اولین کنفرانس بین المللی بررسی وقایع و رویدادهای غرب آسیا

اولین کنفرانس بین المللی بررسی وقایع و رویدادهای غرب آسیا

 

اولین کنفرانس بین المللی بررسی وقایع و رویدادهای غرب آسیا به منظور تعمق و کندو کاو بیشتر در  مورد علل و بروز بحران  عراق و سوریه با حضور نمایندگان ایران روز چهارشنبه ۱۹ -۲۰شهریور در موسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی در دهلی نو برگزار شد.

دراین کنفرانس بین المللی که جمع زیادی از سفرا و کارشناسان مسایل سیاسی از کشورهای مختلف حضور داشتند، سخنرانان در خصوص مهمترین مسایل و رویدادهای آسیا غربی از جمله تحولات عراق، سوریه و فلسطین و رشد افراط گرایی و تاثیرات آن بر جهان، دیدگاه ها و نگرانی های خود را بیان کردنداین سمینار در حالی برگزار شد که تحولات مهمی در غرب آسیا در جریان است و بنا بر این موضوع داعش و آینده دولت اسلامی عراق و شام و نحوه برخورد با آن و آثار هرگونه جنگ آینده بر منطقه و هندو مسلمانان شبه قاره  بر این سمینار سایه افکنده بود.

سخنرانان در این همایش با عنوان ‘ تغییرات ژئوپلتیک در غرب آسیا: روندها و پیامدها ‘ با اشاره به نقش مهم و موثر جمهوری اسلامی ایران در تحولات منطقه ، مواضع و تصمیم های منطقی و موثر دولتمردان کشورمان را در جهت حل مسایل بسیار مهم و تاثیرگذار ارزیابی کردندو تاکید کردند: جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت مهم منطقه در تحولات منطقه ای همواره بخشی از راه حل ها بوده و نقش برجسته و بزرگ داشته است.
دکتر ‘مصطفی زهرانی ‘ مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه ایران نیز  در این کنفرانس طی سخنانی به تبیین علل و عوامل تحولات منطقه از جمله رشد افراگرایی پرداخت.
وی عوامل اصلی مناقشات و راهکارهای مناسب برای حل این مسایل را یادآور شدو گفت:

جمهوری اسلامی ایران همواره تلاش کرده به حل بحران های منطقه ای و بین المللی کمک کند و به عنوان قدرت بزرگ منطقه در حل مسایل منطقه ای نقشی پررنگ و تاثیرگذار داشته است.دکتر زهرانی با اشاره به اهمیت ریشه یابی رشد افراط گرایی تاکید کرد: کشورها بجای متهم کردن یکدیگر باید دست به دست هم بدهند تا ریشه این پدیده شوم را ریشه کن کنند. افراط گرایی و تروریسم پدیده هایی هستند که نه فقط برای جهان اسلام که برای کل بشریت خطرناک می باشند. وی درباره نقش هند در تحولات منطقه گفت: با توجه به تاثیرتحولات و مناقشات منطقه بر اقتصاد، انرژی و امنیت غذایی کشورها و نیز موفق نبودن سیاست های آمریکا، هندوستان تلاش می کند با میانجیگری برای حل مسایل منطقه نقش فعال داشته باشد و به رفع مشکلات کمک کند. در این کنفرانس دو روزه  در موسسه مطالعات و تحلیل های دفاعی دهلی نو  سخنران در ۵ موضوع یا پانل سخنرانی و مقاله ارایه کردندو بعد از اتمام سخنرانان در هر پانل جلسه پرسش و پاسخ و گفتمان برگزار شد.

پانل و موضوع کلی  مجموعه سخنرانان عبارت بودند از :

  • وضعیت فعلی جغرافیای سیاسی غرب آسیا وضعیت ژئوپولیتیک منطقه ای
  • امنیت و آینده خلیج فارس،
  • تاثیر بی ثباتی خاورمیانه بر امنیت انرژی
  • مداخله خارجی در آسیای غربی و عواقب دراز مدت آن
  • هند و منطقه غرب آسیا

در هر پانل ۴ تا ۵ نفر سخنرانی و دیدگاههای خود را در رابطه با موضوع بیان کردند.

در تمام سخنرانی ها نقش ایران مورد اهتمام قرار داشت بسیاری به دیده مثبت به مواضع ایران نگاه می کردند تنها دونفر  یعنی محمد عبدالغفار از بحرین و عبدالوهاب القصاب یک ژنرال بعثی عراقی مقیم قطر از مداخلات ایران و نقش منفی ایران در تحولات منطقه سخن گفتند.

