آیا ایرانیان از ابتدا موحد بوده اند؟ آیا فقط اعراب بت پرست بودند؟

در مورد تاریخ تمدنها کتابهای زیادی نوشته شده اما با این وجود حتی پنج درصد رویدادها هم بدقت مکتوب نشده و این پنج درصد هم چندان دقیق و کامل نیست. علی رغم پیشرفت علوم و کمکهایی که علم باستان شناسی می کند هنوز هم تاریخ ؛ تاریک است و نمی توان قضاوت محکمی در موردبسیاری از رویدادها داشت. بسیار شنیده ایم که ما ایرانیان از ابتدا یکتا پرست بوده ایم و هرگز بت نپرستیده ایم و بردگی نداشته ایم و ... 

متاسفانه باید گفت این سخن چندان دقیق و درست نیست. عمر انسان و تمدن بسیار بیشتر از آن است که در کتب کلاسیک خوانده ایم. در ایران خیلی دور نیز مردم ایزدان و دیتی ها و دیوهای متعدد داشته اند بیشتر ایزدانی که در هند هنوز هم پرستش می شوند در ایران هم مورد پرستش بوده اند حتی تا میانه دوره هخامنشی نیز ایران کشور دارای ادیان گوناگون و خدایان متعدد و بطور مشخص پرستش خورشید و ماه و ... در ایران وجود داشته. فرضیه ای وجود دارد که ابراهیم بت شکن در واقع در جغرافیای ایران بوده و او احتمالا بهرام شاه هست و حتی داستان ابرهه مربوط به بهرام ساسانی است و داستان فیل در ارمنستان اتفاق افتاده و نه در مکه . در قران کریم هم گفته نشده فیلها در مکه هلاک شده اند این داستانها و روایات را بعدا ساخته اند. . در این مورد درستی این فرضیه به فکتهای محکمی نیاز هست و نمی خواهیم در رد و یا درستی آن فعلا سخنی بگوییم اما یقین داریم در دوره ساسانیان یا اواخر ساسانیان مدارای مذهبی کم تر بوده و دین زرتشتی بخصوص در دوره موبد موبدان " کرتیر " بزور شمشیر بسیاری از ادیان و مذاهب پگانی را از بین برده و بخشی از آنها به هند مهاجرت کرده اند برهمنان از ایران به هند کوچیده اند و حتی بودا از ایران بوده است. در کتیبه کرتیر کعبه زرتشت آمده است : و همه خدایان( بتهای آنها را نابود کردیم . جمشید شاه که تخت او را دیوان بر دوش گرفته و او را به آسمانها می بردند ریشه مشترکی با" یم در آیین هندو دارد شیوا نیز سوار بر گاوی به آسمانها می رفته است. براق که پیامبر اسلام سوار بر او به آسمان هفتم رفته نیز مشابهه تاریخی در اردراف نامه دارد. اگر گاو در آیین هندو مقدس است به این خاطر است که شیوا بر پشت او به سفر می رفته فیل و میمون و موش هم مرکب خدایگانی از خدایان پگانیزم و هندویی است. گاو در آیین های ایرانی نماد قدرت است و حیوانی است که کره زمین بر روی شاخ او قرار داشته است. گاو در آیین میترایی نیز جایگاه مهمی داشته که البته اطلاع چندانی از داستانهای آن دوره نداریم احسان طبری در کتاب آیین میترا هم نتوانسته به بسیاری از سوالات پاسخ دهد. 

