پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

رویکرد منفی رهبران اسلامی به سلفی ها در گفتگو با دکتر عجم

 

ه شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ – ۲۰:۰۰
 
رویکرد منفی رهبران اسلامی به سلفی ها در گفتگو با دکتر محمدعجم
 
 
پایگاه تحلیلی رصد / هفته گذشته همایشی با حضور شمار زیادی از علمای اهل سنت به‌ویژه احمد الطیب شیخ الازهر مصر در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که شرکت‌کنندگان در بیانیه پایانی بر برائت خود از فرقه وهابیت تأکید کردند و آن را خارج از مذهب اهل‌سنت دانستند. در گفتگوی زیر با دکتر محمد عجم، کارشناس مسایل منطقه ای به رویکرد کنفرانس اسلامی در چچن و تاثیر و پیامدهای گوناگون رویکرد منفی رهبران اهل سنت به وهابیت پرداخته است.

کنفرانس اسلامی در چچن و علل رویکرد منفی همه جانبه رهبران اسلامی به وهابیت چیست؟

کنفرانس اسلامی که در چچن برگزار شد از نظر بازتاب در نوع خودش کم سابقه بود اما  قبلا هم ‏چنین کنفرانس هایی در کشورهای اسلامی برگزار شده اما متاسفانه بازتاب نیافته بود. علت بازتاب ‏بین المللی کنفرانس چچن بیشتر به زمان و مکان و علمایی که در آن شرکت می کردند بر می ‏گردد.

 

‏ ‏ اهل سنت از ابتدا نگاه منفی به وهابیت داشته است، اما در پنج دهه گذشته دلارهای نفتی حوزه عربی ‏خلیج فارس توانست نظر بسیاری از اهل سنت را جلب کند
 

 مخالفت و واکنش منفی شبکه های عربی مانند الجزیره و العربی نیز به شهرت این کنگره ‏اسلامی کمک کرد وگرنه ما از سال ۲۰۰۳ شاهد برگزاری نشست هایی توسط اهل سنت بوده ایم که ‏در آن ها وهابیت و سلفی تکفیری را خارج از اسلام اعلام کرده اند. به عنوان مثال در مراکش از حدود ۱۰ سال ‏قبل سمینار صوفی بودشیشیه برگزار می شود که هرسال در آن عملیات تکفیری ها و جهادی های ‏سیاسی محکوم و خارج از اسلام عنوان می شود و یا در هند علمای اهل سنت به خصوص حوزه های ‏اهل سنت بریلوی چندین سمینار در همین راستا برگزار کرده اند اما برد رسانه ای آن ها ناچیز بوده ‏است.

 نشست علما درچچن بازتاب گسترده ای یافت و این کار نوید بخش آینده بهتری است. این ‏کنگره با نظارت رمضان قدیروف، رئیس جمهور چچن برگزار شد. پدر او یکی از رهبران اسلامی ‏چچن بود و قربانی سلفی های وهابی شد، هزاران نفر در چچن قربانی خشونت وهابی های سلفی ‏شده اند. کنگره اسلامی گروزنی، “اهل سنت و جماعت” را از نظر اعتقادی منحصر به اشعری‌ها و ‏ماتریدی‌ها و از نظر علم و اخلاق و تزکیه به اهل مذاهب اربعه در فقه و اهل تصوف منحصر دانست ‏و مخالفان این گروه‌ها را خارج از دایرۀ اهل سنت و جماعت اعلام کرد. در این کنگره علمای بزرگی ‏از مصر و کشورهای اسلامی غرب آسیا و اروپا حضور داشتند.‏

‏ مدت ها بود که اگر کسی به ابن تیمیه (مرگ ۷۲۸ هق) ایراد می گرفت بسیاری خشمگین می ‏شدند و  فرد را به دشمنی با اهل سنت و یا فرقه گرایی متهم می کردند اما اکنون خود علمای اهل ‏سنت افکار او را نقد می کنند. زیرا اندیشه های او خسارات سنگین و تلفات زیادی را در سال های اخیر ‏بر مسلمانان وارد کرده است. البته نقد و مخالفت با افکار او از همان دوره اولیه ظهور او، بروز کرد و ‏علمای اهل سنت شدیدا با او به مخالفت می پرداختند.‏

‏علل برگزاری کنفرانس اسلامی در چچن چیست؟

کنفرانسی که در چچن برگزار شد اگرچه خیلی دیر ولی جای امیدواری را برای مسلمانان این منطقه داشت. مردم ‏مسلمان چچن اولین قربانیان گروه های وهابی تکفیری در دهه های اخیر بودند. در آنجا عده ای با سوء ‏استفاده از عقاید دینی مردم و سوء استفاده از شرایط قومی و دینی از دهه ۹۰ میلادی تا کنون ‏دست به جنایات وحشتناکی تحت عنوان جهاد و اسلام می زدند و تقریبا عموم قربانیان نیز خود ‏مسلمانان بودند. بیشتر رهبران و مبلغان جهاد در چچن در سایه حمایت عربستان و قطر قرار دارند و ‏چند هزار چچنی وهابی عضو داعش در سوریه می جنگند و شهر گروزنی شاهد و قربانی جنایات ‏وهابی ها است.‏

‏گذشته اختلافات و نگاه رهبران اسلامی و نهادهایی چون الازهر به وهابیت چیست؟

 

عموم اهل سنت به مدارا و تساهل با فرق مذهبی اعتقاد دارند در حالیکه تکفیری ها به کشتار ‏فرق اعتقاد دارند
 

وهابیت دو قرن قبل یک جریان سیاسی بود که بخش جهادی و ضد اجنبی افکار ابن تیمیه را گرفت ‏تا ترکان عثمانی را از سرزمین های عربی بیرون کند. خود وهابیت بعدها به یک ایدئولوژی حکومتی ‏و درباری تبدیل شد. از ائتلاف خاندان آل شیخ محمد عبدالوهاب و قبیله آل سعود دولت سلطنتی ‏عربستان به وجود آمد و وهابیت ابزاری برای توجیه سلطنت و قدرت و دربار شد. وهابیون عربستان ‏اگرچه در شکل گیری جنبش های تکفیری امروز نقش بارزی داشتند اما آنچه که امروز در جهان ‏اسلام در حال شکل گیری است اگرچه افکار وهابیت را دارد اما تفکر ناب این نهضت را در ‏رجوع مستقیم به افکار ابن تیمیه می بینند و با وهابیت درباری مخالفند. آن ها به دنبال ایجاد دولت ‏خلافت در کل سرزمین های اسلامی و احیای دوباره خلافت دوره بنی امیه هستند.

آیین وهابیت در ‏قرن ۱۲ هجری بر اساس افکار و آراء ابن تیمیه پی ریزی گردید به گونه‌ای که شناخت عقاید ‏وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. در این میان مسلمانان سنی جهادی که ‏در هریک از کشورها نام خاصی بر خود گذاشته اند ولی در مجموع سلفی تکفیری حساب می شوند  نیز همگی پیرو افکار ابن تیمیه هستند. تکفیری ها هر فردی را که با آن ها همراه نباشد کافر می دانند ‏و کافر از نظر آن ها شایسته کشته شدن است. الازهر مصر هیچگاه با وهابیت سر سازش نداشته است ‏اما نیاز مالی الازهر و موسسات دینی از یکسو و پول های سرریز موسسات خیریه خلیجی در دو دهه ‏گذشته توانسته بود در موسسات دینی مصر نفوذ کند.‏

بسترهای شکل گیری نگاه های منفی مذاهب اهل سنت به وهابیت چگونه است؟

اهل سنت از ابتدا نگاه منفی به وهابیت داشته است، اما در پنج دهه گذشته دلارهای نفتی حوزه عربی ‏خلیج فارس توانست نظر بسیاری از اهل سنت را جلب کند. آن ها تنها در پاکستان ۲۷ هزار مدرسه ‏دینی شبانه روزی ایجاد کردند. در مصر و شمال آفریقا کارهای زیادی کردند. دولت های منطقه و غربی ‏ها همه توجه خود را به خطر موهوم اسلام شیعه ایرانی متمرکز کردند و از آنچه زیر سایه حمایت ‏آن ها توسط وهابی ها در جهان اسلام می شد، غفلت کردند.

