پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

برادری زبان فارسی و اردو . فارسی برادر بزرگتر

باستان نامه یا شاهنامه فردوسی تاثیر شگرفی در گسترش ادبیات فارسی داشته است بطوریکه تقلید از داستانه های شاهنامه را در ادبیات قرقیزی تا ازبکی و ترکی و هندی مشاهده می کنیم. البته اینکه خود شاهنامه هم از ادبیات هندی تاثیر پذیرفته باشد هم کاملا منطقی بنظر می رسد.

نزدیکی زبان فارسی به اردو  (زبان رسمی در پاکستان و هند) در شبه قاره هند و پاکستان زبانزد عام و خاص است. وجود شعرای بزرگی چون امیرخسرو، غالب، اقبال، بیدل، ابوالفرج رونی، ادیب پیشاوری و ... که به فارسی شعر سروده اند، بر این باور همگانی مهر تأیید زده است. اما زبان فارسی بر سایر زبانهای شبه قاره هند نیز تاثیر فراوانی گذاشته است. که البته ورود واژگان علمی و بین المللی به زبانهای شبه قاره  تا حدودی واژگان فارسی را به گوشه مهجوریت رانده است.

بررسی زبان اردو نشان می دهد که تأثیر زبان فارسی بر اردو اگرچه برای گسترش دامنه ادبیات در این زبان بوده ولی این اثرپذیری دایره گسترده ای داشته و شامل اسامی افعال، حروف، محاورات، تشبیهات، استعاره ها، ترکیب ها و ضرب المثل ها می‌شود. برای مثال:شادی، افسردگی، غم، خوشی، دروغ، دل، نام پرندگان مثل بلبل، مرغ، طاووس، کبوتر، مینا،... ، نام جانوران مثل شیر،خر، خرگوش، نام درختان مثل شمشاد، سرو، توت، شاه توت،چنار،... ، نام گل ها مثل لاله، نرگس، شب بو، نسترن، نیلوفر، صدبرگ، سوسن، سنبل،... ،اصطلاحات مذهبی مثل نماز، روزه، پیغمبر، خدا، چاراندام، پرستش، جای نماز،... .

افعال مفرد مثل آزمانا(از آزمودن)، فرمانا(از فرمودن)، بخشانا(از بخشیدن)، لرزانا(از لرزیدن)، تراشانا(از تراشیدن)، خریدنا(از خریدن)،...

افعال مرکب مثل خوش هونا، فریاد کرنا، غم دینا، غم زده هونا، شاباش دینا، گفتگو کرنا، دل جدانا، شادی کرنا، خاموش هونا،...

حروف مثل چونکه، از، تا، مگر.

در استفاده از ضرب المثل ها گاهی خود ضرب المثل استفاده می شود مثلاً: کُنَد هم جنس با هم جنس پرواز. حساب دوستان در دل، هم خرما هم ثواب، عذر گناه بدتر از گناه؛ و گاهی هم ضرب المثل عیناً به اردو ترجمه شده است. در قرن چهاردهم میلادی (حدود قرن هشتم هجری) به همراه گسترش اسلام در بلتستان[از مناطق شمالی پاکستان با اکثریت تقریباً نود درصدی شیعه] آشنایی با زبان عربی و فارسی آغاز شد و چون مبلغین مسلمان اکثر ایرانی بودند، درس و تدریس و تبلیغ و ارشاد به فارسی صورت می گرفت. رفته رفته همچون دیگر مناطق شبه قاره فارسی زبان درباری و آموزشی و تجاری گردید. چنانکه راجاها(حکمرانان و اربابان) آن خطّه فرمان ها، وثیقه نامه‌ها، مبایعه نامه ها و هبه نامه ها را به فارسی می نگاشتند؛ کار و کاسبی و دادوستد نیز به فارسی انجام می شد.