 بجز مجسمه هایی که باقی مانده است مکتوبات در مورد آیین های کهن چندان فکتهای محکمی به ما نمی دهند.وقتی می گوییم ایرانیان از ابتدا موحد نبوده اند بلکه اله های متعدد داشتند اشاره به تاریخ کهن اجدادی ما هست و قبل از ادیان ابراهیمی . قبل از یهودیت و مسیحیت تمام جغرافیای جهان خدای و خدایچه های متعدد داشته اند نمی توانیم ایران را مستثنی کنیم بگوییم از ابتدای خلقت یکتا پرست بوده اند. البته نباید تعصب بخرج دهیم می خواهیم علمی و بر اساس یافته های باستان شناسی گفتگو کنیم بر پایه آثار علمی و باستان شناسی نمی توان با جرات و مطلق گفت اجداد ما یکتا پرست بوده اند. خود دین زرتشتی چندین مرحله طی کرده آیین زرتشتی میراث دار آیین های قبلی خود بوده و مراحل تکاملی داشته است و در انتها به مرحله الیگارشی تعصب آمیزی رسید که همان ساختار الیگارشی و طبقاتی آن و مبارزه خشونت آمیز بزرگان مغ مانند کرتیر علیه بت پرستی و ادیان دیگر موجب مهاجرت بخشی از ایرانیان و برهمنان به هند شد و در مجموع نارضایتی در اواخر دوره ساسانیان بدلیل اینکه شاه تبدیل به دانای مطلق و سایه خدا و حتی خود خدا شد سقوط آن سلسله برای مهاجم بی رحم خارجی ساده شد. در اواخر دوره هخامنشیان نیز ما جنگهای مذهبی و مذهب علیه مذهب داشته ایم ولی سلسله ساسانی ساسانی می خواست همه ادیان مختلف ایرانی را تبدیل به دین واحد زرتشتی کند . مثلا شما به نقش رستم نگاه کنید زمان شاه ملی گرایان سلطنتی از آنجا فقط پادشاه و عظمت امپراتوران را می دیدند اما آنجا بغیر از اینکه یک محوطه پادشاهی باشد یک مکان مذهبی است. بدون مذهب اصلا هیچ کار عظیمی شکل نمی گرفته است شاید در کل تاریخ ایران ما چند کار عظیم انجام داده باشیم که مبنا و اساس دینی نداشته باشد یکی از آنها جنگهای نادر بود که موضوع دین در حاشیه بود و ایران در راس انگیزه لشکر بود. حتی کارهای عظیمی مانند ساخت قنات و کاریز و شکل گیری تمدن کاریزی  بر اساس باور مذهبی شکل گرفته دین تا دوره رنسانس همیشه در ذات و جوهره و متن زندگی مردم بوده در همه دنیا . بدون باور عمیق نمی توان مردم را داخل کار گروهی و رایگان قرار داد. اهرام مصر را قدرت مذهب بوجود آورده نه قدرت فرعون . فرعون سایه خدا و حتی خود خدا در روی زمین تلقی میشده همینطور پادشاهان ایران. سایه خدا در دوره اسلام تبدیل شده است به عبارت "المَلک ظل الله .شاه سایه خدا.

سواستیکا  یا چرخ گردون در ایران سابقه بیش از 7 هزار سال دارد نمونه های کشف شده در ایران تا  این زمان قدیمی ترین هستند . این علایم و نمادها همراه با مهاجرت آریایی ها و برهمایی ها از ایران به هند رفته است. خود آیین هندو و بودایی از جغرافیای ایران به هند رفته است. گل خورشید یا گل تخت جمشید و سرو از دیگر نمادهای مقدس ایران است که به سایر ادیان راه یافته. دود مقدس یا اوود و آتش مقدس بخشی از عبادات در آیین های هندوی و بودایی است. خیلی بعید است چرخ مقدس گردون از چرخ معمولی الهام و ریشه گرفته باشد به احتمال نزدیک به یقین از خورشید الهام گرفته است . معتقدم این چند نماد از خورشید الهام گرفته شده چون انسان قبل از اختراع چرخ تنها چیزی را که گردون می دیده است خورشید بوده است و انسان بر این باور بوده است که خورشید اله یا خدایی است که زندگی اعطا می کند و هر روز از شرق به غرب در حرکت دایمی است و ابتدا چرخ گردون را به خورشید تعبیر می کرده اند مثلا گل 12 پر که در تمام بناهای تخت جمشید هست و تا کنون به اشتباه آنرا گل نیلوفر می پنداشتند و به آیین بودایی هم راه یافته است ولی در اصل نماد خورشید است اگرچه بعد ممکن است تعبیر گل هم از آن شده و آیکون خورشید بودن آن به فراموشی سپرده شده باشد. همین نماد بصورت صلیب کوتاه شده و صلیب آیکون خورشید است می بینید در نقش رستم مقبره شاهان هخامنشی در دورون دیواره کوه بصورت صلیب کنده شده است. تا اوایل دوره ساسانی نقش رستم مقدس ترین مکان مذهبی ایران بوده است که از ماقبل هخامنشی وجود داشته است. ارتباط آن به مذهب زرتشتی نیز بی ربط است زرتشتی دوره ساسانی بکلی با آیین های دوره هخامنشی مختلف است اگر چه نمادهای آنها را اخذ کرده است ولی تفاوت دارد لذا بسیار محتمل است ابتدا آیین مهری این نمادها را استفاده می کرده بیشتر بنظر می رسد این آیین را بنام مگوس یا مغوس یا مجوس می شناختند اما ما در ایران همه این ها را بنام زرتشتی معرفی می کنیم آیین بودایی ابتدا در خراسان شکل گرفته اولین تمدن بودایی در بلخ و بامیان بوده از آنجا به تبت و هند رفته است حتی آشوکا نیز از خاندان برهمن و ایرانی تبار بوده است. سواستیکا  در سال 1383 تعبیر گردونه خورشید به این علامت دادم و تا قبل از آن هیچ منبعی ندیده ام که عبارت گردونه خورشید گفته باشد یعنی حداقل در منابع آنلاین انگلیسی و عربی و فارسی ندیده ام . خوشبختانه تا کنون هم هیچکس نتوانسته است این نظریه را رد کند حتی مسیحیان متعصب. که سعی می کنند و می کردند که وجود صلیب های قبل از میلاد مسیح را منکر شوند . و در این موضوع کتاب هم نوشته اند . اولین کسی که نظر یا فرضیه مطرح شده در مقاله من 1383 را تایید کرد پرفسور کاوه فرخ بود او در سال 2004 خیلی شگفت زده شد از وجود صلیبهایی در ایران با قدمت بیش از دو هزار سال و گفت من روی صلیبهای ارمنستان و گرجستان کار می کردم برایم خیلی عجیب بود که صلیبهایی وجود داشت که باستان شناسان قدمت و کهنت آن به قبل از میلاد می رساندند و ما باور نمی کردیم.

