پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

پاینده ایران زنده باد همه ملت های ایران جاوید است خلیج فارس

 

روزنامه‎‎ «الحیات‎»، عقب‌نشینی‎ مؤسسه آمریکایی‎ «نشنال‌جئوگرافیـک»‎ در اصلاح نام خلیج فارس و عذرخواهی از ایران را یک پیروزی‎‎ بزرگ‎ برای ایرانیان‎ دانست‎.
به‎‎‎ گزارش‎ شبکه تلویزیونی «العربیه»، روزنامه «الحیات» ۴/۱/۲۰۰۵بـا اشاره به درج عبارت «خلیج‎ عربی» به‎ جای‎ «خلیج فارس» در شماره هشتم‎ اطلس‎ «نشنال‎‌جئوگرافیک»‎ نوشت‎: ایرانی‎ها علاوه‎‎‎ بر اعتراض‎ یکپارچه بـه اقدام‎ این‎ مؤسسه، یکی‎‎ از جاده‌هایی که پایتخـت‎ را به‎‎ جنوب‎ ایران‎ متصل‎ می‎کند، «جاده خلیج ‎فارس‎» نام‎ نهادند.

با واکنش شدید وبلاگ نویسان و حمایت  ایرانیان  غیرتمند در سراسر جهان یک بار دیگر افکار عمومی پیروزی بزرگی را نصیب ملت ایران نمود  مؤسسه «National Geographic» در جهت احترام به افکار عمومی استفاده از واژه جعلی «خلیج عربی»،  مجبور به حذف این نام از نقشه خود شد.
 آبان ماه گذشته در نقشه‌های خود، با درج واژه جعلی «خلیج عربی» در داخل پرانتز زیر عنوان خلیج فارس و همچنین درج واژه اشغال‌شده در ذیل عنوان جزایر ایرانی مورد ادعای امارات در خلیج فارس، موجب اعتراض گسترده ایرانیان در داخل و خارج کشور شد.
پیرو این اقدام و به رغم عدم پیگیری جدی نهادهای رسمی، مؤسسه «نشنال جئوگرافیک» در پی مواجه شدن با موج انبوه اعتراضات در نخستین گام نسبت به اقدام جعلی خود عقب‌نشینی کرده، واژه «اشغالی» را از مقابل عنوان جزایر ایرانی و واژه «خلیج عربی» را از داخل پرانتز حذف نمود.
«نشنال‌جئوگرافیک» البته در عبارتی توضیحی زیر عنوان «خلیج فارس» که با فونت ریز نگاشته شده،‌ آورده است که از نظر اسناد تاریخی نام این خلیج، «خلیج فارس» است، ولی برخی، از آن با عنوان «خلیج عربی» یاد می‌کنند.
این عقب‌نشینی  که ناشی از تأثیر اعتراض فراگیر افکار عمومی ایران نسبت به این جعل تاریخی است، نشان می‌دهد که در صورت تداوم این اعتراض، اشاره فعلی مؤسسه «نشنال‌جئوگرافیک» به واژه جعلی خلیج عربی نیز حذف خواهد شد.
گفتنی است، در غیاب اقدامی مسئولانه از سوی مقامات وبلاگ‌نویسان و کاربران اینترنتی ایرانی، نقش ویژه‌ای در انعکاس اعتراض ایران به کار بردن واژه جعلی «خلیج عربی» داشتند.
تصویر نقشه جعلی و اصلاح‌شده این مؤسسه را در زیر مشاهده می‌کنید.