دکتر نعمت الحق، رئیس اسبق بخش اردوی دانشگاه پیشاور، در مقاله "اردو لسانیات پس منظر و پیش منظر" می نویسد: قرن نوزدهم تا به آخر زبان های رسمی مسلمانان، فرهنگ و تاریخ آن ها از زبان و ادبیات سانسکریت فاصله گرفت و با فرهنگ و تمدن ایرانی و زبان و ادب فارسی و از طریق آن زبان و ادب عربی پیوند خورد و استوار گردید. زبان اردو از مرواریدهای زبان فارسی رشته هایی ساخت و بر لباس خویش دوخت تا فصاحت و بلاغت بیابد. تا آنجا که در بازارهای عمومی و بر سردر دکان ها یا بر پشت جلد کتاب ها تا همین دو دهه قبل از ترکیب های فارسی و اضافه و عطف آن بهره ها برد. مثلاً اصلاح گیسو، چای فروش، ظروف ساز یا نام کتاب ها همچون مهر نیم روز، آتش و گل، جلال و جمال، جان جانان، شعله و شبنم و نام های بیشمار دیگر. مشترکات فارسی و اردو بسیار زیاد است و زبان فارسی نه تنها بر اردو بلکه بر دیگر زبان های پاکستان نیز اثرات عمیق بر جای گذاشته است. در شبه قاره و پاکستان نخستین زبانی که از فارسی بسیار متأثر گردید، زبان پنجابی بود. بسیار ضروری است مطلبی را پیرامون ورود فارسی به سرزمین هند و پاکستان بدانیم. موضوع این است که فارسی که وارد شبه قاره شد از مراکز فارسی ایران یعنی خراسان و فارس نیامد بلکه این فارسی از ماوراءالنهر و از طریق افغانستان به شبه قاره راه یافت که در برابر فارسی ایرانی به آن فارسی تورانی گفته می شود. این گونه فارسی هم از نظر تلفظ و هم از نظر لغات با فارسی ایرانی تفاوت دارد. دیگر محققان نیز این نظر را تأیید کرده اند. تأثیر فارسی ایرانی از دوره مغولان هند آغاز شد و پیش از آن غلبه بر فارسی تورانی بوده است.

 

ب ــ فارسی و پشتو

پشتو زبانِ حدود بیست و پنج میلیون (آماری که پشتون ها مدعی آنند) جمعیتی است که در ایالت خیبر پختونخواه(سرحد) و بلوچستان پاکستان، افغانستان و مناطق قبایلی در مرزهای بین این دو کشور ساکن هستند.

به گمان بنده زبان پشتو شاخه ای از زبان فارسی باستان است که به دلیل مهجور افتادن از مادر خویش و رشد و نمو در مناطق سخت جغرافیایی در نگاه اول با فارسی بیگانه به نظر می آید. در این مورد که پشتو ریشه در فارسی دارد یا بالعکس، شرق‌شناسان و اندکی از پشتوزبانان افغانستان نظریه هایی ابراز داشته اند. مطالعه ای جدی هم در ارتباط فارسی و پشتو و هم پشتو و کردی باید صورت پذیرد.  قدیمی ترین نوشته هایی که در شناخت زبان ها و تمدن ها بر جای مانده در کتاب های مقدس هندوها یعنی "وداها" آمده است.  "ریگ ودا"ست که محققین زمان تحریر آن را هزار و پانصد سال قبل از میلاد مسیح می دانند. قدیمی ترین تمدن هایی که در "ریگ ودا" از آن ها نام برده شده تمدن های ایرانی، هندی و افغانی هستند.