سواستیکای دیواره لاخ مزار را شخصا دیده و با کاشف آن گفتگو داشتم و با استاد لباف خانیکی وی معتقد است بدلیل اینکه این علامت بخاطر گذشت زمان یک لعاب قوی از غبار گرفته اگر بطور علمی ارزیابی شود عمر آن بیش از 7 هزار سال است. عکس بالا را که می بینید خودم گرفته ام و چندین عکس از لاخ مزار دارم . لاخ مزار یک دیواره مقدس هست قبلا از زیر آن چشمه آب جاری بوده ولی الان خشک شده است. زرتشتی پسین داریم و زرتشتی پیشین . آیا می توان دین هخامنشیان را زرتشتی نام داد ؟ اگر آن آیین را زرتشتی بنامیم با زرتشتی دوران ساسانی بسیار تفاوت دارد. بنظر من بهتر است آیین دوره هخامنشی را مزدایی بنامیم و نه زرتشتی . کما اینکه کتیبه ها از اهورا مزدا نام می برند. در دوره هخامنشی ادیان و مذاهب متعدد و متنوعی در ایران بوده که بخشی از آنها رافرقه های پگان می نامند پگان ها را هرگز نمی شود یکتا پرست دانست. بعضی پگانها بت های متعدد نداشتند مثلا فقط یا خورشید یا ماه را می پرستیدند مثلا مهری یا میترایی یا آیین های فرعون مصر بت دست ساخته نداشتند اما اعتقاد داشتند بین مردم و خدا واسطه وجود دارد آن واسطه ها هم خدایچه بودند الان هم در ادیان هندویی و بودایی خداچه یا خدایک وجود دارد جنبه تقدس دارند مثلا ژنرالهای ژاپنی که در جنگ کشته شده اند مقام خدایک دارند خود بودا یک خدایک یا خدای کوچک است که می تواند در سرنوشت انسان تاثیر بگذارد. بعضی افراد در ایران بتهای متعدد داشتند همان وضعیتی که الان در هندوستان هست در دوره هخامنشیان در ایران وجود داشته است. حتما ایرانی ها زودتر از دیگران یکتا پرست شده اند اما این دلیل بر این نیست که از ابتدا یکتا پرست بوده اند مگر اینکه شما اعتقاد داشته باشی انسان کامل خلق شده است یعنی عقل انسان از ابتدا به همین هوشمندی الان بوده . من اعتقاد دارم انسان در مراحل ابتدایی تر عقلانیت کمتری داشته و همچون یک کودک به اطراف خود نگاه می کرده کودک وقتی بدنیا می آید بلافاصله پس از چند ماه اول بعد از شیر خوردن دنبال عروسک است و آن عروسک همه هستی اوست گرسنه که می شود سراغ مادر را می گیرد. انسان ابتدایی هم دنبال بت بوده است بدون هیچ تردیدی چون تفسیری از خلقت و آفرینش نداشته است جهان بینی و تبین خلقت برایش امکان پذیر نبوده پس به هر چیزی متمسک میشده از ماه و ستارگان تا روح و درخت و سنگ و حیوانات . حیوانات مقدس رودخانه های مقدس همه ریشه در عقلانیت ابتدایی انسان دارد .

بت پرستی و نام بت هایی که در قرآن کریم آمده است.

دی. ۰۶ باستان شناسی دیدگاه‌ها برای بت پرستی و نام بت هایی که در قرآن کریم آمده است. بسته هستند

Facebook


تصویر بالا بتهایی از تمدن باکون در استان فارس ایران است و متعلق به دوره ۵ هزار ساله است. صلیب شکسته یا چلیپا از مهمترین آیکون های دوره قدیم هست قبل از اینکه ادیان ایران و هندویی از هم جدا شوند.

در قرآن کریم نام بت‌های قوم نوح ود، یغوث، یعوق و نصر و بت‌های اعراب لات و منات و عزی و بت‌های دیگری همچون بعل آمده‌است. در مکه فقط بت های قبایل عرب نبود بلکه بت هایی متعلق به اقوام هند و آریایی نیز بود. 

یونانیان نیز گرچه برای خدایان خود جسم و روح معتقد بودند اما بت‌هایی از زئوس، هرا، آتنا، آرتمیس و هرکول ساخته و به ستایش آن پرداخته‌اند. مصریان نیز بت‌هایی همچون رع، آمون، اوزیریس، ایزیس، ست و آنوبیس را می‌پرستیدند. رومیان هم از ژوپیتر، جونو، دیانا و ونوس مجسمه‌هایی ساخته و به عبادت آن می‌پرداختند. حوبل و لات و منات و عزی و ود و یغوث و یعوق و نصر نیز از بت‌های اعراب بودند.

