پژوهش های ایرانی. اسناد نام خلیج فارس میراثی کهن و جاودان

Mare de Persia -Sinus Persici- Persico mare- . Mare Persio-persian gulf

سفر نامه خلیج فارس و مکه 1

سفر نامه خلیج فارس و مکه 1

امسال فرصتی شد تا دوباره سفر نوروزی را به سواحل خلیج فارس برویم. تهران- اصفهان- شیراز- بوشهر- چارک ، کیش ، مسیر طولانی و خسته کننده اما زیبا و پر تجربه ،خاطرات این سفر لذت بخش است. هر موقع همراهان از خستگی سخن می گفتندسفر روانشاد عمه ام را یادآوری می کردم  او دو برابر این مسیر را در سال 1304پیاده و با اسب رفته است. در زمانهای قدیم چند راه برای سفر مردمان خراسان و شرق ایران به مکه وجود داشته یکی از راهها همان مسیری است که ناصر خسرو در گذر رفت و برگشت پیموده است و بسیار دقیق مسیرها را و فاصله ها را شبانه روز شرح داده . مسیر دوم  گذر به جنوب  و سفر دریایی از یکی از سواحل خلیج فارس و یا دریای عمان الف- مسیر کاملا دریایی به دریای سرخ و مکه و ب- و یا مسیر پایانه غربی خلیج فارس و ادامه مسیر پیاده یا با شتر در صحرای حجاز تا مکه  و  مسیر سوم مسیری است که عموم کاروانها از جمله کاروان عمه من پیموده است. گناباد – مشهد- نیشابور و ادامه همین مسیر فعلی مشهد تهران  تا شهر ری – قم و سپس کرمانشاه – سامرا- کربلا – نجف – بصره کویت حجاز- مکه و در مسیر برگشت مجددا از بصره  به آبادان– بوشهر - شیراز-یزد- طبس – فردوس – گناباد. - شاید سفرنامه  او  در نوع خود بسیار یگانه باشد زیرا وی جزو اندک زنانی است که هم با کاروان اسب، قاطر، خر به سفر کربلا و مکه رفته است و هم در سال 1362  با هواپیما.

او زندگی در عصر غیر ماشینی و زندگی در دهکده جهانی و عصر اینترنت را تجربه کرد. از این نظر خاطرات او بسیار شنیدنی بود که بخش بسیار اندک آن را بصورت فیلم داریم. او می گفت در آن زمان آواخر قاجاریه  هنوز ماشین در شهر ما نبود و کاروان هم هر ساله راه نمی افتاد وقتی حاج آقا(شوهر) گفتند که سال آینده کاروان به راه می افتد و ماهم جزو قافله هستیم ، تدارکات را شروع کردیم سال پر آبی بود و همه محصولات وجود داشت. انواع سبزی های خوراکی و انواع سبزی های دارویی، بوی مادران، نعناع، سرموک و ... خشک کردیم، در زمستان به اندازه کافی پختیک(چغندر پخته یا لبوی خشک ) برگه زردآلو و توت خشک، و حبوبات تهیه کردیم، کنجد و خشخاش در هووhavou( هاون) کوبیدیم. ارزن در هاون مخصوص ارزن کوبی ( پوست کندن) برای توگی درست کردن، وسایل آش  وخمیر خشک شده ذخیره کردیم  تافتون جزغاله ای(پیتزای امروزی) و تافتون سرموکی تهیه و خشک کردیم. و قطاب، گعلک و کعک(کیک) و کلوچه تهیه و خشک کردیم (برای جلوگیری از فاسد شدن)تقریبا ذخیره خوراک 6 ماه در خورجین ها و توبره و کیسه بسته بندی شدند یک کیسه گندم و جو و وسایل لازم تهیه شد. خانواده ما یک خر برای حمل بار یک خر برای حمل آب و سواری دو اسب برای سوار شدن خانمها بود خانواده های دیگر هم به همین سبک . بسیاری از مردان بیشتر مسیرها را پیاده می آمدند. اما خانمها بندرت پیاده روی می کردند ما همواره سوار بر اسب یا قاطر بودیم برای اینکه پا هایمان (ران و کشاله ران) از تماس طولانی با پالان خر و اسب تاول نزند یک قالیچه بر روی پالان دوخته بودیم . مردها در شبانه روز حداکثر غذا نصف و یا یک تافتون می توانستند بخورند نباید پر خوری کرد و گرنه غذا تمام می شد. در بسیاری از مسیر ها مردها کفش ها را در می آوردند و پاپتی (پابرهنه)راه می رفتند کاروان یک رهنما یا راه بلد هم داشت که هم راهبان بود و هم نگهبان و خنجری در کمر بند(تسمه کمر)داشت و بیشتر مسیر را پیاده می آمد. تا آنجا که در داخل ایران بودیم مشکل جندانی نبود با ورود به خاک عراق مشکلات و دلهره شروع می شد ترس از راه زنها و حرامی ها از یکسو و گدایانی که در همه جا جلو کاروان را می گرفتند و غذا می خواستند بسیاری از مردم کفش نداشتند وضع در کویت و حجاز بسیار بدتر بود. گرما، گرد و خاک ، حرامی، گدایان و پا پتی های سمجی که همه جا می گفتند شما خراسانی هستید ثروتمند هستید  به ما نان  و آذوقه بدهید. یک تکه نان و یا یک برگه هلو یا زرد آلو (کشته خشک keshteh khoshk)خوشحال شان می کرد. و دست از سر ما بر می داشتند.ذخیره آب در مسیر کربلا به کویت و کویت به حجاز خیلی مهم بود در این مسیر تمام مشکها همواره باید پر آب می بود نمی شد به آب انبارها و چاههای مسیر اعتماد کرد.گاهی مسافران در این مسیر ذخیره آب را تمام می کردند و وقتی به آب انبار و یا چاه آب می رسیدند آن را خشک و بی آب می یافتند و یا حیوانات متعفن شده در آن  بود و ممکن بود هلاک شوند. اگر کسی می میرد افراد زیادی می مردند  و در محل مرگ باید دفن می شد. امکان جابجا کردن جنازه نبود. سفر بسوی مشهد یک هفته طول کشید و از آنجا به قدمگاه و سبزوار و در نهایت ری و قم و کرمانشاه ، سامرا، کربلا و نجف و سپس بصره و حجاز ادامه دارد....

خوشبختانه ما نود سال بعد این مسیر را با ماشین طی می کردیم و نگرانی های عمه ام و کاروانیانش را نداشتیم همه چیز امن و امان بود و تنها ترس ما از جریمه های پلیس بود و کمین های آنها در گذرگاهها بودآنقدر جریمه شدیم که گاهی با دیدن ماکت های ماشین پلیس فورا ترمز می زدیم و سرعت را از 120 به 80 می رساندیم. از اروند کنار تا بندر عباس حدود 1500 کیلومتر است همه جا جاده خوب است بغیر از حدود 300 کیلومتر هوای بسیار دلپذیری از خلیج فارس می وزد و مانند کولر آبی روح را جلا می دهد اما این هوا فقط برای اسفند و فروردین اعتبار دارد  ادامه دارد.....