حضور زبان فارسی در پشتو به گونه ای غیر از زبان اردوست. میان اردو  زبانان شعرایی هستند که دیوان شعر فارسی دارند. در پشتوزبانان به چنین مواردی برخورد نمی کنیم. آقای پروفسور جمیل یوسف زببئی می گوید در زبان پشتو شکل مسخ شده و جویده شده  فارسی به کار برده می شود و به عنوان مقدمه ای برای تحقیق خویش در این زمینه کلمه "ناویانه" پشتو را مثال می آورد. او می گوید "ناویانه" نامی است که برای دختران به کار برده می شود. بعضی وقت ها به صورت صفت هم می آید ولی هیچ کس تصورش را هم نمی کند که این کلمه در اصل  برهم ریخته شده و مسخ شده کلمه فارسی "نایافته" است. یا به همین ترتیب "کودِ مازرینه" یا در اصطلاح عام "کوندِ مازرینه". در زبان پشتو این عبارت عجیب و غریب به معنی "از سر ناچاری و از روی بی کسی" نیز به کار برده می شود. اصل این عبارت "کور مادر زاد" است که به دلیل کثرت استعمال و در لهجه عوام به عبارت فوق یا "گوده مازرینه" تبدیل شده است. چنین است عبارت "ستره مه شه" که ترجمه "خسته نباشی" است. ستره مهَ شَه در پارسی کهن یعنی خسته نباشی مثلا گفته می شود دٍخو مَه شَه  یعنی در خواب نشوید نخوابید.

مَشَه .  یعنی نَشه .(نشود) مَ  تغییر یافته نَ است. مَروٌ یعنی نرو.

جز کلمات و عبارات فارسی که یا عیناً و یا بصورت حویده و بریده شده آن  در زبان پشتو استفاده می شود، ضرب المثل های فارسی هم در زبان پشتو بسیار کاربرد دارند. ضرب المثل ها هم یا عیناً استفاده می شوند مثل: آفتاب آمد دلیل آفتاب، آن دفترها را گاو خورد،... یا عیناً ترجمه می شوند. مثل: آب بر آتش زدن، آدم گرسنه ایمان ندارد، ارزان به علت گران به حکمت، ... و یا مفهوم ضرب المثل فارسی به پشتو می‌آید. مثل: آفتاب را به گلی نتوان اندود، آواز سگان کم نکند رزق گدا را، پا از گلیم خویش بیرون نهادن،...

 

ج ــ فارسی و پنجابی

ایالت پنجاب پرجمعیت ترین ایالت پاکستان است. تأثیر فارسی بر زبان پنجابی همانند اردوست. بدین معنی که کلمات و عبارات فارسی بدون تغییر ظاهری عیناً در محاورات روزمره مردم، در نوشته ها و در اشعار به کار برده می شود.

 فارسی زبان فاتحان این سرزمین بوده که حامل صدها سال روایات باستانی بوده اند. زبان تازه واردان علاوه بر اینکه زبان اداری و حکومتی شد، زبان علمی و ادبی هم گردید . کتاب ها به زبانشان نوشته شد. مثل هم اکنون که هزاران لغت انگلیسی وارد اردو شده است.

وضع فارسی و پنجابی این چنین است. همان طور که اگر عربی را که با فارسی درآمیخته است از فارسی بیرون آوریم  دچار کمبود می گردد، زبان پنجابی هم همین است؛ و همان طور که الان جدا کردن کلمات عربی از زبان فارسی سهل نیست و نیز تمیز دادن اینکه کلمه ای فارسی است یا عربی مشکل است، نسبت زبان پنجابی و فارسی هم چنین می باشد. اگرچه در مناطق مختلف پنجاب به لهجه ها و حتی کلمات پنجابی متفاوت سخن می گویند ولی کاربرد لغات فارسی و مفهومی را که از آن ها درک می کنند در همه جا یکسان است.

آقای تبسم به شعری بلند با نام "هیر" از شاعری به نام وارث شاه اشاره می کند. می گوید شاهکاری ادبی و از نظر زبان پنجابی دارای اعتبار استناد است و هر شاعر متبحّر آن را میزان مقایسه شعر خویش قرار می دهد. او با آوردن چهار بیت از شعر مذکور بیست و پنج کلمه آن را که فارسی است نشان می دهد.