اهم موضوعاتی که مورد تاکیدسخنرانان مختلف قرار گرفت:

  • هند از هرگونه تغییر و تحول در منطقه خلیج فارس و منطقه همجوار آن تاثیر چند جانبه (سیاسی – اقتصادی و فرهنگی) می گیرد. بدلیل ۲۰۰ میلیون مسلمان و هفت میلیون هندی در خلیج فارس و ۲۰۰ میلیارد دلار تجارت هند با منطقه .
  • هند مایل است که در تحولات غرب آسیا مشارکت سازنده و نقش میانجی بین بازیگران داشته باشد.
  • امریکا و غرب در مهار جهادگران افراطی مانند داعش عمدا و سهوا کوتاهی کرده است.
  • نقش آمریکا در تاثیر گذاری بر تحولات منطقه بسیار مهم است.
  • دخالت خارجی باعث نابسامانی های فعلی در منطقه غرب آسیا است.
  • داعش زیر سایه حمایت غرب و کمکهای مالی خلیج فارس ایجاد شده است.
  • تضعیف و سرنگونی دولتهای اقتدارگرای منطقه مانند صدام و قذافی و اسد و جای گزینی دولتهای ضعیف و ناتوان عامل ظهور و رشد جهادی های داعشی شده است.
  • فرقه گرایی و تعصبات مذهبی و قبیله ای به تقویت جهادی ها منجر شده است.
  • انقلاب اسلامی ایران و ظهور اسلام سیاسی عامل تغییرات سیاسی و دینی در منطقه شده است.
  • جنگهای جهادی ها را نباید جنگ بین شیعه و سنی تلقی کرد جنگ آنها با همه میانه روهای مذهبی است اعم از شیعه و سنی و سایر اقلیت های دینی.
  • کشورهای عرب با هم اتحاد ندارند شورای همکاری خلیج فارس یک سازمان غیر متحد است.
  • نقش مصر در تحولات منطقه مهم است.
  • نا امنی در غرب آسیا و خلیج فارس امنیت انرژی را برای پر مصرف ترین کشورهای شرق آسیا بخصوص هند – چین – ژاپن و کره جنوبی و … به خطر می اندازد.
  • چین نقش مثبتی در تحولات غرب آسیا بازی نکرده است چین و هند باید برای امنیت در غرب آسیا هزینه کنند.
  • القاعده تهدید جدی و غیر مستقیم برای هند بشمار می رود.
  • ظهور داعش به اسلام سیاسی ضربه زده و موجب تضعیف اسلام سیاسی می شود.

در مجموع نقش تمامی کشورهای منطقه در تحولات اخیر منطقه بررسی شد از جمله نقش کشورهایی مانند : ایران – ترکیه – عربستان – قطر- مصر- اردن- آمریکا و غرب

 ** نقش ایران در تحولات منطقه و جنگ با داعش

ایران در دوره دکتر حسن روحانی قدمهای مثبتی بسمت جامعه بین المللی برداشته است. پس از ظهور داعش در عراق ایران با جامعه بین المللی برای کنار گذاشتن مالکی از دولت عراق همراهی کرد. پافشاری بر حمایت از اسد و گروه حماس کمتر شد و ایران از شعارهای مذهبی گرایانه شیعی خود کاست.باید به ایران به عنوان بخشی از راه حل منطقه نگاه کرد نه بخشی از مشکل.

تصمیم آمریکا و ناتو مبنی بر تشکیل یک ائتلاف بزرگ بین المللی به منظور مقابله با دولت اسلامی درعراق با توجه به تهدید جدی که از ناحیه این گروه متوجه امنیت خاورمیانه و جهان می باشد، غیرقابل اجتناب می نماید. اما تصمیم ناتو مبنی بر بمباران هوایی نیروهای دولت اسلامی، بدون تکمیل آن از طریق حملات زمینی، تاثیر چندانی بر مقابله با جهادیستها در عراق نخواهد داشت. ایران می تواند نقش بزرگ و مثبتی در ائتلاف داشته باشد.