 چندی است که آن ها متوجه خطری شدند که ‏خود، آن را ایجاد کرده بودند و یا در آن نقش داشتند.‏ اگرچه وهابیت بر پایه تفکر ابن تیمیه قرار داشت اما وهابی ها بخشی از افکار او را به خدمت گرفتند ‏و بخش دیگر را رها کردند. خود ابن تیمیه از ابتدا مورد اعتراض علمای اهل سنت بود.‏ بعضی رفتارها، کنش و واکنش ها و مسائل قومی و قبیله ای و اختلافات سیاسی در غرب آسیا ‏منجر به پناه بردن افراد به ایدئولوژی ابن تیمیه شد.‏

نوع اختلاف ها و محورهای واگرایی و تضاد مذاهب اهل سنت با سلفی و وهابیت چیست؟

 

اکنون خود علمای اهل ‏سنت افکار ابن تیمیه را نقد می کنند زیرا اندیشه های او خسارات سنگین و تلفات زیادی را در سال های اخیر ‏بر مسلمانان وارد کرده است
 

اختلاف ها و محورهای واگرایی و تضاد مذاهب اهل سنت با سلفی تکفیری و وهابیت بسیار زیاد ‏است. عموم اهل سنت به مدارا و تساهل با فرق مذهبی اعتقاد دارند در حالیکه تکفیری ها به کشتار ‏فرق اعتقاد دارند. ‏ظهور سلفی تکفیری خساراتی را به اندیشه اسلامی وارد کرده که هیچ قوم مهاجمی تا کنون به ‏اسلام وارد نکرده، لذا علمای اهل سنت احساس وظیفه می کنند که خود را از آن ها دور نگهدارند.

‏همین چند هفته قبل سمینار عبدالرحمن جامی در تربت جام برگزار شد. احمد جامی از علمای ‏بزرگ اهل سنت است اما وقتی افکار او توسط سخنرانان سنی مذهب بازخوانی می شد سراسر ‏افکار او از دوستی و محبت و انسان دوستی سخن گفته می شد. لذا افکار ابن تیمیه در مغایرت ‏کامل با افکار و اندیشه های فرق اسلامی است. ‏

برای اینکه به عمق اختلاف علمای اسلامی با تفکر وهابیت جهادی(سلفی تکفیری) پی ببریم حتما ‏باید اشاره ای به افکاری پدر معنوی وهابیت و سلفیت تکفیری داشته باشیم : ‏

‏- نفی هر گونه تعقل وحرام بودن فلسفه و منطق و نفی علوم تجربی ‏

‏- انکار فضائل اهل بیت پیامبر (ص)‏

– مخالفت با بعضی نظریه های مذاهب چهارگانه اهل سنت؛ او هرگونه تعامل با کفار (غیر مسلمان) و ‏مشرکین (از نظر او همه فرق مختلف شیعه و تصوف) را حرام می داند

– بخش چهارم از آرای او مخالفت وی با مذاهب چهارگانه اهل سنت در باب نکاح و طلاق است. محمد ‏بن عبد الوهاب بخش دوم از مبانی فکری ابن تیمیه را گرفت و به سه بخش دیگر اهمیت نداد. به نظر ‏ابن تیمیه مهمترین مصلحت در این است که با آن ها (کفار و مشرکین) دشمن باشیم حتی اگر ‏به ضرر ما باشد. ‏

-‏ ابن تیمیه از نظر شرعی و دینی قتل وسلب و اغتصاب و تجاوز و مصادره اموال و تصاحب زنان و ‏کودکان و… را حلال اعلام می کند. ‏اما در مورد مسلمانان مانند شیعه برحسب نظر ابن تیمیه، کفر آن ها بزرگتر و گناه آن ها عظیم تر از ‏کفار اصلی است  (فتاوی جزء ۲۸ ص ۴۲۸).‏

– ابن تیمیه نه برای فکر و نه برای فرهنگ و هنر احترامی قائل نیست. تخریب آثار هنری و باستانی ‏افغانستان و یا تخریب اماکن مقدسه که علاوه بر تقدس جنبه هنری و علمی دارد نیز برای آن ها امری ‏لازم است.‏ در این بین بسیاری از علمای اهل سنت وی و افکار افراطی وی را رد نموده و حتی او را کافر دانسته اند. ‏چنانچه:

‏۱. محمد بن محمد بخاری (دانشمند حنفی مذهب، متوفای ۸۴۱) اعلام می‌کند:”هر کس به ابن ‏تیمیه شیخ الاسلام بگوید، کافر است”‏

‏۲. ابن حجر عسقلانی (متوفای ۸۵۲، از ارکان علمی اهل سنت) در کتاب درر الکامله، ج۱، ص۱۵۵ ‏نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تیمیه چنین بیان می‌کند: ‏‏“در جامعه اسلامی (اهل سنت و نه شیعه)، بعضی‌ها می‌گویند که ابن تیمیه مجسم (کسی که خدا ‏را جسمانی می‌داند) است، بعضی‌ها می‌گویند ملحد و زندیق است، بعضی‌ها می‌گویند او منافق است. ‏و  قضات اهل سنت در زمان ابن تیمیه اعلام کردند:”هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیّه» باشد، ‏خون و مالش حلال است.”‏

‏۳. ابن حجر مکی، در کتابی که علیه شیعه نوشته است، وقتی به ابن تیمیه می‌رسد می‌گوید: “خدا او ‏را خوار و گمراه و کور و کر کرده است، و پیشوایان اهل سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، و ‏مالکی‌ها، و حنفی‌ها، بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند.” (الفتاوی الحدیثه: ۸۶.) ‏

‏۴. ابن بطوطه، جهان‌گرد نامی مراکشی در سفرنامه اش می‌نویسد: “در دمشق یکی از بزرگان فقهای ‏حنبلی به نام ابن تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می‌گوید، ولی عقل او سالم نبود.” (رحله ‏ابن بطوطه، ج ۱، ص ۵۷)  ابن تیمیه شخصی عصبی،  بود و شاگردانش را هم به این وصف می ‏شناختند.  ‏

‏ لذا‏ باید گفت هر روز که می گذرد فاصله میان اهل سنت واقعی با تکفیری های وهابی و سلفی زیادتر ‏می شود در چند سال گذشته صدها روحانی اهل سنت به دست وهابی های سلفی کشته شده اند.‏

به نقل از : روزنامه خراسان 

 

نگاهی از درون به تشکیلات مخوف القاعده : نوشته  دکترمحمد عجم

——————————————————————————– 
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵ – بعد از ظهر ۱۷:۶ تعداد بازدید : ۴۴۷۳ سایت :بازتاب


دکترعجم: چرا ترکیه و پاکستان در ائتلاف‌های ضدایرانی شرکت نمخواهند کرد؟

 

دکترعجم: ترکیه و پاکستان در ائتلاف‌های ضدایرانی شرکت نمی‌کنند

پاکستان هرگز نمی‌خواهد ایران را از دست بدهد| اجرایی شدن طرح عربستان در کوتاه مدت ممکن نیست

خبر آنلاین : بین الملل > خاورمیانه –

اگرچه عربستان با پول و صرف هزینه کلان  سعی کرده وجهه خود را در جهان زیبا کند ولی کوچکترین نشانه از دسترسی عربستان به  سلاح های استراتژیک و پیشرفته  پاکستان  قطعا هر دو کشور  زیر تحریم بین المللی قرار خواهند گرفت و پاکستان به این حساسیت ها واقف است.

زهره نوروزپور: در حالی که منطقه غرب آسیا هر روز شاهد تحول تازه ای است و روابط ایران و عربستان به گونه ای به تکرار حملات لفظی به یکدیگر تبدیل شده، ریاض درصدد ایجاد یک ائتلاف جدید با حضور ترکیه، پاکستان و عربستان است. تحلیلگران در روزهای اخبر با توجه به آتش بس در سوریه و اوضاع یمن معتقدند ایالات متحده آمریکا به مانند سابق طبق درخواست سعودی ها پیش نمی رود کما اینکه پادشاهی سعودی از توافق مسکو و واشنگتن در خصوص سوریه به شدت خشمگین است و آینده سیاسی خود را نیازمند به متحدان جدید از جمله اسلام آباد می بیند از این رو مقامات ریاض آمد و رفت های دیپلماتیک خود را به پاکستان افزایش داده اند.

