از جمله گروه هایی هستند که درون خانه های خویش فارسی سخن می گویند و در ماه های محرم و صفر و مجالس هفتگی نوحه و روضه خوانی به زبان فارسی دارند. محقق ارجمند جناب آقای آخونزاده مختار علی نیّر که آبا و اجدادشان از ایران به پیشاور مهاجرت کرده اند کتاب تحقیقی بسیار ارزشمندی در پانصد و هفتاد صفحه به زبان اردو و در قطع وزیری به نام "تاریخ عزاداری پیشاور" نوشته اند که در آن نوحه‌هایی را آورده اند که به زبان فارسی هستند و هم اکنون نیز فارسی خوانان آن ها را در مجالس فارسی می خوانند. از جمله عوامل مهم دیگر سوسو زدن چراغ نیم افروخته زبان و ادب فارسی وجود مدارس دینی شیعه و سنّی است که در آن ها صرف و نحو ابتدایی و مجموعه ای به نام پنج گنج (ویژه حوزه های دینی اهل سنّت) به فارسی تدریس می شود. آمار جدیدی از تعداد این مدارس دینی در دسترس ندارم ولی آماری را که آقای دکتر طارق رحمان در کتاب خویش زبان، آموزش و فرهنگ ذکر می کند حدود چهارهزار باب تا سال 1988 است که قطعاً در هر دو حوزه و مخصوصاً شیعه افزایش بسیار یافته است. بر این عامل می‌توان بخش‌های فارسی دانشگاه های مختلف پاکستان و کلاس‌های آموزش زبان فارسی که مراکز نه گانه فرهنگی جمهوری اسلامی برگزار می کنند و در هر دو مورد از رونق چندانی برخوردار نیستند افزود. راهکارهای حفظ وضعیّت فعلی زبان فارسی در پاکستان و مقابله با هجوم واژه های انگلیسی مبحث جداگانه‌ای را می طلبد که امید است در آینده به آن بپردازیم.

با استفاده از گزارش خراسان نیوز


هزاره ها فارسی زبانان پاکستان

"روز جمعه، چهارم حوت ۱۳۹۱، تظاهرات مسالمت‌آمیزی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در دهلی‌نو (هند) و در کانادا و چند شهر دیگر برگزار شد.  در این تظاهرات، تعدادی از دانشجویان افغان و کشورهای دیگر، همچنین روشنفکران و مهاجرین مقیم ، برای ابراز انزجار و محکوم کردن حملات تروریستی که در کویته به مردم هزاره صورت گرفته است، شرکت نمودند."  جای ایرانی ها در اینگونه تظاهرات ها خالی است در حالیکه بار سنگین جنایت کشتار  علیه هزاره باید بر دوش ایران سنگینی کند این اولین بار نیست که هزاره ها یا خاوری ها در پاکستان و افغانستان قتل و عام می شوند آنها در دوره های مختلف مجبور به مهاجرت اجباری به ایران و یا پاکستان شده اند. هزاره ها مردمان جابجا شده اجباری بخاطر قوم و مذهبشان هستند حداقل ظلم و جنایت علیه آنها سابقه دویست ساله دارد.

اما اخیرا حملات انتحاری علیه مردم هزاره (افغانستان) در کویته پاکستان شدت بخشیده ، در این رشته حملات که از سال ۲۰۰۵ میلادی آغاز شده ، تعداد کثیری از شهروندان هزاره کشته شده اند. گروه تندرو اسلامگرای “لشکر جنگوی” مسئولیت این انفجارها را برعهده گرفته است ، بر اساس ادعاهای این گروه هزاره ها مسلمان واقعی نیستند و خواستار نابودی نسل هزاره ها شده اند. هزاره ها شیعه و فارس زبان هستند.

فارسی زبان و فرهنگ است . ترکی هم زبان و فرهنگ است اما زبان و فرهنگ با نژاد کاملا فرق می کند. هزاره ها فارس زبان هستند و به تمدن فارسی و ایرانی مزتبط هستند اما بیشتر آنها از نژاد بربر یا خاوری هستند. تعداد زیاد دیگری نژاد آریایی (یا کوکاژی) دارند.