 

د ــ فارسی و کهوار (kovar)

چترال(به فتحه یا کسره چ) از مناطق شمالی پاکستان است که از مناطق مرکزی پاکستان بسیار دورافتاده و کوه های سربه فلک کشیده از چهارسو آن را محاصره کرده اند. مردم جای جای این منطقه به چهارده گویش مختلف از جمله کهوار و فارسی سخن می‌گویند. هر زبان تشخّص جداگانه خویش را دارد و تنها زبانی که بر همه دیگر زبان ها بیشترین تأثیر را گذاشته و در آن ها حضور دارد زبان فارسی است زیرا در دو طرف منطقه چترال فارسی زبانان زندگی می کنند. از زمانی که نوشتن در اینجا رایج شده است به زبان فارسی نوشته شده. این نوشته ها شامل اسناد زمین، نکاح نامه و وصیت نامه و غیره می شود. به همین خاطر اگر مطلبی را به زبان محلی هم می نویسند از حروف و رسم الخط فارسی استفاده می کنند. در پژوهشی که آقای پروفسور پادشاه منیر بخاری استاد بخش اردوی دانشگاه پیشاور انجام داده است می گوید: نیت نماز به فارسی است. پیش از این زبان اداری و نامه نگاری فارسی بوده است و به همین خاطر زبان های بومی اینجا از نظر قواعد دستوری، لغات و ترکیب زبانی متأثر از اصول زبان فارسی است. قوانین مربوط به حروف علّه، حرکات سه گانه زبر، زیر و پیش، تنوین، جزم، مدّ و شدّ و غیره همه برگرفته از فارسی است. تذکر این نکته لازم است که در عین حال به طور طبیعی به کلمات فارسی برخورد می کنیم که تغییراتی در تلفّظ آن ها داده شده است. مثلاً پیراهن را پیران[پیرَن]، گندم را گوم، زانو را زان، آواز را هواز تلفظ می کنند. در کلمه سازی لغات غیر فارسی پیشوندها، پسوندها و ترکیبات برگرفته از فارسی است. همچون دیگر زبان های پیش گفته، در زبان کهوار هم ضرب المثل ها و محاورات یا مستقیماً استفاده می شوند یا لغت به لغت ترجمه شده اند یا مفهوم آن ها ترجمه شده است. مثل زبان اردو، در منطقه چترال شاعران و نویسندگانی داریم که نظم و نثر فارسی از آن ها منتشر شده است. محمد شکور غریب، مولانا محمد سیر، شهزاده تجمل شاه محوی، معظم خان اعظم، میرزا غفران غفران، محمد ناصرالملک ناصر، حبیب ا... فدا و شهزاده عزیزالرحمان بیغش از جمله شاعران صاحب دیوان هستند. از میان ایشان مولانا محمد سیر علاوه بر دیوان فارسی دارای یک شاهنامه هم هست. قاضی اقرارالدین، غلام مرتضی و تعداد زیاد دیگری هستند که از نثرنگاران فارسی به شمار می روند.

هـ ــ فارسی سرائیکی

دکتر طارق رحمان می گوید: یکی از نظریه ها درباره نام زبان سرائیکی این است که خود این کلمه ترکیبی است فارسی از کلمه "سرا" و پسوند "ئگی" یا "ئیگی" و علت نام گذاری آن بوده است که تجّار و صوفیای کرام ایرانی ابتدا در سرایی گرد می آمده اند و مشتریان بازرگانان و پیروان صوفیان از ترکیب فارسی و زبان بومی زبان سرائیکی را به وجود آوردند.

 واقعیت این است که این زبان هم مخلوطی از فارسی و زبان بومی است. مرکزیّت این زبان شهر مولتان است که در نقطه ای تقریباً مرکزی و متصل به چهار ایالت فعلی پاکستان واقع شده است. شهری تاریخی است که قدمت آن به پیش از هخامنشیان بازمی گردد و از جمله ایالت های وابسته به دربار هخامنشی بوده است.

دکتر یحیی احمد می گوید: از بین زبان های پاکستانی یک امتیاز زبان سرائیکی این است که قدیمی ترین زبان است، بخش هایی از هر چهار ایالت و اکثریت جمعیت سند به این زبان سخن می گویند، و در کل 47 درصد مناطق مسکونی پاکستان به این زبان گفتگو می کنند و 18 درصد کم و بیش این زبان را می دانند و به نسبت دیگر زبان ها استعداد جذب لغات بیشتری دارد.