برخی گمانه زنی ها حاکی از آن است که عربستان قصد دارد یک محور هسته ای در منطقه با ائتلاف سه کشور ترکیه، پاکستان و سعودی تشکیل دهد، سفر مقامات ریاض به اسلام آباد پس از آن صورت گرفت که مقامات امنیتی پاکستان به ایران آمدند و بین دو کشور معاهده های امنیتی و ضد تروریسم امضا شد. رسانه های برون مرزی در تحلیل های خود سفر محمد بن سلمان به اسلام آباد را به سفر مقامات پاکستان به ایران مرتبط دانستند، در این باره با دکتر محمد عجم، کارشناس مسائل غرب و شرق آسیا گفتگو کرده ایم که در ادامه می خوانید:


زمزمه هایی شنیده می شود مبنی بر ایجاد محور سه گانه عربستان- پاکستان و ترکیه، این خبرها تا چه اندازه صحیح است و آیا تحقق می یابد؟ کما اینکه پس از سفر مقامات امنیتی پاکستان به ایران و همین طور ایران به پاکستان، محمدبن سلمان وزیردفاع سعودی و جانشین ولیعهد پادشاهی، به پاکستان سفر کرد، آیا این سفر به مناسبات امنیتی تازه ایران و پاکستان مرتبط بود؟

اگرچه عربستان اکنون تمام سعی و توان خود را برای بی ثباتی ایران و برای بدبین کردن و دور کردن همسایگان نسبت به ایران بکار می‌برد، اما این سفر ارتباط مستقیمی با سفر مقامات پاکستان به ایران نداشته است. ارتباطات پاکستان  و عربستان در زمینه نظامی یک سابقه ۵۰ ساله دارد در چند سال گذشته شدت بیشتری به خود گرفته است. عربستان شدیدا در شرایط فعلی به پاکستان نیاز دارد به خصوص بعد از اینکه جو بی اعتمادی بین عربستان و آمریکا به وجود آمد، چرا که برخی معتقدند که ممکن است عربستان در آینده نزدیک دچار تحریم تسلیحاتی از سوی غرب شود. در نتیجه عربستان خود را از قبل بیشتر نیازمند پاکستان می داند. عربستان و پاکستان همواره در سازمان کنفرانس اسلامی مواضع همسانی داشته اند عربستان در منازعه هند و پاکستان و همچنین مسائل افغانستان همواره در طرف پاکستان بوده است.


آیا در این سفر معاهده تسلیحاتی بین عربستان و پاکستان بسته شده است؟ دیدار آنها در شرایط منطقه و نزدیک شدن بیشتر پاکستان به ایران به چه دلیل بود؟

صحبت از امضای قراردادهای همکاری است که بیشتر در مبارزه با تروریسم و آموزش نیروهای نظامی عربستان و مانورهای مشترک است، اما اینکه معاهده ای برای خرید تسلیحات باشد، هنوز کارشناسان چنین عقیده ای ندارند، برای اینکه در حال حاضر فعلا هنوز عربستان به سلاح های پاکستان نیازی ندارد. البته پاکستان در رقابت با هند به یک کشور صادر کننده تسلیحات تبدیل شده و اخیرا با ۴۰ کشور دنیا معاملات فروش ادوات نظامی داشته است. پاکستان به دنبال بازار فروش سلاح هست و به دنبال معرفی موشک های شاهین  یا دیگر موشک های تولید پاکستان است، بخصوص که پاکستان در زمینه ساخت پهباد یا دِرُن و جنگنده بمب افکن با کمک چینی ها کارهایی انجام داده است  عربستان بخصوص سفارش خرید پهباد و موشک را در نظر داشته است ولی هنوز یک معاهده تسلیحاتی علنی نشده است. دو سال قبل عربستان یک و نیم میلیارد دلار وام به پاکستان داده است و در قبال آن تقاضای خرید  JF-17 Thunder  جنگنده تندر جی اف ۱۷ را مطرح کرده است.


گفته می‌شودپاکستان با ترکیه وعربستان قصد دارندیک محور هسته ای تشکیل دهند؟ ارزیابی شما چیست؟ ائتلاف این سه کشور به چه معناست؟

عربستان بدنبال چنین محوری هست و قطعا با توجه به اینکه ترکیه هم مانند عربستان و پاکستان با آمریکا دچار سوظن و بی اعتمادی شده است. این که چنین قصد و یا آرزویی بین انها وجود داشته باشد محتمل و منطقی است. اما با قاطعیت می توان گفت که این ائتلاف بخصوص اگر همکاری نظامی و هسته ای باشد اجرایی شدن آن بدلایل متعدد در کوتاه مدت ممکن نیست.

بین عربستان و آمریکا از لحاظ سیاسی و نظامی یک بی اعتمادی هست. این بی اعتمادی بین ترکیه و آمریکا هم اخیرا به وجود آمده است. این مساله، این دو کشور را به همکاری نظامی با پاکستان سوق داده است. از طرفی خود پاکستان هم با آمریکا دچار مشکلات حادی شده است. غرب از هر سه کشور مصرانه می خواهد که سلفی های وهابی افراطی را کنترل کنند و با منشاء و منابع مالی تروریزم مقابله کنند اما هر سه کشور از انجام این امر عاجز هستند به همین دلیل سوظن و بی اعتمادی هر سه کشور پاکستان، عربستان و ترکیه با غرب رو به افزایش است. از طرفی هر سه کشور از مشکلات متعدد و وجود گسل های سیاسی اجتماعی داخلی نیز رنج می برند. در نتیجه خودشان را نیازمند به ائتلاف سه گانه می بینند.


پس از رسانه ای شدن مساله محور سه گانه یا به عبارتی ائتلاف این سه کشور، نوازشریف راهی عربستان شد، اگر به زعم شما این محور قابل بحث و بررسی است، یا اینکه در آینده ای دور اتفاق خواهد افتاد، این آمد و رفت ها در شرایطی است که رابطه ایران و عربستان تیره است، به چه معناست؟ به هر حال پاکستان یکی از همسایگان مهم شرقی ما محسوب می شود، با توجه به این موضوع سفر نوازشریف را چه طور ارزیابی می کنید و دست آورد وی از این سفر چه بود؟

تحقق محور سه گانه بیشتر شعار هست و خواسته یک طرفه عربستان است. حتی محور دوگانه بین عربستان و پاکستان هم خیلی عملی نیست. سه گانه شدن آن تحقق پذیری را سخت تر می کند بخصوص که بین ترکیه و عربستان نیز همسویی اعتماد و اعتماد لازم  وجود ندارد. عربستان از نواز شریف توقع یاری بیشتری دارد اما بعد از سپتامبر ۲۰۰۱ به خصوص بعد از سال ۲۰۰۳ همکاری نظامی پاکستان با سایر کشورها، شدیدا زیر ذره بین آمریکا قرار گرفت.

از طرفی هندی ها هم حساسیت بسیاری به همکاری نظامی پاکستان با سایر کشورها داشته و دارند، تا حدی که آنها به بی اعتمادی بین پاکستان و غرب  دامن می زدند، در یک دهه گذشته رسانه های هند گاهی اوقات اخباری منعکس می کردند مبنی بر اینکه پاکستان ممکن است سلاح های اتمی و موشکهای خود را در اختیار القاعده و طالبان قرار دهد. اتهاماتی از این دست که اصولا بیشتر جنگ روانی بود. اما همین جنگ روانی از سوی رسانه ها باعث شده  که حساسیت ها و سوظن ها در منطقه تشدید شود. به خصوص غربی ها نسبت به وضعیت سلاح های هسته ای پاکستان و همکاری نظامی بین المللی این کشور فوق العاده حساس شده اند. اسرائیلی ها نیز رفتارهای نظامی پاکستان را زیر نظر دارند و روابط نظامی عربستان و هند را رصد می کنند. اولین بار آنها نسبت به برنامه خرید موشکهای هسته ای عربستان از پاکستان هشدار دادند.

اگرچه عربستان سرمایه گذاری و مساعدت گزافی در بخش نظامی پاکستان داشته است و پاکستان خود را مدیون کمک های مالی و هدایای سعودی می داند، به ویژه آنکه نفت و انرژی ارزان از این پادشاهی دریافت می کند، اما همه اینها باعث نخواهد شد که در امور نظامی، پاکستان در قبال عربستان تا جایی پیش برود که سعودی ها به سلاح های استراتژیک پاکستان دست پیدا کنند. پاکستان به عواقب خطرناک داخلی و بین المللی چنین اقدامی آگاه است. دخالت بی ثمر و پر هزینه عربستان در لیبی، سوریه و یمن باعث مشکلات داخلی عدیده ای شده است. اکنون عربستان از بحران های داخلی متعددی رنج می برد بخصوص بحران جانشینی و بحران هویت،شکاف بین اقوام و طوایف عربستان تشدید شده زیرا عربستان هزینه افراط گرایی اقلیت وهابی سیاسی حاکم را می پردازد.