در آیین میترائیسم نیز که در حوزه سرزمین پارسیا شکل گرفت، بعدها تندیس‌هایی از آناهیتا و میترا ساخته شد و مورد ستایش قرار گرفت.

 

آیین بودایی نیز که در چین و تا حدودی هندوستان رواج دارد معتقد به عبادت بتی به نام بوداست. در آیین برهمایی هم بت‌هایی چون شیوا جلوه گری می‌کنند. بت پرستی در قالب آیین شینتو و سایر ملل آسیای جنوب شرقی به وفور دیده می‌شود. عیلامیان باستان نیز که در میان رودان ساکن بودند پیرو توتم پرستی بوده و خدایانی مانند مردوک، بعل، انلیل و ائا داشتند.

 

ناگفته نماند به ادیانی که پیرو بت پرستی هستند مانند بودا، برهما، شینتو و آنیمیسم ادیان غیر الهی و به ادیانی که به خدای واحد اعتقاد دارند مانند حنیف، یهود، زردشت، مسیح و اسلام ادیان الهی گفته می‌شود.

 

واژهٔ «بت» از فارسی میانه «بت» but گرفته شده که به معنی بودا است

در مورد اینکه چه تعداد بت در دوره جاهلی در شهر مکه و داخل کعبه وجود داشته است اختلاف نظر وجود دارد بعضی مفسران و مورخان اسلامی تعداد آنها را ۳۶۰ و بعضی کمتر و یا بیشتر دانسته اند بین عدد ۳۶۰ و تعداد روزهای سال ارتباطی وجود نداشته است. بنظر می رسد تعداد بت ها بیشتر از ۳۶۰ بوده است زیرا مکه در آن دوره شهری کثیر الاقوام و متعدد از ادیان بوده است . مثلا مصری ها – هندوها و مجوس ها یا آتش پرستان هم در آنجا بت و یا آیکون خود را داشته اند در مورد سایر ادیان و فرق اطلاع کمتری بدست ما رسیده و یا وجود دارد. اما در مورد اینکه بین مکه و مصر و فارس و هندوستان ارتباط وجود داشته تقریبا شکی وجود ندارد. تعدادی از اقوام آفریقایی هم در مکه بوده اند مسیحیان و یهودی ها هم اندک بوده اند اصولا یهودیان و مسیحیان بیشتر در مدینه ساکن بوده اند. البته این بتها خود خدا نبوده اند بلکه آیکون و تصویری از خدا ی هر یک از اقوام و ادیان بوده اند ادیان بدوی در آفریقا و آسیا هم همین طرز تفکر را داشته اند.

تعدادی از بت های معروف

اصنام

«اصنام» جمع «صنم» و در لغت به معنای مجسمه و تندیس و بت است که اصل آن، از واژه عبری یا آرامی «صلم» گرفته شده است. صلم و «صلمن» از واژهایی هستند که در متون مسند به معنای تندیس آمده اند.صنم در اصطلاح، به الهه های جاهلی گفته می شود که از چوب یا زر و سیم ساخته می شود و صورتی انسانی دارد.اصنام برای نزدیکی به خدایان دروغین، در معابد به آنها تقدیم می شد، این الهه ها وظیفۀ اجابت دعا و برآوردن آرزوها و شفای بیماران تازی را بر عهده داشتند و به عنوان نذر به الهه های معبد تقدیم می شدند.

«اوثان» جمع «وثن»، بت هایی از جنس سنگ بوده اند که رمز و سمبل خدا بوده اند و برایشان قربانی هایی تقدیم می شده است.

«انصاب» نیز به سنگ های غبارآلوده ای می گفتند که در جایی نصب می کردند و در اطرافشان می چرخیدند و به این گونه، «دوار» می گفتند و نزد آنها قربانی می کردند.در ابتدا بر روی سنگ ها قربانی می شده است(مذبح) که به مرور زمان، مقدس شده، جانشین خدایان شدند. انصاب را «رجس»، و قربانی بر آنها را «عمل شیطانی» معرفی می کند.

نخستین پرستندگان بت ها را در میان اعراب، فرزندان اسماعیل دانسته اند. زمانی که تنگی زندگی، ایشان را به کوچ اجباری از مکه وادار ساخت، هر خانواده، سنگی را از حرم برای حرمت به آن با خود برد و در هر منزلی مانند کعبه به دور آن می چرخید. این عمل در نسل های بعد، جای خود را به پرستش بت سنگ های حرم داد. نیز گفته اند که «عمرو بن ربیعۀ لحی» بعد از مسافرت به «بلقاء شام» با خود بتانی را آورده، مردم را به پرستش آنها وادار ساخت. علاقه به بت و پرستش آن، چنان در خمیره عرب سرشته شد که تا سیصد و شصت بت با اشکال و اندازه های مختلف در کعبه نگهد اری می کردند؛ اما تعدادی از این بت ها احترام و اهمیت بیشتری داشتند که به برخی از آنها اشاره می شود:

خدای تازیان و اعراب جاهل و بت پرست سه زن به نام های لات ،منا و عزی داشته است. 