       

 

 

  •   بیشتر از دو هزار سال همسایگی و آمیختگی فرهنگی و دینی ایرانیان با اعراب ارتباط ناگسستنی را میان ما و آنها ایجاد نموده است در همین راستا بویژه در دو دهه گذشته مقامات ایرانی در جهت احترام به برادران عرب!! از دامن زدن به اختلافاتی که بانی و آغازگر آن ناسیونالیستهای عرب بوده اند خودداری نموده و حتی در جهت اینکه به فارس گرایی متهم نشوند در گفتگو با همتایان عرب خود همراه با آنها از خلیج فارس با نام خلیج نام برده اند؟؟!! و در مقابل کاربرد گسترده و سراسری خلیج عربی در تمامی رسانه های گروهی عربی سکوت اختیار نمودند!! آما آیا این موضوع احترام متقابل را در بر داشته است؟. ناسیونالیستهای قومچی و شوینیست عرب ( عرابها)در چند دهه گذشته نتنها به قوم فارس بلکه به تمامی اقوام پیرامونی خود رویکردی تحقیر آمیز داشته و در دهها کتابی که منتشر نموده اند بیکباره منکر تمام حقایق مکتوب شده و در جهت فرضیه ها و افکار نژاد پرستانه خود مدعی شده اند که قوم عرب نه تنها قوم کوچکی در جنوب شبه جزیره عربی نبوده اند بلکه تمدن فراعنه، بین النهرین، بابلی، آشوری ، ایلامی ، لیبیه، مغرب بربریه و آمازیق همگی به قوم عرب تعلق داشته و آمازیق .قبطی و .. لهجه های عربی بوده اند و قبل از ورود پارس به سواحل خلیج فارس، موطن عربی تا دامنه های زاگرس امتداد داشته است ولی توطئه یونانی یهودی در نام گذاری و استمرار نام خلیج فارس در طول تاریخ نقش داشته و این نام گذاری مطابق حقایق تاریخی نبوده است. این تحریفات و زورگویی های تاریخی زمانی برای ما ایرانیان اهمیت پیدا می کند که گروهک جیره بگیری بنام تحریر احواز و تحریر عربستان نقشه های ساخت حزب بعث را در این راستا منتشر می کنند و این افراد ضد ایرانی و خود فروخته زیر حمایت مادی و معنوی روشنفکران افراطی در کشورهای عربی قرار می گیرند و منکر وجود قوم ایلامی،فارس و خوزی شده و تاریخ را بنفع خود مصادره می کنند اهمیت این زور گویی های تاریخی زمانی بارزتر می شود که فردی ضد ایرانی بنام ناصر پورپیرارخود را در سنگر مکتب اسلام پنهان می کند تا راحت تر بتواند در تهران پایتخت کشوری اسلامی به تقلید از قومچیان افراطی عربی، کتابی توهین آمیز منتشر و تاریخ و تمدن پارسی را سراسر کذب و ساخته قوم یهود و زبان پارسی را حقیر و بی مایه و منکر شخصیت های ایرانی همچون سلمانها و دیگران در تمدن اسلامی شده و به یکباره محصول 6 هزار سال تمدن همه اقوام خاورمیانه را بنفع تئوری ناسیونالیستهای عراب و نه به نفع تمدن اسلامی مصادره نماید، خصومت این افراد با فارس ، کرد ، ترک و سایر اقوام تنها به این خلاصه نمی شود آنها از جامعه عرب شیعه نیز که بر محور قومگرایی نمی چرخد خشمگین تر هستند و بقای آنها را بر نمی تابند. عدم توجه آنها به کوکلسکلان  و نازیسم قومی از دید عرابها ( بر وزن فعال یعنی شوینیست قومچی عرب) خیانت و جنایت محسوب می شود. این قومچی ها ، ایران قبل از اسلام را سمبل مجوسیت، خشونت، اشغالگری تجاوز و توسعه طلبی و ایران بعد از اسلام را سمبل شیعه گری، نفاق و مکاری می دانند. صدام و شعلان شاگردان مکتبی هستند که این تئوری های کودکانه و جاهلانه را جزء اصول تغییر ناپذیر فکری خود قرار داده و بر اساس آن سرنوشت مخرب و مرگباری را در منطقه رقم زدند . این افرادنتنها از عبارت تازه ساخته خلیج عربی عقب نشینی نمی کنند بلکه ایرانیان را بخاطر اینکه از خلیج فارس استفاده می کنند و زبان عربی را زبان رسمی ایران نمی کنند خشمگین و این را علامت توسعه طلبی و کبریای فارسی می دانند؟؟!! با این مختصر باید گفت بسیار ساده انگارانه است کسانیکه فکر می کنند در کشورهای عربی رهبران و یا روشنفکران منصفی پیدا خواهند شد که از نام تاریخی خلیج فارس در مقابل نام نفتی جدید حمایت نمایند. بر جامعه ایرانی است که به خود آیند وبا توطئه های رنگارنگی که در پیرامون ما می گذرد هوشیارانه برخورد نمایند و دوستان را از دشمنان بازشناسند.