عهدنامه فین کن اشتاین

عهدنامه فین کن‌اشتاین قراردادی دفاعی است که در 4 می سال 1807 میلادی مطابق با 25 صفر 1222 هجری قمری در شهر فین کن اشتاین بین نمایندگان فتحعلی‌شاه قاجار و ناپلئون بناپارت منعقد شد

این قرارداد در 16 ماده و با هدف مدرن‌سازی ارتش قاجار بین طرفین به امضاء رسیده است. معاهده فین کنشتاین پس از امضاء توسط فتحعلی‌شاه قاجار، توسط هیئتی دیپلماتیک به ریاست عسگر خان افشار ارومیه‌ای به دربار ناپلئون بناپارت ارسال شد.

متن کامل عهدنامه فین کن‌اشتاین به شرح زیر است:


چون در این اوان سعادت نشان و زمان میمنت اقران، خدیو فلک جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالک فرانسه و پادشاه ایطالیا بنای اتحاد و الفت با اعلیحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشید آیت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گیتی ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه کسری و جم، فرمانفرمای ممالک فسیحة المسالک ایران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلی شاه قاجار- خلٌدالله ملکه و سلطانه- گذاشته به جهت تشیید مبانی الفت و وفاق دولتین علیٌتین و تجدید عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتین بهیتین از دو جانب با رخصت کامله تعیین رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا وزیر اعظم و کاتب سرٌ ایمپراطوری، صاحب کلک همایون اشرف نشان های دولت مسیو هوگ برنار ماره نام مأمور گردیده بنای عهد و شرط با بنده آستان فلک بنیان پادشاهی و چاکر دیرین سپهر اشتباه شاهنشاهی، سفیر دولت جاوید قرار أبد قرین میرزا محمٌدرضا وزیر دارالسلطنه قزوین گذاشته به مقتضای صلاح دولتین علیٌتین با یکدیگر مکالمه و مجاهده نموده اند.

قرار شرح مسطور ذیل مواد مرقومه را بنا گذاری نموده که من بعد اولیای دو دولت کبری و امنای دو سلطنت عظمی رضانامه آنها را قلمی و به مهر همایون مزین ساخته تسلیم یکدیگر نمایند:

ماده اول- آن که، فیمابین اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه ملک بارگاه ایران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا صلح مؤیٌد بوده، من بعد با یکدیگر شرایط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعی فرموده همواره بین الدولتین علیٌتین کمال وفاق بوده باشد.

ماده دویٌم- آن که، جناب امپراطور اعظم به مقتضای مراسم دوستی و موافقت با دولت علیٌه ایران متعهد و کفیل گردیده که من بعد أحدی رخنه در خاک ایران ننماید و چنانچه أحدی خواسته باشد که بعد از این دخل در خاک ممالک ایران نماید، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ایران کمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالک مزبوره را نمایند و به هیچ وجه خودداری نکنند.

ماده سوٌم- آن که، جناب امپراطور اعظم ادای شهادت نمود که مملکت گرجستان ملک حلال موروثی اعلیحضرت پادشاه ایران می باشد و حقیقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

ماده چهارم- آن که، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا در خصوص اخراج نمودن طایفه روسیه از ملک گرجستان و تمامی خاک ایران به زور پادشاهانه خود لازم و قرارداد فرمودند که طایفه مزبوره را جبراً و قهراً از جمیع خاک ایران اخراج نموده و بالکلیه ترک حدود کشور ایران نمایند و چنانچه با روسیه بنای عهد صلح نمایند، این شروط از جمله شروط عهدنامه ایشان قرارداده، به طریق امور دولت خود در این خصوص کوتاهی ننمایند و کمال تعهد در باب این مطلب فرموده بر ذمٌت همٌت عالی خود واجب و لازم ساختند.

ماده پنجم- آن که، از طرف قرین الشرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا یک نفر سفیر معتبر رخصت گذار معیٌن آمده، در آستان فلک بنیان اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ایران اقامت نموده، به خدمت گذاری و صلاح اندیشی دولتین علیٌتین قیام و اقدام نماید.