 

arabtriple.jpg

 

منات

قدیمی ترین بت عرب که در کنار دریا از ناحیه «مشلّل» در «قدید» میان مکه و مدینه نصب شده بود و تمامی اعراب، آن را بزرگ می شمردند و به نام آن قربانی می کردند. در این میان، اوس و خزرج، نزد این بت، حجشان را پایان می دادند و سرشان را می تراشیدند.

منات، یکی از سه زن خدای تازی است که از آن یاد شده است. در معنای این بتِ مؤنث آورده اند که از ریشه «منی»به معنای «ریختن» است. وجه تسمیه منات را بدان خونی دانسته اند که بعد از قربانی بر این بت ریخته می شده است. البته این دلیل، منطقی به نظر نمی رسد؛ زیرا به این معناست که این بت تا مدت ها بدون نام پرستش می شده و سپس نامی پیدا می کرده است. دیگران نیز منات را از کلمه “منا ” و “منیه” و به معنای «مرگ و تقدیر» گرفته اند که آن را با یکی از خدایان بابلی به نام «مامناتو» یکی می دانسته اند. منات، نزد عرب ها نماد مرگ است؛ ولی بابلیان، آن را نماد تقدیر می دانستند. در تصور عرب، «قضا و قدر» مذکر است، نه مؤنث و ایشان، نزد این بت از تیرهای قرعه(ازلام) استفاده نمی کردند.

240px-Horus_standing.svg.png

magnify-clip-rtl.png

هورس؛ خدای پادشاه، آسمان. یکی از بت های مصری

 

«لات» دومین بت مهم مکه 

200px-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D8%AA.jpg

magnify-clip-rtl.png

اللات

200px-%D8%B0%D9%88_%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%89.jpg

magnify-clip-rtl.png

ذو الشرى کبیر آلهه النبطیین

دومین بت معروف عرب «لات» نامیده می شد. این بت، سنگ سفید رنگی بود که تنی چند از یهود، نزد آن «سویق» (سبوس) می کوبیدند. درباره پدید آمدن این بت، اسطوره هایی در میان مردان قدیم رواج داشته است. آنان لات را منسوب به مردی از ثقیف می دانسته اند که روی این صخره، نان می پخته و به تازیان می فروخته است. بعد از مرگ او «عمرو بن ربیعه» به مردم گفته بود که مرد ثقیفی به داخل صخره فرو رفته است و مردم را به پرستش آن بت واداشته بود. لات، بت ویژۀ مردم ثقیف بود و آنان برای آن، خانه ساخته بودند و آن خانه را از کعبه برتر می دانستند.

این الهۀ مؤنث، نزد بابلیان و قبایل عرب، خدای خورشید بود و آن را «الهه فصل تابستان» می دانستند. پرستش لات، هر چند به صورت یک صخره و بدون شکل بود، به سبب اعتقاد به روحی که درون آن وجود داشت، در چارچوب «مذهب فیتیشم» قرار خواهد گرفت.

عزی

«عزی» سومین بت عرب است که پس از لات و منات ساخته شده و بت اختصاصی قریش بوده و به تدریج در قبیله های دیگر نیز پرستش شده است. عزی را با «عشتار» دختر خدای «سین» در اسطوره های بابلی برابر دانسته اند. «عشتار» در افسانه های بابلی، تموز، سمبل فصل زمستان بود، سپس نماد فراوانی، دوستی و زیبایی شد و بعدها به صورت دختر خدا در آمد و سرانجام نزد یونانیان به «زهره» تبدیل شد. عزی نیز مظهر زمستان بود، این بت در «وادی نخله» به صورت سه درخت شور گز درآمد و الهۀ سرسبزی شناخته شد. عزی نزد عرب جاهلی با ازدواج و زناشویی پیوند داشت؛ چنان که «عشتار» الهه محبت و عشق جسمانی بود.این الهه، بعد از فتح مکه از سوی «خالد بن ولید» از میان رفت. عزی، قربانگاهی به نام «غبغب العزی» نیز داشته است.

هبل

هبل، بت قریش و بزرگ ترین بت کعبه بود. آن را به صورت انسان تراشیده بودند. جنس آن از عقیق سرخ بود، دست راستش شکسته شده بود و دستی از طلا برایش ساخته بودند و آن را «هبل خزیمه» می گفتند. «خزیمه بن مدرکه» کسی بود که این بت را در کعبه نصب کرد. از لام معروف قریش، یعنی تیرهایی که بر آن، فعل های امر و نهی نوشته شده بود، در برابر این بت قرار داشت و پاکی نژاد نوزادان، نکاح، تجارت، سفر، جنگ و نزاع را از او اجازه می گرفتند. برخی نیز بر این اعتقادند که او با «بعل» عبریان یکی می دانند و آن را خدای نعمت، فروانی و زراعت می شناسند.