پیشمرگان کرد به تنهایی از توان لازم برای مقابله با داعش برخوردار نیستند و واشنگتن باید در فکر ائتلاف با کشورهای سنی منطقه برای مبارزه با داعش باشد. ایران اگرچه در عدم سقوط بشار اسدموثر بود اما رژیم سوریه امروز مانع از پیشروی جهادیستهای داعش به سوی مدیترانه می باشد. از طفی نیروهای واحد قدس سپاه پاسداران ایران که در زمره گروههای نامطلوب آمریکا هستند اما از پیشروی جهادیستهای داعش به سوی کردستان عراق و کشتار مسیحیان و دیگر اقلیتهای ساکن در آن منطقه جلوگیری کرده اند و مانع از دسترسی داعشیها به اماکن مقدسه شیعیان شده اند.

نادیده گرفتن وزن ایران در خاورمیانه امکان پذیر نیست. اوباما مصمم به پایان دادن به ماجرای هسته ای با ایران است و موافق به رسمیت شناختن نقش تهران است. اما با توجه به مخالفت جمهوریخواهان امریکا،عربستان و اسرائیل از نقش دادن به ایران  اوباما باید جانب احتیاط را رعایت بکند. تهران نیز به هیچ وجه قصد ندارد که به مجموعه کشورهای سنی اجازه بدهد که آنچه را که درمنطقه با زحمت به دست آورده زیر سوال ببرند و با صراحت نقطه نظرات خود در خصوص آینده منطقه را مطرح می کند.

شکست داعش بدون حضورایران در ائتلاف بین المللی، حتی به صورت غیررسمی، امکان نخواهد داشت. درغیر این صورت وکالت کشورهای غربی به کشورهای سنی برای مقابله با داعش به آنچنان بی ثباتی درخاورمیانه منجر خواهد شد که وضعیت فعلی در برابر آن رنگ خواهد باخت.

شیعیان عراقی که بسیارنزدیک به تهران هستند، با برخورداری از پوشش هوایی جنگنده های امریکایی محاصره شهر امرلی را در هم شکسته اند. تندروها در ایران و برخی از گروهها تندرو در امریکا  و تندروهای عرب از همکاری بین تهران و واشنگتن بسیار ناخرسند هستند و از این بیم دارند که مبادا همکاری درعراق، به مصالحه برسرپرونده هسته ای ختم بشود و به نفوذ و قدرتمندی هلال شیعی منجر شود. اخیرأ قاسم سلیمانی از اداره بحران عراق کنار گذاشته شده و این پرونده به علی شمخانی سپرده شده است. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران درهفته های گذشته ضمن برقراری تماس با آیت اله سیستانی، پیام تبریک برای نخست وزیر جدید عراق و پیام خداحافظی برای مالکی را منتقل کرده است.

*********آمریکا

نقش آمریکا ضروری و مهم است آمریکا علی رغم شعارهای ملایم دمکراتها و ضدیت آنها با لشکر کشی به کشورها ناچار است رهبری ائتلاف ضد داعش را بر عهده بگیرد. درحالیکه اختلاف نظر در کنگره امریکا در این رابطه به شدت بالا گرفته و افکار عمومی امریکایی ها هنوز تا حدودی ضد جنگ می باشد و دولت اوباما برای جلب حمایت از عملیات نظامی با مشکل مواجه است. اما فشار تندروها رئیس جمهور را به پیش دستی وادار کرده است.

اگر چه اوباما تا چندی پیش می گفت هیچ استراتژی برای مقابله با داعش ندارد اما اکنون تحت فشار کنگره و افکار عمومی و پس از بازگشت از شرکت در اجلاس ناتو اعلام کرد که برنامه او شامل تضعیف و نهایتا نابودی داعش می باشد. اوباما قبلا تاکید داشت که قصد اعزام نیروی نظامی امریکایی به عراق و سوریه را ندارد و تنها از نیروی هوایی برای بمباران مواضع داعش استفاده خواهد کرد.

امریکا تا کنون نزدیک به یک هزار نیرو تحت عنوان مشاور نظامی به عراق و منطقه کردستان اعزام کرده است. اوباما در توضیحات خود اضافه کرد که قصد دارد یک ائتلاف شامل کشورهای دیگر به ویژه کشورهای منطقه از جمله عربستان ، امارات ، اردن و ترکیه بوجود آورد.

اوباما گفته است: برای نخستین بار به طور واضح  مشخص شده که مشکل پیش روی کشورهای سنی در منطقه که شماری از آنها متحد ما می باشند، ایران و یا اختلاف شیعه و سنی نیست. بلکه تهدید افراطی گرایی مذهبی است که امروز خود را به شکل گروهی همچون داعش نشان داده است. رئیس جمهور امریکا از کشورهای عرب منطقه خواست تمام تلاش خود برای مقابله با افراط گرایی سنی را بکار گیرند.