ماده ششم- آن که، هرگاه رأی بیضاضیای جهان آرای اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران اقتضا فرماید که عساکر پیاده و توپچی را به رسم و ضابطه فرنگ تعلیم و مهیٌا نماید و بعضی قلعه ها به ضابطه قلعه فرنگ بنا گذارد، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا بنابراین مطلب توپ سفریه و تفنگ حربیٌه، و از هر قدر ضرور و لازم بوده باشد، به صوب ایران ارسال و قیمت آن را از قیمت فرنگستان به سر کار جناب امپراطور اعظم داده می شود.

ماده هفتم- آن که، از دولت علیٌه ایران هرگاه خواهش نمایند که به طریق قلعه های فرنگ قلعه ساخته باشند و توپخانه به قاعده فرنگ ترتیب و عساکر پادشاه با ضابطه فرنگ تعلیم نماید، هرقدر توپچی و مهندس و تعلیم چی لازم بوده و ضرور شود جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا متعهد گردید که ارسال صوب ایران نماید که در آن جا ترسیم قلعه و ترتیب توپخانه و تعلیم عساکر پیاده نمایند.

ماده هشتم- آن که، بنابر موافقت این دو دولت بهیٌه، از جانب شوکت جوانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ممالک ایران از هر جهت قطع مکاتبه و مراسله با قرال انگلیس گردیده، از جانب دولت علیٌه ایران متعهد شوند که بنای خصومت با ایشان گذاشته، به جهت دفع آنها عساکر روانه نمایند و بنابراین مطلب ایلچی سرکار شوکتمدار پادشاهی که به جانب هند و انگلیس رفته به ارجاع و احضار او امر فرمایند و از جانب انگلیس و کمپانی آنچه بالیوز و وکلای قرال انگلیس در سواحل بنادر (خلیج) عجم و ولایات ایران اقامت نموده باشند آنها را مطرود و اموال و امتعه انگلیس ضبط شده، تجارت ایشان را برٌاً و بحراً از جانب ایران مقطوع نمایند و فرمان قضا جریان پادشاهی در این خصوص از مصدر عزٌ و شأن صادر گردد و در اثنای این مخاصمه از طرف انگلیس به جهت سفارت یا بهانه دیگر، هر گونه سفیری که به جانب آستان فلک بنیان پادشاهی عزیمت نمایند ایشان را مطرود و مردود نموده راه ندهند.

ماده نهم- آن که، هرگاه فی المستقبل روسیه و انگلیس با هم اتفاق نموده به جانب دولتین علیٌتین فرانسه و ایران عزیمت و حرکت نمایند، این دو دولت نیز باتفاق یکدیگر به دفع آنها اقدام نموده از روی موافقت و اتحاد به مخاصمه و محاربه و مجادله آنها پردازند و چنانچه بنای سفر و حرکت نمایند اولیای دولتین علیٌتین فرانسه و ایران یکدیگر را خبر نموده، به دفع آنها اقدام نموده و آنچه در ماده سابقه مرقوم شده از ضبط مال و امتعه ایشان به طرق مشروح در ماده فوق عمل نمایند و در موافقت و اعانت یکدیگر به هیچ وجه من الوجوه کوتاهی و اهمال و مساهله و امهال جایز و روا ندارند.

ماده دهم- آن که، اعلیحضرت پادشاه سپهر بارگاه ایران موافقت و مطابقت فرموده از صوب افغان و قندهار و آن حدود تجهیز سپاه و تهیه جنود فرموده، در وقتی که مشخص شود و معین گردد به جهت تسخیر و تصرف ممالک هندوستان متصرفی انگلیس عساکر و جنود منصوره پادشاهی را مأمور و ارسال فرمایند و ولایات متصرفی انگلیس را ضبط و تسخیر نمایند.

ماده یازدهم- آن که، هرگاه کشتی فرانسه از صوب بنادر مملکت ایران ظهور و عبور نماید و بعضی تدارکات و جزئیات و برخی اشیاء و ضروریات برای آنها درکار باشد و لازم گردد اهالی بنادر به ایشان محبت و معاونت نمایند و در تدارک آنها لوازم دوستی را به عمل آورده اعانت نمایند.