09ea522e624360fe41dc97f933c5b33b_550_310.jpg

 

اساف و نائله

زن و مردی یمنی هستند که که به اصطلاح در کعبه مسخ شدند و مردم آنها را برای عبرت دیگران، جلوی کعبه نصب کردند. «اساف» به صورت مرد و «نائله» را زنی دانسته اند که در سعی صفا و مروه، آنها را استلام می کردند!!.

ذوی الشری

بت بنی حارث از قبیله ازد بود که به صورت «داوزارس» در کتیبه های پترا و بصری آمده است و معادل «دیونوس» یونانیان است. در مرکز نبطی ها (قرن دوم وسوم ق.م.) در «سلع» ـ بنابر نقل تورات ـ قرار داشت که در زبان یونانی بدان «بطرا» می گفتند. شاید«بطرا» ترجمه یونانی «سلع» باشد که کلمه عبری یا سریانی است. بطرا معبد بسیار بزرگی برای بت “ذی الشری” است که خدای سرسبزی و شراب بوده است.

ذو الخلصه

ذو الخلصه، بت خثعم و بجیله بود. این بت، صخره سفیدی بود که شکل تاجی بر سر آن تراشیده بودند. این بت در یمن بود و بتخانۀ آن را «کعبه یمانی» می گفتند.

این بت ها را ابتدا قوم نوح می پرستیدند و پس از ایشان، اعراب به پرستش آنها پرداختند. اینان بت هایی بودند که بعد از طوفان در زیر گل و لای، مدفون شده بودند، تا زمانی که دوباره سر برآوردند.

ودّ

«ود» یکی از نام های ماه در متون عربستان جنوبی، ثمودی و لحیانی بوده است. این بت در «دومه الجندل» مقام داشته است و عرب های جنوبی در یمن، الهه های خویش را «ثالوث مقدس» ـ که همان ماه، خورشید و زهره بودند ـ می پرستیدند. ودّ، الهه بزرگ بود که شوهر محسوب می شد و این بت، هنگام پیدا شدن اسلام جنایتکار، نزد «بنی عامر» بود که پرده دار آن بودند.

«یعوق» نزد «قبیله بنی کهلان» در یمن و به شکل «اسب» و یغوث به شکل شیر بوده است. پژوهشگران، این بت را مصری دانسته اند و بت شیرمانندی را به نام «تغنوت» شناسایی کرده اند.

«نسر» نیز به معنای کرکس از بتان بنی ارم بوده است که در زبان عبری به صورت «نشر» و در تلمود، «نثرا» آمده است.

«سواع» نیز نزد بنی هذیل در «رهاط ینبع» بوده است. «سواع» به معنای الهه مرگ و شرور بوده و در مقابل «یعوق» قرار داشته که به معنای محافظ از مرگ و شر بوده است.

«یغوث» به معنای چیزی است به آن استغاثه و از او کمک خواسته می شود. اینجا ذکر این نکته ضروری می نماید که اعراب، فقط حیوان های زنده را می پرستیدند و وجود این بت ها به شکل حیوان، نشانۀ ورود از فرهنگ و سرزمین های دیگر است.

فلس، رفاعه و اقصر

بتی از قبیله «طی» در میان «کوه اجا» بود و «رفاعه» بتی سرخ رنگ، مایل به سیاه بوده است.

از دیگر بت های عرب، می توان به بت «سعد» در ساحل جده، «اقیصر» بت لخم، عائم، بعیم، باجر، عمیانس، ذوالکعین، اشهل، اوال و … اشاره کرد.

همان گونه که دیدید اعراب و تازیان جاهل و بت پرست, بت های گوناگونی را میپرستیدند که بعدها همه آنها را ویران کردند و تنها بتی که بر جای ماند همین بت سنگی بزرگ به نام الله در مکا عربستان است که به نام خدای تازیان هم معروف میباشد, و هنگامی که اعراب جاهل و مسلمانان نادان و ابله میگویند الله اکبر به معنی بت سنگی بزرگ است و بیهوده نیز در اطراف آن میچرخند.

بت ها یا اله های معروف مکه 

اللات

220px-Allat_Palmyra_RGZM_3369.jpg

magnify-clip-rtl.png

نصب اللات، منحوته تدمریه، القرن الأول المیلادی

إلهه الخصوبه عند العرب قبل الإسلام وتمثل کذلک الأرض وأخواتها هن العزه ومنات وهؤلاء الأصنام هن الغرانیق العلى وممن عبد اللات بنی ثقیف.

هبل

هبل هو أحد المعبودات لدى العرب القدماء قبل الإسلام، وهو صنم على شکل إنسان وله ذراع مکسوره، قام العرب بإلحاق ذراع من ذهب بدل منها.کان موجودا داخل الکعبه وقد کان یطلق علیه لقب صاحب القداح.ویقال إن هبل أیضا هو إله الشمس.