بسیاری از طوایف سنی به عملکرد وهابیت سیاسی معترض هستند جامعه فرهیختگان، زنان و جوانان نیز از تسلط روز افزون وهابیت سیاسی بر حکومت ناراضی هستند. عربستان در جهان رو به انزوا می رود، نسل جوانی که سیاست و نظامی گری عربستان را اداره می کنند از تجربه کافی برخوردار نیستند. غربی ها امروزه دریافته اند که نظام حکومتی عربستان بر دو ستون غیردمکراتیک بنا شده یعنی فرقه (وهابیت ) و قبیله (قبیله آل سعود) لذا افکار عمومی دنیای متمدن به ساختار حکومتی عربستان بدبین است.

اگرچه عربستان با پول و صرف هزینه کلان با ابزار دیپلماسی عمومی وجهه خود را در جهان روتوش کرده است ولی در حال حاضر اگر غرب متوجه شود که پاکستان قصد دارد سلاح های استراتژیک و پیشرفته خود را در اختیار سعودی قرار دهد قطعا هر دو کشور  زیر تحریم بین المللی قرار خواهند گرفت و پاکستان به این حساسیت ها واقف است.

می توان گفت که در آینده نزدیک هیچ توافق یا معاهده مهم و استراتژیکی که توازن منطقه ای را بر هم زند بین عربستان و پاکستان ایجاد نخواهد شد، به خصوص اینکه در شرایط حساس منطقه، که مخاصمات هند و پاکستان تشدید شده و روابطش با افغانستان و بنگلادش نیز مناسب نیست. بین ایران و عربستان سوءظن و دشمنی عمیق تر شده است که این روابط تیره بین تهران و ریاض اصلا به نفع پاکستان نیست، لذا پاکستان اصولا قصد ندارد در منازعات خلیج فارس وارد شود که معادلات به نفع ایران یا عربستان تغییر کند.


به همین علت بود که نوازشریف قصد داشت بین ریاض و تهران میانجیگری کند؟ چرا به نفع پاکستان نیست که در مساله ریاض و تهران ورود کند؟


درست است که روابط عربستان و پاکستان برادرانه و عمیق است اما  بین ایران و پاکستان نیز روابط همواره دوستانه بوده ایران همسایه استراتژیک پاکستان است. پاکستان کشوری همسو با ایران است و در جنگ ۸ ساله علی رغم ائتلاف عربی علیه ایران، پاکستان با ایران همراهی می کرد. موقعیت ژئوپلتیک و ژئو اکونومیک و خطوط جاده ای و مواصلاتی و اقتصاد ایران و مشترکات فرهنگی برای پاکستان اهمیت زیادی دارد. اولویتها و اهداف پاکستان و عربستان هم اکنون غیرهمسو است برای پاکستان اولویت اساسی منازعه کشمیر با هند است و می خواهد جهان اسلام تمام توجه خود را به این موضوع متمرکز کند. هر بحران دیگری که جهان اسلام را مشغول کند به نفع پاکستان نیست. در حالیکه اولویت اول عربستان هم اکنون بی ثبات کردن ایران است و این بنفع پاکستان نیست یک ایران امن و پیشرفته به نفع پاکستان است دو کشور هیچ ادعای ارضی و تاریخی نسبت به یکدیگر ندارند.
بر فرض اگر این ائتلاف یا به عبارتی محور سه گانه بین این سه کشور صورت بگیرد، با توجه به شرایط فعلی منطقه ورود ترکیه به سوریه، و تیره شدن روابط تهران و ریاض، ارزیابی شما از آینده روابط پاکستان و ایران به چه صورت است؟

مقامات پاکستانی بارها اعلام کرده اند که هیچ موضوعی روابط عربستان و پاکستان را نمی تواند برهم زند و همینطور روابط پاکستان با ایران را، لذا بحث از محور سه گانه و ایجاد ائتلاف نظامی بین عربستان، پاکستان و ترکیه آنهم در جهت خلاف منافع ایران در حد شعار و تبلیغات است، خیلی بعید است که به مرحله عمل برسد بخصوص اگر اهدافی در جهت تضعیف ایران داشته باشد، حداقل در چند سال آینده چنین تصوری وجود ندارد که بتواند یک ائتلاف یا یک محور نظامی بین این سه کشور عملی شود، دلایل متعددی وجود دارد که باید به طور جداگانه برشمرد.

ممکن است این دلایل را ذکر کنید؟

بحران های منطقه ای و حساسیت جهانی و درگیری های درونی خود این کشورها و ناهسو بودن اهداف آنها،  اجازه پیمان های نظامی در منطقه را به سبک سنتو و … نمی دهد. جهان اکنون درگیر مبارزه با تروریزم و افراط گرایی است که ریشه آن در همین منطقه است، پاکستان و عربستان و ترکیه هر کدام بنوعی در این موضوع نقش داشته اند کوچکترین غفلتی آنها را به گرداب خشونت و بحران می کشاند و آنها نمی توانند خود را در جبهه های مختلف درگیر کنند.
فرمودید عربستان به پاکستان نیاز دارد، چرا؟ آیا هدف خاصی را دنبال می کند؟

عربستان دچار توهم ترس از ایران است و ایران را متهم می کند که قصد صدور انقلاب و تسخیر پایتخت های عربی را دارد. این توهم عربستان را به سیاست های غلط کشانده است. عربستان در چند سال اخیر ناکامی های زیادی در منطقه داشته است، در یمن و سوریه هزینه بسیار زیادی را متحمل شده است، بدون اینکه دست آورد ملموسی داشته باشد، از طرفی عربستان خود را در یک شرایط انزوای بین المللی هم می بیند. غرب به نظام عربستان بدبین است اما از ترس برهم خوردن توازن منطقه با ایران و با توجه به تجربه سقوط صدام سعی در حفظ نظامی دارد که با آن همسو نیست.

عربستان در کشورهای اسلامی نیز محبوبیت ندارد، اگرچه با پول رأی، اعضای سازمان همکاری اسلامی را در موضوعات خاصی با خود همراه می کند و توان و قدرت تخریبی زیادی دارد اما قدرت ائتلاف سازی خارج از شورای همکاری خلیج فارس ندارد.کاهش بهای نفت که با هدف ضربه زدن به ایران و روسیه صورت گرفت اکنون اقتصاد خود عربستان را آسیب پذیر کرده است. از طرفی عربستان با مشکلات اقتصادی و سیاسی اجتماعی داخلی و خطر سلفی های افراطی داخلی نیز روبه رو است، اگرچه گروه تروریستی داعش به طور مستقیم یا غیر مستقیم از کمک سعودی بهره مند است، اما ذات تفکر داعش،  دشمنی با عربستان، اردن، مصر و در کل پادشاهی های عربی است، عربستان یک احساس خطر چند جانبه ای دارد که یکی از آن جمهوری اسلامی ایران است که از ناحیه کشور ما بطور توهم آمیزی احساس خطر می کند.

بنابراین بسیار خودش را نیازمند به پاکستان و ائتلافهای غیر عربی می بیند. از سوی دیگر جو بدبینی بین مقامات عربستان و آمریکا که ماه عسل آن ها چند سالی است که به پایان خود رسیده است. آن دوره ای که در واقع عربستان به عنوان نور چشمی غرب تلقی می شد گذشته است. عربستان به این امر واقف است که آمریکا حاضر نیست جان سربازان خودش را به خاطر رژیم سعودی به خطر بیندازد، همه این عوامل باعث شده است که آن ها به شدت احساس نیاز به پاکستان  داشته باشند. پاکستان قدرت مطرح نظامی در جهان اسلام است پاکستان نیز به  پول و نفت ارزان عربستان نیازمند است اما این کشور نیز با مشکلات خاص خودش دست و پنجه نرم می کند. اولا مشکلات داخلی که باید حساسیت آن را در نظر بگیرد. دوما همسایه ای بزرگ و قدرتمندی چون ایران را دارد که نمی تواند آن را نادیده بگیرد ، سوم اینکه با افغانستان و هند مشکلات عدیده ای دارد.