ماده دوازدهم- آن که، جناب امپراطور اعظم خواهش می نمایند که من بعد هرگاه به جانب هندوستان به جهت دفع انگلیس فرستادن لشکر ضرور شود و اقتضا نماید که از جانب خشکی سپاهی به جهت هندوستان ارسال نمایند، اعلیحضرت پادشاه ایران اذن و اجازت به ایشان عطا فرمایند که از راه و هر طرف که رأی جهان آرای شاهنشاهی اقتضا نماید به آنها رخصت داده روانه هند شوند و سپاه ایران نیز با ایشان موافقت نموده، بالاتفاق عزیمت تسخیر هندوستان نمایند و من بعد هر وقت که این اراده و عزیمت را داشته باشند موقوف است بر آنکه مجدداً با اولیای دولت علیٌه ایران در این خصوص اظهار نموده، چنانچه رأی عالم آرای پادشاهی اقتضا فرماید و رخصت عبور به ایشان بدهند، عهدنامه مجددی در این خصوص فیمابین دولتین علیٌتین ایران و فرانسه قلمی داده عبور فرانسه و کمیت لشکر آنها را که چقدر بوده باشند و اینکه ذخایر و ضروریات ایشان در کدام راه و کدام منزل باید تدارک شود و چقدر سپاه ایران همراه بوده باشند، همگی را قرارداد نموده به اذن و رخصت شاهنشاهی عهد و شروط علاحده شود کمترین بنده درگاه جسارت به تعهد این مطلب ننموده، مجدداً موقوف است به عرض اولیای دولت قاهره و اذن شاهنشاه عالمیان پناه.

ماده سیزدهم- آن که، هرگاه به جهت کشتیهای فرانسه در حین عبور از بنادر ایران بعضی از اشیا و ذخایر ضرور شود، اهالی بنادر به قیمت فروخته تنخواه از فرانسه بازیافت دارند و همچنین هرگاه در عبور سپاه ایشان از راه خشکی ذخیره و بعضی اشیاء ضرور شود به نحوی که در ماده سابقه قلمی شده ذخیره و آنچه به عساکر آنها ضرور شود، اهالی ایران به ایشان فروخته از قرار قیمت ایران تنخواه بازیافت نمایند.

ماده چهاردهم- آن که، شروطی که در ماده دوازدهم مرقوم شده مختصٌ دولت فرانسه بوده، با دولت روس و انگلیس به هیچ وجه من الوجوه شروط مزبوره قرار داده نشود و از هیچ سمت به ایشان راه عبور و مرور ندهند.

ماده پانزدهم- آن که، به جهت آمد و رفت تجار بنا بر انتفاع دولتین و امور متعلقه به تجارت در دارالسلطنه طهران به خاکپای مبارک اعلیحضرت پادشاهی عرض شده، قراردادی به جهت امور مزبور گذاشته شود و عهدنامه مجددی در این خصوص مرقوم فرمایند.
ماده شانزدهم- آن که، إن شاءالله تعالی این عهدنامه در دارالسلطنه طهران بعد از چهار ماه از این تاریخ تبدیل شده، رضانامه به مهر مبارک اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی مزیٌن شده، تسلیم اولیای دولت فرانسه و به مهر جناب امپراطوری رضانامه ایشان تسلیم اولیای دولت علیٌه ایران شود.

تحریراً در اردوی جناب امپراطوری در فین کنشتین به تاریخ بیست و پنجم شهر صفرالمظفر سنه یک هزار و دویست و بیست و دو هجری.


ایجاد تاسیسات تحقیقاتی در قطب جنوبگان - قطب جنوب

جنوبگان که دو برابر مساحت آمریکا است تنها جایی در کره زمین است که هیچ دولتی در آنجا حاکمیت ندارد. رقابت های دوره جنگ سرد باعث شد که قدرتهای بزرگ طبق معاهده ای  کشورها را از نظامی کردن و  حاکمیت بر این منطقه پرهیز دادند تقریبا همان کاری که برای فضا و سایر کرات و  دریاهای آزاد وضع کردند.

Articles of the Antarctic Treaty

 

===بندهای 14 گانه پیمان ===

بندهای 14 گانه پیمان عبارتند از :

- 'ماده 1 - منطقه فقط برای مقاصد صلح آمیزاستفاده می شود، فعالیت های نظامی، مانند آزمایش سلاح، ممنوع است

 اما پرسنل و تجهیزات نظامی ممکن است برای تحقیقات علمی و یا هر هدف دیگر صلح آمیز استفاده می شود؛

- 'ماده (2) - آزادی تحقیقات علمی و همکاری های و تبادل علمی برای کشورها؛

- 'ماده (3) - تبادل اطلاعات و پرسنل در همکاری با سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی؛

- 'ماده 4 - این پیمان ، اختلافات، و نه ایجاد ادعای تمامیت ارضی و یا هیچ ادعا حاکمیت را برسمیت نمی شناسد؛

- 'ماده (5) - این پیمان انفجار هسته ای و یا دفع زباله های رادیواکتیو را در قطب شمال ممنوع می داند.