قطر: کمکهای قطر به گروههای شبه نظامی جهادیست

قطر که با کمکهای مالی به تروریستهای منطقه خشم متحدان دور و نزدیک خود را برانگیخته است، اکنون به این فکر افتاده که برای حفظ قدرت منطقه ای توازنی میان این دو نقش ایجاد کند. کشور کوچک و ثروتمند قطر در حاشیه خلیج فارس به بزرگترین پایگاه نظامی امریکا در خاورمیانه تبدیل شده اما درسالهای اخیر نه به طور مستقیم که از طریق شیوخ متمول خود نقشی قوی در تامین مالی گروههای تروریستی درگیر در منطقه ایفا می نماید. بیشتر علمای سنی فتوا دهندگان جهاد بنفع النصره و داعش در سوریه در قطر ساکن هستند.

شیخ حجاج العجمی که اخیرا از سوی دولت امریکا به عنوان تامین کننده مالی گروههای وابسته به القاعده معرفی شد، یکی از افرادی است که در سخنرانی سال ۲۰۱۲ خود در دوحه گفت: راه کمک کردن به مردم رنج کشیده سوریه این نیست که با اجرای برنامه های بشردوستانه و کمک به ارتش آزاد سوریه مورد حمایت غرب انجام گیرد، بلکه باید پول خود را به افرادی بدهید که آن را در راه جهاد صرف می کنند.

شیخ عجمی و شش شیخ دیگر که امریکا آنها را بخش خصوصی تامین کننده کمکهای مالی گروههای وابسته به القاعده در سوریه می شناسد آزادانه در دوحه دست به فعالیت در مساجد می زنند و این یکی از روشهایی است که دولت قطر خود را درگیر حمایت از شورشیان منطقه کرده است.

عربستان و اسرائیل قطر را پدرخوانده گروههای تروریستی در سراسر جهان می دانند. امریکا و غرب هم بابت این کمکها قطر را محکوم می کنند. البته محکوم شدن قطر از سوی رژیم های سلطنتی در حاشیه خلیج فارس جنبه رقابت قدرت نیز دارد. هر یکی از این رژیمها از گروههای نیابتی خود که در درگیریهای غزه ، لیبی و مصر با یکدیگر در حال جنگ هستند حمایت می کنند.شبکه الجزیره قطر حامی اخوان المسلمین مصر است درحالیکه سایر شیخ نشینها از اخوان المسلیمن بیزارند و آنرا برای حکومتهای خود تهدید می دانند.

همین امر باعث شد تا رژیمهای عربی منطقه از کودتا علیه رئیس جمهور اسلامگرای منتخب اخوان المسلمین در مصر حمایت کنند. قطر تنها کشوری است که آزادانه از گروه جبهه النصره وابسته به القاعده حمایت مالی می کند. قطر به گروههای فلسطینی حماس اجازه بازکردن دفتر در دوحه داده است و از آنها حمایت مالی می کند. اما مقامات امریکایی و اسرائیلی می گویند: بر خلاف ایران که به حماس کمک تسلیحاتی می کند قطر به این گروه سلاح نمی دهد. بسیاری از افراد طالبان هم در قطر دفتر دارند و پاره ای از این کمکها مورد تائید واشنگن می باشد.در لیبی هم شیخ نشینهای خلیج فارس هر کدام از گروه شبه نظامی خاصی حمایت می کنند.

 عربستان :

شماری از کارشناسان انگشت اتهام را به سوی عربستان نشانه گرفته اند و بر این نظرند که تنها دولت امریکاست که می تواند سعودیها را مجبور به دست کشیدن از کمک به داعش کند.

اما دولت عربستان بطور مستقیم منبع تقویت داعش نیست بلکه برعکس هدف اولیه این گروه جهادی دولت سعودی می باشد. چرا که آنها قصد دارند خلافت اسلامی بنا کنند و تصرف عربستان سعودی و شهرهای مکه و مدینه محل تولد اسلام لازمه تشکیل این خلافت می باشد. گروه داعش حتی عربستان را تهدید کرده که لشکر آنها به سمت این کشور خواهد آمد.دولت عربستان این گروه را تروریست نامیده و کمک به آنها را جرم و قابل مجازات می داند البته بنیادهای خیریه اسلامی عربستان و رهبران دینی در کمک به داعش نقش دارند.