فارسی از دو راه وارد مناطق سرائیکی زبان شده است؛ یکی از طریق مکران و دیگری از طریق سرزمین گومل (Gumal) سند. یک عامل بسیار عمده نزدیکی سرائیکی به فارسی صوفیان کرام بوده اند که در مولتان رحل اقامت گزیده و آن شهر را به شهر اولیا تبدیل کرده اند. از جمله صوفیان که در قرن های دهم و یازدهم میلادی به منطقه مولتان آمدند می توان از شاه شمس قرمطی، رکن الدین معروف به رکن عالم، بهاءالدین زکریا، سخی سرور، شاه حسین معین الدین اجمیری "سچل سرمست" و لال[لعل] حسین نام برد. این صوفیان فارسی زبان بودند و البته با مردمان محلی به زبان محلی سخن می گفتند. اینان اغلب شعرای فارسی زبان بودند که از جمله آن ها می توان از سلطان باهو و علی هجویری "داتا گنج بخش" نام برد.

همان طور که پیشتر گفته شد از دیگر عوامل گسترش فارسی تجار و بازرگانان بوده‌اند. هم اکنون نیز اصطلاحات، لغات و ترکیب های بازاری در بازار مولتان فارسی است.

عامل مهم دیگر تأسیس کتابخانه ها بود که از ایران آمد. هم اکنون نیز در مدارس اسلامی کتاب های دینی به فارسی است و برای یادگیری فارسی گلستان، بوستان، پندنامه و غیره رواج دارد. کتاب های حکمت مثل "طب الابدان" و غیره به فارسی خوانده می‌شود. نام داروهای یونانی یا افلاطونی به فارسی است مثلاً: گاوزبان، قندق، سنگراج، مرده سنگ، صندل سفید، زرشک، حب قاقل، ثعلب پنجه ابریشم، گوگل، مغزنیم، انجار، بوزیران، گل پسته، زعفران، گل انار و غیره. این داروها هم از ایران آمده است و شاهدی تاریخی بر ارتباط سرائیکی و فارسی است. پس از قرن ها که فارسی زبان رسمی و دولتی مولتان بود چون لرد هاوزی در سال 1849 مولتان را فتح کرد زبان فارسی را از رسمیت انداخت.

در زبان سرائیکی هم مانند زبان های پشتو و کهوار علاوه بر لغات، عبارات و اصطلاحاتی که عیناً از فارسی گرفته شده و به کار برده می شوند، لغاتی هم هستند که در اصل فارسی بوده‌اند و به دلایل گوناگون تغییر شکل و تلفظ داده اند.

و ــ فارسی و سندی

تاریخ گویای آن است که رابطه سند و ایران به گفته مرحوم سعید نفیسی در مقدمه دیوان کامل امیرخسرو دهلوی رابطه ای در حدود نه هزار ساله است. زبان فارسی از زمان ارغون خان مغول تا اوایل دوره حاکمیت انگلیس ها برای صدها سال زبان رسمی سند بوده است و این یک حقیقت تاریخی است که زبان قوم حاکم بی تردید بر زبان قوم تحت سلطه اثرگذار است. بنابراین به یقین باید گفت که تأثیر زبان فارسی بر زبان سندی چنان ژرف بوده که تا کنون برقرار است.

در تاریخ کمتر نمونه ای چون ایران و پاکستان وجود دارد که تا به این حد فرهنگ یک کشور بر فرهنگ دیگری تأثیر عمیق و پایدار گذاشته باشد. آثار حضور ایران باستان در دره رود سند(تمدن هندوی)  و  پاکستان فعلی و ایران بعد از اسلام خود مقوله ای مفصل است .