- 'ماده 6 - جغرافیای  معاهده،شامل زمین و سینه کش های یخی و بجز آبهای اطراف جنوب

 60 موازات جنوب | 60 درجه 00 دقیقه جنوبی ؛است

- 'ماده (7) - ناظران و پژوهش گران دولتهای هم گروه پیمان  دسترسی آزاد، از جمله نظارت هوایی،

به هر منطقه و تمام ایستگاه ها، تاسیسات،

تجهیزات و بازرسی قبل از تمام فعالیت ها و معرفی پرسنل نظامی  داده شده است؛

- 'ماده 8 - به دولتها اجازه می دهد تا صلاحیت و نظارت بر ناظران و دانشمندان کشور خود در منطقه داشته باشند

- 'ماده (9) - جلسات شورایی در میان کشورهای عضو مرتبا برگزار خواهد شد.

- 'ماده (10) - تمام کشورهای پیمان، می توانند فعالیت های هر کشور در قطب جنوب

که بر خلاف این پیمان است را مورد اعتراض قرار دهند؛

- 'ماده 11 - تمام اختلافات به روش مسالمت آمیز توسط طرف های مربوطه و یا در نهایت،

با حل و فصل دیوان بین المللی دادگستری  خواهد بود؛

- 'بندهای 12، 13، 14 - مربوط به روش تعامل، تفسیر و اصلاح این پیمان میان کشورهای عضو می شود.

 

هدف اصلی از ATS این است تا اطمینان حاصل شود که منابع جنوبگان در جهت منافع نوع بشر باید برای همیشه

و منحصرا برای مقاصد صلح آمیز استفاده  شود

و نباید تبدیل به صحنه یا موضوع تفرقه بین المللی  و هر گونه اقدامات از ماهیت نظامی باشد،

اما حضور آرامشمند پرسنل نظامی ممنوع نیست.

 آرژانتین ادعای ارضی داشت بلا فاصله شوروی و آمریکا و انگلیس وارد عمل شدند تا مانع حاکمیت کشورها بر آنحا شوند امروزه 50 کشور عضو معاهده هستند ایران هنوز نپیوسته است. بعدها  5 قراداد نیز به معاهده الحاق شده است .


http://en.wikipedia.org/wiki/Antarctic_Treaty_System

1959 تا 1961  دوازده کشور مدعی در مورد قطب جنوب پیمانی را وضع کردند و همدیگر را از تصرف  برحذر داشتند. این پیمان 14 ماده دارد که مربوط به عدم بهره برداری و سلطه گری و نظامی کردن منطقه است.
نظام معاهده‌ایِ جنوبگان که بر این قاره حکم می‌راند، از زمان تأسیس‌اش در سال ۱۹۶۲، عملکرد خوبی داشته و هم‌اینک پنجاه کشور از آن تبعیت می‌کنند.اما قاره جنوبگان هم‌اینک زیر فشار ناشی از دگرگونی‌های اقلیمی زمین و رغبت پیوسته به ذخایر طبیعی خود قرار گرفته که چیزهای متنوعی از ماهی گرفته تا کریل‌ها و از گاز و نفت گرفته تا کانی‌های معدنی را شامل می‌شوند. او می‌افزاید: "خیلی‌ها شاید ندانند که در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید. این قاره، میزبان متجاوز از ۹۰ درصد ذخایر آب شیرین زمین است، که به شکل صفحات غول‌آسای یخی به دام افتاده‌اند. پژوهشی که بر اطلاعات بنیادین‌ و درک کلی‌مان از این سامانه‌های پیچیده بیفزاید، نقش مهمی در درک بسیاری از چالش‌های فعلی پیش روی زمین ایفا خواهد کرد.
 
