پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

سابقه نام های جزیره بوموسو

 

 

سال 1390 سفر آقای احمدی نژاد  به ابوموسی(بوموسو) سر و صداهای زیادی به همراه داشت از یک طرف شیخ نشین ها و  از طرف دیگر ایرانی ها ، رسانه های ایرانی موجی بنام تغییر نام ابوموسی براه انداختند واقعیتش این است که من اولین فردی بودم که نام های بومی ابوموسی"  گپ سبزو"- "بوموسو"  و بوموف را به مطبوعات آوردم اما خواستار تغییر این نام نبودم بنظرم تلفظ درست  نام  جزیره مذکور  " بوموسو"  است . ما باید آن را ایرانی تلفظ کنیم  یعنی همه نامهای جغرافیایی را باید بصورت ایرانی تلفظ کنیم نه عربی. نیازی هم به تغییر نام نیست.  برای اینکه عربها ناچار هستند نامها را تغییر دهند ولی ما اجبار نداریم مثلا آنها به گولان  ناچارند بگویند جولان یا به الپوو ناچارند بگویند حلب یا به آنکارا می گویند "انقره"  اما ما در زبان فارسی نباید در اسامی دنباله رو زبان عربی باشیم ما می توانیم  نام های اصلی را همانگونه که هست تلفظ کنیم بنا بر این گولان (گل+ان) درست است.

 گرنادا درست است نه قرناطه - گوا درست است نه "جوا "-و ....

اما  بوم+ سو Sou" ، "سو " یک نوع خار است و سوزsouz  یک نوع سبزی و بطورکلی هم سوز یعنی سبز بنظر می رسد بوم سوز نام اصلی بوده و به مروز زمان به بوموسو و در دو قرن اخیر  به ابوموسی  مشهور شده است. نام دیگر بومی جزیره  گپ سوز و گپ سبزو هم این نظر را تایید می کند. البته در سایتهای عربی حکایت موسی و خضر نبی و ماهی را به منطقه تنگه هرمز و محل برخورد خلیج فارس با آبهای دریای آزاد دانسته اند ولی جزیره ابوموسی به آن داستان هیچگونه ربطی ندارد.   سال 1381   من داوطلب شدم ک تحقیقی راجع  به حقانیت نام دریای خزر یا مازندران بکنم علت هم این بود که کمیته یکسان سازی نامهای جغرافیایی سازمان ملل متوجه شده بود که در ایران چندین نام برای دریای خزر بکار می رود از همه کشورهای ساحلی خواسته بود که یک نام را به عنوان نام اصلی و بین المللی معرفی کنند کشورهای ساحلی کاسپین را معرفی کرده بودند ولی ایران نظرش را اعلام نکرده بود. دو یا سه کتاب فارسی راجع به خزر وجود داشت آنها را خواندم و بعد کتاب اسناد و مجموعه عهدنامه‌های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی؛ گردآوری  وحیدمازندرانی : ۵۵۹ قبل از میلاد - ۱۹۴۲( ۱۳۲۰شمسی) را هم خواندم و بعد سراغ اطلسها و نقشه ها رفتم  گزارشی که تهیه کردم در سال 1382 مورد تایید کمیته یکسان سازی نام های جغرافیایی قرار گرفت و اعلام شد که نام کاسپین نام بین المللی و نام خزر نام داخلی کشور ایران است. در همان گزارش بود که اعلام کردم کاسپین و قزوین یک ریشه دارند و قزوین عربی شده یا تغییر یافته از واژه قدیمی تر کاسپین است. این گزارش را برای دکتر ورجاوند که شدیدا معترض به این نام گزاری بود ارسال کردم و او هم پس از خواندن گزارش  قانع شدو سکوت کرد. در همان زمان ما واژه خزر را تغییر یافته از کسر  دانستیم  و ابهامات تاریخی زیادی را در مورد خزرها مطرح کردیم  و کاسپین را واژه ایرانی دانستیم ولی هنوز در دانشگاهها و مراکز علمی فکر می کردند کاسپین یک واژه انگلیسی و اجنبی است. در حالیکه آنها از اقوام آریایی کهن و ساکنان اصلی  این دریا بوده اند  بخش اصلی این گزارش در روزنامه مردم سالاری و ماهنامه ماهنامهٔ پبام دریا شماره۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳چاپ شد.

در حین مطالعه اسناد فوق  نام خلیج فارس و جزایر آن نیز مورد توجه ام بود  تعجب آن موقع بود که متوجه عمق کاربرد کهن و تاریخی نام خلیج فارس و معادلهای آن  در همه زبانهای دنیا شدم .

در نقشه‌ای از خلیج فارس که در 1765م با حروف لاتین به چاپ رسیده،نام این جزیره بوموف آمده بود آن نقشه و نقشه خلیج فارس کارستن نیبور دانمارکی قدیمی ترین نقشه ها است که جزایر خلیج فارس را کشیده اند و بدرستی ترسیم کرده اند.(عربها کتاب ایشان را با تحریفات بسیار مضحکی ترجمه کرده اند و همه جا خلیج فارس را خلیج عربی ترجمه کرده اند.) همانکاری که با کتاب پلینی و کتاب آرنولد ویلسون و کتاب پرسی ساکس کرده اند..

نام بومف بجای ابوموسی نظرم را جلب کرد  پسوند اف که روسی است برایم خیلی عجیب بود  نه نقشه کش روسی بود و نه روسها آن زمان پایشان به خلیج فارس رسیده بود . " بوموسو " و گپ سبزو هم در نوشته های متاخر دیدم بعد در مورد بومف از بخشدار دهه 1370 ابوموسی پرسیدم گفت اینجور که از شنیده ها  دریافته ام "  گپ سوز - و بوموسو و "بوم او " نام های بومی این جزیره بوده است اینجا بود که متوجه شدم بومف BOUMOFهمان تغییر یافته بوم او BOUMOUاست چون در گفتار شفاهی "بوم اُِو " بصورت بوم اوف شنیده می شود بخصوص عربها اینگونه واو را ف تلقظ می کنند مثلا “ولوو “ را می گویند " فلفو " یا ودکا را می گویند فدکا و ...

اولین بار  نقشه  کامل و دقیق از خلیج فارس را  «کریستین نیبور» باستان‌شناس دانمارکی در سال‌های 1761 تا 1768 میلادی کشیده او اولین نقشه دقیق تحت عنوان "نقشه خلیج فارس " ویژه جزایر خلیج فارس کشیده است بعدهها از سال 1820 که انگلیسی ها راس الخیمه را گرفتند تا 1888 نقشه های دقیق تری از خلیج فارس ترسیم شد.

 

 

بجای تغییر نا م بوموسو  من همیشه خواستار زنده کردن نام باستانی مگان و مکران بوده ام  مکران را که نام ایالت جنوب شرقی ایران از جاسک تا گوادر و رود سند در ژاکستان بوده است  گفته اند که تغییر یافته مهی خوران است اما بنظر می رسد نام اصلی آن مگان درستر است مگان  واژه سانسکریت/اوستایی است به معنی بزرگ در زبانهای لاتین هم  هنوز به معنی بزرگ بکار می رود. حتی باور محکمی بر این است که عمان نیز تغییر یافته مگان است در اسناد دوره یونانی ها به شهر مگان در منطقه جغرافیایی جاسک - چابهار فعلی اشاره شده است. و دریای عرب و آبهای شمال اقیانوس هند هم نزد اعراب همواره بنام بحر مکران و بحر اخضر و بحر فارس معرفی شده است و هرگز نام دریای عرب برای دریای فعلی عرب بکار نرفته اولین بار آین نام را پرتغالی ها به این ژهنه آبی در شمال اقیانوس هند دادند.

 

 جزیره ابوموسی با مرکزیت شهر ابوموسی، جنوبی‌‌ترین جزیره ایران در آبهای خلیج ‌فارس است. این جزیره در 222 کیلومتری بندرعباس و 75 کیلومتری بندر لنگه قرار دارد

جزیره ابوموسی یکی از 14 جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد.

مساحت این جزیره در حدود ۲۵ کیلومتر مربع می‌باشد. جزیره ابوموسی در ۲۶ درجه خط عرض شمالی و در ۵۵ درجه خط طول شرقی واقع شده‌است.

فاصله میان جزیره ابوموسی و جزایر تنب به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکش‌های بزرگ است.

این جزیره در اسناد تاریخی با نام بوموو BOUMOU و بوم او AOU یعنی آب (معرب آن بومف) و بوموسو و گپ سبزو نام داشته (به معنای جای سبز).