در این صورت موضع پاکستان به ایران چگونه خواهد بود؟

پاکستان هرگز نمی خواهد ایران را از دست بدهد، آنها به ایران به دیده احترام  می نگرند و نمی خواهند عملی انجام دهند که از سوی ایران خصمانه تلقی شود. از طرفی پاکستان مایل نیست که بر خلاف روال بین المللی و آن چیزی که غرب به دنبال آن است عمل کند. آمریکایی ها دوست همیشگی  پاکستان بوده اند، آن ها روابطی ۵۰ ساله بر مبنای دوستی استراتژیک داشته و دارند، در واقع پاکستان تنها کشوری است که با آمریکا خارج از ناتو ، در بالاترین سطح رابطه ااستراتژیک دارد.
برخی معتقدند مشکلات مذهبی و فرقه ای در پاکستان ناشی از نفوذ بیش از حد عربستان در پاکستان است، ایا این فرضیه درست است؟

کاملا درست است. بخشی از مشکلات داخلی پاکستان بخصوص منازعات قومی و فرقه گرایی ناشی از  اعتماد بیش از حد  پاکستان در گذشته به موسسات مذهبی عربستان است. بسیاری از این مدارس بجای مکتب انسان سازی بیشتر نیروی  انتحاری و خشونت گرا تربیت کرده اند.

۳۰ درصد از جمعیت ۱۹۰ میلیونی پاکستان شیعیان تشکیل می دهند که جمعیتی قابل ملاحظه است. در خصوص مشکلات مذهبی در این کشور، عربستان نقش بسزایی دارد.  یکی از عمده مشکلات داخلی پاکستان خود عربستان است. عربستان در حالی که کمک های سخاوتمندانه ای به پاکستان می کند در عین حال برای پاکستان مشکلات عدیده ای ایجاد کرده است، از جمله این مشکلات، مدارس مذهبی در این کشور است، که از سوی عربستان تاسیس و تامین مالی شده است.

در دوره پس از جنگ سرد یعنی از دهه ۷۰ میلادی به بعد، به خصوص بعد از اشغال افغانستان به دست شوروی، عربستان چیزی حدود ۲۷ هزار مدرسه در پاکستان ایجاد کرد، در تمامی این مدارس شهریه طلاب و اساتید پاکستانی و اساتید عرب را پرداخت کرده است، در این مدارس عموما آموزش جهاد علیه کفار داده می شده است و طلاب را با روحیه جنگی و ارزشهای اسلام سلفی تکفیری تربیت می شدند و این میراث هنوز باقی است. بخشی از همین مدارس که خارج از کنترل دولت هستند مشکلات نا امنی اعم از حملات تروریستی، طائفه گرایی، قوم گرایی و رشد تروریسم را در پاکستان تشدید می کنند.

آیا عربستان بازی تازه ای در سر دارد؟  به طور کلی این رابطه چه تاثیری در بحران منطقه و آینده ایران خواهد داشت؟

هشدار عربستان مبنی بر قطع کمک به پاکستان بلوف سیاسی بود و پیش بینی قطع رابطه تحلیل اشتباهی بوده است روابط عربستان و پاکستان شدیدا به هم گره خورده است و هیچ عاملی نمی تواند آنرا از هم گسسته کند.

عربستان با طرح محور سه گانه بازی تازه ای در سر دارد اما در این بازی از هم اکنون شکست خورده است. محور سه گانه زمانی شکل می گیرد که همه اهداف و منافع هر سه مشترک و همسو باشد. همانطور که می دانید هر کدام از این کشورها اولویت ها و اهداف متمایز و غیر همسویی دارند.

درآمد سالانه بیش از یک میلیون پاکستانی مقیم عربستان بیش از ۵ میلیارد دلار است. از طرفی نواز شریف رابطه بسیار نزدیکی با خاندان آل سعود دارد. پس از کودتای ۱۹۹۹ به همراه خانواده‌اش به مدت ۱۰ سال میهمان عربستان بود برخلاف انتظار اما در بحران یمن پاکستان درخواست عاجزانه عربستان مبنی بر پیوستن به ائتلاف عربی را با همه این سوابق رد کرد، این مساله نشان دهنده آن است که پاکستانی ها خیلی عاقلانه فکر کردند، آن ها آینده دیپلماسی کشورشان را در نظر گرفتند، همان تدبیری که پاکستان در ائتلاف جنگ یمن اتخاذ کرد و از ورود به ائتلاف عربی سرباز زد، قطعا در ۵ یا ۶ سال اینده هم همچنان این تفکر بر پاکستان حاکم خواهد بود.

ساختار پارلمانی و حزبی دولت پاکستان شبیه هند است و اجازه هر تصمیمی به نخست وزیر و یا رئیس جمهور نمی دهد. بنابراین به هیچ عنوان نباید نگران ایجاد یک محور سه گانه بین عربستان،پاکستان و ترکیه در کوتاه مدت بود، ساختار حکومت ترکیه نیز بگونه ای است که امکان ورود به چنین ائتلافی رابسادگی نخواهد داشت. و ترکیه نیز حاضر نیست در ائتلافی شرکت کند که ایران آن را برضد منافع خود تلقی کند.

البته اگر که عربستان در بهبود رابطه با ایران پیشقدم شود و یک ائتلاف ۴ گانه بین ایران- عربستان – پاکستان و ترکیه صورت پذیرد. برای ثبات منطقه ایده ال خواهد بود ائتلاف برای دوستی و همکاری و نه ائتلاف برای دشمنی در منطقه قبلا در  سالهای ۷۶ تا ۸۳  ایران یک دوره روابط دوستانه با عربستان را تجربه کرده و باز هم آن دوره قابل تکرار هست اگر عقلای دو طرف منافع یکدیگر را برسمیت بشناسند. البته چنین آرزویی تقریبا در کوتاه مدت جزو محالات است. کما اینکه هیچ یک از پیمان های منطقه ای از جمله دی ۸ و اکو  و …. آنطور که ارزو  می شد ثمر بخش نبوده است.

۵۲۳۱۰


ترکیه از ظهور و عروج اسلام گرایان اخوانی تا کودتای نافرجام

کودتا در ترکیه و عوارض آن

در سلسله نشست‌های توبا مطرح شد:

تحولات خاورمیانه متاثر از اسلام سیاسی است

محمد عجم: تمام تحولات خاورمیانه متأثر از اسلام سیاسی است. حزبی که در حال حاضر در ترکیه است از آثار اخوان المسلمین است.
محمد عجم

به گزارش ایران نیوزآنلاین؛ پنجشنبه سی و یکم تیرماه سلسله نشست‌های توبا با موضوع بررسی «کودتای ترکیه» با حضور  دکترمحمد عجم تحلیل‌گر مسائل بین‌المللی در محل دفتر حزب کارگزاران سازندگی مشهد برگزار شد.
محمد عجم تحلیل‌گر مسائل سیاسی بین‌المللی گفت: تمام تحولات خاورمیانه متأثر از اسلام سیاسی است. حزبی که در حال حاضر در ترکیه است از آثار اخوان المسلمین است.
وی خاطرنشان کرد: در کودتاهای گذشته، وقتی تلویزیون به دست کودتاچیان می‌افتاد، یعنی پایان حکومت قبلی و پیروزی کودتاچیان، اما اکنون  فرق کرده عده‌ای می‌گفتند؛ با تصرف تلویزیون کار اردوغان تمام‌ شده است.
وی گفت: تلویزیون الجزیره به مردم روحیه می‌داد و پیاپی می‌گفت کودتایی در کار نیست. اردوغان از شبکه های خصوصی و از شبکه مساجد هواداران حزبی  را فراخوان دادوقتی جمعیت در خیابان ها راه افتاد، مشخص شد چقدر حزب حاکم دقیق کار کرده است.
وی ادامه داد: اردوغان روی تجربه‌ای که داشت، اولین کاری که کرد به شبه‌نظامیان و بسیج حزبی توجه نمود. در دوره‌های گذشته حزب این‌قدر قدرتمند نبود که در دوران اردوغان بود.

اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود
کارشناس مسائل بین‌المللی دوران اردوغان را به سه دوران تقسیم کرد و گفت: یک دوره اوج قدرت و یک دوره دچار چالش و دوره‌ای اردوغان دچار افول شد.
وی ادامه داد: دوره‌ای که اردوغان ظهور کرد، وضع اقتصادی ترکیه فلج بود و از  چالش های زیادی  رنج می‌برد.
وی افزود: حزب عدالت و توسعه وقتی به قدرت رسید، خیلی خوب ظاهر شد. این حزب هم می‌خواست اسلام را رعایت کند و هم اصول لائیک‌ها را حفظ کند.
وی تصریح کرد: اردوغان با شعار روشنفکری آمد و خیلی موفق بود، در آن زمان اسلام سیاسی در شمال آفریقا رشد کرده بود.
عجم به چهره زیبای ترکیه در آن زمان اشاره کرد و گفت: وقتی اردوغان به قدرت رسید آمریکایی‌ها بیشتر از همه از او حمایت می‌کردند.
وی بیان کرد: اینان با موجی که راه انداختند اعتماد بین‌المللی را جمع کرده و انسجام داخلی را افزایش دادند؛ به همین خاطر اقتصاد دوره اردوغان توانست سالی ۷ درصد رشد اقتصادی داشته باشد، برعکس احمدی‌نژاد که اعتماد بیگانگان را سلب کرد.
کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: وقتی تحولات ترکیه شروع شد اشتباهات اردوغان نیز آغاز شد؛ در این زمان اردوغان عوض شد .
وی ادامه داد: با وجود همه شعارها و پیشرفت‌های چشمگیر، دوره افول اردوغان شروع شد.
عجم اظهار کرد: برخی در داخل و برخی در خارج اختلاف ایجاد کردند، رسانه‌های عربی شعار علیه اردوغان می‌دادند تا او را نزد افکار عمومی عرب خراب کنند، در داخل کشور اردوغان، افراد حزب خود را جاسازی و یک شاخه نظامی  حزبی ایجاد کرد و پیوند با مساجد را محکم کرد.
وی خاطرنشان کرد: این حزب با درصد جزئی به پیروزی رسید با وجود این‌که در دوره افول بود.

اردوغان از کودتا اطلاعی نداشت
عجم در خصوص این سؤال که کودتا را اردوغان طراحی کرده یا اصلاً اطلاعی نداشته و یا می‌دانسته اما کاری نکرده تا به مقاصدش برسد، گفت: تئوری توطئه در خاورمیانه خیلی طرفدار دارد.
وی افزود: تئوری توطئه را قبول نداریم ، اما واقعیت این است که احتمال قوی داده می شد که کودتا انجام خواهد شد   زیرا روحیه ارتش با افکار حزب اسلامی عدالت و توسعه سازگار نبود.و لذا حزب پیش بینی های لازم را برای مهار کودتا کرده بودند
عجم در ادامه گفت: به نظر من اردوغان و هم حزبی‌های او نمی‌دانستند، که کودتا چه زمان و مکانی خواهد بود.
وی ادامه داد: کودتا در بدترین زمان اتفاق افتاد؛ زمانی که اردوغان دست بالابرده بود تا چهره خود را در جهان مجددا  خوب کند.
وی اظهار کرد: اردوغان از کودتا بدش نمی‌آمد؛ زیرا تصویر خوبی به دنیا داد، آمریکا و اروپا نمی‌خواستند اردوغان سقوط کند.
عجم با بیان اینکه دنیای غرب اکنون  نگران گسترش تروریست در خاورمیانه است گفت: برای آن‌ها مهم نیست ترکیه یا ایران چقدر رشد کنند، مهم این است که تروریسم  را مهار کنند.
عجم اظهار کرد: کودتا اصلاً از طرف اردوغان نمی‌تواند باشد؛ ترکیه با این کودتا تضعیف شد و تا ده سال دیگر هم به دوران خوب گذشته‌ نمی‌رسد.
وی ادامه داد: جذابیت ترکیه زیر سؤال رفته، بورس و ارزش پول ترکیه سقوط کرده و خیلی سرمایه‌داران از بازار بورس ترکیه بیرون کشیده‌اند.
وی اذعان کرد: کودتاچیان قدرت مساجد را در نظر نگرفته بودند، آن‌ها فکر نمی‌کردند اردوغان از ده‌ها شبکه دیگر پیام دهد و مردم هم به خیابان‌ها بریزند.
وی گفت: اذان مساجد به‌قدری تحریک‌کننده بود، که مسلمانان ترغیب شدند بیرون بیایند.
وی اظهار کرد: با این کودتا اختلاف بین لائیک و مسلمان، پلیس و ارتش زیاد شد. گسل زیادی در ترکیه ایجاد شده و احتمال هر زمین لرزه‌ای از هرجایی است.
عجم گفت: این کودتا برای حزب اردوغان موهبت بود، اما برای کل کشور ضرری بیش نبود.
عجم با بیان اینکه پس از این کودتای نافرجام، اردوغان نیز کودتا کرده گفت: ارتش، قوه قضاییه، رهبران احزاب، روزنامه‌نگاران و معلمین ممنوع‌الخروج شده‌اند و نزدیک به ۱۵۰-۶۰ هزار نفر را دستگیر کرده اند.

در مجموع کودتا بنفع سوریه و روسیه  هست بخصوص اسد نفس راحتی خواهد کشید زیرا اردوغان مشغول داخل ترکیه شد و سیاستهای سوری خود را تغییر خواهد داد.
عجم در پایان تأکید کرد: اگر اردوغان مخالفین خود را اعدام کند، باید برای همیشه اتحادیه اروپا را فراموش کند.

کد خبرنگار: ۹۴۰۱۱۳۰
کد عکاس: ۹۴۰۱۳۰۰


نگاه کابل به هیرمند و هریررود و بحران آب در شرق ایران

بحران آب در مشهد و شرق ایران

دکتر محمد عجم

کارشناس حقوق بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

  دریای پارس عجم

علی رغم هشدارهای مکرر سالهای گذشته هنوز فرهنگ استفاده بهینه از آب در ایراننهادینه نشده است. هنوز خطر جدی گرفته نشده است. بر اثر تغییرات آب و هوایی بسیاری از دریاچه های یخی جهان آب می شود. سطح آب  دریاها افزایش پیدا می کندو در مناطقی نیز خشکسالی ایجاد می شود. هم اکنون  شدت خشکسالی در برخی مناطق شرق کشور به حدی رسیده است که هم اکنون به ۹۰ روستای محروم نهبندان خراسان جنوبی با تانکر و به صورت سیار آبرسانی می شود. حداقل ۱۵ سال است که مناطقی از شرق ایران در حالت کم بارانی بسر می برد.

به گفته وزیر نیرو بحران آب می تواند تمدن ایران را منهدم کند  در حال حاضر در ایرانبیش از ۸۶ درصد از منابع آب تجدیدناپذیر استفاده می شود در حالی که استفاده بالای ۴۰ درصد از این منابع بر اساس استانداردهای جهانی به معنی قرارداشتن در وضعیت بحرانی است. بخشی از ایران یک دوره خشکسالی طولانی احتمالا سی ساله را می گذراند. و این مشکل با توجه به  کاهش شدید سطح ابهای زیرزمینی می تواند به بحران و مهاجرت وتخلیه بسیاری از روستاها منجر شود.

شهر مشهد، از بزرگترین کلانشهرهای ایران است و سالانه حدود ۲۵ میلیون زایر دارد بین ۶۰ تا ۷۰ درصد آب به طور متوسط از طریق سد دوستی سرخس تأمین می شود با افتتاح سد سلماو سدهای جدید در افغانستان طبیعتاً امنیت آبی این شهر تهدید می شود. چنانچه اعلام شده که این سد تنها برای ۶۰ روز مشهد ذخیره اب دارد. در سال ۸۴ میزان سهم حقابه ایران و ترکمنستان از سد دوستی در سرخس هر کدام ۴۱۰ میلیون متر مکعب تعیین شده بود.  از ۴۱۰ میلیون متر مکعب سهم  ایران۱۵۰ میلیون متر مکعب برای آب شرب مشهد در نظر گرفته شده بود هر سال با توجه به میزان ذخیره آب سهم هر کشور تعیین می شود. که در چند سال اخیر با توجه به ابگیری سد سلمایافغانستان ذخیره سد دوستی کاهش داشته است. برابر اعلام مقامات مربوطه در ده سال آینده مشهد  به منابع جدید آب نیاز خواهد داشت که منابع استانی پاسخ گو نخواهد بود و یکی از گزینه ها انتقال آب از دریای عمان و یا دریای خزر هست که با توجه به هزینه های سنگین عملی بنظر نمی رسد. در حال حاضر هنوز چند ماه از سال منابع رودخانه های مشهد و خراسان شمالی مانند رود اورتکن هرز می رود و بهره برداری بهینه از آن نمی شود. اکنون سد ارداک به بهره برداری رسیده که می تواند در اوج مصرف آب در مشهد معادل ۱۵ میلیون متر مکعب از این سد وارد مدار مصرف مشهد شود. و بهره برداری از سد چهچهه و قره تیکان و ارداک در برنامه  تامین آب مشهد قرار دارد اما با این وجود بحران جدی است.