کنیکوت علاوه بر تحقیق در این منطقه، ریاست کمیته علمی پژوهش‌های مرتبط با جنوبگان (SCAR) را هم عهده‌دار است؛ کمیته‌ای که در سال ۱۹۵۸میلادی با هدف مدیریت پژوهش‌های بین‌المللی این منطقه تأسیس شد.
 
مالون کنیکوت: در بحث زمین‌گرمایی، جنوبگان مثل پیش‌مرگ و زنگ خطر زمین و به‌گونه‌ای نقش ترموستات سیاره‌مان را بازی می‌کند. مناطق قطبی، در قبال مخاطرات ناشی از زمین‌گرمایی، حساس‌ترین مناطق زمین هستند و به سرعتْ عکس‌العمل نشان می‌دهند. به‌طوریکه جنوبگان، هر اتفاقی را که به تبع زمین‌گرمایی به روی خود ببیند، آن را دیر یا زود و به شیوه‌هایی که ندرتاً احساسش می‌کنیم، در باقی نقاط سیاره‌مان هم خواهیم دید.
جنوبگان، علی‌رغم مساحتی بیش از دو برابر خاک ایالات متحده، نه از هیچ شهر و دولتی میزبانی می‌کند و نه حتی ساکن دائمی دارد. همه مسافرین این منطقه، بازدیدکنندگان موقتی‌ هستند که یا دانشمندند، یا پرسنل پشتیبان دانشمندان و یا گردشگر. این قاره سردترین، خشک‌ترین و بادخیزترین منطقه زمین، و تنها قاره‌ای‌ست که منطقه زمانی ندارد.
 
کنیکوت می‌گوید: "معاهده جنوبگان طی پنجاه سال گذشته عملکرد خوبی داشته، ولی ما نیازمند هم‌اندیشی مجددی هستیم تا بفهمیم که چگونه به نحو مطلوبی می‌شود این قاره را از دامنه مخاطرات فزاینده‌ای که تهدیدش می‌‌کنند، حفظ کرد. این معاهده به هچکس اجازه استخراج نفت یا گاز را نمی‌دهد، اما امکان نقض آن در سالیان آینده وجود دارد. شرکت‌های تولید انرژی، تاکنون رغبت چندانی به کاوش سرزمین‌های جنوبی سیاره‌مان نشان نداده‌اند، چراکه اوضاع سخت محیطی، فاصله‌ای که تا بازار عرضه وجود دارد و همچنین نبود فناوری‌هایی لازم، این کار را به تجارتی سخت و گران بدل کرده. در دهه ۶۰ [میلادی]، اکثر افراد گمان می‌کردند که حفاری در حوزه شمال آلاسکا به صرفه نیست؛ حال‌آنکه ظرف کمتر از ۳۰ سال، این منطقه به یکی از برجسته‌ترین ذخایر نفت جهان بدل شده است. امروزه حفاری در اعماق آب‌ها کار رایجی در جهان شده و فناوری‌های تکمیلی ِ فرآوری نفت از لایه‌های زیرسطحی هم به سرعت در حال پیشرفت‌اند. لذا موانع پیشین شاید پشت سر گذارده شوند و این در آینده‌ای نه‌چندان دور، حال جنوبگان را وخیم‌تر خواهد کرد".
 
کنیکوت همچنین می‌افزاید که ذوب یخچال‌های چندین نقطه از این قاره، خطری‌ست که باید آن را جدی گرفت. "در خلال خبرهای هفته پیش، گزارشی وجود داشت مبنی بر اینکه ارتفاع سطح آب سواحل شرقی ایالات متحده، با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که پیش‌بینی می‌شده در حال افزایش است. همچنان که سیاره‌مان گرم می‌شود و صفحات غول‌آسای یخی می‌شکنند و آب می‌شوند، ارتفاع سطح آب دریاهای زمین هم نه فقط در آمریکا، که در سرتاسر دنیا می‌تواند افزایشی چشمگیر داشته باشد. در مباحثات جاریِ مربوط به معضل زمین‌گرمایی و رشد ارتفاع سطح آب دریاها، از صفحات یخی جنوبگان به عنوان «غول‌های خفته» یاد می‌شود. دانشمندان هنوز درک درستی از زمان و نحوه بیداری این غول‌ها در آینده، که به بالاتر آمدن سطح دریاها خواهد انجامید، ندارند". وی همچنین می‌افزاید اگر آن مکتشفینی که برای نخستین بار این منطقه را بالغ بر ۱۰۰ سال پیش از نظر گذراندند، امروز هم ببینندش، از وسعت تغییراتِ پدیدآمده حیرت‌زده می‌شدند.
 