هنگامی که در نیمه دوم قرن اول هجری محمدبن قاسم وارد سند شد لشکریان او را اهالی فارس کنونی و بنادر خلیج فارس تشکیل می دادند و شاید این نخستین گام در ورود فارسی به شبه قاره بوده است. در دوره فرمانروایی یعقوب لیث فارسی زبان رسمی سند بوده و در کنار آن سندی هم رواج داشته است. در قرن پنجم هجری سند تحت سلطه غزنویان بوده که مولتان مرکز استقرار آن ها بوده است و خطبه های نماز جمعه به فارسی ایراد می شده است. در پنجاب و سند با تأسی از دربار غزنویان شعر و نثر فارسی رواج کامل یافت و سرودن اشعار حماسی و نگارش افسانه ها و داستان‌های عاشقانه و غیره به زبان سندی هم آغاز گردید که از جمله آن‌ها سسئی پنؤن، قصه سیف الملوک، مومل رانو و ... از آثار مشهور به جای مانده اند. در دوره مغولان نظم فارسی شامل غزل، مثنوی، قصیده، قطعه، رباعی و نثر فارسی شامل تاریخ، ادب، تذکره نویسی، پندنامه ها و نصایح، ترجمه قرآن مجید و ترجمه احادیث و روایات به زبان فارسی، حاشیه فارسی بر صحیح بخاری، فقه و سیرت رسول (صلّی ا... علیه و آله و سلّم) و صرف و نحو فارسی گسترش یافت. در این دوره نظم و نثر فارسی تأثیری عمیق بر زبان محاوره ای و ادبیات سندی بر جای گذاشت. گنجینه لغات، محاورات و ضرب المثل‌ها، قالب‌های شعری، افکار و اندیشه‌های عرفانی و روحانی فارسی از این دوره به بعد سرمایه زبان سندی گردید.

در زبان سندی همچون دیگر زبان های موجود پاکستان یا لغات و عبارات فارسی عیناً وجود دارند و یا برای هماهنگی با تلفظ سندی تغییر شکل داده اند. مثلاً کشکول به کچکول، غنچه به گونچ، پنجه به چنبو، گنج به گند، بیچاره به ویچاره و ... تبدیل شده است.

پیشوندها و پسوندهای فارسی هم با کلمات فارسی و هم در ترکیب با کلمات سندی یا سانسکریت کاربرد زیادی در گفت وگوهای روزمره و نظم و نثر سندی پیدا کرده اند.

همان طور که پیش از این گفته شد اندیشه ها و عرفان فارسی تأثیر عمیقی بر شعر و ادب سندی داشته است. از جمله شعرای مشهوری که این اثرپذیری را در آثار خویش به نمایش گذاشته اند عبارتند از شاه عبدالکریم بلوی (م 1037 هـ)، شاه لطف ا... قادری (م 1090 هـ)، مهیون شاه عنایت رضوی(م 1133 هـ)، خواجه محمد زمان لنواری شریف(م 1188 هـ) و از همه مشهورتر شاه عبدالطیف بهتائی است. وی از مریدان مولانا بود و قرآن شریف و مثنوی مولانا را در سفر و حضر به همراه داشت. اثر او که به تمامه متأثر از فکر و عرفان مولاناست، "ابیات" نامیده می شود و به زبان سندی سروده شده است.

از شعرای اخیری که به زبان فارسی هم شعر سروده اند می توان از مولانا دین محمد "ادیب" فیروزشاهی (م 1973) نام برد که تقریباً هشتصد بیت شعر به فارسی دارد.

دکتر نواز علی شوق، استاد دانشگاه سند، می گوید: در دوره حاکمیت انگلیس ها (1947-1843) زوال فارسی آغاز گردید. انگلیس ها به جای زبان فارسی که تقریباً ششصد سال زبان رسمی و دولتی بود، زبان انگلیسی را مسلّط ساختند. با این وجود افرادی که نسبت به زبان فارسی عشق و علاقه داشتند آن را آبیاری نمودند. میرصابرعلی، فقیر قادر بخش بیدل سندی، قاضی غلامعلی جعفری، پیر حزب ا... شاه مسکین، سید جان ا... شاه، ثالث، مخدوم ابراهیم خلیل، منشی رسول بخش رهی، میر علی نواز علوی آخرین پروانه‌های شمع شاعری زبان فارسی بودند.