داعش از عربستان بوجود نیامده بلکه این گروه از نتیجه جنگ عراق و باقیمانده های ارتش دوران صدام بوجود آمد. البته که داعش هم مثل القاعده چشم طمع به منابع انرژی با ارزش عربستان دوخته است. آنها آرزوی به دست آوردن این ثروت سرشار را دارند. پس چرا بسیاری از مردم باور دارند که عربستان سعودی پشت سرگروه داعش می باشد؟

ریشه این باور بر اساس این نظریه است که عربستان و داعش هر دو به اسلام سلفی اعتقاد دارند ولی در غرب از آنها به عنوان وهابیون نام می برند. درست است که سعودیها از سلفی گری حمایت می کنند اما ادعای داعش در سلفی گری پایه و اساس ندارد. سلفی گری ریشه در اجداد و باور پیروان اولیه اسلام و سه نسل بعد از آن دارد. آنها معتقد هستند که اسلام باید بر اساس راه و روش گذشتگان پیاده شود. تفاسیر مختلفی در زمانهای گوناگون از این راه و روش شده است که درنهایت منجر به چهار مکتب فقهی در اسلام اهل تسنن گردید . بنیان گذاران این مکاتب ابوحنیفه ، مالک، شافعی و ابن حنبل بودند.

ریشه داعش برمی گردد به گروه متعصب منحرف خوارج در زمان خلافت علی/ع/ خلیفه چهارم که بدست آنها ترور شد. خوارج بر این نظر بودند که هر که با آنها مخالفت کند، کافر است و باید کشته شود. بر اساس این اعتقاد آنها دست به کشتار دست جمعی از جمله زنان و کودکان می زنند. اعتقادات این گروه کاملا در تضاد با ایدئولوژی سلفی سعودیها می باشد. نسخه سلفی گری مورد استفاده در عربستان براساس شریعت حقوقدان برجسته مسلمان در قرن نهم، احمد بن حنبل فرموله شد. حال آنکه داعش از ابن تیمیه الگو می گیرد.

قانون حنبلی بصورتی پایدار دربرابر فتنه و خونریزی است بنابراین عربستان سعودی تنها مرجعی در منطقه است که می تواند قدرت و مشروعیت داعش را پایین بکشد. همانطور که القاعده را در داخل کشور از بین برد. داعش یک تهدید بالقوه و گروهی خون آشام است که می تواند مردان و زنان ناراضی در بین ۳/۱ میلیارد نفر مسلمان سنی جهان را جذب کند.

ترکیه:

ترکیه نیز قرار است دراین ائتلاف، ازنقش برجسته ای برخوردار باشد. دولت ترکیه پس از افول رویای ورود به اتحادیه اروپایی به دولت اسلامی شام و عراق به عنوان یک مانع جدی بر سر راه تحقق رویای نوعثمانی خود نگاه می کند. در سه سال گذشته ترکیه محل امنی برای مخالفان اسد بوده است و در این میان ترکیه تا چند ماه قبل تفاوتی بین مخالفان اسد قائل نبوده است. ترکیه علنا مخالف جنگ گسترده علیه داعش است اما اگر این جنگ بتواند به سقوط اسد منتهی شود ترکیه خرسند خواهد بود.

مصر :

مصربه رهبری ژنرال السیسی  خود را سدی جدی در برابر پیشروی جهادیسم اسلامی در شمال افریقا تلقی می کند. نظامیان مصر دشمن اخوانی ها و اسلام سیاسی هستند.  اما از آنجا که ترکها و سعودیها در کنترل رهبری اسلام سنی به شدت با یکدیگر رقابت می کنند نمی توانند به هم اعتماد کنند در این میان  قاهره نیز به دلیل دشمنی با اخوان المسلمین مورد حمایت ترکیه ، بیش از آنکارا خود را به ریاض نزدیک محسوب می کند.

امارات و بحرین و کویت :

امارات و بحرین نیز مانند عربستان نقش ضد اخوانی دارد اما موسسات اماراتی به جهادی های سوریه و عراق کمک مالی فراوانی کرده اند. کویت در مهار ثروتمندان و انجمن های مالی دینی نا موفق بوده و بخشی از منابع مالی داعش از کویت هست.

نتیجه :

تفکر افراط گرایانی مانند القاعده و داعش و بوکو حرام یک تهدید جهانی فوری محسوب می شود.