مثلاً ثابت شده که بیش از ۳۰۰ دریاچه زیریخچالی در جنوبگان وجود دارد که وسعت برخی‌شان پهلو به وسعت دریاچه‌های بزرگ زمین می‌زند؛ در برخی مناطق ِ این قاره هم صفحات یخی، مثل رودخانه به سمت اقیانوس جاری‌اند. تعدد گردشگران و روند رو به رشد سفرهای تحقیقاتی به منطقه هم حکایت از این دارد که چشم‌انداز حضور دائمی انسان در جنوبگان، آنقدرها هم دور از انتظار نیست. کنیکوت می‌گوید: "تمام این نگرانی‌ها، چالش‌های خطیری را در برابر کوشش‌هایی که به‌منظور حفظ و حراست از این قاره صورت گرفته، مطرح کرده‌اند".
 
"حرف آخر اینکه ما نیازمند کسب اطمینان از این مسأله‌ایم که آیا معاهدات و شیوه‌های کنونی که به‌عنوان تدبیر و واکنشی در قبال این مخاطرات عمل می‌کنند، هیچ استقامت کافی برای یک تمدید پنجاه‌ساله را دارند؟ و آیا سیاست‌های کنونی، قاره جنوبگان را به همان اندازه‌ که آن را برای آیندگان‌مان می‌خواهیم و بدان‌ها بدهکاریم، حفظ و حراست کرده‌اند؟

File:Antarctica.CIA.svg

جنوبگان منطقه ای مناسب برای پزوهش در موضوعات زیستی و تحقیقات اقیانوس شناسی به شمار می آید
با پیوستن به معاهده جنوبگان، تحقیقات اقیانوس شناسی، هوا فضا، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و فنی، نساجی به راحتی در این منطقه صورت می گیرد. 
 (جنوبگان) از جهات مختلفی از جمله دور بودن آن حائز اهمیت است و ایران در حال حاضر در پی فراهم آوردن شرایطی است که بتواند به دورترین نقطه گیتی سفر و پژوهش و بررسی زیادی را از لحاظ اقیانوس شناسی انجام دهد.
 جنوبگان به دلیل منابع کانی و بیش از 150 ماده معدنی، نفت و سایر مشتقات و حتی فلزات از نظر علمی و پژوهشی برای  مطالعات  اهمیت بالایی دارد.

 وسعت جنوبگان از اروپا بزرگتر و آفریقا کوچکتر است و در مجموع قاره ای است که ، مرتفعترین و سحرآمیزترین نقطه از جهان را به دلیل دسترسی و میزان اندک دانش بشر به خود اختصاص داده است.

جنوبگان محل مناسبی برای تحقیقات اقیانوس شمالی، علوم زمین، هوافضا، ماهواره، نجوم، مغناطیسی، پزشکی و حتی نساجی است.

 مذاکره کشورهای عربی برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب در حال انجام است

 هندوستان با 4 پایگاه و آرژانتین چند پایگاه در جنوبگان دارند، چنانچه پاکستان تنها کشوری است که یک پایگاه در جنوبگان داشته و مالزی و ترکیه به این معاهده پیوسته اند اما پایگاهی در جنوبگان ندارند.

وی افزود: برخی از کشورهای عربی در حال مذاکره برای ایجاد پایگاه در قطب جنوب هستند بنابراین باید تمام تلاش خود را برای پیوستن به این معاهده انجام دهیم تا مانند معاهده شمالگان که بعد از مدتی تعداد کشورهای عضویت را محدود کرده اند و نتوانستیم در این معاهده شرکت کنیم رخ ندهد.