در نقشه‌های قدیمی بوموف یا بوموسو ثبت شده (بوم به معنی مکان است و سو چند معنی دارد. سو SOU یک نوع خار است ولی  در این نام مخفف سوز SOUZ نام یک نوع سبزی است و به طور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز می‌دهد و در مجموع می‌توان آن را به معنای سرزمین سبز نامید).

نام ابو موسی یک نام جدید می‌باشد و سابقه آن به حدود بیش 100 قبل برمی‌گردد که یکی از ساکنان به نام ابوموسی این نام را به جای بوموسو BOUMOUSOU رایج کرد.

جمعیت ابوموسی، بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱٬۷۰۵ نفر بوده‌است.

جزیره ابوموسی آب و هوای مرطوب و گرم‌تری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت می‌گیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند.

آب‌وهوای جزیره در اواخر پاییز و اواسط بهار بسیار مطبوع و آرام است. فاصله زمانی اسکله نیروی دریایی بندرعباس تا جزیره ابوموسی به وسیله ناوچه‌های نیروی دریایی 9 تا 10 ساعت است.

ناهمواری‌های خاک جزیره ابوموسی به سوی شمال افزایش می‌یابد و سرانجام به بلندترین نقطه جزیره به نام کوه حلوا که نزدیک به ۱۱۰ متر ارتفاع دارد می‌رسد.

این جزیره یکی از مراکز صدور نفت خام کشور است که با ظرفیتی قابل توجه فعالیت می‌کند. وسعت شهرستان ابوموسی ۶۸٫۸ کیلومتر مربع است که مشتمل بر جزایر ابوموسی (با ۱۲ کیلومتر مربع)، جزیره تنب بزرگ (با ۱۰٫۳ کیلومتر مربع) تنب کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع)، سیری (با ۱۷٫۳ کیلومتر مربع)، فرور بزرگ (با ۲۶٫۲ کیلومتر مربع) و فرور کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع) می‌باشد.

همچنین فاصله دریایی ابوموسی تا خرم‌شهر 480، تا بندر امام خمینی 460، تا کویت 450، تا بوشهر 235، تا دوحه 205، تا کیش 70، تا سوری (سیری) 31، تا لنگه 41، تا مسقط 310 مایل دریایی است.

تاسیسات موجود در این جزیره شامل اسکله و حوضچه برای پهلو گرفتن کشتی‌های ماهیگیری و نظامی، فرودگاه، کارخانه آب شیرین و سایر امکانات رفاهی از جمله مدرسه، مخابرات، سینما و تاسیسات سردخانه‌ای برای ساکنان است.

آب سواحل جزیره ابوموسی یکی از زلال‌ترین و شفاف‌ترین آب‌های ساحلی بوده و دارای تنوع جانوری دریایی از جمله لاک‌پشت سبز دریایی، مارماهی، شاه‌میگو، کوسه و ماهیان رنگارنگ است.

ساکنان این جزیره بیشتر به صیدماهی اشتغال دارند. جزیره دارای تپه‌ ماهور و دشت‌های زیبایی است که برجستگی‌های تپه‌های شنی آن و کوه بلند مخروطی شکل به نام کوه «طوا» نیز در آن چشم‌نواز است.  بوموسو؛ نام اصلی جزیره ایرانی موسوم به ابوموسی است.

 

  سنگ نوشته یا کتیبه خارگ یکی دیگر از اسنادی است که نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. تاریخ‌‌ این کتیبه، به ۲۴۰۰ سال پیش – زمان هخامنشیان- باز می‌ گردد و کشف آن صدای اعتراض شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس را بلند کرد. 

 تنها نگاهی به تلاش و کاوش‌های «دیوید وایت ‌هاوس» باستان شناس انگلیسی برای اثبات تعلق داشتن امواج نیلگون خلیج فارس به ایرانیان و پارسیان کافی است. 

 روز خلیج فارس بهانه خوبی است تا همه دلایل ایرانیان درخصوص خلیج فارس را مرور کنیم.

 کشتی ساسانی !

 

خلیج فارس راز های بسیاری از تاریخ کهن ایرانیان در خود دارد. یکی از آنها کشتی ساسانی است که خیلی اتفاقی در سال ۷۸ پیدا شد.