نام جهادی و اسلام گرا درست نیست زیرا تروریستها از نام و مقدستات اسلامی سوء استفاده می کنند در حقیقت آنها گروهی آنارشیست و تکفیری مسلمان هستندکه بیشتر کشتار آنها تا کنون از خود مسلمانان بوده است. اصول جهاد و قانون جنگ در اسلام رادیکالی نیز قتل و کشتار اسیر را نه تنها تجویز نمی کند بلکه حرام می داند.

الف – ریشه های افراط گرایی یا اسلام رادیکالی

  1. ریشه های فکری: در برداشت های غلط و سطحی وایدیولوژیکی از فقه دینی و جهادی و برداشت های بر اساس منافع قومی و قبیله ای و سیاسی و دیگری آموزشهای سطحی دینی و مذهبی در مدارس و مساجد .
  2. ریشه های تاریخی

– اختلافات شاخه های مذهبی و فکری مسلمانان و تعصبات تفسیری مفسران قدیمی-  مقدس سازی و الگو سازی رفتارهای صدر اسلام بدون توجه به ضرورتهای عصر با برداشتهای قومی و قبیله ای و مذهبی و توسل به تاریخ پر از جنگ منطقه با پوشش مذهبی.

  1. عوامل تحریک کننده و تقویت کننده :
  • شرایط اجتماعی و اقتصادی – بی عدالتی و شکاف طبقاتی و ناامیدی ها و سرخوردگی های جوانان منطقه.

– رقابت های فرقه ای قومی منطقه ای

– دخالت قدرتهای خارجی و استعماری در منطقه ناملایمات باقی مانده از استعمار و استعمار زدایی

– تشکیل دولت اسرائیل در مرکز جغرافیایی اسلام

– اعلام مغرورانه نظم نوین آمریکائی و ناراحتی مسلمانان از سیاست هژمونیستی آمریکا برای سلطه فرهنگی بر جهان اسلام

– نوع نگرش نفرت پراکنی و تحلیل حوادث بصورت سیاه و سفید در مساجد وشبکه های اجتماعی، شبکه های تلویزیونی وابسته به امامان و رهبران دینی–– ثروت امامان و رهبران مذهبی مساجد ناشی از زکات و خیرات و وقف.

– باور عمیق مردم خاورمیانه به تئوری توطئه

شیفتگان مدارس مذهبی بخصوص سلفی معمولاً اخبار و رویدادهای جهان آنگونه که در رسانه های گروهی دنیا تجزیه و تحلیل می شود را قبول ندارند و آن تحلیل ها را مغرضانه می دانند. آنها پاسخ علت هر رویدادی را از قبل آماده دارند و آن این است که در هر حادثه و رویداد مهمی بلافاصله انگشت را به سوی سران کفر و شرک می برند و آن را توطئه کفار و مشرکان و در رأس آن آمریکا و اسرائیل می دانند.

همه این عوامل باعث می شود که جوان مسلمان یک احساس همبستگی و همدردی با افرادی بکند که سلاح بر می دارند و کفار و مشرکان را هدف قرار می دهند.

راه حل های طرح شده

  1. راهکارهای پیشنهادی علمای دینی میانه رو جدی گرفته شود و از کمک و مساعدت علما و رهبران دینی استفاده شود.
  2. ایجاد کلاس های درس اجباری در مساجد و مدرسه های دینی در خصوص وحدانیت انسان و ادیان و تسامح و مدارای دینی از نظر ادیان مختلف.
  3. تقویت امامان جمعه و مساجد که مشی میانه رو و عقلانی دارند.
  4. ایجاد شبکه های معنوی دینی که صرفاً بر وحدت ادیان و وحدت انسان تکیه می کند
  5. پرهیز دادن جوانان از اندیشه های افراطی بر اساس تعالیم ادیان الهی
  6. عدم دخالت قدرتهای اجنبی در امور فرهنگی و دینی  مسلمانان و توجه آنها به پذیرش تنوع فرهنگی و دینی

یکی از سخنرانان تلمیذ احمد سفیر سابق هند در عربستان و امارات و کارشناس جریان های اسلام گرایی بود که در خصوص جریان اسلام سیاسی در خاورمیانه سخنرانی نمود وی اسلام سیاسی را از دوره اخوان المسلمین و حسن البنا در مصر تا سید قطب و اعدام او در دوره جمال عبدالناصر شرح داد و گفت اخوان المسلمین برای مدتی زیر زمینی شدند و از مصر خارج شدند اما آنها هسته های گسترش سلفی گرایی را در جهان عرب پروراندند و با انقلاب اسلامی ایران سلفی های سیاسی بیشتر به اسلام سیاسی اعتقاد پیدا کردند. وی همچنین به جریان شیعه سیاسی و ظهور شیعه در منطقه هلال شیعی پرداخت و آمار شیعیان کشورهای عربی را شرح داد که به گفته وی نشانگر افزایش قابل توجهی است.