در این شرایط افغانستان بر روی رود  رودخانه هریر رود  دو سد  کجکی و سد  سلما را به بهره برداری رسانده و سد بالابلوک در استان فراه  را  بر روی هریررود در حال احداث دارد. این به معنی آن است که در آینده نزدیک هیچ آبی به به داخل ایران و سد دوستی نخواهد رسید و این سد به محلی برای چرای دام ها تبدیل خواهد شد.

ساخت سد سلما در سال ۱۳۵۵ آغاز شد و تا زمان وقوع کودتای اردیبهشت نزدیک به ۳۰ درصد از کار ساخت سد سلما پیش رفته بود ولی پس از کودتای اردیبهشت ۱۳۵۶ به‌دلیل نا‌امنی، کار ساخت سد سلما متوقف شد. از آن زمان هیچ مدارکی یا قرائنی مبنی بر مخالفت کشور‌های همسایه افغانستان در ساخت این سد وجود ندارد. زیراایران احساس نیاز چندانی در حوزه این رود به آب نداشت احساس نیاز به آن رودخانه در سالهای دهه ۱۳۷۰ مشخص شد از سوی دیگر ساخت‌و‌ساز و سد دوستی در سرخس در زمان بی دولتی افغانستان و دوره طالبان و یک‌جانبه و بدون مشورت با افغانستان بوده است.

در ۱۵  خرداد ۱۳۹۵ ، آقای مودی نخست وزیر هند به همراه آقای اشرف غنی سد سلما بر روی هریر رود در نزدیکی شهر هرات را افتتاح کردند. هندی‏ ها رقمی نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار برای راه اندازی سد سلما سرمایه گذاری کرده اند. هریر رود، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر را در داخل خاک افغانستان طی می کند تا به مرز ایران می رسد و بعد از آن به طول ۷۰ کیلومتر به موازات مرز ایراندر سرخس به سمت ترکمنستان می رود. بخش عمده ای از آب این رود  سدی را که بین ایران و ترکمنستان تحت عنوان «سد دوستی»در سال ۱۳۸۴  ایجاد شده است را پر می کند. سد سلما باعث رشد اقتصادی و کشاورزی منطقه هرات شده و بیش از  ۷۵ هزار هکتار از اراضی افغانستان، از کشاورزی برخوردار خواهند شد و تولیدبرق این سد از وابستگی افغان‏ها به برق وارداتی ازایران و ترکمنستان خواهد کاست.

بر اساس برآوردی که سال ۹۴ انجام شده بود، نزدیک به سیصد میلیون مترمکعب آب ازافغانستان وارد سد دوستی ایران شده بود، اما از اسفند ماه پارسال تا اواخر فروردین ۹۵، میزان ورودی آب هریرود به داخل سد دوستی از ۳۰۰ به ۳ میلیون مترمکعب کاهش یافته بود یعنی عملاً یک صدم شده بود.

بسیاری از رودهای بزرگی که در افغانستان وجود دارند، به خارج از این کشور سرازیر می شوند. کوه‏های افغانستان، خاستگاه بسیاری از رودهایی است که به کشورهای پیرامونی از جمله به ایران ریخته می‏شود. از افغانستان  دو رود مهم  به سمت ایرانمی آید؛ یکی هیرمند( هلمند) است که به سمت سیستان ایران می آمد دیگری هریرود است که به سمت خراسان می رود.افغانستان با ساخت دو سد عملاً مانع ورود آب هیرمند به ایران شد و از دهه ۴۰ به بعد، بخش عمده ای از جمعیت این ناحیه ناگزیر از کوچ به بقیه نقاط کشور به ویژه خراسان و استان های شمالی کشور شدند

در مورد هری رود بین دو کشور قراردادی وجود ندارد اما معاهده حقابه میان افغانستان وایران مربوط به هلمند در اسفند ماه۱۳۵۱ به امضای نخست وزیران هر دو کشور رسیده است. در خرداد ماه۱۳۵۲ هر دو مجلس قانون‌گذاری دو کشور آن را تصویب کردند. اسنادی که باید در این رابطه میان دوکشور مبادله می‌شد، به‌دلیل کودتای ۲۶تیر ماه سردار محمد‌داوود معطل شد و بالاخره در سال ۱۳۵۶ این اسناد نیز مبادله شد. مفاد این معاهده تا امروز نیز به قوت خود باقی است. با عقد این معاهده وضعیت حقوقی حوزه رودخانه هلمند میان دو کشور مشخص شده است. بر‌اساس این معاهده، حقابه‌ایران ۲۶ متر مکعب در ثانیه آن‌هم در سال‌های معمولی ونرمال آبی می‌باشد. البته این معاهده، سال معمولی و نرمال آبی را نیز تعریف کرده است که براساس سنجش مرکز سنجش دهراوود مشخص می‌شود و آن هم طوری است که یک سال نرمال آبی در حوزه دریایی هلمند چیزی حدود شش میلیارد و ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب می‌باشد. براساس محاسبه حقابه ایران سالانه به ۸۲۰ میلیون مترمکعب می‌رسد. در ماده پنجم این معاهده، نوشته شده است که افغانستان با حفظ حقابه ایران، حق هرگونه استفاده از دریای هلمند را دارد. هم‌چنان پیش‌بینی شده که ایران حق استفاده اضافه از آن‌چه که مشخص شده، ولو که دریای هلمند پرآب هم باشد را ندارد.

افغانستان در حوزه دریای آمو و رود  هلمند و رود هریرود مرز مشترک آبی با کشور‌های همسایه دارد. دریا‌ها معمولا بستر خود را عوض می‌کنند و در این سال‌ها این تغییر بستر دریا بیشتر به‌سوی افغانستان بوده است. بر اساس معاهداتی که بین افغانستان و کشور اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته بود، این مساله پیش‌بینی شده است. در صورتی که بستر دریای آمو تغییر کند مرز‌ها هم تغییر نمی‌کند. زیرا مرز‌ها در روی جغرافیا مشخص است و خطوط خود را واضح دارد. در این معاهدات پیش‌بینی شده که دو کشور با همکاری هم، بستر دریا را دوباره به مسیر اصلی آن برگردانند. ولی به‌دلیل نبود امکانات افغانستان نتوانسته جلو این انحراف بستر دریا را بگیرد.  در افغانستان طرح‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت در جریان است تا به مدیریت بهتر آب در کشور برسند.

اساساً بخش عمده ای از حقوق بین الملل در حوزه ی رودها ماهیت توافقی دارد و قاعده مشخصی برای آن وجود ندارد. ما در مورد هریرود با افغانستان، قرارداد مشخصی نداریم، اما در مورد هیرمند با آنها قرارداد داریم. افغان ها  مدعی هستند که وقتی ما اجازه نمی دهیم از هیرمندیا هیلمند، آب به سمت ایران بیاید، مساله این است که خود ما مشکل کمبود آب داریم. به دلیل همین ادعا هم نامه نگاری ها و اعتراضات  ایرانچندان به جواب مشخصی نرسیده است. در مورد هریرود، اما ما قرارداد چندان مشخصی با افغانستان نداریم. ایران در این زمینه، فقط با ترکمنستان قرارداد دارد که از این آب به صورت دوجانبه استفاده می کنیم. بنابراین احتمال اینکه در آینده نزدیک، مشهد با جمعیت ۵ میلیونی خود  با بحران آبی مواجه شود، بسیار بالاست.

تنها کنوانسیونی که در زمینه رودخانه های مشترک وجود دارد کنوانسیون سال ۱۹۹۷ نیویورک است که به نام کنوانسیون استفاده غیر‌کشتی‌رانی از رودخانه‌های بین‌‌المللی یاد می‌شود. این کنوانسیون در سال ۲۰۱۵ لازم‌الاجرا شده است. یعنی ۱۸ سال طول کشید تا این کنوانسیون لازم الاجرا شده است. در همسایگی افغانستان به جزازبکستان، هیچ کشوری از جمله خود افغانستان به این کنوانسیون ملحق نشده است و بحث‌ها در مورد الحاق افغانستان، تازه در دولت جدید آغاز شده است. حتی همین کنوانسیون هم یک سلسله قوانین کلی و عام را پیشنهاد کرده است. یکی از اصل‌های این کنوانسیون این است کشور‌هایی که در مسیر یک رودخانه مشترک هستند، باید از مفاد این رودخانه به شکل معقول و منصفانه استفاده کنند و همچنان این مشارکت باید در توسعه و حفاظت از منابع آب رودخانه هم وجود داشته باشد. یعنی استفاده یک‌جانبه حق بدون تکلیف نیست. اصل‌های دیگر آن عدم زیان رساندن به منابع آبی، به اشتراک‌گذاری اطلاعات آب میان کشور‌ها، رعایت اصل محیط‌زیستی و حل اختلاف‌ها در این رابطه از مجاری مسالمت‌آمیز است. بنابر این چون این اصل‌ها کلی است کشور‌های دارای آب‌های مشترک می‌توانند از مدل‌های مختلف و اصل انصاف و تراضی در حل اختلاف مربوطه  استفاده کنند.