 تعدادی از ماهیگیران محلی در نزدیکی سیراف، تورهای ماهیگیری خود را در دل آب‌های شناور خلیج فارس رها کرده بودند، آنها پس از مدتی تورها را بالا کشیدند و دیدند که مقداری سفال لابه‌لای تورشان گیر کرده است. این سفال‌ها، بقایای خمره‌هایی بودند که در زمان خود به «آمفورا» شهرت داشتند و برای جابه‌جایی مایعات مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 کارشناسان متوجه شدند که در اعماق آب یک کشتی ایرانی آرام گرفته و این سفال‌ها از دل آن بیرون آمده است.

 این آغاز ماجرای کشف کشتی‌ای است که دست کم ۱۷۰۰ سال در اعماق خلیج‌فارس لنگر گرفته. وجود ۳۰ تا ۴۰ خمره سفالی که درعمق بیش از ۷۰ متری دریا به طور پراکنده قابل مشاهده است، بیانگر وجود کشتی بزرگ تجاری مربوط به دوران پیش ازاسلام(دوره پارت یا ساسانی) است. یعنی اگر کاوش‌ها ادامه می‌یافت ممکن بود که باستان‌شناسان تاریخ به جای دوره ساسانی به دوره اشکانی متمایل شوند که ۲۲۰۰ سال قدمت دارد.

 

پس از این اتفاق، خبر توسط محلی ها به مسئولان می‌رسد و یک شرکت با استفاده از تجهیزات مدرن، فیلم بسیار کوتاهی در حدود ۷ تا ۸ دقیقه از این کشتی و محموله آن تهیه کرد و به موج بزرگی در رسانه‌های سراسر دنیا تبدیل شد.

 

تلاش‌های بسیاری از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر و پارس جنوبی برای بیرون کشیدن این کشتی انجام گرفت، اما مشکل مالی و نبود امکانات لازم، اجازه رسیدن به مقصود را نداد.

 در روزهای نخست وقوع این ماجرا، موج خبری کشف این کشتی، سازمان‌ها و نهادهای مختلفی را که به دلایل متفاوت به خلیج فارس و میراث فرهنگی وصل بودند را به دل ماجرا کشاند تا افتخار بیرون کشیدن این کشتی را به نام خود ثبت کنند، اما این موج زودتر از آنچه تصور می شد فرونشست و کشتی ساسانی یک بار دیگر پس از۱۷۰۰ سال دوباره در دل خلیج فارس غرق شد.

 کتیبه خارگ!

 کتیبه خارگ یکی دیگر از اسنادی است که نشان می دهد خلیج فارس از دوره هخامنشیان در سیطره ایرانیان بوده است. این سنگ‌نبشته هخامنشی در سال ۸۶ به دنبال احداث یک جاده در دل جزیره کشف شد.

 بررسی های باستان شناسان از یک کتیبه به خط میخی ایرانیان باستان خبر می داد که در طول و عرض تقریبی یک‌متر قرار داشت و روی سنگی مرجانی نوشته شده بود. تاریخ‌‌ این کتیبه، به ۲۴۰۰ سال پیش – زمان هخامنشیان- باز می‌ گردد. کشف این کتیبه صدای اعتراض شیخ‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس را بلند کرد. آنها مدعی شدند که این کتیبه جعلی است. هرچند در این کتیبه هیچ نامی از خلیج‌فارس برده نشده بود اما نشان داد ایرانیان حداقل ۲هزار و ۵۰۰ سال بر این خلیج‌ سیطره داشتند.

 با تمام اهمیتی که این کتیبه داشت و به‌رغم کوشش‌های فراوان برای متقاعد کردن اداره میراث فرهنگی بوشهر برای حفاظت و نگهداری از این اثر، اما هیچ‌گاه توجهی جدی به این خواست منطقی که مطابق با شرح وظایف و مسئولیت‌های قانونی آنان بود، انجام نشد تا کتیبه خارگ و رازهای سر به مهر آن برای همیشه از بین برود.

 در نهایت این کتیبه استثنایی در شامگاه نهم خرداد ماه همان سال توسط افرادی نامشخص تخریب شد و خیال همه شیخ‌نشین‌های اطراف را راحت کرد!

 خمره‌های سفالی اژدری!

 سال ۹۰ بود که باز هم یک اتفاق یکی از رازهای ایرانیان در خلیج فارس را گشود.

 

غواصان در گشتزنی خود باز هم به خمره‌های سفالی اژدری شکلی در اعماق خلیج فارس رسیدند که قدمتشان به دوره ساسانیان می رسید.