مطلب زیر ترجمه مقاله ای از ایشان در رابطه با موضوع ریشه های افراط گرایی اسلامی است که به اطلاع می رسد.

روزنامه بیزنس استاندارد مورخ ۲۷ شهریور ۱۳۹۳ مقاله ای را تحت عنوان «نگرانی مسلمانان در جهان مدرن» از تلمیذ احمد، به چاپ رسانده است. در واقع این مقاله بررسی یک کتاب  به زبان انگلیسی تحت عنوان:

Global Jihad And America – The Hundred – Year War Beyond Iraq and Afghanistan

است که اخیرا به قلم تاج هاشمی منتشر شده است.

در بخشی از مقاله آمده است: عکس های مبارزین اسلامی در حال بریدن سر گروگان های غربی طی چند روز گذشته افکار عمومی جهان را به وحشت انداخته و برای ما یادآور آن است که در حال حاضر اسلام رادیکال در سراسر منطقه آسیای غربی(خاورمیانه) در حال شکوفا شدن بوده و دولت ها را به چالش کشیده و اراضی اشغالی را تحت حکومت خود آورده است. تاج هاشمی در این کتاب  سعی نموده است که بیگانگی مسلمانان از غرب و ظهور اسلام رادیکال را برای مخاطبین خشمگین و نگران خود توضیح دهد.

نویسنده اعتقاد دارد که ریشه رویارویی کنونی بین اسلام و غرب بخشی از جنگ صد ساله ای می باشد که در سال ۱۹۴۸ از زمان تشکیل اسرائیل توسط غرب آغاز گردید. بعدها نیز کشورهای افغانستان، عراق و لیبی توسط نیروهای غربی مورد تجاوز قرار گرفتند و سوریه و ایران تهدید به حمله نظامی شده اند. سیاست دوگانه آمریکا در مرکز تقریباً هر حمله به منافع مسلمان قرار داشته که موجب زمینه سازی برای جنگ جدید سرد بین غرب و جهان مسلمان شده است. آمریکا و متحدین این کشور نسبت به دیپلماسی و جنگ «فرصت طلب، کوتاه اندیش و نادان بوده و طبق روش ماکیاولی اقدام نموده اند.» طی دهه های آتی بین این دو رقیب یعنی مسلمانان و غرب بجای ایجاد تفاهم بلند مدت «درگیری های مداوم» وجود خواهد داشت.تلمیذ احمد :

در حالی که آقای هاشمی مطالعه گسترده ای داشته است و متن وی محکم است، اما  اکثر اوقات در نتیجه گیری ها او مرتکب اشتباهاتی بوده است. وی مرتکب همان اشتباهی شده که نویسندگان غربی و اسلام شناس را متهم به آن می کند، یعنی وی گروه های مختلف را بطور یکسان نگاه می کند. وی می نویسد که « چهار جنگ عرب – اسرائیلی از سال ۱۹۴۸، اشغال کشمیر توسط هند و حملات نظامی غرب علیه افغانستان و عراق در مجموع مسلمانان را نسبت به یهودیان، هندو  و مسیحیان خشمگین ساخته است.» این ادعا اغراق آمیز است.

بعلاوه، وی نقش آمریکا و غرب در درگیری های مختلف مربوط به مسلمانان را مورد انتقاد قرار داده اما این نکته را مورد توجه قرار نداده است که وضعیت واقعی بسیار پیچیده بوده و نمی توان آن را به سادگی بعنوان درگیری بین اسلام و غرب توصیف نمود.  در افغانستان در دهه ۱۹۸۰، کشورهای عربستان سعودی و پاکستان شریک فعال آمریکا در «جهاد جهانی» بودند. کشورهای عرب منطقه خلیج (فارس) در سال ۱۹۸۰ از حمله عراق علیه ایران حمایت کردند. اکثر کشورهای عرب از ائتلاف به رهبری آمریکا علیه اشغال کویت توسط عراق حمایت کردند. قسمت عمده جامعه بین المللی از جمله مسلمانان جهان حملات علیه طالبان به دنبال واقعه یازده سپتامبر حمایت کردند.