مناه

أقدم أصنام العرب،وهى الاهه القدر أو المصیر نصبت على ساحل البحر من ناحیه الشمال بقدید بین مکه والمدینه. وکانت الأوس والخزرج ومن ینزل المدینه ومکه وما حولهما

العزى

کانت تمثل کوکب الصباح وقد عبد هذا الإله قبائل بنی سلیم وغطفان وجشم ومن المعتقد أنها نفس الإلهه أفرودیت عند الرومان ونفسها هی إیزیس إلهه من مصر القدیمه وتستطیع تتبع آثارها فی البتراء بوضوح تام

220px-Dhushara.JPG

magnify-clip-rtl.png

ذو الشرى، منحوته نبطیه وجدت جنوب سوریهومحفوظه فی متحف دمشق الوطنی

طاغوت

وهو الشیطان ( إبلیس ) ورد اسمه فی القرآن.

ذو الشرى

أحد آلهه العرب فی جنوب سوریه، کان معبودا فی المنطقه

ود.

واد أو وَدّ إله بشکل رجل وهو إله بنی کَلْبٍ بِدُومَه الْجَنْدَل قال الماوردی:

”فَهُوَ أَوَّل صَنَم مَعْبُود، سُمِّیَ وَدًّا لِوُدِّهِمْ لَهُ“

 

سواع.

إله بشکل امرأه وهو إله بنی هُذَیْل

یعوق.

یاعوق أو یَعُوق إله بشکل حصان وهو إله بنی همدان وَفِیهِ یَقُول مَالِک بْن نَمَط الْهَمْدَانِیّ:

”یَرِیش اللَّه فِی الدُّنْیَا وَیَبْرِی وَلَا یَبْرِی یَعُوق وَلَا یَرِیش“

 

نَسْر.

إله بشکل نسر وهو إله بنی حمیر

یغوث

در میان اله های مکه الله جایگاه خاصی داشته است و برخلاف تصور معاندان جایگاه الله با جایگاه اله های دیگر متفاوت است . الله خدای و پروردگاه خالق است 

الله  سید الآلهه وکبیرها، فهو الخالق والرازق ومنزل المطر. کانت العرب تتقرب إلیه بطلب الوساطه من الآلهه الأدنى.

در مکه بتهای زیادی وجود داشت که بعضی از آنها به اقوام هندو و آریایی تعلق داشته است .

 

چهار بت اصلی مکه  شامل «منات»، «لات»، «عزی» و «هبل» است. منات، خدایی کنعانی بوده است و در لغت، منیه به معنی مرگ یا اجل است. در نقوش نبطی، معنی «لات» الهه آمده است و گفته می شود که نام خورشید است اما براساس نظر اعراب، لات منسوب است به سنگی که یهود بر آن سبوس می کوبیدند و آن سنگ لات نامیده می شده است. سومین بت مشهور عرب، عزی است. العزی به معنای زن العزیزه است. عزی بتی بوده است که قریش در جنگ ها حمل می کرده است. پس می توان گفت، عزی خدایی بوده است که در جنگ ها شرکت می کرده و باعث برانگیختن شجاعت و حمیت پرستندگانش بوده است. بت چهارم هبل، اولین بتی است که در مکه قرار گرفت. براساس رای کلبی، هبل از بزرگترین بت هایی بود که قریش آن را در داخل کعبه نصب کرده بود و صنمی از عقیق سرخ بود که بر صورت انسان ساخته شده بود.

اعراب پیش از اسلام گاه براساس مسائل معیشتی و تنگنای زندگی از مکه و سایر سرزمین های مجاور آن کوچ می کردند و در سایر بلاد و نواحی پراکنده می شدند و از آنجا که مکه و کعبه را بزرگ می داشتند، چیزی از آثار حرم و مکان های مقدس اطراف آن را برمی گزیدند و هر جا ساکن می شدند در اطراف آن سنگ، که آن را همچون کعبه متبرک می دانستند، طواف می کردند و چون مدت زمان طولانی می گذشت، آنان اعتقاد نخستین خود را فراموش می کردند اما آن سنگ در نظر آنها محبوب و مقدس باقی می ماند و سپس به رتبه ای خداگونه ارتقا می یافت و بعد از آن پرستش می شد. این همان راهی است که سایر امت های قبل از عرب نیز آن را طی کرده بودند.

 

Sumerian_idols.jpg

در مورد حجرالاسود روایات زیادی بیان شده است از جمله اینکه در روی زمین هیچ چیز از بهشت نیست، مگر رکن حجرالاسود و مقام، که آنها دو گوهر از گوهرهای بهشت هستند و اگر مشرکان بر آنها دست نسوده بودند، هیچ بیماری نبود که آن را لمس کند مگر آنکه خداوند او را شفا دهد. درباره «مقام» نیز روایت های گوناگونی آمده است که همگی بر این امر اتفاق نظر دارند که قداست آن از پیوستگی با ابراهیم (ع) ناشی می شود. اعراب چه بیابان گرد و چه صحرانشین، در عین بزرگداشت بت ها به برتری و عظمت خانه ی کعبه معترف بوده اند، زیرا خانه کعبه برای آنها خانه ی پدرشان ابراهیم (ص) به شمار می آمده است.