غزل سرایان سندی بیشترین تأثیر را از نظامی، جامی، سعدی، مولوی، فردوسی و حافظ گرفته اند. اگرچه در تضمین شعری به همه شعرای فارسی زبان رو آورده اند ولی بیشترین تضمین مربوط به حافظ علیه الرّحمه است.

 

ز ــ فارسی و هندکو

هندکو از زبان های رایج بین مردم بومی پیشاور، منطقه وسیع هزاره جات (شامل ایبت آباد، مانسهره، هریپور، حسن ابدال و ...) است. در زبان هندکو هم هزاران لغت، عبارت و ضرب المثل فارسی رایج است. در این زبان هم مثل دیگر زبان های بومی پاکستان لغات فارسی یا طی گذشت قرن ها با تغییراتی همراه شده اند یا عیناً به کار برده می شوند. برای نمونه تعدادی از آن ها را ذکر می کنیم:

در زیورآلات: وزن، آویزه، طلائی، نقری، نوشیروانی، تعویذ، زنجیری، گلوبند، تاج، امام ضامن و ...

در مراسم ازدواج: نکاح، آیینه بندی، گل پاش، خوانچه سلامی

ظروف: پیاله، طباخ، غوری، کوزه، دیگ، دیگچه، دسته، سماوار، شمعدان، چراغدان، مجمر، جام، آفتابه، منقل، چای جوش، سرمه دانی، کارگاه، خورجین، سنگ پا، چلو صاف و ...

ساختمان: دیوال[دیوار]، ریت[ریگ]، ریگمال، گِل مال، گز (شیرینی)، گز (اندازه) پیمانه، گلکاری، گلکار، دروازه، زنجیر، فرش، چینی خانه، کرسی دار، پرده، میخ، باره دری[بالادری]، چمن، سبزه، گلستان، باغ، باغچه، شاخ[شاخه]، درخت، جنگل، خاک، خاکدان، چوب و ...

دیگر لغاتی که در محاورات روزمره هندکوزبانان استفاده می شوند به هزاران می‌رسد که باز برای نمونه چندتایی ذکر می شود: زمین، آسمان، فضا، هوا، توفان، ستاره، روز، ماه، مهر، گفتگو، ملاقات، آرام، آزاد، شب برات، شب بیداری، آشنا، شناس، آب و تاب، گوشت، سبزی، برادر، خاله، چشم، ابرو، شعله، بلند، بلندی، هفت روزه، ماهانه، ماهنامه، گوشه، گوشه نشین، کفن، گور، گورکند[گورکن]، دربدر، خاک بسر، بیزار، وفادار، بی وفا، بی وفایی، بیخود، بیخودی، سینه زنی، زنجیرزن، شرم، گرم، سرد، شیروان، شیروانی و ... .

برخی ترکیب ها: سرخور، درد بی دوا، درد دندان کندن به، شنیده کی بود مانند دیده، دل شکسته، جمال همنشین بر من اثر کرد، جوانامرگ(جوان مرگ)، آمدن به ارادت رفتن به اجازت، خر محض، نان جوین، سنگ و خشت، سگ اصحاب کهف، گربه کشتن روز اول به، زبانزد عالم، پیرزاده، ...

همچون دیگر مناطق، منطقه هندکوزبان شعرایی دارد که به فارسی هم شعر سروده اند. از جمله: استاد احمدعلی سائین، محمودالحسن کوکب، ملک ناصر علی خان، آقا سید جگر کاظمی، آقا سید رعنا شاه کاظمی، آخونزاده قمرعلی سرحدی، میرزا رضا حسین همدانی(همه مرحوم)، ناز سیتیّ و آخونزاده مختار علی نیّر.