در نهایت نمی توان آمریکا و غرب را برای اینکه بهار عرب نتوانست در جهان عرب مستحکم شود متهم دانست. محمد مرسی در نتیجه کودتای نظامی پشتیبانی شده توسط کشورهای عرب منطقه خلیج (فارس) سرنگون شد. این کشورها بعداً در بحرین به منظور سرکوبی جنبش اصلاح طلب در این کشور بطور نظامی دخالت کردند. همین کشورها بعد از سال ۲۰۰۳ از شورش سنی در عراق نیز حمایت کردند و همین شورش بعد از ده سال به داعش تبدیل گردید و اکنون اختلافات فرقه ای جنبه اصلی سیاست این منطقه شده است. حداقل دو کشور خلیج (فارس) در حمله به لیبی به منظور تغییر رژیم در این کشور مشارکت داشته اند. کشورهای خلیج (فارس) از گروه های مختلف در سوریه حمایت کرده و در این درگیری از تقویت مبارزین جهادی و سلفی نیز حمایت کردند.

آقای هاشمی بین پیام صلح آمیز و لیبرال اسلام و مباحث «غیرلیبرال، غیرمنطقی و متعصب» اسلام گرایان تناقص می بیند و می گوید که اسلام گرایان یادشده هیچ سنت اسلامی و تعلیم قرآنی را قبول ندارند. اینجا آقای هاشمی بی خبری خود از تاریخ، پیچیدگی و انواع مباحث اسلامی طی ۱۵۰ سال گذشته را نشان می دهد. در این دوران بسیاری از نویسندگان که از تعلیمات اسلامی آگاهی عمیقی داشته از اتخاذ روش منطقی مبتنی بر اجتهاد نسبت به متون اسلامی و مشارکت مردم  عمومی در حکومت حمایت نموده اند.

نویسنده(هاشمی) اسلام گرایان را به گروه های مختلف از جمله مومنین غیرخشونت آمیز، مبارزین طرفدار احیای دین، انقلابی ها و منکرین و آنارشیست ها تقسیم می کند. اگرچه اساتید می توانند طبق میل خود گروه بندی کنند، اما نمی توان فهمید که چگونه می توان القاعده و رهبران ارشد این سازمان را شامل گروه منکرین و آنارشیست ها قرار دادو ادعا کرد که آنان هیچ تصور یا طرح جایگزینی برای جامعه اسلامی ندارند. واقعیت این است که این گروه دارای تصور روشنی برای نظم جهانی است و برای پیاده کردن آن نظم یک طرح مشخصی را دنبال می کند. این ادعای آقای هاشمی نیز اشتباه است که سازمان اخوان المسلمین مادر القاعده است و اینکه همه سازمان های اسلامی شاخه های اخوان المسلمین می باشند. حقیقت این است که تشکیل سازمان های مستقل اسلامی که بسیاری از آنان رادیکال و جهادی بوده از دهه ۱۹۷۰ آغاز گردید. این زمانی بود که سازمان اخوان المسلمین ساکت و معتدل شده بود.

این کتاب پر از اشتباه در زمینه حقایق و نتیجه گیری می باشد. بطور مثال هاشمی می نویسد: «اکثر تروریسم اسلامی مربوط به مسائل سکولار است. وی نوشته است، اسلام گرایان در حکومت های استبدادی شکوفا شدند چرا که این رژیم ها اسلام گرایی را تشویق می کنند. وی نوشته که جنبش وهابی در عرب قرن هیجدهم اساساً « یک جنبش ملی گرایی عرب و ضد ترکیه بود.» وی ادعا می کند که هند از طالبان پاکستانی حمایت می کند و می نویسد که سازمان ناتو از سازمان القاعده حمایت می کند اما بطور همزمان با آن می جنگد. این ادعا که در حال حاضر ما در «تاریخ پس از مرحله تروریسم» قرار داریم درست نیست زیرا که واقعیت این است که ما با خونریزی و سفاکی های داعش و القاعده روبرو هستیم.

البته شکی نیست که بین غرب و مسلمانان شکاف عمده ای وجود دارد و ضروری است که یک کتاب باید آن شکاف و منابع رادیکالیسم مسلمان را بیان کند اما متاسفانه آن این کتاب نیست.

سخنران دیگر این سمینار دکتر محمد عجم بود که ریشه های تروریزم را در خاورمیانه از زاویه تفکر دینی برشمرد

/ 0 نظر / 17 بازدید