    منبع : خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ
  • این بخش از ایران که از عهد ساسانی تا امروز خوزستان نامیده میشود در زمان هخامنشی به استناد سنگ نبشته داریوش بزرگ "خوجیا" نام داشت. شهرهای مهم خوزستان در زمان ساسانی عبارت بودند از جندی شاپور، سوسنگرد، رام هرمز، شوشتر، شوش ( مرکز سیاسی امپراطوری هخامنشیان)، رام اردشیر، هرمز اردشیر (اهواز فعلی) و بهمن اردشیر ( واقع در آبادان فعلی). خوزیها که پس از حمله اعراب به ایران مورد کشتار، اسارت و بردگی قرار گرفتند از بقایای قومی بودند که در هزاره سوم قبل از میلاد مسیح دولت عیلام را تشکیل دادند و تحصیلکردگان خوزی در دولت هخامنشی در مناصب عالی اداری صاحب مقام بودند. خوزیها از ساکنین اصیل ایران بودند که علیرغم پایداری سرسختانه بدست اعراب مهاجم نابود گردیدند. پس از حمله اعراب بسیاری از شهرهای خوزستان ویران گردید و شهرهای نوینی که ساکنانشان عمدتا عربهای مهاجم بودند بر ویرانه های آنها ایجاد شد. شهر هرمز اردشیر که در منطقه خوزی نشین واقع شده بود و اطرافش روستاهای خوزی بود توسط عربهای مهاجم نام اخواز ( جمع خوزی) گرفت و چندی بعد بصورت اهواز تلفظ گردید. شهر بندری بهمن اردشیر که هم اکنون در آبادان بنام بهمن شیر معروف است به کلی ویران گردید و پادگان عرب بر ویرانه های آن تاسیس شد. چونکه نخستین فرمانده این پادگان مردی بنام عباد ابن حصین حبطی بود، شهر کوچکی که در اطراف این پادگان توسط عربهای مهاجر ایجاد شد به این مرد منسوب شده عبادان نام گرفت. در هیچ دوره ای از تاریخ ایران تا شروع حمله اعراب به ایران هیچ جماعات عربی ساکن نبوده اند و در عهد ساسانیان عربهای عربستان به قدری از خوزستان بی اطلاع بوده اند که زمینهای واقع در شرق اروند رود را "ارض الهند" (سرزمین هند) مینامیدند. طوایف و قبائل عرب مهاجر به خوزستان عمدتا از قبائل یمنی و بکر ابن وائل عربستان بودند شامل ثقیف، هوازن، غطفان، همدان، مذحج، اشعر، کنده، نخع، بنی تمیم، بنی حنیفه، بنی سلیم، ازد، بنی محارب، بنی عامر، عبدالقیس (بقایای این قبیله همانهایند که اکنون در اماراتند و ادعای مالکیت سه جزیره همیشه ایرانی را دارند که در آنزمان دین مسیحیت داشتند)، جهینه، بنی اسد، عک، سکون، تیم الات، بجیله، بنی عجل، بنی سعد، مراد، باهله، بنی وائل، خثعم، بنی مازن، بنی شیبان، طی، جعفه، جذیله و هذیل. از زمان زندیه قبیله بنی کعب به این منطقه مهاجرت کرده که بعدها از این قبیله شیخ خزعل بیرون آمد که بدلیل بی لیلقتی حکومت قاجار مدعی حاکمیت خوزستان بنام عربستان گردید که پس از میان برداشتن این شیخ رویای تشکیل عربستان در خوزستان به خاک سپرده شد.
  •