جناب مختار علی نیّر از محققین و شعرای هندکو ملقب به بابای هندکو می نویسد: هرجا می رویم قدم به قدم نام ها و لغات و اصطلاحات فارسی پیش از ما حرکت می کنند و همین ما را مجبور کرده است که بالادستی فارسی را بپذیریم. از جمله نام هایی است که در جوار ما هستند و روزانه به کار می بریم و بر گرد آن ها می گردیم. مثلاً: محله، کوچه، چاه، شاهراه، کوچه بسته، کوچه بندی، محلّه دار، رسالدار[مقامی در ارتش صفویان یا افشاریه بوده است مثل سرتیپ]، بازار نالبندی[نعلبندی]، دروازه، محله مروی ها، محله خداداد[ساکنان این دو محلّه فارسی گو هستند]، بالاخانه، سرآسیه[آسیاب]، قبرستان، گنبد، منارخانه، امام بارگاه، قصاب خانه، دریچه، دستار، ...

آنچه همه اساتید حوزه های اردو، پنجابی، سندی و هندکو ذکر کرده اند این است که علاوه بر حکومت مستقیم فارس زبانان و حضور صوفیان و رهبران دینی و روحانی، عامل دیگری که موجب ماندگاری زبان فارسی طی قرون متمادی شده است عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدا... الحسین علیه السّلام بوده است. مجالس روضه، نوحه‌خوانی، سینه زنی ها، نذری دادن های تاسوعا، عاشورا و اربعین در دو ماه محرم و صفر و دسته های سینه زنی، تنها مختص شیعیان نیست و اهل سنّت هم تا دهه های اخیر و حتی بعد از انقلاب اسلامی باوجود تلاش وهابیّت و آمریکا و انگلیس برای ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی در پاکستان در این مراسم شرکت می کرده اند و یا خودشان مستقلاً مراسم داشته اند و هنوز در بعضی مناطق این مراسم پابرجاست.

از جمله مطالب قابل ذکر دیگر درباره زبان فارسی در پاکستان حضور فارسی زبانان تبعه پاکستان در این کشور است. شیرازی ها و یزدی ها در کراچی، هزاره ها در کویته و بازماندگان افسران ارتش نادری و احتمالاً صفوی و رهبران و روحانیون شیعه در پیشاور و اقوام فارس(دری)زبان افغانستان در مناطق قبایلی هم مرز با پاکستان به خصوص شیعیان در منطقه پاراچنار از جمله گروه هایی هستند که درون خانه های خویش فارسی سخن می گویند و در ماه های محرم و صفر و مجالس هفتگی نوحه و روضه خوانی به زبان فارسی دارند. محقق ارجمند جناب آقای آخونزاده مختار علی نیّر که آبا و اجدادشان از ایران به پیشاور مهاجرت کرده اند کتاب تحقیقی بسیار ارزشمندی در پانصد و هفتاد صفحه به زبان اردو و در قطع وزیری به نام "تاریخ عزاداری پیشاور" نوشته اند که در آن نوحه‌هایی را آورده اند که به زبان فارسی هستند و هم اکنون نیز فارسی خوانان آن ها را در مجالس فارسی می خوانند. از جمله عوامل مهم دیگر سوسو زدن چراغ نیم افروخته زبان و ادب فارسی وجود مدارس دینی شیعه و سنّی است که در آن ها صرف و نحو ابتدایی و مجموعه ای به نام پنج گنج (ویژه حوزه های دینی اهل سنّت) به فارسی تدریس می شود. آمار جدیدی از تعداد این مدارس دینی در دسترس ندارم ولی آماری را که آقای دکتر طارق رحمان در کتاب خویش زبان، آموزش و فرهنگ ذکر می کند حدود چهارهزار باب تا سال 1988 است که قطعاً در هر دو حوزه و مخصوصاً شیعه افزایش بسیار یافته است. بر این عامل می‌توان بخش‌های فارسی دانشگاه های مختلف پاکستان و کلاس‌های آموزش زبان فارسی که مراکز نه گانه فرهنگی جمهوری اسلامی برگزار می کنند و در هر دو مورد از رونق چندانی برخوردار نیستند افزود. راهکارهای حفظ وضعیّت فعلی زبان فارسی در پاکستان و مقابله با هجوم واژه های انگلیسی مبحث جداگانه‌ای را می طلبد که امید است در آینده به آن بپردازیم.

با استفاده از گزارش خراسان نیوز