بر اساس ماده 16 پروتکل الحاقی حفاظت از محیط زیست به معاهده جنوبگان ، دولت های عضو پروتکل خود را متعهد کرده اند که قواعد و تدابیر مربوط به مسوولیت مدنی خسارات ناشی از اقداماتی را که در حوزه معاهده جنوبگان انجام می شوند،کنوانسیون تنظیم اقدامات راجع به منابع معدنی جنوبگان (کرامرا ) که هنوز لازم الجرا نشده است ، این مسوولیت را مقرر نموده بر اساس ماده 8 ، هر کارپرداز و اپراتور در خصوص خساراتی که به محیط زیست جنوبگان یا اکوسیستم های وابسته یا پیوسته به آن وارد نماید ، به طور مطلق مسوول می باشد .

روز گذشته اظهارات یک مقام نظامی ایران بازتاب گسترده ای داشت این اولین بار بود که از یک مقام نظامی ایران  این حرف را شنیدیم و حرف درستی هم هست اما قبلا در مراکز دانشگاهی بحث رژیم حقوقی آبهای بین المللی و قطب جنوبی بسیار بحث شده است  قطب جنوب نیز مانند آبهای آزاد در حاکمیت هیچ کشوری نیست و هیچ کشوری نمی توان بخشی از آن را تصاحب کند اما می توان تاسیسات علمی و پژوهشی ایجاد نمود.

این چیزی است که ما در مباحث دانشگاهی همواره دنبال آن بودیم امیدواریم ایران  ایجاد پایگاههای تحقیقاتی را در قطب جنوب جدی بگیرد و در سواحل فقیر مکران نیز یک شهر مدرن توریستی بنام مکران  و یا به نام مگان  ایجاد کند نام سواحل جنوبی ایران از هر مز تا رود سند مکران نام داشته است.


آقای باقری با اشاره به موقعیت سواحل مکران در مجاورت آب‌های آزاد گفت: «ما از این سواحل دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بدون وجود هیچ خشکی در سر راه به قطب جنوب داریم و می‌توانیم طبق قوانین بین‌المللی در بخشی از قطب جنوب ادعای حاکمیت کنیم.»  (ادعای حاکمیت غلط است) می توان حضور داشت.

سواحل مکران در جنوب شرقی ایران و در مجاورت دریای عمان واقع شده است. این سواحل بخشی از استان سیستان و بلوچستان ایران است که از فقیرترین مناطق کشور محسوب می‌شود در حالی که بندر چابهار در این استان از مناطق آزاد بازرگانی است و در سال‌های اخیر تبلیغات بسیاری درباره آن انجام شده است.

مقام ایرانی ضمن تایید عدم توسعه این منطقه ساحلی گفت: «متاسفانه سواحل کشور ما کم‌تراکم‌ترین، فقیرترین و دارای کمترین زیرساخت و امکانات بهداشتی و درمانی است. سواحل مکران با طول ۷۰۰ کیلومتر و پس‌کرانه خوب فرصت‌های ارزشمندی برای توسعه کشور دارد، سواحلی که بسیاری از کشورها حسرت یک کیلومتر آن را می‌خورند.»

این مقام نظامی در ادامه سخنان خود به حضور سپاه پاسداران در جنوب شرقی ایران و منطقه سیستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت که سپاه از پنج سال قبل مسئولیت‌ این منطقه را بر عهده گرفته است.

به گفته او، نیروهای مسلح ایران «دو سه شهر بزرگ» در این منطقه ایجاد می‌کند که «بزرگ‌تر» از چابهار و بندر جاسک خواهد بود.

پیش از این، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران نیز گفته بود که نیروهای نظامی ایران قصد احداث یک پایگاه جدید دریایی نظامی در شهر پسابندر استان سیستان و بلوچستان را دارند.

بنابرگفته مقامات نظامی ایران، استقرار نیروی دریایی در سواحل مکران به دستور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، انجام می‌شود.

کشورهای نفت خیز  جنوب خلیج فارس  که قبلا  با  دلارهای نفتی تحریف نام خلیج فارس  را انجام داده اند بزودی بادگیرهای- ساعت آبی - قنات و  نگارش اعداد را که نیز با فرهنگ ایرانی گره خورده است بنام فرهنگ عربی و میراث عربی  به جهان ارایه خواهند کرد  قبل از اینکه بسیار دیر شود باید اقدام کرد بادگیر - قنات - آب انبار  با تمدن ایران گره خوذده است و کاملا به تمدن ایرانی تعلق دارد. و با جعل تاریخ  در این موضوعات  مقابله خواهیم کرد.

 روز ملی خلیج فارس