 

این خمره‌ها که در گشتزنی تیم غواصی مرکز تحقیقات زیست‌فن‌آوری دریایی خلیج‌فارس به سرپرستی دکتر ایرج نبی پور در سواحل شهر بوشهر به دست آمد، خمره‌هایی بود که در تجارت های دریایی به عنوان ظروف حمل مایعات با ارزش استفاده می شد و البته با آمفورا فرق داشت.

 گویا با این خمره‌ها، مایعات با ارزش مانند انواع روغن، غلات و ماهی نمک‌سود تولید شده در ایران به نقاط دیگر تجارت می‌شد. داخل این ظروف قیراندود و ضد آب است و در سواحل شمالی و جنوبی خلیج‌فارس تا بنادر باستانی هند و چین و شرق آفریقا در تجارت های دریایی مورد استفاده قرار می گرفته است.

 به گفته دشتی مدیر کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری بوشهر خمره های سفالی به دست آمده، از بهترین شواهد باستان‌ شناختی در خلیج‌فارس به شمار می‌روند. این نوع خمره‌ها در دوره ساسانی هم به ‌عنوان خمره تدفین کاربرد داشتند.

 

به گفته کارشناسان، منشا این خمره‌ها به احتمال بسیار زیاد مربوط به فرهنگ مدیترانه یا مصر باستان است و قیر به کار رفته در این خمره‌ها نیز در خوزستان تهیه شده است.

 باستان شناسان آن روز کشف خمره‌های اژدری شکل در اعماق خلیج فارس را نوید دهنده وجود یک محوطه باستانی مربوط به دوران ساسانی در زیر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس دانستند. هرچند همه چیز به همان روز ختم شد.

 بندر تاریخی سیراف!

 سیراف بندر-شهری که کاوش‌های دیوید هوس را به تصویر می کشد، در ۱۷۰۰ سال پیش شاهراه اقتصادی جهان بوده است.

 کاوش های او بندری پرجنب و جوش را نشان می دهد که میزبان جاشوها وناخدایانی از چین، هند ، آفریقا، سواحل مدیترانه و… بوده است.

 بندر سیراف که امروزه اسیر در چنبره فقر و بی توجهی مسئولان به بافت ارزشمند تاریخی اش است، در روزگار ساسانی یکی از بندرگا‌ه‌های مهم جهان تجارت روزگار خویش بود. شهری آباد و زیبا که «دیوید هوس» باستان‌شناس انگلیسی از آن به شهری که تنها می‌توان در داستان‌های سندباد دید، یاد‌ می‌کند.

 

امروز آثار باقی مانده از کاوش های دیوید هوس را می توان در پشت خانه های ساده بندر دید.

 به گفته باستان شناسان، اینجا یکی از پررونق‌ترین بنادر تجاری در دوران خود بوده‌ که تاریخش به پیش از ساسانی می‌رسد. شاهد آن کشف سکه‌هایی از اشکانی متعلق به ۲۲۰۰ سال پیش است. اسنادی که از کاوش های باستان شناسان خارجی و داخلی باقی مانده، تاریخی را از اشکانی شروع می‌کند، به ساسانی می‌رساند و دوباره اوج بندر را در دروه اسلامی به رخ همگان می‌کشاند. کاوش هایی که البته این روزها مثل بسیاری از محوطه‌های باستانی به فراموشی سپرده شده است!

 تاریخ پنج هزارساله ایرانیان سواحل خلیج فارس

 تاریخ جیرفت که کشف شد، اعتبار بین النهرین برای آغاز تمدن بشری زیر سوال رفت! حالا باستان شناسان ایرانی و خارجی به سرپرستی «یوسف مجیدزاده» باستان‌شناس نامی ایران، رازی را در شرق ایران از زیر خاک درآورده بودند که نشان می داد ایرانیان در ۵ هزارسال پیش تمدنی داشتند که صاحب «خط» بوده است. باستان شناسان اروپایی از این خط به نام ‌خط شرقی یاد کردند.

 

کاوش ها آنان را به یک سکوی پله ای رساند که بین یک تا سه قرن قدمت داشت. این کاوش ها تاریخ تمدن بشر را تکان داد.

 . همه این اتفاق‌ها زمانی اوج گرفت که کشور‌های سواحل خلیج فارس دست روی یکی از تاریخ‌سازترین دریای های جهان گذاشته بودند تا با تراشیدن نام جعلی، برای خود اعتبار دروغین کسب کنند.

 جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در طول تاریخ همیشه هویتی ایرانی داشته و خواهند داشت. یکی از راه های حفظ هویت ایرانی این جزایر پاسداشت نام های اصیل و ریشه دار ایرانی آنهاست که نشان از حاکمیت

   همیشه ایرانی بر این جزایر و نفوذ زبان فارسی در این منطقه دارد.

 به ویژه درباره جزیره ابوموسی بدون این که نیازی به تغییر نام باشد بایسته است که در نوشته‌های پارسی و مکاتبات، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، "بوموسو" بنویسم و بخوانیم.

 واژه فارسی "بوموسو" از دو بخش اصلی تشکیل شده است. بخش نخست این واژه بوم به معنی سرزمین است. بخش دوم آن "سُو" که همان سُوز یا سبز است. به این ترتیب ترکیب "بوم و  سُو" نام اصلی و ایرانی این جزیره است که معنی آن بوم سبز یا سرزمین سبز است.

 در تائید این نکته، به نام‌های فارسی دیگر این جزیره نیز می‌توان اشاره کرد که دربرگیرنده هر دو جز بوم و سبز هستند. این جزیره که از خوش‌ آب ‌و هواترین مناطق خلیج‌فارس است و انواع گیاهان و جانوران دریایی در ساحل آن به چشم می‌خورد و از دیرباز دارای آب شیرین، کشتزار و مراتع خوب بوده، نزد مردم بوشهر و بندر لنگه و دیگر شهرهای پارس تا 80 سال پیش به نام "گپ سبزو" به معنی سبزه‌زار بزرگ شناخته می‌شد و یا در اسناد تاریخی از آن با نام بوموو یاد کرده اند که از دو بخش بوم و اوو یا آب تشکیل شده است و به صورت بومُف معرب شده است.

 

بنابراین شایسته است که در نوشته‌های پارسی، نام این جزیره را درست و باتوجه به ریشه ایرانی آن، "بوموسو" بنویسم و بخوانیم.

 تُنب، واژه‌ای پارسی است

 عرب‌ها که می‌کوشند نسبتی بین خود و جزایر سه‌گانه تنب بزرگ و تنب کوچک و بوموسو پیدا کنند، در نوشته‌های خود واژه فارسی تنب را معرب کرده و به صورت "طنب" می‌نویسند. در صورتی که "تُنب" یا "تُمب"، واژه‌ای‌ فارسی سره‌ است که در گویش‌های محلی جنوب ایران شامل لهجه‌های لارستانی، بندری، تنگستانی و دشتستانی به معنای تپه و پشته یا تَل هستند. در خلیج فارس دو جزیره نام تُنب بر خود دارند، یکی تنب بزرگ و دیگری تنب کوچک.

 جزیره تنب بزرگ از دیرباز به نام‌هایی همچون تُمب بزرگ، تُمب گپ، تنب مار، تُنب مار بزرگ، تل مار و ... نامیده می‌شده است؛ چون در این جزیره در گذشته‌ای نه‌چندان دور شمار زیادی مار سمی وجود داشته است. در گویش دریانوردان محلی این جزیره را "تمب گپ" نیز می‌نامند که باز نشان از هویت ایرانی آن دارد. واژه "تنب" در ترکیب نام بسیاری از روستاهای بندرلنگه و بوشهر نیز به کار رفته است. نام جزیره تنب کوچک نیز بر همین بنیان استوار است

  پیش از حضور انگلیسی‌ها، نام این جزیره «گپ سبزو» به معنی جزیره‌ی بزرگ خرم بوده است. در واقع، مردم بندر لنگه، کنگ و ساکنان سواحل در جزایر خلیج فارس، «گپ» را به معنی بزرگ می‌دانستند و هر آنچه را که بزرگ بود، گپ می‌گفتند. سبزو نیز در زبان جنوبی یعنی سبز و خرم، این جزیره نیز گپ سبزو نام داشت، زیرا وقتی مردم کنار ساحل می ایستادند و این جزیره را از دور تماشا می‌کردند به نظرشان جزیره‌ای سبز و خرم و بزرگ می‌رسید.

 برای اطلاع بیشتر منابع:

 Iran Chamber Society: Names of the Caspian Sea 

  • ماهنامهٔ پبام دریا شماره‌های ۱۳۱ و ۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳
  • دکترعجم. «دروازه کاسپین اسناد هویت ملی». پیام دریاشماره ۱۳۱، ۱۰ مهر ۱۳۸۳. بازبینی‌شده در ۸ اسفند ۱۳۹۰.