پرستش ماه و خورشید و ستارگان نیز در بین اعراب پیش از اسلام رواج داشت. اقوام مختلف، این خدایان، به ویژه خورشید را به عنوان حامیان عدالت و قانون، به حساب می آوردند. شاید علت این امر که رسول اکرم (ص)، اقامه نماز را هنگام طلوع و غروب خورشید نهی کرده، انگیزه ای باشد که ما را به این گمان بیفکند که پیامبر (ص) از آن بیم داشت که مسلمانان به مشرکین در این مورد شبیه شوند و نماز آنها در اوقات طلوع و غروب، به بزرگداشت خورشید و به شیوه ی اعراب جاهلی تعبیر شود. همچنین پرستش ماه نزد اعراب جزیره شناخته شده بوده است تا آنجا که در میان اعرب کسانی بوده اند که خود را به ماه نسبت می داده اند از آن جمله قبیله هایی با نام «بنی قمر» بوده اند.

توتم پرستی (پرستش حیوانات) در میان قبایلی که بعضی افراد یا تیره های آن با نام حیوانات نامیده می شدند، رواج داشته است و حقیقت آن است که اعراب به نام های حیوانات و نیز نام های پرندگان و خزندگان و حشرات، نام گذاری می شدند و در میان آنان اسامی چون عنبس، حیدر، اسامه و هرثمه به معنی شیر رواج داشته است و نیز اوس، ذواله و نهشل به معنی گرگ و همچنین کلثوم به معنی فیل و اسامی دیگر چون الحنش و الاراقم نامهای مارها وجود داشته است. علاوه بر آن هوزه به معنی مرغ سنگ خوار، قطامی به معنی باز، یعقوب به معنی کبک نر، هیثم به معنی جوجه عقاب رایج بوده است و به همین ترتیب جندب به معنی ملخ، الذر به معنی نوع کوچک مورچه، العلس به معنی کنه، الفرعه به معنی شپش شایع بوده است. همچنین خاندان کلبی (به معنی سگ) در میان اعراب از شناخته شده ترین ایشان می باشند.

برای اعراب جاهلی، گیاهان نیر به همان اندازه ی حیوانات، تقدس داشتند، به ویژه در مورد درخت نخل که پایه و ستون اصلی زندگی اعراب را تشکیل می داده است. تقدیس درختان در بلاد عرب تا روزگار حاضر نیز ادامه دارد چنانکه این درختان مقدس نزد اعراب «مناهل» نامیده می شوند و در آن هنگام که از آن صدایی به گوش می رسد یا به جنبش درمی آید نشان از آن دارد که فرشتگان یا اجنه بر آنها فرود آمدند.

 

sumerian_statues.jpg

رسم حج گزاردن حتی پیش از رواج زبان عربی رایج بوده و از آن کهن تر است. بسیاری از گروه هایی که قبایل مختلف به مکه می فرستادند، در حین پیمودن جزیره العرب از بازارهای بسیاری که در سر راه برپا شده بود، عبور می کردند تا خانه را طواف کنند و در عرفه وقوف نمایند و از عبادت خود بهره گیرند و قربانی کنند. مسلمانان در سال های نخستین دعوت اسلام از انجام عادت های جاهلی و به ویژه آداب دینی جاهلی، روی گردان بوده اند، به همین جهت خرید و فروش در موسم اجرای حج را گناه می دانستند تا اینکه با نزول آیه قرآن امر تجارت مباح و روا اعلام شد. اعراب از این بازارها به سمت مکه حرکت می کردند و مراسم حج در نهم ذیحجه با حرکت از ذوالمجار به سمت عرفه، آغاز می شد. در عرفه «وقوف» اجرا می شد که یکی از مهمترین مراحل مناسک حج به شمار می رفت. ذبح یا قربانی کردن در میان اعراب جاهلی، عادت و آیینی بدون علت و بی جهت نبوده است. در میان علت های گوناگونی که موجب عمل ذبح می شده، اطعام یکی از دلایل مهم آن است. همچنین بخشی از آن قربانی که برای خدای خود اختصاص می دادند به پرده دار آن الهه یا خدا انفاق می شده است. ظاهرا این گونه نذرهای گاه به گاهی برای ارضای خدایان دنیای کهن، کافی نبوده است و به همین جهت حکایت کرده اند که در برخی جاها اقوامی بوده اند که هر سال یک قربانی انسانی داشته اند. شاید رسم طواف اطراف بت و یا سنگ های مورد پرستش به هنگام قربانی کردن، ریشه مراسم طوافی باشد که بعدها قریش و قوم عرب پیش از اسلام به گرد کعبه انجام می دادند.

به نقل از آرشیو مجله دریای پارس 29/11/2018 : https://web.archive.org/web/20181129142353/http://parssea.org/?p=5312

Facebook

Twitter

Telegram

اشتراک گذاری

← صلیب و بعضی نمادهای معروف مسیحی و آیین های پگان

برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران.میترایی و آیین مهر پرستی یا خورشید پرستان →


/ 0 نظر / 13 بازدید