آب اهرمی برای استفاده دولت افغانستان

شرق ایران و غرب پاکستان جزو مناطق کم باران و نیازمند آب هستند و افغانستان با آن‌که کشوری است محاط به خشکی، اما به‌دلیل کوهستانی بودن و دارا بودن رودخانه‌های سرشار از آب شیرین به یکی از بزرگ‌ترین منابع آب شیرین در منطقه تبدیل شده است. بنابر آمار ارایه شده از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان، مجموع ظرفیت تجدیدشونده ذخایر آب‌های سطحی در سال، ۵۷ میلیارد مترمکعب است که از جمله آن ۲۱ میلیارد مترمکعب استفاده می‌شود و به‌دلیل نبود ذخایر، کانال‌ها و جوی‌ها، ۳۶ میلیارد آن ضایع می‌گردد.
هم‌چنان ذخایر آب‌های زیر زمینی در افغانستان هر سال ۱۸ میلیارد مترمکعب است که تنها از ۳ میلیارد مترمکعب آن استفاده می‌شود.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی هر فرد در روز برای انجام امور سلامت و بهداشت خود نیازمند ۲۰ لیتر آب شیرین است. به نوعی برابر با ۷٫۳ مترمعکب برای هر نفر در یک سال. در یک قرن گذشته جمعیت جهان روبه افزایش بوده و این امر باعث شده است که مصرف امروز آب در جهان ۶ برابر ۷۰ سال قبل باشد.
در این میان برخی از کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه از کشورهای خشک و کم‌آب جهان به شمار می‌روند. در این منطقه سه کشور دارای منابع سرشار آب شیرین‌اند:ترکیه ، افغانستان و تاجیکستان بر خلاف تاجیکستان،  آبهای افغانستان و ترکیه در موقعیت استراتژیک قرار دارند.  کمبود آب آشامیدنی در برخی مناطق منجر به کاهش شدید کشت محصولات کشاورزی  و بیکاری و خشک شدن تالابها شده است. افزایش نیاز مبرم  ایران ، پاکستان و افغانستان به  آب شیرین مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

فرصتی که از دست رفت.

تا قبل از انقلاب اسلامی  در ایران چندان احساس نیازی به آب رودخانه هریرود نبود ایران تقریبا هیچگونه استفاده ای از ان نمی کرد. تقریبا تمام مسیر رود در داخل ایران از صالح آباد تا سرخس جمعیت بسیار کم و دامداران بودند . خود افغانستان هم اهمیتی برای این آب قایل نبود زیرا رود تقریبا در بخش عمده ای از سال به طرف شنزارهای ترکمنسان  هرز می رفت. اما با بزرگ شدن شهر مشهد و توجه مردم  حاشیه مرز به کشاورزی صنعتی با توجه به زمینهای حاصلخیز ، توجه ایران  به اهمیت آب هریر رود زیاد شد. اگر ایران  موقع شناس بود در اثر خشکسالی های ممتد سالهای ۴۶ تا ۵۰ و کوچ مردم سیستان و بلوچستان اقدام به امضای قرارداد سال ۵۱ رود هیلمند کرد می توانست  و یا حتی در دوره کمونیستها براحتی در مورد هریرود هم قرارداد امضا کند اما درگیر بودن ایران در جنگ ۸ ساله و جنگ داخلی افغانستان موجب غفلت از موضوع شد. ولی اکنون مقامات  افغانستان  به اهمیت آب پی برده اند  و انرا طلای روان افغانستانمی دانند و مصم  هستند از آب استفاده بهینه نموده و از  خروج رایگان آن به  کشورهای همسایه جلوگیری نمایند.
افغانستان به دریا راه ندارد، کم‌ترین فاصله افغانستان به دریا ۵۰۰ کیلومتر است، در این میان اما موجودیت آب فراوان شیرین، که بسیاری از کشورهای منطقه از آن محرومند،افغانستان را به کشوری غنی و سرشار از منابع مهم آب آشامیدنی آسیای میانه تبدیل کرده است.
هم اکنون آب رودخانه‌های هریرود و هیرمند وارد ایران و ترکمسنتان می‌شود، آب حوزه آبی جنوب هندوکش و سفیدکوه به پاکستان و رودخانه سند می‌ریزد. آب‌های فراوان حوزه آب پامیر و شمال هندوکش به دریاچه اورال سرازیر می‌شود، آب رود مرغاب نیز به ترکمنستان می‌ریزد و در نهایت آب‌های فراوان رودخانه آمو نیز به ازبکستان و دریاچه اورال می‌رود. از همه این منابع آبی،افغانستان بدلیل جنگهای فراوان و عدم استقرار کم‌ترین بهره را برده است.
افغان ها اکنون اعتقاد دارند که ارزش آب را زمانی می‌توان تثبیت کرد که از آب به‌عنوان ابزار دیپلماسی و  برای چانه‌زنی سیاسی و منبعی برای درآمد داخلی استفاده شود.افغانستان  در فکر بهره اقتصادی و سود جویی از آب  است آنها می گویند فروش آب در دنیا معمول است و افغانستان درصدد صادرات آب است.

 در قسمت استفاده پولی از آب مثال‌های زیادی وجود دارد چنان‌که ایالات متحده برای یک مترمکعب آب نوشیدنی به کانادا ۵ سنت می‌پردازد، ترکیه در برابر یک مترمکعب آب مبلغ ۱۲ سنت به بلغارستان می‌پردازد و هم‌چنان در این اواخر تفاهم‌نامه‌ای میانایران و کویت در مورد صادرات و انتقال آب به امضا رسیده است. بر اساس این تفاهم‌نامه قراراست که طى یک دوره سى‌ساله، سالانه ٩٠٠ میلیون مترمکعب آب از سد کرخهایران به منطقه الزور کویت توسط خط لوله انتقال داده شود. صادرات این مقدار آب براى دولت ایران سالانه بیشتر از یک میلیارد دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
در این میان چابهار دروازه ترانزیت شرق ایران و منطقه‌ای استراتژیک برای توسعه صنعت ترانزیت به افغانستان محسوب می‌شود. و به‌عنوان کوتاه‌ترین راه ارتباطی و ترانزیتی کشورهای آسیای میانه و افغانستان به بازارهای خلیج فارس، شرق افریقا و دیگر نقاط جهان مطرح است. افغانستان به جز مسیر چابهار به میلک، امکان ارتباط دریایی مناسب دیگری ندارد.بندر چابهار یکی از ۱۴ نقطه استراتژیک دنیاست و از طرفی یکی از ۱۰ بندر مهم جهان محسوب می‌شود. امروزه کشورهای مختلف جهان رغبت زیادی برای سرمایه‌گذاری در بندر چابهار ایران دارند، افغانستان می‌تواند در ازای دسترسی به بندر چابهار نیز به ایران آب بدهد.ایران می‌تواند امکانات ویژه از جمله معافیت‌های گمرکی و ویزا برای بازرگانان افغان در بندر چابهار فراهم سازد و راه آهن چابهار- زاهدان را برای این مقصود به زرنج وصل کند. هم‌چنین موضوع آب در برابر نفت را نیز نباید نادیده گرفت.در این حال پاکستان نگران سدی است که در کنر ساخته می‌شود و جریان آب به سمت پاکستان را قطع می‌کند. و ایران نگران سد سلما و سد بالا بلوک است افغان ها می خواهند از آب به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ و کسب درآمد  استفاده کنند به هر حال آن‌چه مسلم است، باز شدن گره مشکل بی‌آبی و یا کم‌آبی شماری از کشورهای همسایه، به دست افغانستان است و باز شدن گره مشکلات امنیتی و اقتصادافغانستان نیز به دست آنان است و افغان ها آن را مورد توجه قرار داده اند.persian gulf lake tehran